ازدواج مسلمان با غیرمسلمان

ازدواج مسلمان با غیرمسلمان

 از جمله مسائل مبتلابه جوامعی که مسلمانان در اقلیت هستند، ازدواج مسلمان با غیرمسلمان است. به این‌گونه پرسش‌ها که درباره نسبت ازدواج با دین و مذهب متفاوت زن و مرد است، در مقاطع مختلف پاسخ داده‌ام، که برخی قبلا در ستون پرسش و پاسخ منتشر شده است. با توجه به کثرت رو تزاید این‌گونه پرسش‌ها تصمیم گرفتم پاسخ‌ها را با حذف پرسش‌ها تجمیع و دسته‌بندی کرده، در ستون احکام آراء فقهی درج کنم. مسائل جدید به‌تدریج اضافه خواهد شد، إن ‌شاء الله. من الله التوفیق، (۱۶ شهریور ۱۴۰۵)

ازدواج مسلمان و اهل کتاب

در صحت ازدواج کفؤ ایمانی شرط است، حداقل کفؤ ایمانی توحید است. شرک مانع صحت ازدواج مسلمان است. به اجماع مسلمین ازدواج مسلمان با مشرک مطلقا ممنوع است .

پیشینه‌ی ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب
ازدواج مسلمان با اهل کتاب مورد اختلاف است.
اهل سنت ازدواج مرد مسلمان با زن یهودی یا نصرانی ذمی را مجاز می دانند. چنین ازدواجی نزد حنفیه و شافعیه و یکی از آراء مالکیه مکروه و نزد حنابله خلاف اولی است. جمعی از صحابه با زنان نصرانی یا یهودی ازدواج کرده بودند از جمله عثمان، حذیفة، جابر و سعد بن ابی وقاص.
در مورد ازدواج مرد مسلمان با زن یهودی یا مسیحی برخی شیعیان قائل به منع مطلق، برخی قائل به تفصیل بین ازدواج دائم و موقت و ملک یمین، یا اضطرار و اختیار و برخی نیز قائل به جواز مطلق هستند. قول مشهور شیعه قول به منع در ازدواج دائم و جواز در ازدواج موقت است.
اما قائلین به جواز ابن ابی عقیل عمانی، ابن بابویه، و شیخ صدوق از متقدمین هستند. شهید ثانی در مسالک متمایل به جواز است. سید محمد صاحب مدارک در نهایة المرام این‌گونه فتوا می‌دهد: قول به جواز مطلق خالی از رجحان نیست، و اگرچه اوْلی هم هست، اما احوط تنزّه از آن است. محقق خراسانی در کفایة قول به جواز را اقرب یافته است.
و صاحب جواهر بعد از بررسی ادله منع قول به جواز مطلق با کراهتی که شدت و ضعف آن بین ازدواج دائم و موقت و ملک یمین و کسی که توانایی ازدواج با مسلمان ندارد در نوسان است موافق با تحقیق دانسته است.

پیشینه‌ی ازدواج زن مسلمان با مرد اهل کتاب
اما درباره ازدواج زن مسلمان با مرد اهل کتاب سختگیری به مراتب بیشتر است. همه مذاهب اهل سنت ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان را بالاجماع باطل می‌دانند. قول اتفاقی فقهای شیعه نیز عدم جواز مطلق ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان است مطلقا چه اهل کتاب چه غیر آن. بر این امر ادعای اجماع شده است.
تنها موردی که در آن اختلاف نظر به چشم می خورد زمانی است که از زوجین غیرمسلمان زن مسلمان شود و مرد مسیحی یا یهودی یا زردشتی به دین خود باقی بماند. آیا ازدواج چنین زوجی سالم می‌ماند؟ شیخ طوسی در نهایه بر اساس روایاتی که در تهذیب و استبصار نقل کرده فتوا داده است که اگر مرد ذمّی باشد عقد ازدواج به صحت خود باقی می‌ماند، هرچند مرد غیرمسلمان حق خلوت کردن با زن مسلمان خود را ندارد، ضمنا مجاز نیست زنش را از دارالهجرة به دارالحرب اخراج کند.
این فتوا مورد انتقاد شدید ابن ادریس قرار گرفته است. مشهور فقها عقد را فسخ شده دانسته زن باید عدّه طلاق نگاه دارد، مگر این‌که مرد نیز اسلام بیاورد.

ادله جواز ازدواج مرد مسلمان با زن یهودی و مسیحی
اهمّ ادله جواز مطلق ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب به شرح زیر است:
اول. خداوند اصناف زنانی که ازدواج با آنها حرام است بر می شمارد، آنگاه تصریح می کند «وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءِ ذَلِکَ» (نساء ۲۴) ازدواج با دیگر زنان حلال است. در ضمن زنانی که ازدواج با آنان حرام شمرده است زنان اهل کتاب نیامده است. در دیگر آیات هم تنها زنان مشرکه منع شده اند: «وَلا تُنْکِحوُا المُشْرِکاتِ» (بقره ۲۲۱) با زنان مشرک ازدواج نکنید. پس ازدواج با زنان اهل کتاب منع قرآنی ندارد.
دوم. عموم آیه ۳ سوره نساء «فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُم مِن النِّسَاءِ» پس ازدواج کنید با زنانی که بر شما پاکیزه‌اند. عموم این آیه تمام زنان غیرمشرک را در بر می‌گیرد.
سوم. مهمترین دلیل جواز آیه ۵ سوره مائده است:
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ
امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده، و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال، و طعام شما براى آنان حلال است. و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان، و زنان پاكدامن از كسانى كه پيش از شما كتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده، به شرط آن‌كه مَهرهايشان را به ايشان بدهيد، در حالى كه خود پاكدامن باشيد نه زناكار و نه آن‌كه زنان را در پنهانى دوست خود بگيريد.
سوره‌ی مائده آخرین سوره نازله به پیامبر است و اگر ناسخ آیات قبل از خود نباشد یقینا منسوخ آیات قبل نخواهد بود. مطابق این آیه ازدواج با زنان پاکدامن مسلمان و اهل کتاب مجاز است، آن‌چنان که طعام اهل کتاب هم بر مسلمان مجاز است.
چهارم. اما روایات در این زمینه مختلف است. هرچند به تعبیر صاحب جواهر روایات مستفیض یا متواتر دلالت بر جواز دارد. به نمونه هایی از آنها اشاره می کنم.
الف. صحیحه معاویة بن وهب از امام صادق (ع) «در باره مرد مسلمانی که می خواهد با زن یهودی یا مسیحی ازدواج کند، امام فرمود: زمانی که زن مسلمان در دسترس است او را به زن یهودی و مسیحی چه؟ گفتم: عاشق شده است! فرمود: اگر ازدواج کرد همسرش را از شرب خمر و خوردن گوشت خوک منع کند، بدان که در چنین ازدواجی غضاضت (منقصت) است.» روایت بر جواز اما توأم با کراهت برای مسلمانی که امکان ازدواج با زن مسلمان دارد دلالت می کند. (وسائل، ج ۱۴، ابواب ما یحرم بالکفر باب ۲، ح ۱)
ب. موثقه محمد بن مسلم از امام باقر (ع): از ایشان درباره ازدواج با زن یهودی و مسیحی پرسیدم. فرمود: «اشکالی ندارد. آیا نمی دانی که طلحة بن عبدالله در زمان پیامبر (ص) زن یهودی داشت؟» (وسائل، ج ۱۴، ابواب ما یحرم بالکفر باب ۵، ح ۴)
ج. در برخی روایات دال بر جواز از جمله خبر عبدالله بن سنان این تعبیر به چشم می خورد: «دوست ندارم مرد مسلمان با زن یهودی یا مسیحی ازدواج کند مبادا فرزاندانشان یهودی یا مسیحی شوند.» که ظهور آن در کراهت با ذکر دلیل است. (وسائل، ج ۱۴، ابواب ما یحرم بالکفر باب۱، ح ۵)

ادله منع ازدواج زن مسلمان با مرد یهودی یا مسیحی
یک. دلیل اصلی منع ازدواج زن مسلمان با مرد اهل کتاب آیه ۱۴۱ سوره نساء ذکر شده است: «لَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی المُؤْمِنِینِ سَبِیلَاً» خداوند هرگز بر مؤمنان برای کافران راه [تسلطی] قرار نداده است. با توجه به مفاد آیه ۳۴ سوره نساء «الرِّجَالُ قَوَّامُوُنَ عَلَی النِّسَاءِ» مردان سرپرست زنان هستند، قوامیت سبیل است، و زن مسلمان شرعا مجاز نیست تحت سیطره‌ی غیرمسلمان قرار گیرد.
دو. به علاوه گفته شده طبع زنان پیروی از همسرانشان است، زن مسلمان در ازدواج با مرد یهودی و نصرانی از همسرش تحت تاثیر قرار گرفته، دینش را از دست می‌دهد.

ادله جواز ازدواج زن مسلمان با مرد یهودی یا مسیحی
اولا اصل در ازدواج بر جواز است. ازدواج با مشرکین به دلیل آیه ۲۲۱ سوره بقره مطلقا ممنوع است: «ولا تُنْکِحُوا المُشْرِکِینَ حَتَّی یُؤْمِنُوا» با مردان مشرک ازدواج نکنید تا اینکه ایمان بیاورند.
ازدواج با کفار نیز بر زنان مسلمان مجاز نیست: «لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ یَحِلّوُنَ لَهُنَّ» (ممتحنه ۱۰) نه زنان [مسلمان] بر مردان [کافر] حلالند نه آن [مردان] بر این زنان حلال. چنین منعی درباره‌ی مردان اهل کتاب وارد نشده است. پس تحت اصل جواز باقی هستند.
ثانیا تمسک به آیه‌ی نفی سبیل در اینجا عمومیت ندارد، هر ازدواجی که به تسلط طرف غیرمسلمان بر طرف مسلمان بیانجامد به چنین مشکلی مبتلاست، چه از طرف زن و چه از طرف مرد. چرا آیه صرفا بر ازدواج مسلمه با کتابی تطبیق شود و ازدواج مسلم ضعیف با کتابیه قوی را در برنگیرد!؟ تردیدی نیست که در هر جا چنین احتمالی باشد کراهت اشدّ خواهد بود.

ثالثا تعمیم آن تنها مبتنی بر تلازم قوامیت و سبیل خواهد بود. لکن چنین تلازمی ممنوع است. توضیح آن‌که مرد چه مسلمان چه غیرمسلمان هیچ سیطره‌ی دینی بر همسر خود ندارد و شرعا مجاز نیست او را از امری دینی باز دارد یا مجبور کند.
رابعا در زمانه ما که زن و مرد هر دو کار می‌کنند و مخارج زندگی مشترک را تامین می‌کنند و زنان در دانش و آگاهی دست کمی از مردان ندارند نفوذشان در خانواده و تربیت فرزندان اگر بیشتر از مردان نباشد، کمتر نیست.
خامسا تبعیت زن از مرد اگر در شرائط زمانی مکانی گذشته صحت دارد، اما تعمیم آن مبتنی بر انسان‌شناسی خاصی است که جای بحث دارد.

بنابراین هیچ تفاوتی بین ازدواج دختر مسلمان با پسر اهل کتاب از یک سو و ازدواج دختر اهل کتاب با پسر مسلمان نیست، اگر ممنوع است هر دو ممنوع است و اگر مجاز است هر دو مجاز است. اتفاقی که بین فقهای فریقین بر علیه ازدواج مسلمه با کتابی منعقد شده زائیده نگاه خاص آنها به فرودستی زنان است، و الّا انصافا دلیل معتبری بر منع در دست نیست.

نتیجه:
یک. ازدواج مسلمان با مشرک و کافر مطلقا ممنوع است.
دو. ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب (یهودی، و مسیحی) همانند ازدواج زن مسلمان با مرد اهل کتاب جائز است.
سه. این جواز تؤام با کراهت است، بویژه در جایی که ازدواج با مسلمان ممکن باشد. اوْلی این است که مسلمان با مسلمان ازدواج کند.
چهار. فرد مسلمان موظف است بکوشد با اخلاق حسنه همسر خود را به اسلام متمایل کرده و فرزندان خود را به گونه‌ای تربیت کند که اسلام بیاورند. والحمدلله (۲۳ بهمن ۱۳۹۱)

عدم جواز ازدواج با پیروان ادیان غیرالهی، لاادری‌ها و غیرموحدان

مردم به لحاظ دینی چند دسته هستند: اول مسلمان، دوم پیرو دیگر ادیان الهی (ابراهیمی)، سوم موحد غیرمتدین به ادیان یادشده، چهارم لاادری (نه متدین و موحدند نه منکر خدا و آخرت)، پنجم منکر خدا، کافر بالمعنی‌الاعم یا مشرک.

دسته‌ی سوم موحدانی هستند که مسلمان یا اهل کتاب نیستند، کافر بالمعنی‌الاعم هم محسوب نمی‌شوند. از این پنج گروه ازدواج مسلمان تنها با گروه اول و دوم مجاز است. اگر حنفایی در زمان ما یافت شود ملحق به اهل کتاب خواهند بود. البته جواز ازدواج با اهل کتاب در صورت دسترسی به مسلمان جواز توأم با کراهت است.

حرمت ازدواج با سه دسته‌ی اخیر ذومراتب است، یعنی حرمت ازدواج از موحد غیر متدین به ادیان الهی تا لاادری و سپس کافر بالمعنی الاعم و مشرک افزایش می یابد. مهمترین مستند حکم آیه ی ۵ سوره‌ی مائده است. (۱۴ فروردین ۱۳۹۲) 

عدم جواز ازدواج با غیرموحد

ازدواج مسلمان با مسلمان مجاز است، ازدواج مسلمان با اهل کتاب مکروه است، و ازدواج مسلمان با فرد غیرموحد مجاز نیست. تحول احتمالی طرف مقابل به سوی باور به خدا مجوز چنین ازدواجی نیست. اگر این تحول ایمانی میسر است بکوشید آنرا قبل از ازدواج ایجاد کنید. (۷ بهمن ۱۳۹۲)

ازدواج مسلمان با غیرموحد مجاز نیست. 

اما اگر چنین ازدواجی صورت گرفته شده باشد، ارتباط دو فرد زنا محسوب نمی‌شود و فرزند آن نیز حرام‌زاده به حساب نمی‌آید. 

بعد از اطلاع از عدم صحت چنین ازدواجی اگر فرد غیرموحد بر کفر و شرک خود اصرار بورزد، طرف مسلمان موظف به جدایی است. (خرداد ۱۴۰۴) 

ازدواج با فرد بی اعتقاد

تفاوت سنی، یا بزرگتر بودن زن از شوهر اشکال شرعی ندارد. اگر تفاهم کامل برقرار باشد، مشکل عرفی هم ندارد.
اگر خواستگار و مرد مورد علاقه‌‌ی زن مسلمانی است که به باورهای دینی اظهار بی‌اعتقادی می‌کند، اگر هنوز خود را مسلمان می‌داند (از اسلام إعراض نکرده) و زن احتمال می‌دهد بتواند در آشتی مرد با خدا تاثیر داشته باشد و بی‌اعتقادی مرد در وی تاثیر نداشته باشد، و فرزندان را مطابق آداب اسلامی تربیت کند، ازدواج با وی مجاز خواهد بود. در غیر این صورت احتیاط طریق نجات و اولویت ازدواج با مؤمن معتقد است. (۱۴ تیر ۱۳۹۲)

ازدواج شیعه و سنی

ازدواج دختر شیعه با پسر اهل سنت، یا دختر اهل سنت با پسر شیعه هیچ اشکال شرعی ندارد. مسلمان کفوء مسلمان است. اولیاء دین از رسول خدا (ص) و علی مرتضی (ع) در ازدواج مرزبندی شیعه و سنی را رعایت نمی‌کردند.
به‌علاوه این حق دختر است که شریک زندگی خود را انتخاب کند، و پدر حق تحمیل زوج یا ممانعت از ازدواج وی را ندارد. همین که دختر اطمینان داشته باشد که فرزندانش را با حبّ اهل بیت تربیت خواهد کافی است. آنچه اولیاء دین انجام داده‌اند، مایه‌ی عار و سرشگستگی نیست. (۱۵ تیر ۱۳۹۲)