خدا و شرّ

خدا و شرّ -۵

نقد و بررسی رویکردهای عاطفی و هیجانی: اگر کسی راه حل منطقی و فلسفی به مسئله شرّ را تمام بداند نوبت به این رویکردها نمی رسد که راه حلهای دیگر را غیرتاریخی، انتزاعی، ناظرمحور، درجه دوم، نظری، غیرتراژیک و غیررازورزانه می دانند. این امور و انسان محوری با کدام دلیل اثبات شده اند؟ این رویکردها که «ابطال ناپذیر» هستند نتوانسته اند مسئله شرّ را حل کنند. اتخاذ چنین رویکردهایی علت دارد، نه دلیل. ادعای تاسی خدای قرآن و نفی خدای فلاسفه تفسیر وحی را به راهی نسفته تنزل می‌دهد.
HMouK
۱۳۹۹/۰۵/۱۳
خدا و شرّ

خدا و شرّ -۴

فصل مشترک طیف متنوع رویکردهای وجودی، عاطفی و هیجانی به مسئله شرّ بی اعتمادی به راه‌ حل‌های منطقی و فلسفی است. در الهیات خدای گشوده بنا بر پیش فرضهایی اثبات نشده (پنج گشودگی)، خدا موجودی منفعل، زمان‌مند، نادان و ناتوان است. در الهیات اعتراض با اعتراض مومنانه به خدایی که قدرتش با هیچ قاعده عقلانی و اخلاقی محدود نمی شود کوشیده می شود لطف او جلب شود.الهیات ضعف خدا اگرچه از خدای جلاد، شکنجه گر و غیرمنطقی عبور کرده اما ایمان به خدای ضعیف بی قدرت باقی است.
HMouK
۱۳۹۹/۰۴/۳۰
خدا و شرّ

خدا و شرّ -۳

ناسازگاری منطقی و دلیل فلسفی بر نفی وجود خداوند یا انکار اطلاق صفات (علم، قدرت و خیرخواهی) او تمام نیست و از منظری خداوبارانه ادله موجهی برای وجود شرور در عالم اقامه شده است. کسی که متحمل رنج است گوشش بدهکار دفاعیه و تئودیسه نیست! رنجور مرهم می خواهد، نه راه حل منطقی و فلسفی! رویکردهای مختلف شرّ اگزیستانسی، هیجانی و عاطفی بعد از بی فایده دانستن راه حلهای منطقی و فلسفی شرّ مطرح شده اند لذا انتظار اقامه دلیل منطقی و فلسفی مسئله شرّ از آنها انتظاری ناموجه است.
HMouK
۱۳۹۹/۰۴/۰۹
خدا و شرّ

خدا و شرّ -۲

در میان رویکردهای معاصر فلسفه دین رویکرد الهیات شکاکانه از جمله موجه‌ترین دفاع‌ها از خداباوری است. انسان تلازم بین شرّ و خیرهای بزرگتر و خود آن خیرهای بزرگتر را درک نمی کند. با دانش محدود آدمی اثبات اینکه جهانی بهتر از جهان موجود ممکن است ممتنع می‌باشد. اثبات ارتباط کلی هر شر طبیعی با شرّ اخلاقی و مشخصا گناه (موجبه کلیه) به لحاظ عقلی غیرقابل اثبات است. در فلسفه و الهیات اگزیستانسیالیسم عظمت شرور متافیزیکی باعث می شود شرور طبیعی و اخلاقی دم دستی فرض شود.
HMouK
۱۳۹۹/۰۳/۲۶
خدا و شرّ

خدا و شرّ – ۱

برهان شرّ در صورتی تمام است که قدرت خداوند بر محالات منطقی هم تعلق بگیرد. خداوند «دلیل اخلاقی لازم و کافی» برای وجود شرور موجود داشته است، به نحوی که در برنامه جامع الهی برای عالَم، این شرور برای تحقق خیر بزرگتر ضروری بوده است. شرور اخلاقی محصول انتخاب نادرست موجود مختار و انتخاب گزینه شرّ است. این‌که بپنداریم بر خدا لازم باشد تا انسانی خواست مرتکب شرور شود، از او سلب اختیار کند، این تناقض است. شرور ارتکابی انسان در مقابل خیر کثیرِ اختیار او قلیل محسوب می شود.
HMouK
۱۳۹۹/۰۳/۰۱