بیانیه های جمعی

بیانیه های جمعی

حمایت از اعتراضات مردمی

ما این جریان وسیع و گسترده را خودجوش و برخاسته از درد و رنج های مردم می دانیم. از نظر ما، متصل کردن اعتراضات مردمی به کشورهای خارجی یا برخی گروه ها و گرایش های سیاسی عوام فریبی است و هرگونه بهره برداری از آن برای رقابت ها و تصفیه حساب های سیاسی داخل حکومت محکوم است. ما به جد معترضان را به پرهیز از خشونت و تخریب دعوت می کنیم. هموطنان عزیز نگذارید برنامه سرکوب وسیع و خونین شما اتفاق بیفتد. به هر کس که در جمع شما دست به خشونت می زند، به پرهیز از خشونت دعوت کنید. بهترین راه برای حاکمان به خصوص رهبر جمهوری اسلامی تن دادن به خواست های مردم به جای تیغ کشیدن به روی آنان است. با تغییر سیاست های داخلی در حوزه های مختلف و سیاست های توسعه طلبانه و پرهزینه خارجی و تامین آزادی و دموکراسی برای اینکه تمام اقشار اجتماعی بتوانند در صحنه اجتماع و سیاست و قدرت نمایندگان و سخنگویان اصیل خودشان را پیدا کنند، بیش از این مسئول تاریخی افتادن کشور به گرداب فجایع بیشتر نشوند.

بیانیه های جمعی

درگذشت حسین شاه حسینی

حسین شاه‌حسینی، از فعالان استوار و صبور و آزاده‌ی نهضت ملی ایران به سرای باقی پیوست. شاه‌حسینی، کنشگر خستگی‌ناپذیر راه آزادی و دموکراسی و استقلال ایران برای افزون بر هفت دهه بود. مبارز فروتن و دریادل از همراهان صادق و یاران وفادار دکتر محمد مصدق، از فعالان نهضت مقاومت ملی پس از کودتای آمریکایی ـ انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از اعضای رهبری جبهه ملی ایران، و نیز از اعضای ارشد شورای فعالان ملی ـ مذهبی ایران بود. زنده‌یاد شاه‌حسینی از نزدیکان و معتمدان مرحوم آیت‌الله طالقانی به‌شمار می‌رفت. او در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان، ریاست سازمان تربیت بدنی را برعهده داشت. جز این، وی همواره در موقعیت کنشگری صبور و پیگیر و استوار، در متن جامعه مدنی فعال بود، و برای گسترش آزادی، ایثارگرانه می‌کوشید. در تلاش برای دفاع از حقوق اساسی ملت ایران و در مسیر سخت و دشوار مبارزه برای آزادی و دموکراسی، او پیش و پس از انقلاب بارها هدف احضار و بازداشت و تهدید امنیتی و خشونت و زندان قرار گرفت. زنده‌یاد شاه‌حسینی اما با وجود همه‌ی آزارها و رنج‌ها و محدودیت‌ها و فشارهایی که متوجه وی شد از راهی که برای ایران برگزیده بود، و باوری که به نهضت ملی و دکتر مصدق داشت پا پس نگذاشت. ساده‌زیستی و پاکدستی و زندگی اخلاقی آن مرد وطن‌دوست، در عین تمسک وی به ارزش‌های دینی و نیز رویکرد مداراجویانه و فروتنانه‌ی آن پیر آزاده، هم‌زمان با باورش به گفت‌وگو، از این مبارز دیرپای راه آزادی و دموکراسی، الگوی ارزشمند و کمیاب پدید آورد.
باورمندی و وفاداری شاه‌حسینی به اندیشه و راه و روش سیاسی دکتر مصدق به‌گونه‌ای بود که وی تا پایان زندگی عضو اصلی شورای حفظ و نگهداری قلعه احمدآباد و نیز مسئول و متولی برگزاری آیین‌های بزرگداشت رهبر نهضت ملی ایران بود.

بیانیه های جمعی

درگذشت طاهر احمدزاده

طاهر احمدزاده از این سرای به سرای باقی شتافت. او نمادی از نسل مبارز و عدالت‌خواه و استوار و درعین‌حال رنج‌کشیده و آزاردیده از حاکمان دو نظام سلطنتی و جمهوری اسلامی محسوب می‌شد. او از جوانی در مبارزات ضداستعماری و ضداستبدادی مردم خراسان و بعدتر در سراسر ایران حضور فعال و اثرگذار داشت. زنده‌یاد احمدزاده از حامیان پرشور و استوار نماد ملی‌گرایی ایران یعنی دکتر محمد مصدق بود و بعد از کودتا علیه دولت ملی، او از پیشگامان نهضت مقاومت ملی در خراسان شد؛ رویکردی که تا پایان عمر پربارش به راه مصدق وفادارانه و مسئولانه ادامه یافت. احمدزاده افزون بر رنج‌هایی که خود تحمل کرد، شاهد جان‌باختن سه فرزند آرمان‌خواه خویش بود. مسعود و مجید در رژیم سلطنتی، و مجتبی در جمهوری اسلامی قربانی مبارزه با استبداد و خودکامگی شدند. مرحوم احمدزاده با وجود فراز و فرودهای بسیار در زندگی فکری و سیاسی‌اش، همواره به آرمان‌های ملی و دینی و انسانی‌اش وفادار ماند. از همکاری با استاد محمدتقی شریعتی در کانون نشر حقایق اسلامی مشهد گرفته تا جنبش ملی شدن صنعت نفت و نهضت مقاومت ملی، از مبارزه با استبداد گرفته تا کوشش‌هایش پس از انقلاب در مقام استانداری خراسان و همکاری در نهاد ضداستبداد دینی «اقامه» در صدر انقلاب، و سپس دوران سخت و همراه با شکنجه‌های دهشتناک زندان جمهوری اسلامی، و بعدتر همدلی با جنبش جامعه مدنی ایران، و درنهایت در دوران دشوار خانه‌نشینی اجباری. ضایعه درگذشت این اسطوره مبارزه و استواری و رنجدیدگی را به یکایک اعضای خانواده‌اش و به تمام یاران و همفکران و دوستانش در ایران ـ به‌ویژه در مشهد ـ تسلیت و تعزیت می‌گوییم.

بیانیه های جمعی

اعتراض به حکم دادگاه ویژه روحانیت علیه احمد منتظری

گردانندگان «دادگاه ویژه روحانیت» با این حکم، با دفاعِ تلویحی از بزرگ‌ترین جنایت تاریخ معاصر ایران (کشتار چند هزار زندانی سیاسی)، به دفاع از امری برخاسته‌اند که قاعدتاً می‌بایستی برای هر حکومتی مایه‌ی شرمساری باشد. در کجای دنیا افشای جنایت، «تبلیغ علیه نظام» به حساب می‌آید؟ در چه حکومتی دروغ و پرده‌پوشیِ حقیقت از اسباب «تقویت» نظام آن حکومت است؟ سکانداران اصلی حکومت به جای پاسخ‌گویی و کوشش برای روشن کردن جنبه‌های گوناگون این جنایت بزرگ و اجرای عدالت به جان کسانی افتاده‌اند که می‌کوشند با بیان حقایق و یاریِ حافظه‌ی جمعی مردم ایران، به خشونت‌زدایی در جامعه و برقراری آرامش و صلح در کشور ما کمک کنند.

بیانیه های جمعی

دفاع از فرزند شجاع مرحوم منتظری وظیفه ملی است

حکم صادره توسط دادگاه ویژه روحانیت بر بیست و یک سال حبس که در نهایت شش سال آن قابل اجراست و خلع لباس تعلیقی روحانیت برای احمد منتظری فرزند شجاع فقیه عالیقدر، نه با مبانی حقوق بشر سازگار است، نه با اصول حقوقی و قوانین مصوبه کشوری، نه با مبانی فقهی و مذهبی و نه با انصاف و عدالت. در این حکم برای یک عمل، یعنی انتشار فایل صوتی که مفاد اصلی آن سالها قبل در کتاب خاطرات فقیه عالیقدر منتشر شده بود، چندین عنوان مجرمانه مقرر شده است و هرکدام از این عناوین، موجب مجازات مستقلی گردیده است، که با اصول قوانین مصوبه کنونی جمهوری اسلامی نیز در تناقض است. حکم صادره در این به اصطلاح دادنامه، مایه استهزاء دادگستری و دهن کجی به عدالت و نقض قانون است. انتشار این فایل صوتی به عنوان سند زنده اعتراض تاریخی مرحوم آقای منتظری به اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ در زمان وقوع، از سوی فرزند شجاعش احمد منتظری اقدامی سنجیده و مورد رضایت خلق و خالق است. حکم محکومیت سنگین و غیر عادلانه دادگاه ویژه روحانیت، سندی دیگر برغیرقانونی وغیرحقوقی بودن این دادگاه ویژه و ابزار فشار بودن آن در دست اقتدارگرایان حاکم می باشد. ضمن حمایت قاطع و همه جانبه از احمد منتظری بر این باوریم اعلام برائت ایشان از کلیه اتهامات وارده از سوی دادگاه تجدید نظر، اقدام حداقلی حاکمیت در جبران خطای بزرگی است که در حق این خاندان مبارز و زجردیده مرتکب شده است. اصرار بر اجرای این حکم نتیجه ای جز بلندتر کردن طنین اعتراض مرحوم منتظری به آن اعدامهای خلاف شرع و قانون ندارد. طنینی که از مرزهای ایران گذشته و جهان‌گیر شده است.

بیانیه های جمعی

اعتراض شدید به حذف عربستان از لیست مرتکبین جنایات جنگی

۷۳ نفر از اساتید دانشگاه در آمریکای شمالی و اروپا، مراتب نگرانی عمیق خود را از اعمال نفوذ عربستان سعودی طی نامه سرگشاده شدیداللحنی به دبیرکل سازمان ملل متحد آقای بنکی موون اعلام کردند: ما متأسفیم که این فشارها مقام دبیر کل را مجبور به حذف ائتلاف نظامی به رهبری عریستان سعودی از لیست مرتکبین جنایات جنگی در یمن ساخته است. طبق گزارش نیویورک تایمز شما به وضوح پذیرفته اید که “تهدید به قطع کمکهای مالی جهت فعالیتهای بشردوستانه در اراضی فلسطین، سودان جنوبی و سوریه” شما را وادار به تمکین به خواستهای این کشور ساخته است. جناب آقای موون، ما از ابتذال بیشرمانه اینگونه زورگوئی توسط خانواده حاکم بر یکی از اعضای سازمان ملل متحد به تمامیت این سازمان و جلوگیری از انجام وظیفه آن در ثبت جنایات جنگی و جرائم علیه بشریت به غایت حیرت زده ایم. چنین نقص آشکار اصول حقوق بشر در یک کشور مبتلا به جنگی تحمیل شده از سوی عربستان سعودی و متحدانش (که توسط آمریکا و انگلیس حمایت و تشویق میشود) اصل استقلال کشورها، قواعد بین المللی ناظر بر اصول انسانی و حاکمیت خرد را به هیچ می انگارد. آل سعود ظاهراً راه و روش استفاده از ثروت خود برای کنترل یک نهاد نا کارآمد بین المللی مانند سازمان ملل را می‌داند. ولی در انظار جامعه بین المللی این کشور در برابر انبوهی از شواهد بزه کاریهایش متهم به نقض شرم آور اصول ابتدائی انسانیت می‌باشد. جناب آقای موون، اعتراف آشکار وعمومی شما مبنی بر اینکه در این مورد وادار به کرنش در برابر قدرت و ثروت عربستان سعودی شده اید در آن واحد تأیید کننده ناتوانی و ناکارآمدی سازمان ملل متحد و بیرحمی جنایتکارانه عربستان سعودی در یک کشور مستقل همسایه است.

بیانیه های جمعی

نامه هفتاد استاد دانشگاه به روحانی درباره سه منتقد محصور

ما امضاکنندگان این نامه‌ی سرگشاده، جمعی از اساتید دانشگاههای آمریکای شمالی توجه فوری ریاست محترم جمهوری را به وضعيت آقايان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، و خانم زهرا رهنورد، سه منتقد جمهوری اسلامی که از بهمن ۱۳۸۹ در حصر خانگی به سر می برند خواستاريم. در هیچ نظام حقوقی دنیا از جمله فقه اسلامی که پایه‌ی نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران است مجازات شهروندان منتقد بدون حکم دادگاه صالحه هرگز وجاهت قانونی ندارد. تردیدی نیست که زندان خانگی از مصادیق بارز اقدام کيفری است. ما اطلاع داریم که رفع حصر این سه نفر فراتر از اختيارات قوّه مجريه در جمهوری اسلامی است، اما آنچه ما را به نوشتن این نامه خطاب به جنابعالی برانگيخته، اعتراض به سکوت و بی اعتنايی در قبال چنين امر نافی قانون و ناقض عدالت است. مادام که قدمهای مؤثر در جهت حل اين مشکل برداشته نشود، ولو در حدّ فراهم ساختن مقدّمات برگزاری محاکمه متهمان در دادگاه عمومی صالح، جامعه جهانی نمی تواند عزم دولت شما را در اجرای اصلاحات داخلی به منصه تأیید برساند. ما از جنابعالی مصرانه درخواست می کنیم اقدامات عاجل و موثر خود را برای رفع حصر آقایان میرحسین موسوی ومهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد را آغاز کنید. ما همچنین از شما تقاضا می کنیم با رعایت تعهد خود آزادی همه زندانیان سیاسی که غیرعادلانه محبوس شده اند را به ارمغان آورید. اگر رفع حصر از توان شما بیرون است، آنچنان که آقای کروبی در نامه سرگشاده مهم مؤرّخ ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ خطاب به شما مطرح کرد، حداقل مقدمات محاکمه‌ی علنی و عادلانه‌آنها را مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی فراهم کنید تا از خود مطابق قانون دفاع کنند.
متن کامل نامه امروز در نشریه معتبر گاردین منتشر شد. هفتاد استاد ممتاز دانشگاه این نامه را امضا کرده اند، ۲۰ ایرانی و ۵۰ غیرایرانی، از جمله مایکل والزر، گایاتری چاکراورتی اسپیواک، نوام چومسکی، فرد دالمایر، خوزه کازانوا، اندرو آراتو، تیموتی میچل، طلال اسد، کارل ارنست، جان اسپوزیتو، وائل حلاق، اندریاس هویسن، خالد ابوالفضل، عبداللهی النعیم، چالرز بتورورث، خوان کول، ارواند آبراهیمیان و مارک گاسیروسکی.

بیانیه های جمعی

ضرورت رواداری با دگراندیشان

اگر قرار باشد هر فرقه و مذهبی که به قدرت رسید، بر دیگری تیغ کشدو پیروان دیگر مذاهب و فرقه ها را از حقوق انسانی محروم سازد، دیگر هیچکس در امنیت نخواهد زیست. عقیده‌ی دینی نمی‌تواند مبنای جرم حقوقی یا معصیت دینی باشد. زیرپا گذاشتن حقوق انسانی غیرمسلمانان، ولو مشرک و کافر، مجوز شرعی ندارد. پایمال کردن حقوق انسان‌ها به هر دلیل و بهانه برای هیچ دین و ملتی افتخار و آبرو نمی‌آفریند. عزت و آبروی اسلام و کشور ما در احترام به حقوق متعارف انسانی است. وقت آن رسیده است که با جدیت بیشتر از ضرورت زیست مسالمت آمیز انسانی و اصل مهم روا‌داری با دگراندیشان حمایت کنیم.

بیانیه های جمعی

نامه به رئیس جمهور درباره وضعیت زندانیان سیاسی بیمار

ما امضاکنندگان این نامه، جمعی از اساتید دانشگاه در آمریکای شمالی، به دلیل وضعیت وخیم تعدادی از زندانیانی سیاسی -عقیدتی در زندانهای ایران این نامه را به این امید برای شما می‌نویسیم که با دستور رسیدگی فوری جنابعالی امکان بستری شدن این زندانیان در بیمارستانهای مجهز زیر نظر پزشکان متخصص فراهم شود. ابتلای فیزیکدان جوان امید کوکبی به سرطان کلیه به دلیل تاخیر چند ساله‌ی زندانبان از اعزام وی به بیمارستان که به بیرون آوردن دیرهنگام کلیه‌وی انجامید سندی گویا در عدم رعایت حداقل حقوق زندانی در جمهوری اسلامی است. نمونه‌ی دیگر حسین رونقی است که علیرغم بیماری حاد کلیوی چند هفته است از فرط فشار زندانبانان در اعتصاب غذا به‌سر می‌برد. نمونه‌ی سوم عیسی سحرخیز است که بعد از اعتصاب غذایی طولانی و در شرف مرگ به بیمارستان منتقل شد، و اکنون پزشکان تومور سرطان در غدد فوق کلیوی وی تشخیص داده‌اند که می‌بایست مدتها قبل معاینه و معالجه می‌شد. نمونه چهارم دکتر علیرضا رجایی است که بعد از اتمام بیش از پنج سال زندان اکنون با سرطان فک و صورت مواجه شده است. پزشکان از عدم اعزام وی به بیمارستان در زمان حبس شگفت زده شده‌اند. نمونه دیگر دکتر حسین رفیعی استاد شیمی سالمند بازنشسته دانشگاه تهران است که از بیماری‌های متعدد رنج می‌برد. اگر آزادی فوری این دسته از زندانیان مقدور نیست، خواهشمند است اجازه فرمایید هیأتی از پزشکان مستقل داخلی و یا سازمانهای پزشکی بین المللی با این زندانیان و نیز زندانیان آزادشده ملاقات کنند، پرونده پزشکی آنان را مطالعه نموده و به مسئولان ایرانی برای حل مشکل آنها کمک کنند.

دفاع جنايت‌آميز از پيامبر رحمت!

ميلاد پيام آور رحمت و بيداربخش بشريت، امسال شوربختانه با جنايتي قرين گشت كه جاهلاني بي خبر از اخلاق و مداراي آن رسول با مخالفان، به بهانه دفاع از حريم نبوت، بزرگترين ضربه را به آئينش وارد كردند. برخورد خشن و خونين با توهين‌كنندگان، بدون رجوع به داگاه صالحه با حضور هیات منصفه و امکان دفاع متهم یا وکیل مدافع وی، اقدامی جاهلانه، خلاف شرع و اخلاق و به مراتب مذموم تر و محكوم تر از اصل توهین است. انتقاد از باورهای دینی از جمله باورهای اسلامی بدون هر قید و شرطی از ضروریات آزادی بیان است و ما جدّا از آن دفاع می کنیم. اما آزادی انتقاد تلازمی با آزادی توهین و تمسخر ندارد.

اسیدپاشی به صورت زنان مصداق بارز محاربه است

اسیدپاشی به صورت زنان و دختران بیگناه از مصادیق بارز محاربه و به خطر انداختن امنیت عمومی با سلاح است. مسامحه در یافتن عوامل این جنایت وحشیانه یا مجازات عاملان و آمران آن معنایی جزحمایت پنهان بخشهایی از حاکمیت با چنین روشهای سبعانه‌ای ندارد. امر به معروف و نهی از منکر یک دستور عقلی و اخلاقی است که بر اساس آن صالحان و مومنان می توانند برای اصلاح جامعه و افراد با استفاده از روش های اخلاقی، مسالمت‌آمیز و پسندیده یکدیگر را از منکر نهی و به معروف دعوت کنند. حاكميت با مسخ اين فريضه‌ی بزرگ اسلامي، آنرا به حربه‌اي عليه مردم و حقوق فردي آنان تبديل كرده است.