پرسش:
آیا میان شرع (برداشت و استخراج حکم از متون دینی) و اخلاق تلازم برقرار است؟ یعنی آیا حکم شرعی لزوما اخلاقی است و حکم اخلاقی لزوما شرعی؟ در صورتی که چنین است کدام یک تابع دیگری هستند؟ یعنی آیا با مواجهه با حکم شرعی باید آن را لزوما اخلاقی بدانیم یا برعکس، عمل به حکمی را که اخلاقی تشخیص می دهیم عین شرع بدانیم؟ در صورت عدم تلازم، از نظر شما (نه لزوما به عنوان فقیه) در صورت مواجهه با مساله ای مورد اختلاف شرع و اخلاق کدام مقدم است؟
شاید مقدمتا باید این را هم می پرسیدم که از نظر شما آیا اخلاق مستقل از شرع و حتی دین قابل تعریف است یا خیر؟

 

پاسخ:
اگر مراد از شرع احکام فقهی استنباط شده توسط فقها باشد و مراد از اخلاق احکام اخلاقی استخراج شده توسط فیلسوفان اخلاق باشد، بین این دو در عالم واقع تلازمی نیست، یعنی برخی فتاوای فقهی موجودغیراخلاقی و برخی احکام اخلاقی موجود غیر شرعی هستند.
اگر مراد بایستگی ها باشد می توان گفت:
حکم شرعی نمی تواند خلاف اخلاق باشد. به عبارت دیگر عدم قبح اخلاقی شرط لازم جواز شرعی است، اما شرط کافی آن نیست، یعنی عدم قبح اخلاقی دلیل مشروعیت فعلی نیست. افعال فراوانی اخلاقا قبیح نیستند، اما مشروع هم نیستند.
البته مراد از قبح اخلاقی احکام اتفاقی در این حوزه است. برخی از ادعاها از قبیل قبح اخلاقی ازدواج یا قبح اخلاقی فرزند دار شدن، یا حسن یا عدم قبح اخلاقی همجنسگرایی یا حسن یا عدم قبح اخلاقی خودارضائی را قابل مناقشه می دانم.
اخلاق امری عقلی و ماقبل دینی است، گزاره‌ی دینی باید اخلاقی باشد، اما با توجه به مکاتب متعدد اخلاقی ابتدا می باید تکلیف خود را در میان این مکاتب تعیین کنیم. به بیان دیگر به صرف ادعای اخلاقی بودن گزاره ای نمی توان حکم به تبعیت دین نسبت به آن کرد و لازم است ایگونه داوریها بویژه اگر با احکام دینی ناسازگار است با دقت مورد تحقیق قرار داد و از اتفاقی بودن و متقن بودن مبانی آن اطمینان حاصل کرد.
در حوزه‌های عبادات، مناکحات ، ماکولات و مشروبات به دلیل اینکه عقل به تمام موضوع حکم شرع راه ندارد، محدودیت لوازم شرعی احکام اخلاقی – بر فرض اثبات – بیشتر است.
موفق باشید
محسن کدیور