پرسش اول. اینکه بنده معتقد بودم که در روایات هیچ حق ویژه ای برای حکومت فقها و اسلام شناسان داده نشده ولی وقتی کتاب ولایت فقیه آیت الله منتظری را دیدم به مشکل برخوردم آنجا که از قول حضرت علی در احتجاج به اینکه ایشان حق حکومت دارند خود را اینگونه معرفی میکنند که من از همه شما در کتاب و سنت عالمتر بودم یک جای دیگر هم میفرماید من افقهکم بودم این نشان نمیدهد که اهل بیت استدلال عقلیشان برای حق حاکمیت اسلام شناسی بوده؟و اسلام شناس در زمان غیبت نزدیکترین شخص در امر حکومت به معصوم است و اولویت دارد؟

پاسخ: برای اینکه قضاوت شود شرائط حاکم در اسلام چیست، مجموعه‌ی ادله را باید ملاحظه کرد. هر دو روایت مورد اشاره‌ی شما در احتجاج و شرح نهج البلاغه‌ی ابن ابی الحدید با واژه افقهکم فی الدین او افقهها فی الدین فاقد اعتبار سندی است. کتاب دراسات فی ولایة الفقیه حاوی نظر نهائی استاد آیت الله منتظری نیست. برای آشنائی با نظر متأخر ایشان در این زمینه به کتاب «حکومت دینی و حقوق انسان» (۱۳۸۶) مراجعه فرمایید. بر اساس دیدگاه متأخر ایشان معتقد به ولایت فقیه در امور اجرائی نیستند و شأن فقیه اعلم را «نظارت» برامور تقنینیه می دانند.

پرسش دوم. اینکه گفته می شود ولایت سیاسی فقیه ابداع آیت الله خمینی و آیت الله منتظری بود با اینکه خود آیت الله منتظری در کتاب ولایت فقیهشان از بزرگان گذشته از جمله علامه حلی ابن سینا و دیگران نقل میکنند که اینها برای حاکم شرط علم به اسلام و اجتهاد قائل بودند و در آخر خود آیت الله میفرمایند پس اینکه گفته می شود ولایت فقیه ابداعی است اینچنین نیست و بزرگان گذشته هم برای حاکم شرط اسلام شناسی قائل بودند چطور قابل جمع است؟

پاسخ: ولایت فقیه معادل زمامداری فقیه نیست. ولایت بار بسیار بیشتری دارد. در این زمینه به کتاب حکومت ولایی نگارنده مراجعه فرمایید. عالمانی که شرط والی را اطلاع از تعالیم اسلامی فی الجمله یا بالجمله دانسته اند کم نیستند، و یقینا ابتکار این شرط با آیت الله خمینی نیست. اما ایشان نخستین کسی است که ولایت مطلقه‌ی فقیه به معنای لزوم ولایت سیاسی مستقیم و بالمباشره‌ی فقیه قائل بوده و عمل کرده است.

پرسش سوم. راجع به مسأله ی غدیر که گفته می شود انبیاء و اولیاء شأن حکومت نداشتند و کار اصلیشان هدایت بود نه حکومت این با مساله ی غدیر که تبین ولایت تشریعی است و خداوند در قرآن آن را مساوی با کل دعوت پیغمبر به اسلام دانسته چطور قابل جمع است؟اگر این  مساله درست باشد احادیثی چون فقها امناءالرسل ورثه انبیا و غیره دال بر ولایت سیاسی فقیه ندارد؟

پاسخ: به دست گرفتن قدرت سیاسی و زمامداری از لوازم رسالت و نبوت از یک سو و امامت از سوی دیگر نیست. ساده ترین دلیل آن زمامدار نبودن اکثر قریب به اتفاق انبیاء و ائمه و اولیاء در عالم واقع است. نه نبوت ابراهیم خلیل الرحمن و عیسی روح الله به واسطه‌ی عدم تشکیل حکومت ناقص است نه امامت باقرالعلوم و صادق آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین. پیامبر (ص) خود در مدینه حکومت تشکیل داد و در غدیر خم علی (ع) را به ولایت به مردم معرفی کرد. مسلمانان در مفاد و مدلول حدیث متواترغدیر و نیز مفاد آیه‌ی ۶۷ مائده همداستان نیستند، و در هر صورت این حدیث شریف هیچ دلالتی به ولایت فقیه ندارد. ساده ترین دلیل آن شیعیان در مدلول این حدیث و آن آیه اتفاق نظر دارند، اما ولایت سیاسی فقیه تنها نظر اقلی از فقیهان است نه همه آنها. در کتاب حکومت ولایی به تفصیل دلالت و سند کلیه‌ی احادیث ادعا شده بر ولایت فقیه تفصیلا مورد بحث و بررسی قرار گرفته و اثبات شده است ولایت فقیه فاقد هرگونه مستند معتبر عقلی و نقلی چه در قرآن، چه در روایات، و چه در اجماع فقهاست.

پرسش چهارم. شبهه دور مجلس خبرگان رهبری در حیطه ی نظر و نه عمل با این کلام آیت الله جوادی در کتاب ولایت فقیهشان حل نمی شود که ایشان میفرمایند شبهه مذکور برای اصل حکومت امام خمینی مطرح نیست بلکه برای بقای ایشان و رهبر بعدی است و شورای نگهبان در دور اول که دوری در کار نبود صلاحیت مجلس خبرگان را تایید کرد و بعد از انتخاب خبرگان تمام اختیارات و از جمله تعیین صلاحیت ها را به خود مجلس خبرگان داد و مجلس خبرگان اول که باز دوری در کارش نبود این اختیار را به شورای نگهبان داد و هرموقع هم مشکلی ببیند آن را برمیدارد حل نمیشود؟ لااقل در مرحله ی نظر چون در عمل بعید است خبرگان بیاید این اختیار را بردارد.

پاسخ: شبهه‌ی دور از سال ۱۳۶۹ بعد از وفات آیت الله خمینی و به دنبال واگذاری تعیین صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان به شورای نگهبان مطرح شد. تقریر دور این است: فقهای شورای نگهبان که منصوب رهبر هستند نمایندگان مجلس خبرگان را که ناظر و ناصب و عازل رهبر هستند تعیین صلاحیت می کنند، منصوبین رهبر ناصبان و عازل و ناظران رهبر را تعیین صلاحیت می کنند. این دور نظرا و عملا مردود است. پاسخ استاد آیت الله جوادی آملی تمام نیست و مجلس خبرگان از دوره‌ی دوم به بعد با دخالت جناب آقای خامنه ای به مجلسی منصوب رهبری، تشریفاتی و تحت نظارت ایشان تبدیل شده است.

موفق باشید.