پرسش: امروز با کتابی اشنا شدم به نام توحید مفضل از امام صادق، در یک قسمت ان مطلبی بود در مورد حکمت روییدن موی صورت برمردان و بعداز ان پرسیده شده بود که چرا بعضی ازمردان موی صورتشان درست نمی روید.  امام درپاسخ گفته بودند به علت علم کامل الهی،خدا میدانسته که این فردبه اعمال قبیح در زندگی دست خواهد زد وعلت همین بوده که او را ازاین نعمت محروم کرده! اصلا این حرف اعتباردارد؟ خوب اگر اینجوری است خدا چرا این بشر رو خلق کرد وقتی می داند میخواهد کار قبیح انجام بدهد، غیر ازاین اگر حتی این حکمت هم باشد چرا انرا اشکار کنیم که ابروی این افراد برود!؟ اصلا این کتاب اعتبار دارد؟

پاسخ:
الف. قسمت مورد اشاره از کتاب توحید المفضل (تصحیح کاظم المظفر، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴) و ترجمه‌ی فارسی ملامحمد باقر مجلسی (تصحیح باقر بیدهندی، طبع کنگره بزرگداشت علامه مجلسی، قم) را نقل می کنم:
«فإذا أدرك وكان ذكرا طلع الشعر في وجهه، فكان ذلك علامة الذكر، وعز الرجل الذي يخرج به من جدة الصبا وشبه النساء. وإن كانت أنثى يبقى وجهها نقيا من الشعر، لتبقى لها البهجة، والنضارة التي تحرك الرجل لما فيه دوام النسل وبقاؤه.» (ص ۱۳)
[روﺋﯿﺪن ﻣﻮ در ﺻﻮرت ﻣﺮدان و ﺣﻜﻤﺖ آن]  ﭘﺲ اﮔﺮ ﻣﺮد اﺳﺖ ﻣﻮ ﺑﻪ روى او ﻣﻰ روﻳﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﻋﻼﻣﺖ ﻣﺮدان و ﻣﻮﺟﺐ ﻋﺰت اﻳﺸﺎن اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ آن از ﺣﺪ ﻃﻔﻼن و ﺷﺒﺎھﺖ زﻧﺎن ﺑﯿﺮون ﻣﻰ رود. و اﮔﺮ زن ﺑﺎﺷﺪ روﻳﺶ را از ﻣﻮ ﭘﺎك ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺗﺎ ﺣﺴﻦ و ﻧﻀﺎرت و ﻃﺮاوﺗﺶ ﺑﺎﻗﻰ ﻣﺎﻧﺪ و ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯿﻞ ﻣﺮدان ﺑﻪ ﺳﻮى او ﮔﺮدد و ﺑﻪ اﻳﻦ ﺟﮫﺖ ﻧﺴﻞ اﻧﺴﺎن ﻣﻨﻘﺮض ﻧﮕﺮدد و ﻧﻮع اﻳﺸﺎن ﻣﺤﻔﻮظ ﺑﺎﺷﺪ.
(حال من لا ينبت في وجهه الشعر وعلة ذلك) «ولو لم يخرج الشعر في وجهه في وقته ألم يكن سيبقى هيئة الصبيان والنساء، فلا ترى له جلالة ولا وقارا. قال المفضل فقلت له: يا مولاي فقد رأيت من يبقى حالته ولا ينبت الشعر في وجهه وإن بلغ الكبر، فقال (ع): «ذلك بما قدمت أيديكم وإن الله ليس بظلام للعبيد)» [سورة آل عمران آية ۱۸۲] (ص ۱۴)
(ﺑﺮﻧﯿﺎﻣﺪن رﻳﺶ و راز آن) و اﮔﺮ رﻳﺶ ﺑﻪ روى او ﻧﻤﻰ روﺋﯿﺪ، ھﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ھﯿﺌﺖ ﻛﻮدﻛﺎن و زﻧﺎن ﻣﻰ ﻣﺎﻧﺪ و او را ﺟﻼﻟﺘﻰ و وﻗﺎرى ﻛﻪ ﻣﺮدان را ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ھﻢ ﻧﻤﻰ رﺳﯿﺪ. ﻣﻔﻀﻞ ﮔﻔﺖ: اى ﻣﻮﻻى ﻣﻦ! دﻳﺪه ام ﺑﻌﻀﻰ از ﻣﺮدان را ﻛﻪ ﺑﺮ آن ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ و رﻳﺶ ﺑﺮﻧﻤﻰ آورﻧﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ  ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ، ﭼﻪ ﺣﻜﻤﺖ اﺳﺖ در اﻳﻦ؟ ﺣﻀﺮت ﻓﺮﻣﻮد ﻛﻪ : اﻳﻦ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ آﻧﭽﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ دﺳﺘﮫﺎى اﻳﺸﺎن ﭘﯿﺶ ﻓﺮﺳﺘﺎده و ﺧﺪا ﻇﻠﻢ ﻛﻨﻨﺪه ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻨﺪﮔﺎن ﺧﻮد را.»
«ﻣﺘﺮﺟﻢ [محمد باقر مجلسی] ﮔﻮﻳﺪ ﻛﻪ: ﺷﺎﻳﺪ ﻣﺮاد آن ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻛﺮده ھﺎى ﭘﺪران اﻳﺸﺎن ﺳﺒﺐ آن ﻣﻰ ﺷﻮد ﻛﻪ در اوﻻد اﻳﺸﺎن اﻳﻦ آﺛﺎر ﻇﺎھﺮ ﮔﺮدد، ﺑﺮاى ﻋﺒﺮت ﻣﺮدم . و ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ اوﻻد او را ﻋﻮﺿﻰ ﻛﺮاﻣﺖ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﺑﺎ آن ﻛﻪ ﺑﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻌﺪ از ﻧﻌﻤﺖ اﻳﺠﺎد، ﺣﺴﻦ ﺻﻮرت ﻻزم ﻧﯿﺴﺖ و از ﻋﺪم آن ﺟﻮرى ﻻزم ﻧﻤﻰ آﻳﺪ. و ﻣﺤﺘﻤﻞ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮاد آن ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﭼﻮن ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺑﻪ ﻋﻠﻢ ﻛﺎﻣﻞ ﺧﻮد ﻣﻰ داﻧﺴﺖ ﻛﻪ از اﻳﺸﺎن اﺣﻮال ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺻﺎدر ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ، اﻳﺸﺎن را ﺑﺮ اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻠﻖ ﻛﺮد.»
ب. قسمت مورد مناقشه‌ی شما توضیح محمد باقر مجلسی مترجم کتاب توحید مفضل لست و ترجمه و جزء حدیث نیست.
ج. اگرچه کتاب الفکر یا توحید مفضل از سوی تستری صاحب قاموس الرجال توثیق شده، و شیخ صدوق نیز در من لایحضره الفقیه فقراتی از آن را نقل کرده است، اما امور اعتقادی با خبر واحد ولو موثق اثبات نمی شود و نیاز به خبر نص متواتر است. در غیر این صورت تنها روایاتی پدیرفته می شود که مفاد آن با ادله‌ی قطعی دیگر اثبات شده باد و اینگونه اخبار احاد تنها مؤید خواهند بود نه بیشتر.
د. اینکه نروئیدن موی صورت مردان به دلیل اعمال قبیح اینگونه افراد در آینده یا کردار پدرانشان در گذشته است اگرچه در برخی روایات هم به چشم می خورد، اما فارغ از ضعف سندی اکثر این روایات متن آنها نیز قابل خدشه بوده استنادشان به ائمه قابل اثبات نیست. بر فرض صدور هم تعلیلی مطابق فهم مخاطب و عرف زمان سپری شده بوده قابل تعمیم نیست و در هر صورت تعلیل دائمی دینی محسوب نمی شود.
ه. مفضل بن عمر جعفی از اصحاب امام صادق (ص) متهم به غلو، فساد مذهب، اضطراب در روایت و آثار غیر قابل اعتماد است. نجاشی بزرگترین رجالی شیعه، ابن غضائری، ابن داود و علامه حلی وی را تضعیف کرده اند. برقی و شیخ طوسی در رجال و فهرست خود او را توثیق یا تضعیف نکرده اند. کشّی روایات مدح و ذم وی را هر دو نقل کرده است. شیخ مفید در ارشاد و شیخ طوسی در کتاب الغیبة او را توثیق کرده اند. تمایل متاخرین از جمله آیت الله خویی به توثیق مفضل است.
موفق باشید.