۱.فرموده اید «آنان که به مرتبه رفیع شاهد اعمال بودن رسیده اند، ظرفیت تحمل چنین شهادتی را دارند.» اشکال: هر چند ایشان در نهایت قرب مقام الهی باشند ، بازهم خدا و جایگاه خدایی ندارند.

 

پاسخ:

شهادت بر اعمال نص قرآن است. شهادت لازمه‌ی الوهیت نیست. هر کسی به حد سعه‌ی وجودی خود شهود می کند، خدا در حد خدائیش و بندگان در حد بندگیشان.

 

۲. فرموده اید «ایشان مشهود اعمال نهایی افراد هستند و اعمال قبل از توبه را در بر نمی گیرد.» اشکال: بر حسب آنچه آموخته ایم، انسان تا قبل از اینکه مرگ بر او چیره شود فرصت بازگشت و توبه دارد، آن توبه ای که پذیرفته نیست، توبه هنگام مرگ است. در نتیجه ایشان زمانی شاهد اعمال افراد هستند که آن افراد نیز به جمع ایشان پیوسته باشند؟ (حیات برزخی).

 

پاسخ:

این شهادت حداقل از زمان مرض احتضار قطعی است. در مرض احتضار توبه مقبول نیست و هنوز فرد در قید حیات است و به اموات نپیوسته است.

 

۳. فرموده اید «اگر قرار است گزیده ای از اولیاء امکان شفاعت داشته باشند لازمه‌ی آن چنین شهادتی است.» اشکال: اگر شفاعتی متصور باشد، آیا می بایست شفاعت شفاعت کننده با علم بر گناه و خطاء افراد همراه باشد؟ قرار نیست خداوند آبروی هیچ یک از بندگانش را  نه در دنیا و نه در آخرت بریزد.

 

پاسخ:

شفاعت بدون اطلاع از عمل فرد ممکن نیست. اطلاع رسول و مومنان برگزیده هم ریختن آبروی فزد نیست. اطلاع آنها همانند اطلاع زمین و زمان و اعضای بدن انسان از گناه وی است که در آخرت همگی به نطق می آیند (ان دارالآخرة لهی الحیوان) خدا قطعا آبروی کسی را نمی ریزد. والحمدلله

موفق باشید.