پرسش: سند خطبه‌ی فدکیه فاطمه‌ی زهرا در کتاب علل الشرایع شیخ صدوق ضعیف است، بنابراین چنین خطبه ای اصلا ایراد نشده است. بالاتر از آن اصلا از ایشان روایتی در کتب اربعه نقل نشده است. چرا شما شیعیان ایشان را این قدر بالا می برید، در حالی که از وی روایت صحیحی در کتبتان نقل نشده است؟

 

پاسخ:

الف. روایات منقول از فاطمه‌ی زهرا (س) و درباره‌ی ایشان را کلینی در کافی و نیز شیخ صدوق در کتب متعددش، و شیخ طوسی در تهذیب و برخی دیگر از آثارش نقل کرده است. اینکه در کتب اربعه روایتی از فاطمه‌ی زهرا نقل نشده خلاف واقع است.

 

ب.احادیث منقول در کتب اربعه و غیر آن از جانب مولفان آنها معتبر محسوب می شده است، هر چند مطابق موازین علم رجال صحیح محسوب نشوند.  اگر از دختر پیامر اسلام حدیث صحیحی در کتب اربعه به دلیل عمر کوتاه ایشان در دست نباشد از شخص پیامبر اسلام (ص) روایات صحیحه، مستفیضه یا متواتری در مذمت آنها که فاطمه‌ی بضعة الرسول را آزار داده اند در کتب فریقین از جمله صحاح سته نقل شده است که اولی الالباب را کفایت است.

 

ج. انتظار احادیث فراوان از بانویی که در عنفوان جوانی از دنیا رفته است انتظاری ناصواب است. اما ایشان علیرغم عمر کوتاهشان در همان خطبه ای که در حضور مهاجرین و انصار در مسجدالنبی ایراد کرده حق مطلب را ادا کرده است.

 

د. خطبه حضرت زهرا (س) در مسجد النبي (ص) خطاب به مسلمانان حاضر در مسجد از خطبه های معروف و مشهور صدر اسلام است که در كتابهاي مختلف سنی و شیعه با سندهاي گوناگون نقل شده است، در این مجال به قدیمی ترین منابع فریقین تا قرن هفتم به ترتیب تاریخ اشاره می شود:
۱ – بلاغات النساء، ابوالفضل احمد بن ابي طاهر معروف به ابن طيفور، (۲۸۰-۲۰۴) با دو سند این روایت را از یکی از معاصرانش یعنی نوه‌ی زيد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب از پدرش و او از جدش تا برسد به فاطمه (س) نقل می کند. این قدیمی ترین منبع خطبه است.
۲- “السقيفة و فدك” تأليف أبي بكر احمد بن عبدالعزيز جوهري (م ۳۲۳) از علماي اهل سنت است. ابن ابي الحديد در تجليل از او آورده است: عالم و محدث مورد وثوقي است كه اهل حديث او را مدح كرده و تصنيفات او را روايت و نقل مي‎كنند. مؤلف كتاب “السقيفة و فدك” چند سند براي اين خطبه نقل مي‎كند، يكي از اين سندها سند “عبدالله بن حسن” معروف به “عبدالله محض” می باشد.
۳- الفاضل في صفة الادب الكامل، أبوالطيب محمدبن احمدبن اسحاق بن يحيي الوشاء (م ۳۲۵)
۴- شرح الاخبار في فضائل الائمة الاطهار (ع)، نعمان بن محمد تميمي مغربي (م ۳۶۳)
۵- علل الشرائع، شيخ صدوق (م ۳۸۱)
۶- من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق (م ۳۸۱)
۷- نثر الدرر، وزير ابوسعيد منصور بن حسين آبي (م ۴۲۱)
۸- دلائل الامامة، محمد بن جرير بن رستم طبري (قرن چهارم)
۹- الشافي في الامامة، سيد مرتضي علم الهدي (م ۴۳۶)
۱۰-  التذكرة الحمدونية، ابن حمدون محمد بن حسن بن محمد بن علي (م ۵۶۲)
۱۱- مناقب آل أبي طالب، محمد بن علي بن شهرآشوب (م ۵۸۸)
۱۲- “احتجاج”  أبي منصور احمد بن علي بن ابي طالب الطبرسي (قرن ششم) به نقل از عبدالله محض
۱۳- منال الطالب في شرح طوال الغرائب، ابن أثير، مبارك بن محمد (م ۶۰۶)
۱۴- تذكرة الخواص، سبط ابن الجوزي (م ۶۵۴)
۱۵- شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلی (۶۵۶-۵۸۶) ذيل نامه امام علي (ع) به عثمان بن حنيف – آنجا كه ذكر فدك مي‎شود – فصل مستقلي به فدك اختصاص داده است، و در ابتداي آن يادآوري مي‎كند كه آنچه در اين فصل از اخبار و روايات آورده همه را از كتابهاي اهل سنت نقل كرده است و نه از كتابهاي شيعه، و سپس خطبه حضرت زهرا (س) را از كتاب السقیفة و فدک سابق الذکر نقل می کند.
۱۶- الطرائف في معرفة المذاهب والطوائف، رضي الدين ابن طاووس حسيني (م ۶۶۴)
به نقل از كتاب “الفائق عن الاربعين”
۱۷- شرح نهج البلاغة، ابن ميثم بحراني (م ۶۷۹) به نقل از كتاب “المنظوم والمنثور في كلام نسوان العرب من الخطب والشعر”
۱۸- كشف الغمة في معرفة الائمة، أبوالحسن علي بن عيسي اربلي (م ۶۹۳) به نقل از کتاب “السقيفة و فدك” سابق الذکر

خطبه‌ی فاطمه زهرا (س) تا آخر قرن هفتم حداقل در ۱۸ کتاب فریقین نقل شده است. هفت منبع آن منابع اهل سنت است (شماره های ۱، ۲ ،۳، ۷، ۱۰، ۱۳ و ۱۵)
نخستین ناقلان خطبه عالمان اهل سنت هستند. به بیان دقیق تر در اواسط قرن سوم برای اولین بار ابن طیفور این خطبه را در بلاغات النساء نقل کرده است. در نیمه اول قرن چهارم دو عالم دیگر اهل سنت یعنی ابوبکر جوهری در السقیفة و فدک و ابن وشاء در الفاضل في صفة الادب الكامل آنرا روایت کرده اند. عالمان شیعی در نیمه دوم قرن چهارم این خطبه را در کتب خود آورده اند.

 

ه. نقلهای شیعی اضافاتی بر نقلهای سنی دارد. بحث در این گونه عبارات است و الا اصل خطبه بویژه با عبارات مشترک در منابع اقدم فریقین در حد دیگر وقایع تاریخی منقول در کتب سیر و مغازی غیرقابل انکار است.

 

و. وقتی خطبه ای با این همه منبع و با چندین سند متفاوت بویژه در منابع اقدم اهل سنت نقل شده است، با تضعیف یک سند نمی توان عدم صدور آن را نتیجه گرفت. بعلاوه بحث در روایتی فقهی نیست تا با موازین اخبار واحد مصطلح در فقه سنجیده شود. بحث در رخدادی تاریخی است که می باید مطابق موازین علم تاریخ همانند منقولات پیامبر (ص) و صحابه مندرج در کتب سیر بررسی شود.

موفق باشید.

۱۷ مرداد ۱۳۹۲