پرسش: اصل دوم قانون اساسی می گوید: جمهورى اسلامى، نظامى است بر پايه ايمان به:‏
۱- خداى يكتا (لا اله إلا الله) و اختصاص حاكميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او.
۲- وحى الهى و نقش بنيادى آن در بيان قوانين.
۳- معاد و نقش سازنده آن در سير تكاملى انسان به سوى خدا.
۴- عدل خدا در خلقت و تشريع.
۵- امامت و رهبرى مستمر و نقش اساسى آن در تداوم انقلاب اسلام.
۶- كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى توأم با مسئوليت او در برابر خدا، كه از راه‏‏:
الف‌ـ اجتهاد مستمر فقهاى جامع ‏الشرايط بر اساس كتاب و سنت معصومين (سلام ‏الله عليهم اجمعين)،
ب‌ـ استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشرى و تلاش در پيشبرد آنها،
ج‌ـ نفى هر گونه ستمگرى و ستم‏كشى و سلطه‏ گرى و سلطه ‏پذيرى،
قسط و عدل و استقلال سياسى و اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى و همبستگى ملى را تأمين مى‌كند.
در نظام سکولار مفاد این اصل چگونه تغییر خواهد کرد؟
پاسخ:
جمهورى سکولار دموکراتیک نظامی است که بر اساس قانون وخط مشی مورد رضایت شهروندان، رعایت حقوق پایه‌ی بشر و تحت نظارت دائمی نمایندگان مردم انجام خدمات عمومی را به عهده دارد. دولت از نهادهای دینی مستقل بوده مجاز به دخالت در امور دینی شهروندان نیست و آزادی فعالیتهای دینی ایشان را مادامی که مخل قانون نباشد تضمین می کند.
ایمان صفت فرد است نه نظام! (نکته‌ي کلیدی بسیار مهم). پایه های ششگانه‌ی اصل دوم قانون اساسی جمهوری سلامی جز بند الف قسمت ششم که همان ولایت فقیه است در عملکرد سی و چند ساله ‌ی آن تعارفی بیش نبوده است. ایمان مردم توسط خودشان در نظام سکولار بهتر محافظت می شود و دولتها نه تاجر خوبی هستند نه پاسداران خوبی برای دین و ایمان مردم!
۲۰ شهریور ۱۳۹۲

Mohsen Kadivar