انّا لله و انّا الیه راجعون
إذا مات العالم ثلم فی الإسلام ثلمة لایسدها شئ

آیت الله سيد محمدحسين حسینی ارسنجاني (۹۲-۱۳۰۱) پس از عمری مجاهدت و استقامت در راه حق دارفانی را وداع گفت.
وی یکی از همدرسان آیت الله مکارم شیرازی در مدرسه‌ی آفاباباخان شیراز و از شاگردان برجسته‌ی درس آیت الله بروجردی و به دلیل نقادیهایش در مجلس درس مورد توجه خاص ایشان بود. وی پس از حضور در حلقه‌ی درس خارج فقه و اصول آیت الله سید محمد محقق داماد و آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی در شمار اصحاب و مشاوران علمی آن بزرگواران درآمد، و همزمان از مدرسان موفق سطوح عالی در حوزه‌ی علمیه‌ی قم بود.
آیت الله ارسنجانی به دنبال دعوت مردم فارس به امر مرحوم آیت الله بروجردی به عنوان مجتهد جامع الشرائط در سال ۱۳۳۶ به فسا رفت و تا آخر عمر در آن شهر باستانی مروج دیانت و اخلاق و حقیقت بود. با ورود وی به فسا و تدریس خارج فقه و اصول حوزه‌ی علمیه‌ی این شهر قدیمی رونق گرفت و شاگردان فراوانی تربیت شدند. اگر ایشان در قم مانده بود مطمئنا از مراجع تقلید به شما می رفت.
در مبارزات حق طلبانه‌ی مردم در دوان نهضت اسلامی آیت الله ارسنجانی همراه با مرحوم آیت الله شیخ محمود نظام در صف نخست مبارزات ضد استبدادی بود. او در این راه به زندان افتاد و چندین بار ممنوع المنبر شد، اما با شجاعت با رژیم ستمشاهی مبارزه کرد.
نماز جمعه را از دهه‌ی چهل در فسا اقامه می کرد. پس از پیروزی انقلاب به تقاضای مردم حق شناس فسا به حکم آیت الله خمینی به عنوان نخستین امام جمعه‌ی فسا منصوب شد. او ۲۳ سال امین مردم و منادی اسلام رحمانی در منطقه بود. دو کتاب «سيماي پرهيـزگاران در نهج البلاغه» و «تربيت در خانواده» برگرفته از خطب پربار جمعه‌ی اوست.
استقامت وی بر مواضع خداپسندانه و شجاعانه اش باعث شد توسط مقام رهبری در سال ۱۳۸۱ از امامت جمعه‌ی فسا عزل شود! او اهل مداحی و دین به دنیافروختن نبود، و سزای حق طلبی و عدالت خواهیش را چشید.
آیت الله ارسنجانی در دوره‌ی دوم و سوم مجلس خبرگان رهبری (اسفند ۱۳۶۲ تا اسفند ۱۳۸۵) نماینده‌ی مردم فارس در این مجلس بود. اما مواضع مستقل و شجاعانه‌ی وی باعث شد که در انتخابات دوره‌ی چهارم مجلس خبرگان رهبری از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شود! نامه‌ی سرگشاده‌ی آیت الله ارسنجانی به فقهای شورای نگهبان که ادیبانه و نجیبانه به ظلم نظام در حق خود اعتراض کرده، از اسناد ماندگار مبارزات ملت ایران و از اسباب ننگ استبداد دینی است. این نامه در روزنامه‌ی توقیف شده‌ی اعتماد ملی مورخ ۳۰ آبان ۱۳۸۵منتشر شده است.
او ضمن تصریح به اعتقاد روشن خود به «نظامی که بر دو پایه‌ی جمهوریت و اسلام استوار گردیده است» می نویسد: «باید اشاره کنم به اینکه در این عمر دراز همه تلاشم بر آن بوده است که سیاستم از دیانتم نبرد، و دیانتم با توجه به سیاستهای امامان معصومم رنگ سیاستهای دنیایی پوچ را به خود نگیرد، و اینها همه صفاتی هستند که جز با یاری محبوب و اخلاص در مطلوب و رنج بیشمار به دست نمی آید.»
به یاد دارم هر زمان که به قم مشرف می شد، پس از زیارت حرم حضرت معصومه به ملاقات مرحوم استاد آیت الله منتظری می رفت و سپس محبت کرده خانه‌ی مرا با قدوم خود منور می کرد. مرحوم استاد از ایشان تجلیل می کردند. پدرم – که عمرش دراز باد – در محضر او بخشی از شرایع محقق را تلمذ کرده بود و پیوسته از صفای باطن و روشن ضمیری آن مجتهد بصیر برایم ذکر خیر کرده بود.
استان فارس و شهرستان فسا در سوگ نادره مردی نشسته اند که با عزت زیست، و با عزت مرد. بزرگ مردی که منادی اسلام اهل بیت، رحمت نبوی، عدالت علوی، شجاعت حسینی و فقاهت جعفری در زبان و مهمتر از آن در عمل بود. مجتهدی که اخلاقی زیست و در حد مقدور از حق دفاع کرد و به نرخ روز نان نخورد.
درگذشت این مجتهد مجاهد را به خانواده‌ی آن عالم ربانی بویژه آقازادگان محترم، حوزه های علمیه‌ی، مردم فارس، همشهریان عزیز و همه‌ی حق جویان و عدالت طلبان و آزادی خواهان تسلیت عرض می کنم.

۱۸ آذر ۱۳۹۲