۱. آیا من به عنوان مسلمان، حق انتقاد از زندگی و رفتار خصوصی و اجتماعی پیامبر و امامان را دارم یا خیر؟ با توجه به اینکه در قرآن، پیروی بی چون و چرا و مطلق از پیامبر و اولی الامر مطرح شده است، به نظر میرسد که انتقاد از آنان مستوجب عذاب اخروی است.

پاسخ:

در مورد پرسش در امور دینی به مقاله زیر مراجعه کنید:  دینداری و پرسشگری
انتقادی که از سر تحقیق باشد از هیچکس حتی از پیامبر و امام مستوجب مجازات دنیوی یا عذاب اخروی نیست. در تعالیم اسلامی از جمله قرآن کریم اطاعت از هیچ انسانی مطلقه نیست. قیود اطاعت دینی را در این مقاله توضیح داده ام: ضوابط اطاعت شرعی در تعالیم سیاسی امام رضا (ع).
اگر مسلمانی در زندگی و رفتار خصوصی و عمومی اولیاء دین خللی می یابد، موظف است در این زمینه تحقیق کند. اگر نتیجه تحقیق او به گونه ای بود که خللی به ایمان او به نبوت محمد (ص) یا امامت ائمه نمی زند او به عنوان مسلمان و شیعه مطابق تحقیق خود عمل خواهد کرد.
و اگر نتیجه تحقیق وی به گونه ای بود که بر فرض صحت آن ایمان به نبوت دیگر برایش میسر نیست علی القاعده دیگر چنین فردی دلیلی برای مسلمانی ندارد.
هکذا اگر نتیجه تحقیق وی به گونه ای بود که بر فرض صحت آن ایمان به ائمه به عنوان منبع سوم معرفت دینی (پس از قرآن و سنت پیامبر) دیگر برایش میسر نبود علی القاعده دیگر چنین فردی دلیلی برای تشیع ندارد.
به بیان دیگر پرسش از «جواز یا حق انتقاد از اولیاء دین» به بحث «امکان بقای مسلمانی یا تشیع به باور خود فرد» بازمی گردد. وگرنه با عدم جواز و تهدید به مجازات دنیوی یا عذاب اخروی انتقاد مرتفع نمی شود. در چنین امر خطیری فرد  می باید با تحقیق خود به اطمینان برسد.
این تحقیق در یافتن مسیر زندگی وی حیاتی است.
۲. اگر امکان انتقاد وجود داشته باشد و عقل من هیچ یک از توجیهات ارائه شده از سوی متخصصان دین را موجه نیابد و قانع نشود، تکلیف چیست؟
پاسخ:

اگر خود شما متخصص نیستید و از پاسخ متخصصان قانع نمی شوید می باید تفحص کامل کنید تا متخصصانی بیابید که بیانشان برایتان قانع کننده باشد. اینکه در موردی بیانات هیچیک از متخصصان دین شما را قانع نکند از دو حال خارج نیست یا کلیه متخصصان بر خطا رفته اند و شما به تنهایی بدون تخصص برحق هستید یا شما بر خطا هستید و فحص کامل نکرده اید. پذیرش شق اول خیلی جسارت می خواهد.
۳. ما حتی اگر خود پیامبر و امامان را در امر تبلیغ دین، بی خطا بدانیم، احادیثی که از جانب آنان به ما رسیده است، با سلسله راویان متعددی بوده است که حافظه آنها قطعا بدون خطا نبوده است. پس آیا می توان نتیجه گرفت که دین ما (حداقل تفسیر دین ما) در زمان کنونی، همان است که مطلوب خداوند است؟
پاسخ:

بحث علمی در صحت و اعتبار احادیث بدون هیچ خط قرمزی در میان متخصصان دین جاری است. مطالعات انتقادی در حوزه‌ی احادیث الفبای اسلام شناسی و شیعه شناسی معاصر است. اگر ما نهایت کوشش انسانی خود را در فهم دین بکار ببریم این کوشش پسندیده است اما معنایش این نیست که محصول کار ما عین واقع باشد. مطلوب خداوند را می توان در آخرت پرسید، در دنیا ما مکلف به مقدورات انسانی خود با رعایت هدایتهای الهی هستیم.
۴. در مسائل اعتقادی، یک مسلمان  باید به متخصص دین رجوع کند. آیا خود شخص، می تواند پس از آگاهی از نظرات عالمان مختلف، برداشت عقلی خود را داشته باشد که با همه آنها متفاوت است؟
پاسخ:
در این زمینه به مقاله‌ی طبقه بندی اعتقادات دینی مراجعه کنید. مهم این است که فرد حجت داشته باشد و در باورهای خود به اطمینان برسد. سطح اطمینان آدمی از جمله به میزان دانش او بستگی دارد.
۵. جنابعالی معتقدید که برخی از آیات قرآن مانند آیه ۳۴ سوره نساء زمانمند بوده و فرا زمانی نیستند؟ چگونه می توانید این موضوع را اثبات کنید؟ همان طور که جنابعالی می دانید، این آیه مورد سو استفاده جمهوری اسلامی در مورد زندانیان سیاسی زن قرار گرفته است و بسیاری را نسبت به اسلام بدبین کرده است. تا وقتی چنین آیه ای در قرآن است، نمی توان یک مسلمان را قانع نمود که وادار کردن زن شوهردار اسیر شده به همبستری با مرد مسلمان، غیرشرعی است.
پاسخ:

ادله‌ی من در مقالات از اسلام تاریخی به اسلام معنوی و  حقوق بشر و روشنفکری دینی قابل مطالعه است. مراجعه فرمایید. وادار کردن زن شوهر دار اسیر شده به همبستری با مرد مسلمان مطلقا حرام و نامشروع است، هیچ آیه و حدیثی بر چنین امری دلالت ندارد. در مقاله مسألة برده داری در اسلام معاصر درباره‌ی مفاد آیه بحث کرده ام.
۶. اگر ما، پیامبر و امامان را بشر عادی بدانیم، پس مانند هر بشری که در گذشته زیسته است، در مورد آنها باید از روی نقلهای تاریخی قضاوت کنیم. همچنان که علی ابن ابیطالب (ع) به خواندن تاریخ و عبرت گرفتن از آن فراخوانده است. این درحالی است که در کتب تاریخی اسلامی و حتی احادیث، مطالب فراوانی یافت می شود که بر اساس آنها می توان پیامبر و ائمه را مورد انتقاد جدی قرار داد. چرا عالمان شیعه منکر صحت چنین بخش هایی از تاریخ می شوند؟
پاسخ:

با مدارک موجود در منابع در دست راهی جز مواجهه‌ی انتقادی میسر نیست. هر چیزی که در هر جایی نوشته شده که قابل پذیرش نیست، در علم تاریخ برای ارزیابی منابع موازینی است. دستاوردهای علم تاریخ علی الاغلب در نهایت ظنی است نه قطعی. انتقاد می باید دارای منبع و مدرک معتبر باشد. اگر به اعتبار منابع تاریخی مورد نظرتان اطمینان دارید بسم الله! درباره‌ی ارتباط انتقاد به اولیاء دین و ایمان دینی و مذهبی در پاسخ پرسش نخست نکاتی معروض شد.
۷. در تاریخ تشیع، زمان بعد از شهادت امام حسن عسگری، زمان حیرت و سرگردانی شیعیان خوانده میشود. همچنین در تاریخ تشیع می بینیم که شیعیان در زمان ائمه به احادیث ۱۲ خلیفه توجهی نداشته و حتی آنها را ضد شیعی میدانستند. چرا خود ائمه صحت این احادیث را به شیعیان گوشزد نکردند تا آنها بعد از امام یازدهم دچار سرگردانی و حتی تغییر مذهب نگردند؟
پاسخ:

حیرت تنها مختص به زمان امام یازدهم نبوده، از امام ششم به بعد با وفات هر امام کم و بیش چنین شرائطی پیش می آمده است. عدم توجه برخی شیعیان به احادیث دوازده خلیفه به دلیل این بوده که هنوز به نیاز به آن واقف نشده بودند. اینگونه احادیث در منابع شیعی هم نقل شده و اینگونه نیست که اصلا به آن پرداخته نشده باشد. مسئله بین صفر و ۱۰۰ نیست، عدم توجه به این امر معلول عوامل متعددی است. دو مقاله زیر را مطالعه کنید: تأمّلی در منابع اعتقادی، قرائت فراموش شده ؛ بازخوانی نظریۀ ‘علمای ابرار’ ، تلقی اولیۀ اسلام شیعی از اصل ‘امامت’ و پاسخ مرا به پرسشهای امامت در بخش پرسش و پاسخ سایت مراجعه فرمایید.

موفق باشید.

۱۳ دی ۱۳۹۲