هفت هفته پس از کشتار آبان

اخبار تلخ از ایران کم نیست. کتمان واقعیت و دروغ از جانب مسئولان نظام جمهوری اسلامی به میزانی رسیده که چاره ای جز پذیرش اخبار منابع غیرایرانی در مورد کشتار آبان ۱۳۹۸ باقی نمی ماند. هفت هفته از کشتار آبان ماه گذشته است و نظام با کمال پرروئی همچنان از دادن آمار رسمی کشته ها طفره می رود. آمار محتاطانه بیش از ۳۰۰ نفر سازمان عفو بین الملل، حدود ۱۵۰۰ نفر خبرگزاری رویترز و اخیرا بیش از ۶۳۱ نفر سایت کلمه به نقل از بولتنهای محرمانه نظام عمق فاجعه را نشان می دهد. البته رئیس کمیسیون سیاسی فراکسیون امید مجلس هم فرمایش کرده که دانستن آمار مقتولان دغدغه مردم نیست!

مقام رهبری – که برای حفظ رهبریش «دستور سرکوب به هر قیمت» داده بود – برای چندمین بار اعتراضات آبان را به اشرار، فتنه گران و سرویس‌های اطلاعاتی دشمنان نسبت داد. یکی از نمایندگان مجلس هم جسارت نموده توئیت کرده که گویا مشاوران نمی گذارند همه واقعیتها به ایشان برسد! فرمانده کل سپاه به توزیع جهیزیه رایگان برای یکصد جوان ماهشهری مبادرت کرد. اینکه چرا سرلشکر پاسدار به دستور رهبری وظیفه کمیته امداد را متقبل شده پرسش برانگیز است. ماهشهر صحنه یکی از فجیع ترین کشتارهای اخیر بود. ایشان و مافوقشان می پندارند مردم مغز خر خورده اند و نمی فهمند مسئولان چه گندی زده اند.

از زندانها اخبار تلخی به گوش می رسد. نرگس محمدی از حمله فیزیکی رئیس زندان اوین در زمان انتقال به زندان زنجان بعد از اعتصاب غذا به اعتراض به کشتار اخیر شکایت می کند و زندانبان قلدر هم از دیوار حاشا بالا می رود. قاضی القضات هم که خطبه های غرایی در اجرای عدالت قضائی ایراد می کند ثقل سامعه دارد و در مقابل این اخبار خم به ابرو نمی آورد. این شیرزنان مشروعیت جمهوری اسلامی را به شدت زیر سوال برده اند.

نظام با کسی تعارف ندارد. جوان بیگناه مردم را کشته اند. خانواده اش به اتهام سنگین! برگزاری مراسم چهلم و دعوت از همگان برای شرکت در مراسم دستگیر می کنند و بیش از یک هفته است یازده عضو خانواده پژمان بختیاری از سه نسل در زندان هستند. مادر بزرگ پژمان ویدئو پر می کند و به مردم خبر می دهد که ماموران به او اجازه فاتحه خواندن سر مزار نوه اش نداده اند. نوبت اعتراض مردم به نظام مقدس به مادربزرگها رسیده است. سلاح مظلومیت بسیار بُرنده است.

بحرانهای متعدد ایران را فرا گرفته است: هوای آلوده و بوی گند در تهران و بسیاری از کلان شهرها، کمبود آب در سراسر کشور که بحران قدیمی است به ورود فاضلاب به خانه مردم اهواز پس از مقداری بارندگی رسیده، حقوق معوقه چند ماهه کارگران که جلوه ای از زندگی بیش از پنجاه درصد مردم زیر خط فقر است، و تورم بسیار بالا. اخبار روزانه کنار هم که چیده می شوند یک نتیجه قطعی به دست می آید: ناکارآمدی نهادینه و تمام عیار جمهوری اسلامی، ناتوانی در رفع نیازمندی های روزمره مردم. و نادانی نهادینه در اداره کشور. آقایان در کشورداری رفوزه شده اید. لطفا گورتان را گم کنید قبل از آن که مردم معترض به زباله دان تاریخ پرتابتان کنند.

یکی از برکات اعتراضهای اخیر و ریختن خون صدها بیگناه بیدار شدن بخشی از جناح اصولگرا موسوم به عدالت خواه بود. حدود صد نفر از مدیران جریان دانشجویی عدالت خواه همراه سعید زیباکلام به رهبری نامه نوشته و تخلفات قانونی او را یادآور شده از نحوه مدیریت وی انتقاد کرده و خواستار تحول ساختاری اداره کشور شده اند. به این دو عبارت بیانیه توجه کنید:

تصویری که حکومت ایران از خود ارائه داده این است: “ما حکومتی هستیم که اجازۀ هیچگونه نقد جدی به هیچ رسانه غیرحاکمیتی نمی‌دهیم و مردم اجازه ابراز هیچگونه اعتراضی در هیچ موضوعی و در هیچ زمان و مکانی ندارند، و اگر این مردم معترض به خیابان‌ها آمده و اعتراض بعضا خشم‌آلود خود را بروز دهند، باید منتظر گلوله‌های ما باشند!”

“اگر جمهوری اسلامی دست به اصلاحات اساسی، بنیادین و ساختاری نزند و در سیاست‌های راهبردی فعلی تجدید نظر نکند و ارادۀ جدی برای فهم واقعیتِ دردهای مردم و شنیدن فریادهای نارضایتی آن‌ها و به رسمیت‌شناختن حق اعتراضشان نداشته باشد، نه تنها این دست اعتراضات هیچگاه تمام نخواهد شد بلکه در ابعاد گسترده‌تری در آینده ادامه خواهد یافت.”

در حد اطلاع من این بیانیه انتقادی از جناح مذکور بی سابقه است. اگر این‌گونه انتقادها افزایش یابد مطمئنا موثر خواهد بود. سینه چاکان دیروز رهبر دارند بیدار می شوند و این را باید به فال نیک گرفت. روزی که افراد صادق بسیج و سپاه و اطلاعات خامنه ای را به عنوان امّ المصائب کشور بشناسند و به توده مردم معترض بپیوندند جمهوری اسلامی به یاری خدا سقوط خواهد کرد.

خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی مجرم ردیف اول کشتارهای اخیر است. سپاه پاسداران، بسیج ، صدا و سیما، قوه قضائیه، شورای نگهبان، مجلس خبرگان تشریفاتی، مجلس شورای اسلامی بی بو و بی خاصیت، دولت و رئیس جمهور بی کفایت مجرمان بعدی هستند. جمهوری اسلامی اثبات کرده که نظامی اصلاح ناپذیر است. نظریه ولایت مطلقه فقیه و بر اساس آن مصلحت نظام اوجب واجبات است امّ الفساد این نظام هستند. با اتکا به حفظ نظام به هر قیمتی می توان کرور کرور آدم کشت، تعداد کشته ها را نزدیک دو ماه کتمان کرد و مکررا به مردم دروغ تحویل داد و کاسه و کوزه سوء مدیریت و بی تدبیری را بر سر سرویسهای امنیتی بیگانه شکست.

در تصمیمات کلان نظام غایب بزرگ و همیشگی «منافع ملی» بوده و هست. اگر یک هزارم هزینه ای که جمهوری اسلامی در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، یمن و … صرف ماجراجویی، صدور انقلاب و مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم کرده برای رفاه و آبادانی کشور صرف کرده بود، امروز بیش از نیمی از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی نمی کردند و کشور به دهها بحران ناکارآمدی مبتلا نبود. اگر یک هزارم هزینه ای که صرف گسترش انرژی هسته ای و موشک بازی شده بود در زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور هزینه شده بود کشور حال و روز بهتری داشت. اگر فرار مغزها در چند دهه قبل اکثرا در دانشگاهیان و تاجران بود فعلا هر هفته شاهد پناهندگی یکی از نخبگان ورزشی کشور هستیم. با این رهبری داهیانه علی می ماند و حوضش. اگر در مدیریت کلان کشور یک جو شعور بود این گونه چوب حراج به ذخائر معنوی و مادی کشور نمی زد.

برای آبادی و آزادی و بهروزی ایران هیچ راهی جز خلاص شدن از شر نظام جمهوری اسلامی و رهبر متوهم آن که خود را ولی امر مسلمین جهان می داند نیست. این رهایی باید به دست ایرانی، با سرمایه ایرانی و با همت ایرانی صورت بگیرد. رجعت به استبداد سطنتی یا توسل به طناب اجنبی هر که باشد از آمریکایی، روسی، چینی، اروپایی یا عرب نقض غرض است. اگر خامنه ای و شرکای پاسدارش صدای اعتراض مردم را به موقع نشنوند سیل اعتراض مردم دیر و زود آنها را خواهد برد.

 

۱۳ دی ۱۳۹۸