دفاع از اعتراض برحق مردم ایران

در پی اعتراض برحق بازاریان تهران به وضعیت وخیم اقتصادی کشور در ۷ دی ۱۴۰۴ موج جدید تظاهرات سراسری نه تنها علیه سیاستهای اقتصادی حاکمیت، بلکه علیه تمام سیاستهای جمهوری اسلامی، اعم از سیاست داخلی، خارجی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و از آن بالاتر علیه اصل جمهوری اسلامی آغاز شد. این تظاهرات در روز دوازدهم (جمعه ۱۸ دی) که گستردهترین تظاهرات اعتراضی مردم ایران بعد از انقلاب محسوب میشود، باعث هراس جدی حاکمیت شد، ایتنرنت و شبکه تلفن کشور را قطع و تظاهرکنندگان را قلع و قمع کرد. متاسفانه تعداد کشتهها زیاد است که اکثر آنها از مردم هستند.
اگرچه به دلیل قطع کلیه مجاری ارتباطی با داخل کشور، اظهار نظر روشن فعلا ممکن نیست، اما در حد اطلاعات موجود، از مجموع ویدئوهایی که جسته و گریخته منتشر شده و مقایسه آن با اخبار رسمی حکومتی و نیز برخی اخبار میتوان گفت که اولا تظاهرات مردم معترض اصالتا مسالمت آمیز بوده است. ثانیا معدودی افراد مشکوک که احتمال هدایتشان توسط سازمان جاسوسی اسرائیل منتفی نیست، دست به اعمال خشونتآمیز، تخریب و آتشزدن اموال و بناهای عمومی و دینی زدهاند. ثالثا اینکه تعدادی از معترضان خشمگین به تأسی از جریان مشکوک مذکور به خشونت کور دست زده باشند منتفی نیست. رابعا متاسفانه از حوالی شب جمعه حاکمیت که توان تفکیک جریان مشکوک اغتشاشگر و اکثریت قریب به اتفاق معترض مسالمتجو را نداشته برای خاموش کردن صدای اصیل اعتراض عمومی «کشتاردرمانی» را پیشه کرد. همه وسایل ارتباط جمعی را هم قطع کرد، تا با خیال راحت بتواند امنیت پادگانی را برقرار کند.
از سوی دیگر ترامپ رئیس جمهور آمریکا، بعد از ربودن رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش به بهانه واهی قاچاق مواد مخدر به آمریکا، بدون هیچ پردهپوشی نیت اصلی خود (یعنی تصرف ذخائر غنی نفتی ونزوئلا) را بروز داده عملا ونزوئلا را «مستعمره» خود کرده است. بعد از آن هم کلمبیا، کوبا، و مکزیک را تهدید کرده، که اگر حاضر به تسلیم بی قید و شرط به مطامع استعماری او نباشند به سرنوشت رئیس جمهور ربودهشده ونزوئلا دچار خواهند شد. غیر از آن، دندان طمع برای تصرف جزایر گرینلند دانمارک هم تیز کرده است. تا کنون کنگره، سنا و افکار عمومی آمریکا عکس العمل موثری در قبال این تخطیهای مسلم از قانون اساسی آمریکا نشان ندادهاند. همه این تجاوزگریها بعد از کشتار جمعی، پاکسازی قومی، و جنایات جنگی در غزه و کرانه باختری توسط دولت نتانیاهو با حمایت بی قید و شرط آمریکا رخ داده است. معنای این اقدامات قلدرمآبانه این است که در دنیایی بیقانون زندگی میکنیم. حقوق بین الملل، سازمان ملل متحد و اسناد آن از جمله احکام دادگاه بینالمللی لاهه هیچ ضمانت اجرایی ندارند، و آمریکا و متحدش اسرائیل به معنای واقعی کلمه، هر غلطی که بخواهند میکنند و متاسفانه کسی جلودارشان نیست.
نتانیاهو مکررا بعد از جنگ دوازده روزه، ایران را تهدید به حمله نظامی کرده است. ترامپ نیز بعد از شروع تظاهرات اخیر ایران را تهدید کرد که در صورت کشتن تظاهرکنندگان در حمله به ایران تردید نمیکند. زمامداران جمهوری اسلامی این تهدیدها را ابزاری برای سرکوب بیشتر صداهای اعتراضی به بهانه همراهی با دشمن کردهاند. اما مردم معترض که از فشار اقتصادی به جان آمدهاند بی اعتنا به تهدید حاکمان به خیابانها ریختند. اینها همان مردمی هستند که در جنگ دوازده روزه از وطنشان دربرابر تجاوز اسرائیلی آمریکایی دفاع کردند.
وضعیت بسیار حساس و پیچیده است. از یک سو نتانیاهو و ترامپ هستند که چشم طمع به استقلال، تمامیت ارضی و اقتدار تنها کشوری که «بیش از مقدوراتش» از آرمان فلسطین دفاع کرده دوختهاند، از سوی دیگر جمهوری اسلامی بعد از جنگ دوازده روزه حتی یک قدم (دقیقا حتی یک قدم) در راستای مطالبات برحق مردم برنداشته و به بهانه مقابله با اسرائیل و آمریکا قصد آن ندارد که ذرهای در سیاستهای منافی مصالح ملی خود تجدید نظر کند. این تصلب تأسفبار، جمعی از هموطنان را به دو موضع نادرست کشانده است: جمعی در داخل کشور مأیوس از هر اصلاحی به این نتیجه قابل سوء استفاده دشمنان ایران رسیدهاند که «به هر قیمتی» باید از شر جمهوری اسلامی نجات پیدا کرد، ولو از طریق دخیل بستن به ترامپ و نتانیاهو. معدودی در خارج کشور هم برای ترامپ به عنوان «فرشته نجات» نامه فدایت شوم نوشتهاند و از او برای حمله نظامی به ایران و ساقط کردن جمهوری اسلامی دعوت کردهاند. ضمنا دولت پزشکیان هم علیرغم حسن نیت، به دلایلی که مخفی نیست، نقش موثری در اداره کشور ندارد.
در شرایط فعلی در حد اطلاعات ناکافی موجود بر نکات زیر تاکید میکنم:
۱. وصل اینترنت و تلفن، و امکان تماس ایران با جهان در اسرع وقت میتواند عاجلترین تقاضای ملت ایران باشد. قطع ایتنرنت و تلفن چه در فلسطین اشغالی چه در ایران استبدادی عبارتٌ اخرای سرکوب و قتل عام است.
۲. اصل ۲۷ قانون اساسی مبنی بر امکان برگزاری اجتماعات و راهپیمائیهای مسالمت آمیز بدون هرگونه توجیه و مجامله برای نخستین بار در تاریخ ایران بعد از انقلاب باید اجرا شود. این حداقلی ترین حقوق ملت است. جمهوری اسلامی کی و کجا به مردم چنین حقی داده تا انتظار نپیوستن آنها به اغتشاشگران داشته باشد؟ دولت موظف است از جان و امنیت تظاهرکنندگان فارغ از هر شعاری که بدهند دفاع کند.
۳. خشونت، تخریب اموال عمومی و به آتش کشاندن ساختمانها، و کشتن پلیس شدیدا محکوم است. جنبش اصیل مردم ایران قرار است خشونتپرهیز باشد. خشونت خشونت میآورد. روشهای خشن و تخریبی قطعا به ضرر جنبش رهاییبخش ملت ایران و به نفع حکومت استبدادی حاکم است و نجات کشور را به تاخیر میاندازد.
۴. دستور تیر حاکمیت به سوی تظاهرکنندگانی که از حق قانونی برگزاری تظاهرات تا امروز محروم بودهاند باید فورا متوقف شود. دولت پزشکیان اگر توان جلوگیری از شلیک ماموران امنیتی و انتظامی به سوی مردم معترض را ندارد بهتر است تا دیر نشده استعفا کند. ضعف مفرط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نظام در شناساسی جاسوسان اسرائیل و عاملان اصلی به اغتشاشکشانیدن تظاهرات مسالمتآمیز مردم با کشتار فلهای تظاهرکنندگان جبران نمیشود. اگر مردم از حقِ قانونی تظاهرات مسالمتآمیز برخوردار بودند، آنگاه برخورد قانونی با متخلفانی که تظاهرات مسالمتآمیز را به سمت خشونت میکشند و اغتشاشگرانِ کاملا مشکوک مجاز بود.
۵. روایت حاکمیت از وقایع اخیر را باید با نهایت احتیاط راستآزمایی کرد. با توجه به سابقه سوء حاکمیت در بهتان زدن به منتقدان و مخالفانش به میزان چوپان دروغگو، آتش زدن مساجد به شدت مشکوک است. چنین اقدام احمقانهای هر که کرده باشد شدیدا محکوم است. برای رعایت احترام مساجد باید مراکز بسیج را به خارج از مساجد منتقل کرد. در تبلیغات رسمی این اقدامات تخریبی حاشیهای جای متن اعتراضات برحق ملی را گرفته است. اگر مطبوعات و رسانه آزاد داخلی داشتیم، معلوم میشد این روایت رسمی چه نسبتی با واقعیت دارد.
۶. سخنان مداخله جویانه ترامپ و نتانیاهو در امور ایران به شدت محکوم است. مشکل ایران به دست ایرانیان حل می شود. ایرانیان نیازی به قیم ندارند. اگر اشتباه بزرگ قبلی حمله به ایران را دوباره مرتکب شوند، خواهند دید که همین معترضان و تظاهرکنندگان باز از وطنشان در مقابل تجاوز خارجی دفاع خواهند کرد.
۷. التماس از ترامپ برای حمله نظامی به ایران ضعف فاحش تحلیل سیاسی و متاسفانه خیانت به وطن است. ترامپ در هیچ جای دنیا حتی در خود آمریکا برای دموکراسی و حقوق بشر تره خُرد نمیکند. او به دنبال پاکسازی جهان از هر حکومتی است که منافع ملی آمریکا و اسرائیل را به خطر بیندازد و مطیع محض او نباشد. به عبارت دقیقتر او میلیاردی است که به دنبال منافع اقتصادی خود است و ماجراجوییهای سیاسیش را باید ذیل منافع اقتصادیش تعریف کرد. ترامپ از اعتراضات بر حق مردم ایران هم به عنوان ابزاری برای به زانو درآوردن حکومت سرکش جمهوری اسلامی استفاده میکند، نه بیشتر.
۸. مشروطهخواهی همانند جمهوریخواهی یا حتی ادامه نظام موجود میتواند یکی از گزینههای همهپرسی باشد. اما سلطنت ژن خوب خلاف خردمندی است. هیچ ایرانی شرافتمندی برای پادوی اسرائیل فرش قرمز پهن نمیکند. شعار برخی افراد ناآگاه در حمایت از چنین فردی واکنشی و از سر استیصال است. قرار نیست از چاله اقتدارگرایی ولایت مطلقه فقیه متمایل به روسیه و چین به چاه ویل پادشاهی مطلقه اقتدارگرای یکهسالار وابسته به اسرائیل سقوط کنیم.
۹. اگر رهبری آمادگی اجرای اصلاحات لازم که مطالبه قاطبه ایرانیان است ندارد خداپسندانهترین و مردمیترین راه که منافع ملی ایران را تامین میکند کناره گیری است. اگر مجلس خبرگان مستقلی داشتیم استیضاح و معرفی وی به دادگاه صالحه باید حداقل از سال ۱۳۸۸ در دستور کارشان قرار میگرفت. این تظاهرات هم اگر در نطفه خفه شود، اعتراضات و تظاهرات نوبتهای بعدی تا حذف حکومت مضر اقلیت ناکارآمد بر اکثریت ناراضی ادامه خواهد یافت.
۱۰. مشروعیت جمهوری اسلامی به شدت کاهش یافته است، به کمترین حد خود از زمان تاسیس. رئیس جمهور موظف است با مشورت با همه خیرخواهان کشور از جمله رؤسای جمهور اصلاح طلب و اعتدالی پیشین و نیز آخرین نخست وزیر کشور که پانزده سال است به دلیل انتقاد در حصر غیرقانونی است، برای نجات کشور مقدمات برگزاری همهپرسی نحوه اداره امور کشور را فراهم کند. برگزاری همهپرسی شرط لازم اصلاح ساختاری است، هرچند شرط کافی نیست. اگر رئیس جمهور به هر دلیل چنین نکند، معلوم نیست که کشور بتواند از این ورطههای بلا جان سالم به در ببرد و با جنگ داخلی و فرسایش از درون متلاشی نشود.
متاسفانه مخاطبان اصلی این یادداشت که هموطنان داخل کشور هستند، دیرتر آن را خواهند خواند و مرا از نظرات خود بهرهمند خواهند کرد.




