تجاوز نظامی به ایران و وظیفه ما

تجاوز نظامی به ایران و وظیفه ما

تأملات حین جنگ

بسم الله الرحمن الرحیم

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ و ۸ مارس ۲۰۲۶ و به روایتی شب قدر است. دعا و مناجات را فراموش نمی‌کنیم، اما به دلیل شرایط جنگی نه من حال بحث دینی دارم نه به احتمال قوی بسیاری از مستمعان. بحثم حول عنوانی است که برگزیده‌ام.  

به دلیل سرعت رخدادهای مهم اخیر و ضیق وقت در گفتاری کوتاه به مروری بر رئوس مطالب اکتفا می‌کنم و بیان تفصیلی را به فرصتی دیگر موکول می‌کنم.  

بعد از جنگ دوازده روزه، حاکمیت حتی یک قدم به سوی اجابت مطالبات قانونی و مشروع اکثریت ملت ایران و اصلاحات روبنایی برنداشت، چه برسد به اصلاحات ساختاری.

اعتراضهای برحق مردم مستأصل در دی ماه مصادره و سرکوب شد، و سوگ‌مندانه به بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران بدل گشت.

در واکنش کور به تصلب حاکمیت در مقابل هر اصلاح سیاسی و اجتماعی، شعارهای ناآگاهانه برخی هموطنان در داخل و خارج در استقبال از حمله خارجی برای رهایی از جمهوری اسلامی و حمایت از مهره نتانیاهو باعث تاسف شدید است.   

مذاکرات ناتمام ایران و آمریکا و حمله نظامی آمریکا به اغوای اسرائیل، در حین مذاکرات برای بار دوم در یک سال سندی بر خیانت آمریکای ترامپ به موازین دیپلوماسی و حقوق بین‌الملل است.

تجاوز نظامی غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران خلاف کلیه موازین حقوق بین‌الملل، اسناد سازمان ملل متحد، و حتی خلاف قانون اساسی آمریکا است. 

کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی، چند نفر از اعضای خانواده‌اش و چندده‌ فرمانده ارشد نظامی کشور در ساعات اولیه تجاوز، تکرار شدیدتر و تاسف‌بار وقایع روز اول جنگ دوازده روزه بود.

نفوذ جاسوسهای موساد در عمق نیروهای نظام که متاسفانه تا کنون شناسایی و محاکمه نشد‌ه‌اند ضربات سنگینی به پیکر ایران وارد کرده است. ای کاش نظام به جای تمرکز بر سرکوب منتقدان مسالمت‌جو برنامه‌ای برای کشف جاسوس‌های دشمن داشت.     

تلقی آمریکا و اسرائیل این بود که نظام بعد از ترور رهبر و فرماندهان ارشد نظامی سقوط می‌کند و مردم معترض به خیابان‌ها می‌ریزند، کار جمهوری اسلامی تمام می‌شود، و ایران به زانو در می‌آید. چنین نشد.

موشکهای ایرانی با هشدار قبلی، قدرتمندانه اسرائیل و پایگاههای متعدد آمریکا را در منطقه زیر آتش سنگین خود گرفت. نیروهای مسلح ایران از تمامیت ارضی و استقلال کشور جانانه دفاع کردند. دستشان درد نکند.

 در مقابل، تجاوزگران نیز تهران و بسیاری از شهرهای ایران که فاقد دفاع هوایی موثر هستند زیر آتش گرفتند و بیش از هزار نفر از شهروندان غیرنظامی را تا کنون کشته و چند هزار نفر را زخمی و بی خانمان کردند.

خانه‌های مسکونی، مدارس، بیمارستانها، مراکز اورژانس، آثار باستانی، و ورزشگاهها و البته زیرساختها و مراکز انتظامی و نظامی به شدت بمباران شده است.

در همان روز نخست، مدرسه ابتدایی دخترانه میناب «دو بار» بمباران شد، تا سندی بر نقض کلیه موازین حقوق بشردوستانه و جنایات متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی باشد.

ترامپ و نتانیاهو این خیالهای خام که ایران تسلیم بی‌قید و شرط شود، یا تجزیه و به جنگ داخلی مبتلا گردد، را به گور خواهند برد.

این دو می خواهند با ایران همان کنند که با غزه کردند و با جنوب لبنان در حال انجام هستند: به توبره کشیدن خاک هر که موی دماغ اسرائیل باشد.

هر روز مقاومت تحسین‌برانگیز ایران در مقابل تجاوز آمریکایی-اسرائیلی قدمی به سوی شکست متجاوزان است. اما تلفات انسانی و خسارت به زیرساختهای کشور نیز غیر قابل اغماض است. تلفات و خساراتی که در اتخاذ هر تصمیمی باید مدّ نظر قرار گیرد.    

مطالبه ملی توقف فوری تجاوز سبعانه به ایران است. این جنگ نابرابر و ظالمانه باید هر چه زودتر با لحاظ منافع ملی و عزت مردم ایران خاتمه یابد.

افکار عمومی در اقصی نقاط جهان در حال إعمال فشار به متجاوزان برای پایان جنگ هستند.

متاسفانه نظام سیاسی آمریکا زمانی که همه ارکانش در اختیار یک حزب باشد بسیار آسیب‌پذیر است. هر چند هر دو حزب اصلی در حمایت بی قید و شرط از اسرائیل تفاوت چندانی ندارند.

ریاست‌جمهوری ترامپ حاکمیتی یکه‌سالارانه، فاشیستی، نژادپرستانه، ضددموکراتیک و نواستعماری است. اسرائیل هم که بنیادش بر غصب، آپارتاید، ترور، نسل‌کشی، پاکسازی قومی، و کشتار جمعی نهاده شده، در سودای تسلط بر تمام خاورمیانه است. لابی اسرائیل عملا آمریکا را می‌چرخاند نه برعکس. ترامپ شعار اول آمریکا سر داد، و در عمل سرمشق اول اسرائیل را پیشه کرده است.      

اما و هزار اما، دفاع مشروع ایرانیان از خاک و تمامیت‌ارضیشان دلیل مشروعیت نظام جمهوری اسلامی نیست. ایران واقعیتی متفاوت با نظام جمهوری اسلامی است.

از ایران باید با تمام قوا دفاع کرد، اما جمهوری اسلامی نشان داده که «اصلاح‌ناپذیر» است و باید به شکل مسالمت‌آمیز کنار برود، مردم را در تعیین سرنوشت‌شان آزاد بگذارد و به حکومت اقلیت انحصارطلب بر اکثریت ناراضی پایان دهد.

باید از گسترش جنگ جلوگیری کرد و «سیاستهای شکست‌خورده ماجراجویانه سابق» را ادامه نداد.

ایران باید در عین حفظ استقلال، تمامیت ارضی و دفاع مشروع از خاکش، بیش از هر چیز به دنبال شنیدن صدای مردمش باشد.

تجربه همین جنگ نشان می‌دهد که «ایران نیازی به ولی فقیه ندارد» و کشور به خوبی بدون رهبر قابل اداره است. این نکته بسیار مهمی است.

مسئله ایران انتخاب رهبر آینده نیست. مسئله ایران انتخاب نظام جایگزین جمهوری اسلامی است.

مجلس خبرگان رهبری علاوه بر اشکالات ذاتی، توسط شورای نگهبانِ منصوب رهبر مقتول مهره‌چینی شده و حتی یک نماینده واقعی مردم در آن یافت نمی‌شود، تا از آن انتظار انتخاب رهبری مناسب داشت.

نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه از بنیاد نادرست و خسارت ساختاری بوده است. همزمان با مجلس فاتحه برای دومین رهبرش، باید فاتحه نظام مبتنی بر امّ‌المصائب یعنی ولایت مطلقه فقیه را خواند. 

دومین رهبر جمهوری اسلامی سی و هفت سال با خودکامگی، منحل کردن عملی قانون اساسی، اداره کشور بر اساس فرامین حکومتی و نه حاکمیت قانون، نشنیدن صدای مردم تا لحظه آخر، کشتار جمعی معترضان، تصمیمات کارشناسی‌نشده و خلاف منافع ملی، عدم محاسبه صحیح مقدورات، و شناخت ناکافی از توان دشمن باعث خسارت جبران‌ناپذیر به ایران، اسلام و تشیع شد و نماند که در دادگاه صالحه محاکمه شود.

بررسی کارنامه حسنات و سیئات وی و بازتولید «نظام موروثی» – آنچه که به‌خاطرش انقلاب شد – را به مجال بعدی موکول می‌کنم. اگر توفیقی بود در شبهای قدر پیش رو بیشتر سخن خواهم گفت.

با همه رنجی که می‌کشیم و تلفاتی که می‌دهیم، من به آینده خوش‌بین هستم. استبداد داخلی و متجاوزان خارجی دیر یا زود به زباله‌دانی تاریخ پرتاب خواهند شد. ویتنام و افغانستان آمریکا را شکست دادند. چرا ایران نتواند؟

اراده مردم مقاوم پیروز میدان خواهد بود، و ایران آزاد آباد مستقل مقتدر بر اساس خواست اکثریت مردم اداره خواهد شد، انشاءالله.

رفع شر متجاوزان خارجی و جائران داخلی و پیروزی ملتهای مظلوم ایران، فلسطین و لبنان را از خدای بزرگ مسئلت دارم. آمین یا رب العالمین.