ذکر خیر محمداسحاق فیاض
فقیه اصولی حوزه نجف و مرجع تقلید شیعیان
و گریزی به اصول فقه

آقای محمد اسحاق فیاض (۱۴۰۵-۱۳۰۹) متولد افغانستان یکی از فقهای اصولی برجسته حوزه علمیه نجف اشرف و از مراجع تراز اول شیعیان در سن ۹۶ سالگی در نجف دار فانی را وداع کرد و به سرای باقی شتافت. اگرچه در سلسله اساتید دوره مقدمات و سطح من در اوایل دهه ۶۰ نام دو استاد افغانستانی دیده میشود، یکی مرحوم محمدعلی غزنوی معروف به مدرس افغانی (۱۲۸۴-۱۳۶۵) که من دوره کامل مقدمات (صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، منطق، و معالم الاصول) را خدمت ایشان تلمذ کردم و دیگری محمدهاشم صالحی (متولد ۱۳۲۴) از شاگردان سید محمدباقر صدر که نزد ایشان أصول فقه مرحوم محمدرضا مظفر را استفاده کردم، اما توفیق استفاده حضوری از محضر مرحوم فیاض را نداشتم.
در عوض از اول سال تحصیلی ۱۳۶۶ به بعد در ابتدای درس خارج اصول ما کتاب «محاضرات فی اصول الفقه» که تقریرات مباحث الفاظ اصول فقه مرحوم آقای سید ابوالقاسم خویی به قلم مرحوم آقای محمداسحاق فیاض است را قبل از شرکت در مجلس درس مباحثه میکردیم. این نخستین آشنایی من با آثار مرحوم فیاض است. این دوره پنج جلدی بسیار روان و متین نوشته شده بود. در مراجعات بعدیام به این کتاب در ضمن تحصیل، تدریس و تحقیق همواره از آن بهره بردم. این یادداشت ادای حقی است که این فقیه اصولی برگردن راقم این سطور دارد.

به این مناسبت به یکی دو نکته مرتبط با اصول فقه اشاره میکنم. یکی از دروس مورد علاقه من از ابتدای طلبگی تا کنون اصول فقه بوده است. بیشترین تدریس حوزوی من اصول فقه (معالم، اصول مظفر، رسائل، و کفایه) بود. در نیمسال تحصیلی اخیر، به درخواست دو دانشجوی دکتری که مسلمان حنفی هستند، در دانشگاه دوک یک دوره اصول فقه اهل سنت با تکیه بر اصول فقه حنفی تدریس کردم.[1] توفیقی بود که اصول فقه اهل سنت به روایت وهبة الزحیلی (اصول الفقه الاسلامی والوجیز فی اصول الفقه) را با اصول فقه امامیه تطبیق کنم.
در ابواب مختلف اصول فقه، چه در تبویب این علم، چه در مباحث الفاظ، چه در مباحث حجیت، و غیر آنها بحمدالله امتیازات متعددی در اصول فقه شیعه یافتم. مقایسهای که کمتر صورت گرفته است. این درس دستمایه مقالات بلکه کتابی در اصول فقه مقارن شد که امیدوارم توفیق تکمیل آنها را پیدا کنم. دو سال قبل نیز کنفرانسی درباره مباحث الفاظ در موسسه المهدی بیرمنگام برگزار شد [2] که من مقالهای درباره مقدمات حکمت در بحث مطلق و مقید به شیوه اصول فقه مقارن در آن ارائه کردم. [3]مجموعه مقالات این کنفرانس توسط انتشارات بریل و المهدی در دست انتشار است، که هر زمان از چاپ خارج شد، کتاب و مقاله را معرفی خواهم کرد.

آقای فیاض صاحب تالیفات مهم دیگری هم هست، از جمله کتاب «المباحث الاصولية» (۱۵ جلد) که آراء اصولی خود ایشان است، و این چهار کتاب در فقه استدلالی: «تعالیق مبسوطة علی العروة الوثقی» (۱۰ جلد)، «الاراضی: مجموعة دراسات وبحوث فقهیة اسلامیة»، «البنوک: احکام البنوک والاسهم والسواق المالیة (البورصات) من وجهة النظر الاسلامیة» (با این عنوان به فارسی ترجمه شده است: بانکداری از نگاه اسلام: به همراه بررسی سهام، اوراق بهادار و قراردادهای رایج در بازرهای مالی “بورس”)، «اطروحات فکریة حول المسائل المستحدثة المتنوعة وعلاج مشکلتها علی ضوء الفقه الاسلامی التطبیقی» (پژوهشهای فکری در مسائل مستحدثه متنوع و راهحل آنها در پرتو فقه اسلامی تطبیقی)، و نیز کتابچه «الأنموذج في منهج الحكومة الإسلامية» (الگو در رویکرد حکومت اسلامی).
در فقه فتوایی این عناوین از ایشان قابل ذکر است: «منهاج الصالحین» (۳ جلد)، «مائة سؤال وجواب حول الكتابة والكتاب والمكتبات» (با این عنوان به فارسی ترجمه شده: حقوق مالکیت فکری از نگاه فقهی)، «مسائل طبی»، «المسائل المستحدثة»، و کتابچه «نموذج لمجموعة أسئلة حول موقع المرأة في النظام السياسي الإسلامي» (نمونه سوالات جایگاه زنان در نظام سیاسی اسلام).
نگاهی اجمالی به آثار مرحوم فیاض نشان می دهد که اولا «المباحث الاصولية» ایشان در حد اطلاع از تفصیلیترین کتب اصولی امامیه به قلم یک اصولی تراز اول است، استخراج ابتکارات اصولی ایشان مجالی دیگر میطلبد. ثانیا به شهادت آثار متنوع فقهی ایشان، یکی از ممتازترین فقهای موضوعشناس معاصر بود. ثالثا علاوه بر قوّت فقهی، در مقایسه با دیگر فقهای معاصر اهتمام ایشان به مسائل مستحدثه و یافتن راه حل برای آنها شاخص است. با کمال اطمینان میتوان ایشان را فقیه اصولی نوسنتی قوی دانست که همواره نکات تازهای برای ارائه دارد. قوّت فقیه در موضوعشناسی و مسائل مستحدثه آشکار میشود، نه در تکرار مسائلی که قرنها درباره آنها بحث شده است.
درباره حقوق زنان ایشان قائل به جواز تصدی بسیاری از مناصب دینی، سیاسی و قضایی برای زنان است، یعنی در این زمینه رویکردی مترقیتر از میانگین فقهای سنتی معاصر دارد و مرد بودن را علی الاغلب شرط قضاوت، ولایت و ریاست ندانسته است. او به تساوی حقوق زن و مرد در حقوق عمومی (اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) قائل است و احادیث ضدزن را بی اعتبار شمرده است. البته وی در حقوق خانوادگی در مجموع سنتی است. شایسته است که آراء ایشان در باره حقوق زنان مورد تحقیق مستقل خصوصا از سوی بانوان پژوهشگر قرار گیرد.
از منظر مرحوم فیاض اولا اظهار شهادتین برای جاری کردن حکم اسلام کافی است، حتی اگر علم به مخالفت قلب فرد با زبانش داشته باشیم. ثانیا انکار معاد سبب مستقلی برای کفر نیست، مادامی که منجر به انکار رسالت نشود. ثالثا انکار ضروری سبب مستقلی برای کفر نیست. انکار هر حکم شرعی با التفات به تلازم با انکار رسالت کفر است، حتی اگر ضروری نباشد، لذا بحث انکار ضروری به عنوان دستمایه تکفیر بلاموضوع میشود.
ایشان همانند مرحوم منتظری صراحتا اقرار متهم تحت شکنجه را مردود دانسته است. استخراج آراء ابتکاری فقهی مرحوم فیاض در کتاب البنوک و اطروحة و نیز مالکیت فکری مجالی دیگر میطلبد. دیدگاه ایشان درباره حکومت اسلامی در زمان غیبت «ولایت انتصابی عامه فقیه اعلم» است، که به مشکلات عمومی برخی فقهای سنتی از قبیل مرحوم گپایگانی مبتلاست، البته ادله نقلی را از اثبات ولایت فقیه عاجز میداند و به ولایت مطلقه هم باور ندارد. او سیاست را از منظر تنگ فقه مورد مداقه قرار داده است.
این مختصر در نهایت ضیق وقت نوشته شده و فرصت کافی برای مراجعه مجدد نداشتهام. درگذشت این فقیه اصولی نوسنتی و متواضع را به بازماندگان ایشان، حوزه علمیه نجف اشرف، بلکه حوزههای علمیه، پیروان و علاقهمندان ایشان در مناطق مختلف، خصوصا شیعیان افغانستان تسلیت عرض میکنم. خداوند ایشان را مشمول رحمت، مغفرت و رضوان خود قرار دهد.
ویرایش اول: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
ویرایش دوم: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
[1] The Principles of Islamic Jurisprudence (Uşul al-Fiqh), Spring 2026
[2] Language and Meaning in Islamic Legal Theory, The 12th Annual AMI Contemporary Fiqhī Issues Workshop, 4th – 5th July 2024, Birmingham, UK, Al-Mahdi Institute.
[3] The Role of a Clear Statement in the Formation of Full Intention: A Case Study of ‘Preliminaries of Wisdom’ in ‘Absolute Expressions’




