نقش اسلام در فرهنگ سیاسی ایران

مصاحبه دکتر حمید دباشی با محسن کدیور

هفته سبز پانزدهم

۲۸ ژانویه ۲۰۱۰؛ ۹ بهمن ۱۳۸۸

با توجه به مصائب عدیده ای که طی سی سال گذشته بر ملت ایران رفته است در زیر لوای جمهوری اسلامی ، بسیار طبیعی است که نقش آینده اسلام در فرهنگ سیاسی ایران مورد سوال وتوجه بسیاری قرار گیرد، پرسشهای خود را در این زمینه با فقیه ومتفکر معاصر آقای دکتر محسن کدیور درمیان می گذاریم.

با توجه به تاریخ سی سال گذشته ودر واقع این رکوردی را که ما داریم از جمهوری اسلامی در طی این سی سال گذشته ، شما فکر می کنید اسلام به طور کلی در این گذار تاریخی ما به یک جامعه دموکراتیک چه نقشی می تواند داشته باشد؟

ضمن تشکر از شما وبرنامه موثرتان، می توانم بگویم در سده اخیر در ایران ما به سه رویکرد مواجه بوده ایم. یک رویکرد که پیروان قابل توجهی هم دارد، می توانیم به آن بگوئیم اسلام ساکت یا اسلام غیرسیاسی که این هم در حوزه های علمیه طرفدار دارد وهم در میان دینداران سنتی. دومین رویکرد اسلام سیاسی است که این اسلام سیاسی خود ش به دو رویکرد قابل تقسیم است. یکی اسلام رسمی است که در این سی سال در ایران حکومت می کرده است ویکی اسلام منتقد این حکومت که هر دو هم اسلامی بودند که به قول دکتر علی شریعتی، نزاعشان مذهب علیله مذهب بوده است .

ازاسلام سیاسی نوع اول می توانم با این صفات یاد کنم: اسلام قدرت، اسلام مصلحت، اسلام خشونت واسلام قساوت. وازاسلام نوع دوم می توانم با این واژه ها یاد کنم: اسلام حقیقت، اسلام خرد مندی، اسلام رحمانی واسلام انسانی.

فی الواقع آینده ایران جایی برای اسلام سیاسی نوع اول نخواهد داشت. تجربه سیاسی این سی سال برای ما کافی بوده است. در آینده ایران هیچ حق ویژه ای برای هیچ فردی به عنوان نماینده خدا در روی زمین یا منصوب امام زمان یا منصوب پیامبر که هیچ پایه واساس مذهبی ودینی هم ندارد، نخواهد بود. لذا نوعی نگاه تساوی گرایانه سیاسی به همه شهروندان خواهد داشت واز آن زاویه هم نگاهش به قانون بیشتر یک نگاه مدنی خواهد بود تا یک نگاه قداست گرایانه وشریعت مدارانه. بنابراین می توانم ذکر بکنم این اسلام استبدادی ویا استبداد دینی در آینده ایران هیچ نقشی نخواهد داشت، ومی توان گفت که همچنان که نماینده رشید اسلام رحمانی در زمان ما مرحوم آیت الله منتظری، خلاصه نظریه سیاسی اش این بود: “جمهوری اسلامی منهای ولایت جائر”، یعنی اگر ما ولایت فقیه را که عملاً به ولایت ظالم وولایت جائر تبدیل شده است را حذف بکنیم، نظام آینده کشور ما آن خواهد بود.

این تمایزی که در طی سی سال گذشته بین روشنفکر دینی وروشنفکر غیر دینی بوجود آمده به نظر شما هنوز معتبر است؟

من معتقد هستم حوزه عمومی به حداقل سه بخش قابل تقسیم است، جامعه مدنی، جامعه سیاسی و دولت. اسلام در هرکدام از این سه حوزه می تواند نقش داشته باشد. در جامعه مدنی درکشوری مانند ایران، نقشی بی بدیل دارد، یعنی بالاترین وموثرترین نقش را درجامعه مدنی ایفا می کند. به دونهاد مدنی اشاره ی کنم، نهاد مدنی سنتی، که یکی نهاد مرجعیت است ودیگری نهاد دراویش. هر دو نهاد مدنی سنتی هستند که از اکثر نهادهای مدنی امروزی قوی تر هستند و هنوزهم می بینیم که کارکرد دارند.

مرادم از جامعه سیاسی احزاب است ، اگر بتوانیم سلیقه های مختلف اسلامی وحتی غیر اسلامی را در قالبهای احزاب معنا کنیم ویک پارلمان متکثر داشته باشیم چه ایرادی دارد؟ شبیه آنچه که در ترکیه است. ما از ترکیه عقب تر نیستیم، بلکه می توانم بگویم به مراتب پتانسیلهای بیشتری داریم، لذا من با حضور اسلام در جامعه سیاسی هم مشکلی ندارم.

در مورد دولت، دولت را هم می توانیم با دو رویکرد بحث می کنم. یکی به عنوان قوه مجریه ، به اصطلا ح government)) ودیگری به عنوان نظام ورژیم (state). فکرمی کنم حتی اگر شرایط بازی دموکراتیک را مسلمانان وغیر مسلمانان هردو بپذیرند حضور احزاب مسلمان در قوه مجریه (government) به شکل موقت وبه شرط رعایت حقوق اقلیت هیچ مشکلی نخواهد داشت. در حوزه state)) می باید این را بپذیریم که اگر کسی با یک دین، اعتقاد وایدئولوژی خاص حضور پیدا کرد واگر در زمانی از اکثریت افتاد آیا مجاز می داند که سلیقه مقابل او هم در آن عرصه حضورداشته باشد؟ من مجاز می دانم ، بنابراین معتقد هستم در عرصه state))عرصه نظام ورژیم نمی باید مشروط به دین و ایدئولوژی واعتقاد خاصی باشد. سکولاریسم سیاسی را که به این معنی اخیر می پذیرم.

به نظر شما مهمترین وبهترین درسی که ما از نهضت سبز در مدت این شش ماه گذشته گرفتیم چیست؟

خود باوری؛ نترسیم، نترسیم ما همه با هم هستیم. حرفی که بچه های خودمان می زنند وما را هم باخودشان می کشانند جلو تر از ما هم می دوند. این ملت خودش را باورکرده است. خرد وشعور جمعی ایرانیان افزایش بسیار چشم گیری پیدا کرده است واین میزان ارتقاء شعور در خانواده ها بسیار بالا است وبچه ها مقابل پدرشان می ایستند ومی گویند این عکسی که با باتوم برسرمردم می زند آیا توهستی ویا همسر مقابل شوهرش می ایستد که اگر تو باشی من دیگر در خانه تو باقی نمی مانم ویا اینکه یک دانشجوی جوان مقابل مقام معظم رهبری با آن همه طمطراق، بلند می شود ومی گوید من حرف متفاوتی دارم من می خواهم انتقاد کنم آن هم در مقابل دوربین تلویزیون. این ملت بیدارشده است. فکر می کنم با دیدن این تصاویر، با دیدن این رشادت مردم ما بقیه هم بلند خواهند شد. من افق جنبش سبز را سبز می بینم، سبز تر از آن چیزی که هست با عاشورایی که داشتیم و با بیست ودوبهمنی که در پیش روخواهیم داشت آینده از آن ما است. خدا به ما قول داد ه است که اگر در راه من قدم بردارید من حتماً شما را کمک می کنم ومن در وعده الهی ذره ای تردید ندارم. آینده از آن سبزها است.

**

ویدیوی برنامه ی پانزدهم هفته ی سبز (یوتیوب)