«ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند.»

شاید این جمله از اهداف پیشنهادی جنبش سبز که در بیانیه شماره ۱۸ میر حسین موسوی شفافیت لازم را داشته باشد تا به همگان یادآوری کند که اصل تنوع و تکثر در این جنبش بنیادین و غیر قابل خدشه است. به تعبیر دیگر برای دست یابی به «اصول حداقلی » و «مطالبات مشترک» پذیرش این تنوع و تکثر را لازم و واجب می داند.

با توجه به این مهم می خواهم به بررسی سخنان دکتر محسن کدیور در مصاحبه اخیر او با شبکه خبری صدای آمریکا بپردازم و نقدی بر واکنش ها به این مصاحبه داشته باشم و نتیجه گیری کنم که غالب این نقد ها غیر اخلاقی، غیر مسئولانه و بعضا غوغاسالارانه بوده است.

دکتر محسن کدیور در این مصاحبه که یک ساعت به طول انجامید سخنان مهمی در رابطه با جنبش سبز، شکاف استبداد و دموکراسی خواهی، قرائت سازگار اسلام با دموکراسی، نفی حقوق ویژه برای روحانیون و فقها در حکومت، حقوق برابر زنان با مردان، نفی ولایت فقیه، رابطه جنبش سبز با آمریکا و اسرائیل و نقد سیاست های دولت آمریکا در منطقه خاورمیانه را مطرح کرد.اما آنچه باعث بسیاری از واکنش ها شده بود تنها این جمله بود که «مردم هم در خیابان های ایران فریاد زدند که “هم غزه هم لبنان، جانم فدای ایران” »

اما اگر باز هم نگاهی دقیق تر به این متن بیاندازیم و به جمله کامل کدیور نگاه کنیم متوجه می شویم که نظر کدیور بر این بوده که مسائل ایران بر مسئله فلسطین اولویت دارد. «نظر جنبش سبز در مورد اسرائیل این است که اولویت اول ما (هرگز پرداختن به مسائل خارج از ایران نیست) این را بارها هم آقای موسوی ذکر کرده هم دیگر رهبران جنش سبز؛ مردم هم در خیابان های ایران فریاد زدند که “هم غزه هم لبنان، جانم فدای ایران”، این خواست اصلی مردم ایران است نه مسائل دیگر. منظور این است که اولویت جنبش سبز مسئله ایران است. آقای احمدی نژاد “اگر” رئیس جمهور باشد، رئیس جمهور ایران است نه رئیس جمهور لبنان یا رئیس جمهور فلسطین. زمانی که به سازمان ملل می رود باید در درجه اول از حقوق ملت ایران دفاع کند، حال آنکه می بینیم تعداد مواردی که به مسئله لبنان یا فلسطین پرداخته بیش از مطالبی است که در مورد ایران ذکر کرده است.» این متن شبه ای در اولویت مسائل ایران بر همه مسائل دیگر از جمله مسئله خاورمیانه و اعراب و اسرائیل باقی نمی گذارد.

– لغت نامه «فرهنگ معاصر فارسی» برای واژه «انتقاد» دو معنا را برگزیده است. یکم انتقاد را «عمل یا فرآیند نشان دادن خوبی ها و بدی های چیزی » می داند و در معنای دوم انتقاد را به عنوان عملی برای « عیب جویی، خرده گیری و بد گویی» بیان می کند. در غالب این نقد ها که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بیان شد کدیور را «متوهم» و «دروغگو» خواندند و او را متهم به «قلب واقعیت»، «مصادره جنبش» و «خودی و غیرخودی» کردن جنبش سبز کردند و در فضایی به شدت آلوده و توطئه انگار انبوهی از دشنام ها و فحاشی ها را نثار او کردند. حال اگر اصل تنوع و تکثر در جنبش سبز را بپذیرم با توجه به اینکه در متن بالا منظور دکتر کدیور کاملا مشخص است، آیا نقدی بر این صحبت وارد است ؟ تا آنجا که من می فهمم اکثر مردم در راهپیمایی های اعتراض آمیز یک سال گذشته و به ویژه بعد از روز قدس شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» را سر می دادند و این نقد به آقای کدیور وارد است که می توانستند جمله خود را این چنین بیان کنند که « مردم هم در خیابان های ایران فریاد زدند که “هم غزه هم لبنان، جانم فدای ایران” » اما این امر به هیچ وجه توجیه کننده این دشنام ها نبود. چرا که اولا اقلیتی هم شعار «هم غزه هم لبنان، جانم فدایی ایران» را سرمی دادند و ثانیا بخشی از اعضا جنبش سبز به ویژه رهبری آن موضع شفافی نسبت به سیاست ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه و سیاست دولت اسرائیل دارند و این حق برای آنها محفوظ است که به بیان عقاید خود بپردازند و سخنگوی بخشی از سبز ها در این رابطه باشند. ثالثا چگونه می شود تجاوز به حقوق ملی و حق تعیین سرنوشت ملتی در ایران غیر قابل دفاع باشد و در لبنان و فلسطین قابل دفاع ؟ اگر چه دفاع از حقوق ملتهای تحت ظلم امر قابل دفاعی است اما نیاید از خاطر دور داشت که اولویت با مسئله ایران است. همان طور که میر حسین موسوی در دوران کارزار انتخاباتی خود بیان می کرد «ما زمانی می توانیم از آرمان های فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم»

کدیور در توضیحی در این باره اعلام داشت «اولویت ایران بر فلسطین استراتژی جنبش سبز است» و ضمن تایید این که در روز قدس جمعی از مردم شعار «نه غره نه لبنان، جانم فدای ایران» سر دادند اما این شعار را «سلبی» خواند و شعار «ایجابی» را «سازگار با موازین اخلاقی و معیارهای اسلامی است و مورد حمایت رهبران جنبش سبز» دانست.

– غالب نقدی های وارده از آن دست که در بالا آمد دو مشکل بنیادین وجود دارد.

یکم. این نقد ها غیر اخلاقی است. استفاده از زبان ناپاک، دشنام و فحاشی مقایر با حداقل اخلاق نقادی است. هیچ توجیهی برای به کار بردن این واژه قابل قبول نیست. در این باره هم بکاربرندگان این واژه ها و هم نشردهندگان آن مسئول هستند و بهتر است پاسخ دهند چه دلیلی برای به کار بردن این واژه ها وجود داشته است.

دوم. این نقد ها غیر مسئولانه است. آزادی مسئولیت به بار می آورد. نمی توان به صورت غیر مسئولانه از حق آزادی بیان استفاده کرد. هیچ منطقی نمی پذیرد که آزادی دشنام گویی و فحاشی حق مسلم هر فرد است ! بنا بر این مهم می تواند این قضیه را می توان چنین تشریح کرد که اکثر این نقد ها در فضای مجازی بیان شده و یا توسط تارنما های مستقر در خارج از ایران منتشر گردیده است. آنانی که در ایران هم بودند تصور بر این است که حداقل امنیتی برای بهره بردن از حق آزادی بیان، حداقل در این مورد خاص را دارا بودند. اما این ماجرا نشان داد بسیاری از این افراد و سایت ها به صورتی کاملا غیر مسئولانه برخورد کردند و این مهم را که باید در برخورد با مسئله آزادی بیان مسئولانه برخورد کرد را خدشته دار کردند.

– اخلاق در جنبش سبز نقشی بی بدیل دارد. از شعار های محوری مردم «دروغ ممنوع» بود و «ادب مرد به ز دولت اوست» اصلی برای مردم تصور می شد. همگان به اتقاق به این امر اذعان دارند که اخلاق مسئله ای فراموش شده در ایران است. زیاد هم در رابطه اخلاق با سیاست شنیده ایم. فراموش هم نکرده ایم که «دولت اخلاقی» که از وعده ای دولت سبز بود و در تمام حوادث تلخ پس از انتخابات با سقوط اخلاق مواجه بودیم. اخلاق جمعی و فردی رابطه مستقیمی با ساخت قدرت در ایران دارد و به درستی در منشور پیشنهادی جنبش سبز بر «احیای اخلاق » تاکید شده و بیان شده که «با کمال تاسف باید اذعان کرد که اتخاذ سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمایه اجتماعی در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاکید بر ضرورت احیای اخلاق به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران، در مبارزات خود برای اجرای حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقی پایبند خواهد بود.»

اگر چه در طول یک سال اخیر «در مبارزات برای اجرای حقوق ملت» جنبش سبز کارنامه قابل قبولی در «پایبندی به اصول اخلاقی» داشته اما این رویداد و مسائلی از این دست بار دیگر به ما یادآوری می کند هنوز راهی بسیار طولانی و دشوار برای نهادینه کردن و احیایی اخلاق فردی و اجتماعی در پیش روی ماست.

منبع: ادوار نیوز