پرسش: وقتی گفته می شود: زندگی دنیوی آکنده از لذتها و رنجهاست، اذعان به این نکته بدیهی است که لزوما فرزند انسان رنج خواهد کشید. در قرآن هم می گوید: “لقد خلقنا الانسن فی کبد” و یا درباره دنیا به آدم هشدار می دهد اگر به شجره ممنوعه نزدیک شوی، “فتشقی” به رنج و زحمت می افتی!
حالا کدام اصل اخلاقی می خواهد این سوال اخلاقی را پاسخ گوید: “آیا رواست که با بچه دار شدن باعث رنج یک انسان شویم؟”
پاسخ: نگاه اسلام و قرآن به انسان و جهان بدبینانه نیست و هرگز به هیچ وجه من الوجوه نمی توان به اسلام و قرآن نسبت داد که زندگی چیزی جز رنج کشیدن نیست و در نتیجه بچه دار شدن به رنج انداختن انسان دیگری است و اصل هم رنج نکشیدن است پس اخلاقی این است که بچه دار نشویم! این گونه توجیهات، مغالطات بی پایه ای است که مطلقا از هیچیک از تعالیم اسلامی بدر نمی آید، خلاف قران و متعارض با سنت نبوی است و بعلاوه چنین نگاهی غیراخلاقی است.
اولا قرآن کریم محدویتهای انسانی را برشمرده است خلقت و سرشتی در ضعف (نساء ۲۸)، عجله (انبیاء ۳۳)، هلع و حرص (معارج (۱۹) و در رنج (بلد ۴). حال آیا معنای این آیات این است که انسان فاقد هرگونه قوت، صبر، مناعت و لذت است!؟ و اینگونه امور (قوت و صبر و مناعت و لذت) برای انسان محال است؟ و یا آدمی هرگز به آنها دست نمی یابد؟ اگر چنین است احسن تقویم بودن خلقت انسان(تین ۴) بی معنی و عبث خواهد بود.

معنای خلقت در رنج، غلبه رنج بر حیات آدمی نیست، معنایش محفوف بودن همه خیرات و مطلوبات دنیوی با مشقت و رنج است و اینکه هیچ خیری را نمی توان راحت بدست آورد. حدیث «حفت الجنة بالمکاره و حفت النار بالشهوات» (بهشت با آنچه کراهت داریم پوشیده شده است و جهنم با آنچه می پسندیم و تمایل داریم» از انچه کراهت داریم رنج می کشیم. «لقد خلقنا الانسان فی کبد» بیان دیگر آیه ۶ سوره انشقاق است: «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه» (ای انسان تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت رهسپاری و او را ملاقات می کنی). ابتلای قرآنی معنایی جز آزمایش دشوار و رنج اور آدمی ندارد.

اما برای درک معنای آیه ۱۱۷ سوره طه «فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ » (پس گفتیم ای ادم این[ابلیس] دشمن تو و همسرت است، پس نکند که شما را از بهشت اخراج کند پس به زحمت و رنج خواهی افتاد) شش آیه بعد (طه ۱۲۳) را هم باید دید:«قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ» ([خداوند] فرمود: «هر دو از آن [بهشت] فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود. ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می شود، و نه در رنج خواهد بود) آنان که هدایت الهی را می پذیرند از این رنج رهایی خواهند یافت.بنابراین انسان شناسی قرآن غلبه رنج برحیات آدمی را برنمی تابد.
ثانیا قران کریم آدمیان را به ازدواج تشویق کرده و از اینکه از ترس فقر فرزندانشان را بکشند بشدت نهی کرده است (انعام ۱۵۱ و اسراء ۳۱). پرهیز از فرزند دار شدن هرگز قابل استناد به قرآن نیست.
ثالثا از مسلمات سنت نبوی تشویق به ازدواج و فرزنددار شدن است «تناکحوا تناسلوا فانی اباهی بکم الامم یوم
القیامة» ازدواج کنید و بچه دار شوید، من در قیامت به شما امتم مباهات خواهم کرد.
اینکه حیات فرزند را آکنده از رنج بدانیم پس فرزند دار نشویم فاقد پایه فلسفی و اخلاقی و از اساس ویران است.
موفق باشید
محسن کدیور