پرسش اول: در مورد بخش پیروی از شرایع دیگر سوالی داشتم.
آیه ۳۰ سوره توبه می گوید که اهل یهود و نصارا مانند کافران سخن می گویند و خداوند آنها را بکشد. یهود عزیر را و نصارا مسیح را پسر خدا می نامند و به همین جهت مانند کافران هستند. این آیه با آیات ۴۳ تا ۴۸ سوره مائده در تناقض است. لطفا توضیح دهید.

پاسخ:
آیه‌ی ۳۰ سوره‌ی توبه در مقام بیان برخی دعاوی باطل یهودیان و مسیحیان از قبیل پسر خداوند بودن عزیر یا عیسی است، ادعاهایی که نه سخن خداوند است نه سخن پیامبرانشان موسی و عیسی علیهما السلام و شبیه دعاوی کافران است.
اما آیات ۴۳ تا ۴۸ سوره‌ی مائده گزارشی از متون تورات و انجیل واقعی است که نور و هدایتند و خالی از دعاوی باطل برخی پیروانشان هستند. باور به رسالت موسی و عیسی علیهما السلام و الهی بودن تورات و انجیل از اعتقادات قرآنی ما مسلمانان است.
بنابراین بین دو دسته از آیات تناقضی نیست، چرا که آیه‌ی توبه گزارشگر برخی  باورهای ضد تورات و ضد انجیل مسیحیان و برخی یهودیان است، حال انکه آیات مائده گزارشگر سیمای واقعی این دو کتاب الهی است. تناقض موضوع مشترک میخواهد. موضوع  این دو دسته آیات متفاوتند

پرسش دوم:
تورات و انجیل در زمان ظهور اسلام تحریف شده بود یا خیر؟
اگر تحریف شده بود پس ارجاع خداوند به آن کتب در آیات سوره مائده چه توجیهی دارد؟
اگر تحریف نشده بود پس چه زمانی دقیقا تحریفات وارد این کتب شده است؟
در مورد انجیل هم باید گفت که خود حضرت عیسی آن سخنان را جمع آوری نکرده بلکه توسط حواریون جمع آوری شده است که به همین دلیل اناجیل مختلفی وجود دارد. خداوند به کدام انجیل مسیحیان را ارجاع داده است؟
آیا از این آیات سوره مائده می توان پلورالیزم را استخراج کرد؟ ( حقانیت تمام ادیان الهی در زمان ظهور اسلام )
پاسخ:
الف. خداوند در قرآن حداقل در چهار موضع به تحریف تورات اشاره کرده است: بقره ۷۵، نساء ۴۶ و مائده ۱۳ و ۴۱. در حداقل چهار موضع هم اهل کتاب به کتمان حق یا کتمان ما انزل الله، دین فروشی و باطل خواری متهم شده اند: بقره ۱۴۶، ۱۵۹ و ۱۷۴ و مائده ۱۶۱ ، که عبارت دیگری از تحریف است و عموم آن یهودیان و مسیحیان را در بر می گیرد.
درباره آنچه مسیحیان با کتاب آسمانی خود کرده اند مشخصا آیات ۱۴ و ۱۵ سوره‌ی مائده قابل ذکر است:
وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّـهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ ۚ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ
ترجمه: و از كسانى كه گفتند: «ما نصرانى هستيم»، از ايشان [نيز] پيمان گرفتيم، و[لى‌] بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش كردند، و ما [هم‌] تا روز قيامت ميانشان دشمنى و كينه افكنديم، و به زودى خدا آنان را از آنچه مى‌كرده‌اند [و مى‌ساخته‌اند] خبر مى‌دهد. اى اهل كتاب، پيامبر ما به سوى شما آمده است كه بسيارى از چيزهايى از كتاب [آسمانى خود] را كه پوشيده مى‌داشتيد براى شما بيان مى‌كند، و از بسيارى [خطاهاى شما] درمى‌گذرد. قطعاً براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است
دو عبارت «فنسوا حظا مما ذکروا به» و «کثیرا مما کنتم تخفون» ناظر به این است که مسیحیان بسیاری از آیات الهی را در کتابشان مخفی کرده اند، و عهد الهی را فراموش کرده اند. البته لسان قرآن در تحریف تورات بسیار صریح تر از انجیل است
آیه ی ۶ سوره‌ی صف با صراحت آیه‌ی محذوف کتاب عیسی مسیح درباره ی نام پیامبر بعدی احمد را یادآور شده است .
ب. بر اساس آیات فوق می توان  ادعا کرد که قرآن کریم تورات و انجیل موجود در عصر بعثت پیامبر اسلام را «فی الجمله» متفاوت با دو کتاب الهی نازل شده به موسی و عیسی  معرفی می کند، به عبارت دیگر آن دو کتاب الهی را دستخوش تحریف در برخی مواضع (و نه تحریف در همه‌ی مواضع) دانسته است.
ارجاع اهل کتاب به عمل به تورات و انجیل ارجاع ایشان به مواضع تحریف نشده‌ی کتابهای مقدس است و قران هرگز مدعی تحریف «بالجمله» (یا تمام مواضع) آن دو کتاب آسمانی نشده است. مواضع تحریف نشده‌ی تورات و انجیل به تعبیر آیه‌ی ۴۶ سوره ی مائده «نور و هدایت و موعظه» است.
ج. قرآن کریم زمان تحریف  کتابهای پیامبران پیشین را مشخص نکرده است، اما یقینا این تحریف قبل از ظهور اسلام و نزول قرآن صورت گرفته است، آنچنانکه تحریف تورات نیز قبل از بعثت عیسی مسیح واقع شده است.
اگرچه قرآن کریم به برخی جزئیات نزول تورات اشاره کرده است (آیات ۱۴۵ و ۱۵۴ سوره ی اعراف) و درباره‌ی نزول خود قران نیز حاوی نکات متعددی است (شعراء ۱۵۹، نجم ۱۸-۱، تکویر ۲۱ و عبس ۱۶) به جزئیات نزول انجیل طی ۱۲ بار نام بردن در قرآن (آل عمران ۳، ۴۸ و ۶۵ و مائده ۴۶، ۴۷، ۶۶، ۶۸، ۱۱۰ و۱۵۷ ، توبه ۱۱۱ و فتح ۲۹) اشاره ای نکرده است. تنها متذکر شده است که:
وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ (آل عمران ۴-۳)
تورات و انجيل را پيش از آن براى رهنمود مردم فرو فرستاد.
وَقَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ (مائده ۴۶)
و عيسى پسر مريم را به دنبال آنان [پيامبران ديگر] درآورديم، در حالى كه تورات را كه پيش از او بود تصديق داشت، و به او انجيل را عطا كرديم كه در آن، هدايت و نورى است و تصديق‌كننده توراتِ قبل از آن است، و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است.
د. انجیل معرفی شده در قرآن همانند تورات و قرآن انزال از جانب خداوند است  و این با دانسته های بشری ما متفاوت است: حداقل از اواخر قرن اول میلادی چهار انجیل لوقا، مرقس، متی و یوحنا در میان مسیحیان بوده و این اناجیل شبیه کتب سیره پیامبر اسلام در میان مسلمانان بوده است، اناجیل لزوما تمام آن وحی الهی نبوده، بلکه گزارش وحی الهی نیز در آنها هست. مسیحیان حجاز در عصر نزول هم باور مشابه دیگر مسیحیان درباره‌ی اناجیل خود داشته اند
برخی مستشرقان قرآن پژوه با توجه به روایت قرآن از اناجیل و اصالت قائل شدن برای اناجیل اربعه‌ بر قرآن تاخته اند. مقایسه‌ی روایت قران از انجیل و باور مسیحیان نیازمند تحقیقی گسترده است، که امیدوارم در آینده نتیجه‌ی آنرا منتشر کنم، اجمالا می توان گفت انجیل به معنای بشارت می تواند اسم جنس باشد و اشاره به کتاب مقدس مسیحیان، اما اینکه یکی است یا چهار، قرآن ساکت باشد، مشکل وقتی تثبیت می شود که انجیل عَلَم (اسم خاص) باشد، اما استعمال آن به عنوان اسم جنس شبیه این است که گفته شود در «سیره» چنین نوشته شده است، معنیش این نیست که ما یک کتاب سیره داریم، بلکه مقصود بیان مطلب در یکی ازکتب سیره است
اما اینکه برخی از مواضع همین اناجیل گزارش وحی الهی به عیسی است قابل انکار نیست، نسبت انزال به انجیل اشاره به همین مواضع دارد نه همه مواضع اناجیل. این شیوه بیان در قرآن سابقه دارد، به عنوان مثال «انا انزلناه فی لیلة القدر» (قدر ۱) یا «انا انزلناه فی لیلة مبارکة» (دخان ۲) یا «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» (بقره ۱۸۵) آیا معنایش انزال همه آیات قرآن در شب قدر یا ماه رمضان است؟ یا اینکه اگر برخی آیات در این زمان نازل شده باشد برای صدق نزول در این شب یا ماه کافی است؟ بخصوص اگر برای نزول قرآن تعدد قائل نباشیم؟ به عبارت دیگر قران یا انجیل به پاره های این کتب هم اطلاق می شوند.
ه.  از این آیات سوره ی مائده بلکه از آیه‌ی ۶۲ سوره ی بقره می توان «شمول گرایی» استخراج کرد
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
در حقيقت، كسانى كه [به اسلام‌] ايمان آورده، و كسانى كه يهودى شده‌اند، و ترسايان و صابئان، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بيمى بر آنان است، و نه اندوهناك خواهند شد.
شمولگرایی به معنای این است که باور به یک دین به عنوان دین حق مانع از شمول رستگاری بر دیگر ادیانی که با این دین در سه محور اصلی نقاط مشترک دارند نیست، نظریه ی مقابل شمول گرایی «انحصارگرایی» است که تنها «دین من و مذهب من!» عامل رستگاری است و دیگر ادیان مطلقا باطل و پیروان آنها محروم از رستگاری هستند. کثرت گرایی یا پلورالیسم به معنی تقسیم علی السویه رستگاری بین همه ادیان  است. من پلورالیسم دینی را قابل انتساب به قران کریم نمی دانم.

موفق باشید
محسن کدیور