سوالی داشتم در خصوص تعدد زوجات حضرت رسول و ائمه. برای اینجانب تعداد بالای زوجات این بزرگان هیچ توجیهی ندارد. بخصوص در مورد بعضی از ائمه از جمله امام موسی کاظم (ع).  آیا این حدیث نبوی سندیت دارد : از دنیای شما سه چیز را دوست دارم. نماز، زن و عطر. آیا کسی که این قدر به زن علاقه دارد  توان انتقال پیام وحی را دارد؟ آیا قابل اطمینان است؟ در مورد سایر ائمه نیز به همین منوال.

 

پاسخ:
یک. قبل از اسلام هر مردی می توانست با زنان متعددی بدون هر گونه حصری همزمان ازدواج کند. اسلام در نخستین گام در آیه‌ی ۳ سوره‌ی نساء اولا ازدواج همزمان هر مرد را به شرط برقراری عدالت محدود به چهار زن کرد، ثانیا ازدواجهای پیامبر را را نیز در آیه‌ی ۵۲ سوره‌ی احزاب مطلقا متوقف کرد.

دو. ازدواج تک همسری حکم ثابت اسلام است. تعدد ازواج از احکام موسمی متناسب با شرائط زمانی مکانی عصر نزول بوده است و تداوم آن جز در شرائط اضطراری آن هم جز با اذن همسر نخست میسر نیست.

سه. پیامبر در ۲۵ سالگی برای نخستین بار با خدیجه بیوه ای که ۱۵ سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد و تا وفات خدیجه در سال ۱۰ بعثت در سن ۶۵ سالگی به مدت ۲۵ سال یک همسر بیشتر نداشت، یک سال بعد ایشان با سودة بنت زمعة بیوه‌ی ۳۵ ساله مهاجر به حبشه ازدواج می کند. در دوران مکه پیامبر همواره یک همسر بیشتر نداشته است.

چهار. در دوران مدینه پیامبر با ۹ زن ازدواج می کند، یک دوشیزه (عایشه بنت ابی بکر ظاهرا ۹ ساله)، یک مطلّقه (زینب بنت جحش ۴۰ ساله)، و ۷ بیوه. از این بانوان دو نفرشان جوانند حفصه بنت عمر بیوه‌ی ۱۸ ساله وصفیه بنت حی بیوه‌ی ۱۷ ساله. سه نفرشان نیز در زمان ازدواج دهه های ۳۰ و ۴۰ عمرشان را می گذراندند: جویریه بنت حارث بیوه‌ی ۳۰ و چند ساله، ام حبیبه (رمله بنت ابی سفیان) بیوه‌ی ۳۰ و چند ساله، ام سلمة (هند بنت مغیرة) بیوه‌ی ۴۰ و چند ساله. از سن دو نفر از این بانوان هم بی خبریم: زینب بنت خزیمه بیوه‌ای که در زمان حیات پیامبر از دنیا می رود و میمونه بنت عباس بیوه ‌ای دیگر. دو کنیز هم در زندگی ایشان دیده می شوند: ریحانه و ماریه‌ی قبطیه. به هر حال پیامبر در زمان وفات ۹ همسر داشته است.

پنج. دلیل اصلی این ازدواجها که در ده سال آخر حیات پیامبر بین ۵۳ تا ۶۳ سالگی ایشان در مدینه اتفاق افتاده است، وحدت قبائل عرب در آن زمان دانسته شده است. ازدواج در آن دوران تنها عقد دو نفر نبود، عقد دو قبیله و طایفه هم بود. با هر یک از این ازدواجها قبیله و طایفه و عشیره‌ای به امت اسلام افزوده می شد. واقعا هیچیک از این زنان از قبیله و عشیره‌ی واحدی نبودند. اکثر این زنان با درخواست خودشان یا خانواده‌شان یا قبیله و عشیره‌شان با پیامبر ازدواج کردند. ازدواج با پیامبر افتخار بزرگی بود که طالب فراوان داشت. یقینا غرض اصلی اکثر این ازدواجها امر جنسی نبوده است. هر چند ازدواج با حداقل یک دختر نوجوان یا دو بیوه‌ی جوان را نیز نمی توان انکار کرد.

شش. ازدواجهای پیامبر در عصر خود وی امری غیرمتعارف شمرده نشده است. بسیاری از مردان با تعدد زوجات زندگی می کردند. در زندگی آنها نیز همزمان چندین زن اعم از آزاد و کنیز بوده است. تنها تفاوت تعداد زنان آزاد همزمان بین پیامبر و دیگر مردان است.

هفت. اگر چه پیامبر در تعداد زوجات از امتیاز بیشتری نسبت به دیگر مردان برخوردار بوده، اما موازی آن تکالیف بیشتری هم در حوزه‌ی عبادات نسبت به دیگران دارد. به عنوان مثال قیام لیل و صلوة وتر برای همگان مستحب است، اما برای پیامبر واجب است، چنین تکلیف شاقی با عیش و نوش مباح شبانه جمع نمی شود. رسیدن به «مقام محمود» تهذیب نفس سنگینی می طلبیده است. خدا بهتر از ما می داند رسالتش را کجا قرار دهد: اللَّـهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ (انعام ۱۲۴). در این که محمد امین وحی الهی بوده است کمترین تردیدی برای یک مومن نیست.

هشت. آنچه ما از زندگی خصوصی پیامبر درک می کنیم این است که او بشری بوده است مانند بقیه‌ی انسانها. زهد و عبادت او باعث نشده لذات مباح و حلال زندگی را به کناری نهد.

نُه. من برای ازدواجهای پیامبر در مدینه توجیهی ندارم. آن را جزء اسوه بودن ایشان نیز نمی دانم. بیش از آنچه که گذشت، اگر حکمتی در آن بوده ورای دانش اندک من است. اگر امکان پرسش از ایشان داشتم از خود آن حضرت می پرسیدم: یا رسول الله آیا امکان نداشت وحدت امت اسلام را از طرق دیگری تأمین بفرمائید و در چنین امری همان سقف تکلیف عمومی مسلمان را رعایت نمائید.

ده. متن حدیث مورد نظر این است: “حبّب إليّ النساء والطيب وجعلت قرّة عيني في الصلاة”. (حُبّ زن و عطر به دلم انداخته شده، اما نورچشمم در نماز قرار داده شده است.)
این حدیث در اهل سنت از دو طریق روایت شده است: اول، أحمد في مسنده، وأبو يعلى في مسنده، والبيهقي في السنن الكبرى، والطبراني في الأوسط، والضياء المقدسي في المختارة، وابن سعد في الطبقات الكبرى، وابن عدي في الكامل، والعقيلي في الضعفاء، وابن أبي حاتم كلهم من طريق سلام أبو المنذر عن ثابت البناني عن أنس مرفوعاً.
دوم، النسائي في السنن الكبرى، والحاكم في مستدركه من طريق سيار بن حاتم ثنا جعفر بن سليمان عن ثابت عن أنس.
از شیعه شیخ صدوق آنرا در کتاب خصال خود با دو سند از انس نقل کرده است (ج۱ ص ۷۹).
سند حدیث در اهل سنت مختلفْ فیه و در شیعه ضعیف است. به هر صورت خبر واحدی است که جز انس از پیامبر (ص) نقل کرده است و انتساب آن به پیامبر قطعی نیست. مفاد آن نیز بدون تاویل با آیاتی از قبیل زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ۗ ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَاللَّـهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (آل عمران ۱۴) سازگار نیست.

یازده. به برخی ائمه نیز داشتن همسران بسیار اعم از آزاد و کنیز نسبت داده شده است از قبیل امام حسن مجتبی (ع) و امام موسی کاظم (ع). این نقلهای تاریخی نیازمند بررسی و تحلیل انتقادی است. بر فرض صحت این گونه نقلها این شیوه‌ی زندگی خصوصی ائمه در زمان و مکانی دیگر بوده، که توصیه ای به تأسّی به آن نیست. اما در عین حال زهد و عبادت ایشان نیز قابل انکار نیست.
دوازده. به نظر می رسد باید در الگوی مسیحی زهد تجدید نظر کرد. زهد اسلامی با داشتن خانواده‌ی متعارف قابل جمع است.
موفق باشید
محسن کدیور