۱- لطفا نظر خودتان را در مورد «امر به معروف و نهی از منکر» بفرمایید. اینکه در آن از عبارت «امر به معروف» استفاده شده و نه «امر به مشروع» یا «امر به حلال» آیا به این معناست که منظور شارع صرفا توصیه و آگاه کردن افراد در مورد اعمال و رفتارهایی است که در نزد جامعه به لحاظ اخلاقی پسندیده هستند؟ و اینکه در مورد «نهی از منکر» از «نهی از حرام» یا «نهی از نامشروع» استفاده نشده است به معنای گوش‌زد کردن و آگاه کردن افراد در مورد اعمال و رفتارهایی است که در نزد جامعه به لحاظ اخلاقی ناپسند هستند؟

پاسخ: در مفردات راغب (معتبرترین کتاب لغت قرآنی) «معروف» اینگونه تعریف شده است: «والمعروف اسم لكل فعل يعرف بالعقل أو الشرع حسنه، والمنكر ما ينكر بهما» و در توضیح «عرف» آمده است: «والعرف المعروف من الاحسان وقال: (وأمر بالعرف)». بر این اساس معروف یعنی آنچه عقل یا شرع آنرا حسن بدانند و منکر یعنی آنچه عقل یا شرع آنرا قبیح به حساب آورند. در آیه‌ی شریفه مراد از عرف احسان است.
در قرآن کریم ۳۶ بار از واژه معرف و یک بار از واژه‌ی عرف استفاده شده است. از این استعمالها ده بار در مورد طلاق و ده با نیز در دیگر امور مرتبط با بانوان است. در مباحث وصیت، ارث، قصاص، صدقه، بلوغ، منافقین و سخن گفتن نیز یازده بار این واژه به چشم می خورد. امر به معروف و نهی از منکر در هشت جای قرآن امده است: آل عمران (۱۰۴، ۱۱۰ و ۱۱۴)، اعراف ۱۵۷، توبه ۷۱ و ۱۱۲، حج ۴۱ و لقمان ۱۷. واژه مشروع مطلقا در قرآن استعمال نشده و حلال نیز متعلق امر قرار نگرفته است.
امر به معروف یعنی دعوت به کار درست عقلی یا شرعی و نهی از منکر یعنی بازداشتن از کار نادرست عقلی یا شرعی. به عبارت دیگر کلیه‌ی واجبات و محرمات مسلّم شرعی به ترتیب جزء معرف و منکر هستند، همچنانکه کلیه اموری که عقلا پسندیده یا ناپسند محسوب می شوند نیز به ترتیب در زمره‌ی معروف و منکر  قرار می گیرند. لذا منحصر کردن معروف و منکر به واجبات و محرومات منصوص شرعی صحیح نیست. ملازمات عقلیه اعم از مستقلات و غیرمستقلات عقلیه نیز جزء معروف و منکر مورد بحث در فریضه‌ی شرعی امر به معرف و نهی از منکر محسوب می شوند. آنچه در جوامع مختلف به لحاظ اخلاقی پسندیده یا ناپسند محسوب می شوند نیز «با رعایت ضوابطی» در زمره‌ی معروف و منکر مورد نظر محسوب می شوند.
۲- شیوه و مراتب «امر» و «نهی» در این فریضه از نظر شما چگونه است؟
پاسخ: در اندیشه‌ی سنتی مراتب سه گانه‌ی قلبی، زبانی و یدی به نحو ترتب پیش بینی شده است، به این معنی که اگر مرتبه‌ی ادنی موثر باشد نوبت به مرتنبه‌ی بعدی نمی رسد و مرتبه‌ی اخیر نیز مجوز خاص شرعی می خواهد و اقدام سرخود در آن جایز نیست.
به طور کلی می توان از هر وسیله‌ی مباح و مجاز برای تشویق به معروف و دور نگاه داشتن از منکر استفاده کرد و در این زمینه هیچ محدودیتی به جز مباح بودن وسیله و امکان تاثیر نیست. استفاده از زور تنها به معنی جواز قیام علیه دولتهای جائر و موارد مشابه است. هرگونه استفاده از برخورد فیزیکی منوط به اذن دادگاه صالحه (و حاکم شرع در صورت فقدان دادگاه صالحه) است. در زمان دسترسی به دادگاه صالحه هرگونه اقدام فیزیکی خارج از دادگاه حتی با حکم حاکم شرع مجاز نیست.
۳- آیا «امر به معروف و نهی از منکر» با فرض انحصار در مسائل شرعی، شامل آنچه که در نظر فقهای مختلف مورد اختلاف است هم  می شود؟ مثلا فقیهی به استحباب امری معتقد باشد و فقیه دیگر به وجوب آن و…

پاسخ: اولا فرض انحصار در امور منصوص شرعی آنچانکه گذشت صحیح نیست. ثانیا در هر صورت تنها به معروف و منکرهایی می توان امر و نهی کرد که مورد اتفاق عقل یا شرع باشد، یعنی معروف و منکر مسلمات عقلی و شرعی هستند. اگر احتمال بدهیم تارک معروف یا ناهی منکر فعل یا ترک فعلش مستند به فتوایی ولو شاذ باشد مجاز به امر یا نهی نیستیم. اگر در مستند فتوای شاذ یقین به خطای مفتی باشد لازم است قبل از امر و نهی ارشاد جاهل و ایضاح مطلب صورت بگیرد.
۴- در صورتی که قانونی نامشروع (یا مورد اختلاف در میان فقها) تصویب شود واکنش متدینین به آن قانون باید چگونه باشد؟ آیا باید تمکین کنند و به آن احترام بگذارند یا خیر؟

پاسخ: اگر چنین صورتی در نظامی عادل یا دموکراتیک که مجاری قانونی اعتراض پیش بینی شده باشد، به دادگاه قانون اساسی یا نهادهای مشابه آن اعتراض می شود، اگر مسموع نیفتاد در صورتی که مورد اعتراض امر اختلافی باشد، یعنی قانون مصوب مطابق فتوای فقیه جامع الشرائطی باشد، به آن قانون باید احترام گذاشت، در عین اینکه انتقاد قانونی به آن نیز مجاز است. اگر امر مورد اعتراض نقض یکی از مسلمات شرعی باشد، در این صورت بر حسب مورد می توان از طرق مسالمت آمیز مقاومت مدنی و مانند آن استفاده کرد.
در نظامهای غیرعادلانه و غیردموکراتیک متناسب با مقدورات و امکانات مسئله تفاوت می کند.