پرسش:
خداوند در آيه شريفه شصت سوره ي انفال به مسلمين توصيه ميكند كه از هر انچه در توان دارند در مبارزه و نبرد با كفار بكار برند ولازم به ذكر است كه آيه فوق حتي مورد استناد برخي از فقها درجهت توجيه  فعاليتهاي هسته اي قرار ميگيرد. اين در حالي است كه خداوند تبارك وتعالي در سوره مائده آيه ۸ توصيه فرموده كه حتي در حال جنگ و دشمني با گروهي، نبايد از مدار عدالت خارج گشت و  همچنين در آيات ۴۵  الي ۴۸ سوره ي احزاب ،  وظيفه ي پيامبر شاهد ،مبشر، و منذر  ذكر گرديده و نقش و شان وي همچون چراغي روشنايي دهنده توصيف شده  و حتي در آيه  ۴۸ ضمن عدم اطاعت از كفار و منافقين سفارش گرديده كه ازارشان را ناديده گرفته و بر خدا توكل كنيد.  و همچنين آيه ۵۷  سوره ي احزاب خظاب به كساني كه خدا و پيا مبر را آزار داده اند عذاب اخروي وعده داده شده و هيچگونه اشاره اي به مجازات دنيوي نگرديده است. اما بر خلاف ايات فوق در همان سوره ي احزاب به سلسله اياتي بر ميخوريم (۶۰ الي ۶۲) كه صحبت از دستگيري و يا حتي قتل منافقين ميشود كه در ظاهر داراي تضاد با ايات اوليه مي باشد.
حال با مقايسه ايات فوق جاي پرسش دارد  كدامين روش و منش را بايد در شرايط ضرورت بكار بست و آيا تفسير آيات (آيات ۶۰ انفال و ۶۰ الي ۶۲ احزاب) ميتواند  توجيه گر عملكرد حاكميت در برخورد با مخالفين باشند؟

 

پاسخ:
آیات مورد اشاره در فرمان خداوند به پیامبر برای  مواجهه با گروههایی از مردم آن دوران است. تطبیق دورانهای دیگر بر این آیات لازمه اش این است که کسانی خود را جانشین پیامبر و مخالفانشان را نیز مخالفان پیامبر فرض کنند. این تطبیق به غایت خطرناک است. عنوان منافق بار فقهی ندارد و کسی را به اتهام منافق بودن نمی توان به اعدام محکوم کرد. برای همین است که در قانون مجازات اسلامی از چنین واژه ای استفاده نشده و همه مخالفان با عنوان محارب مجازات می شوند! این آیات می تواند آلت دست حکام مستبد برای سرکوب مخالفانشان گردد. تعمیم عصر پیامبر به دیگر دورانها و مجازات کسانی که خداوند آنها را معرفی کرده نمی تواند بر دیگر دورانها با شرائط متفاوت تطبیق شود. مصادیق جواز قتل آن هم توسط محکمه صالحه به دقت در فقه مشخص شده است. تلاوت آیات بدون اشاره به مباحث فقهی مرتبط تنها به درد بحثهای سطحی عوامانه می خورد. مخالفت با هر حکومتی مادامی که عناوین مجرمانه قتل نفس محترمه، سرقت مسلحانه و ایجاد ناامنی (محاربه)، سرقت، اعمال منافی عفت در آن رخ نداده باشد قابل مجازات بویژه مجازات قتل نیست. و هیچ فقیهی چنین فتوایی را مشروع نمی داند.
فایده سکولاریسم اینجا هویدا می شود که مخالفان را با حربه توجیه دینی جایزالقتل نکنید. اگر هم قصد سر به نیست کردن مخالفانتان را دارید حداقل به نام دین نکشید. این گونه توجیههای خشن شرعی در دوران ما کار افراد غیرمتخصصی است که تفسیر قرآن هم نوشته اند در مصر و پاکستان، و برخی مقامات عالیه‌ی ایران هم قبل از انقلاب تفسیر آنها را به فارسی ترجمه کرده و همان فکر خام راهنمای عمل حکومت ما شده است.
خواندن متن خارج از زمینه اش بسیار خطرناک است.
موفق باشید.

۱۱ مرداد ۱۳۹۲