پرسش:

چه مستنداتی در مجموعه آیات، روایات و سنت معصومین وجود دارد که نشان داده باشند، حاکم اسلامی از رای مردم مشروعیت کسب می کند؟ به عبارت دیگر، لطفاً اگر مواردی وجود داشته که معصومین بر خلاف نظر خود، در مواردی رای اکثریت مردم را پذیرفته اند، ذکر کنید. آیا سیره آن ها همیشه بدین منوال بوده است؟

 
پاسخ:

این مقاله را در کتاب دغدغه های حکمت دینی ملاحظه کنید: حقوق سیاسی مردم در اسلام (حق تعیین سرنوشت)
علاوه بر آنچه در گذشته نوشته ام سیاست امری عرفی است. دین نیامده تا به ما سیاست ورزی را بیاموزد. کافی است در این زمینه در متن دین منع و ردعی نباشد که نیست. اینکه در اینگونه امور که جایگاه عقل و تجربه بشری است به دنبال آیه و روایت و سنت و سیره ائمه بگردیم خطای روش شناختی است.
کتاب و سنت منبع سیاست یا حتی فلسفه سیاسی نیستند. تنها به نمونه هایی از این دست اشاره  کرده اند. تکلیف این امور را عقل آدمی باید تعیین کند. ابتدا باید انتظارمان را از دین تعیین کنیم.

 
پرسش

در سخنرانی شما با عنوان «امامت و اعتدال دینی»، گفته اید که دین تابع عدالت است و نه عدالت تابع دین. آیا علاوه بر دلایل عقلی، دلایل نقلی نیز برای این مساله وجود دارد؟ و این تقدم عدالت نسبت به دین، آیا در اثر فقهای مسلمانان سابقه داشته است؟ (اگر هست، لطفا مستندات آن را بفرمایید.)

 
پاسخ:

تقدم عدالت بر دین شعار محوری عدلیه (شیعه و معتزله) بوده است. در اینگونه امور به دنبال دلیل نقلی گشتن اشتباه روش شناختی است. (همچنانکه صحت موازین «علم منطق» نیازمند تایید ادله‌ی نقلی نیست). با این همه مویدات نقلی در این زمینه کم نیست، استقصای آنها مجالی دیگر می طلبد.
فقهای سلف اگرچه در اصول فقه خود در باب مستقلات عقلیه در این زمینه اشاراتی دارند، اما در استنباطهای فقهی خود متاسفانه به آن نپرداخته اند.

۴ مهر ۱۳۹۲