پرسش: چرا شما در کتابتان درباره آقای شریعتمداری به اسناد ساواک منتشره درباره ایشان و نیز کتاب پرویز ثابتی از ماموران ساواک و خاطرات چهره های دربار پهلوی و محاکمه  کودتای قطب زاده و نوژه استناد نکرده اید؟

پاسخ:
یک. موضوع کتاب «اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب» مسئله‌ای به غایت محدود بوده: ممانعت از اعزام به بیمارستان بیمار سالمند سرطانی به مدت حدود چهار سال. اثبات یا نفی کودتا موضوع کتاب نبوده است. من حتی بر فرض کودتاچی بودن آن مرحوم بحث را پیش برده‌ام. متهم کردن فردی به چنین اتهاماتی وقتی شرعا و قانونا رواست که اولا متهم در دادگاهی صالحه با حضور هیات منصفه با برخورداری از حق داشتن وکیل و با رعایت آئین دادرسی محاکمه شده باشد. کدام یک از این موارد رعایت شده است؟! متهم کتبا چند بار این اتهامات را رد کرده است.

دو. کتب ماموران ساواک و رجال رژیم طاغوتِ قبل از انقلاب و اسناد ساواک که به طور گزینشی توسط مراکز وابسته به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در داخل  یا خارج کشور منتشر شده یا می شوند، تا با منبع مستقلی تایید نشود قابل اعتماد نیستند. متاسفانه جمهوری اسلامی تاریخ سازی بر خلاف واقع به زیادت و نقصان و حذف اسناد مرتبط را پیشه‌ی خود کرده است.

سه. اقاریر متهمان جمهوری اسلامی ایران که علی الاغلب زیر شکنجه و فشار و بدون رعایت آئین دادرسی اخذ شده اند تا با منبع مستقلی تایید نشوند به دلیل عدم رعایت موازین شرعی و قانونی و حقوق بین الملل به تنهایی قابل استناد نیستند.

***

پرسش: یک انتقاد به شما آن است که از فقیهی حمایت و جانبداری می کنید که در قضیه مهدی هاشمیِ جنایت کار  از او حمایت کرد، با اینکه خود مهدی هاشمی اذعان داشت که از ساده لوحی اقای منتظری سوء استفاده کرده است.

پاسخ:
اولا اعترافات اخذ شده در زندان و زیر شکنجه به فتوای علمای شیعه (به استثنای آقای خامنه ای) فاقد اعتبار شرعی و به اتقاق قاطبه حقوقدانان فاقد اعتبار حقوقی است. برای نمونه به فتوای آیت الله وحید خراسانی (پدر زن رئیس قوه قضائیه) مراجعه فرمائید. مطلبی را که به فرد یادشده نسبت داده اید جزء اقاریر وی در چنین شرائطی است.
ثانیا درباره نظرات مرحوم آیت الله منتظری درباره قضایای مهدی هاشمی به کتاب خاطرات ایشان فصل دهم ص ۵۹۷ به بعد و کتاب واقعیتها و قضاوتها که به طور آنلاین در وبسایت ایشان موجود است مراجعه فرمایید.

موفق باشید.

۱۷ دی ۱۳۹۲