پرسش: لطفا در مورد مقولاتی چون کنیز و برده و کشتار یهودیان و …بفرمایید این مقولات که امروز در تقابل با اخلاق و حقوق بشر است چگونه قابل توضیح و توجیه است؟ آیا این بدان معنا نیست که دین در برخی زمانها و موارد میتواند غیر اخلاقی باشد؟

پاسخ: در مورد برده داری به مقاله برده داری در اسلام معاصر در کتاب حق الناس
و برای کشتار یهودیان به اینجا مراجعه فرمائید.
مسائل را باید در متن زمانی مکانی خود خواند و درک کرد. مطابق عقلانیت ۱۴ قرن قبل برده داری و کشتن در میدان جنگ غیراخلاقی نبوده است. اسلام هرگز امور غیراخلاقی را تجویز نکرده و نمی کند. امر دینی با اخلاق تلازم دارد. به مقاله از اسلام تاریخی به اسلام معنوی در کتاب حق الناس مراجعه فرمائید. ***

پرسش: در پاسخ مربوط به کنیز و برده و… فرمودید باید احکام و اجرای آنها را در زمینه تاریخی و فرهنگی خود باید دید.پرسش بنده به عنوان یک مسلمان این است که آیا این گونه نگاه تاییدی بر نسبیت اصول اخلاقی نیست؟ اینکه احکامی در یک زمان اخلاقی است و در زمان دیگر خیر.از شخصیت بزرگواری چون پیامبر انتظار میرود بر اساس ارتباط با منبع وحی به برابری انسانها اعتقاد داشته باشد نه اینکه خود کنیز داشته و برده داری را به نوعی تایید کند. از آن گذشته به نظر میرسدنظرات جنابعالی از لحاظ تاریخی مورد تایید نیست .به عنوان مثال مکتب رواقی در یونان پیش از میلاد بر اساس برابری انسانها و برابری حقوقی بنیان گذاشته شده است. حال آنکه در قرآن و در سیره پیامبر و ائمه متاسفانه چنین متساهلانه به انسان نگریسته نمیشود. حتی درسلسله مشایخ عرفا و صوفیان ما هم نگاهی به مراتب آزاداندیشانه تر به انسان میشود. لطفا بنده را که به اسلام باورمند و معتقد هستم راهنمایی فرمایید.

پاسخ: برخی از احکام اخلاقی نسبی است. به این معنی که در عقلانیت امروز حکمی دارد و در عقلانیت دیروز حکمی دیگر. برده داری مثال خوبی است. کتب افلاطون و ارسطو را در این زمینه می توان با متون یکی دو قرن اخیر مقایسه کرد.

پیامبر غیر از وحی و لوازم آن انسانی بوده مثل بقیه مردم (بشر مثلکم). این بعد زندگی ایشان راید در ظرف زمانی مکانی دوران زندگی ایشان سنجید نه گونه دیگر.

برابری همه انسانها در گوهر آفرینش و عقل و وجدان اعم از برده و آزاد در اسلام پذیرفته شده است. در مورد اینکه فلسفه رواقی قائل به نسخ برده داری بوده چه مستندی در دست است؟ اعطای شخصیت انسانی به برده ها  در اسلام به آنجا کشیده شده که سلسله های متععدی به نام ممالیک ظهور کرده و علمای متعددی در میان آنها به عرصه رسیدند. عرفای اسلام به برکت نگاه انسانی قرآن و پیامبر و ائمه به انسان به این افکار بلند رسیده اند.
«صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ   /  هرچه کردم همه از دولت “قرآن” کردم»

نگاه قرآن و پیامبر و ائمه به انسان نگاهی معطوف به شخصیت انسانی انها بدون لحاظ تفاوتهای آنها بوده است.موفق باشید.۲۵ دی ۱۳۹۲