فصل پنجم: بازآموزی فقهی پس از دو دهه فترت

فصل پنجم

بازآموزی فقهی پس از دو دهه فترت

در این فصل سه مطلب به شرح زیر مورد تحلیل قرار می‌گیرد:

– جلسات بازآموزی فقهی

– روایت دو نفر از اساتید جلسات بازآموزی

– محصول جلسات بازآموزی

مقدمه

آقای خامنه‌ای وقتی با کمال ناباوری خود را ولی مطلق فقیه دید بلافاصله ظاهر خود را از یک روحانی روشنفکر به زیّ روحانیت سنتی تغییر داد. (به‌عنوان مثال لبّاده‌های شیک خود را به قبای متعارف روحانیون البته سپس به اضافۀ یک چفیۀ غیرمتعارف تغییر داد. پیپ را هم که به نظرش از منافیات مروّت محسوب می‌شد در ظاهر ترک کرد.) برای تشکیل دفتر رهبری به سراغ کارشناسان ارشد وزارت اطلاعات رفت و رؤسای دفتر خود را نه از میان چهره‌های فرهنگی یا اجرایی بلکه از میان مقامات امنیتی وفادار به خود انتخاب کرد.[1] اولین جرقّه‌ای که در ذهن وی زده شد این بود: اگر مصلحت نظام می‌تواند به این سهولت و سادگی از فقدان اجتهاد مطلق در شرائط ولایت مطلقۀ فقیه اغماض کند، چرا نتواند همین اغماض درموردِ شرائط مرجعیت صورت گیرد؟ او سودای مرجعیت کرد.

ظاهراً جمعی از شاگردان آیت‌الله خمینی هم حفظ و ادامۀ ریاست روحانیت و خط امام را در گرو مرجعیت ولی فقیه می‌دانستند، لذا آن‌ها نیز برای مرجع کردن مجتهد متجزّی منتخب با وی هم‌داستان شدند. جدّی‌ترین کسانی که در این مسیر گام برداشتند آیت‌الله محمد یزدی و آیت‌الله سید‌محمود هاشمی شاهرودی بودند. جالب است که هر دو به ترتیب، نخستین و دومین قاضی‌القضاة دوران آقای خامنه‌ای شدند!

هم آقای خامنه‌ای و هم مروّجان مرجعیت وی بسیار زود فراموش کردند که مرحوم آیت‌الله خمینی برای حذف مرجعیت از شرائط ولی فقیه دستور بازنگری قانون اساسی را صادر کرد. آخرین وصیت امام راحل عظیم‌الشّأن به طاق نسیان سپرده شد و روحانیون حاکم، مرجعیت آقای خامنه‌ای را در دستور کار خود قرار دادند. راستی اگر قرار بود رهبر مرجع هم باشد، این همه تمهیدات برای تغییر قانون اساسی لازم نبود. به‌هرحال مدّعیان خط امام علاوه‌بر نقض موازین شریعت و اصول قانون اساسی حتی از خط امام هم خارج شدند! پخش کردند که بنیان‌گذار «امامِ نشسته» بود و رهبر «امامِ ایستاده.» انگار نه انگار فقاهت در ریاست ولایی نقشی داشته است.

باب اول. جلسات بازآموزی فقهی

مشکل این بود که آقای خامنه‌ای در چهارده سال اخیر یعنی از سال ۱۳۵۵ به بعد مطلقاً درس و بحث فقهی اصولی نداشته و بسیاری امور فنی را فراموش کرده است. برای رفع این نقیصه قرار می‌شود جلسات فشردۀ بازآموزی فقهی هم‌سنخ با کلاس‌های «آموزش در ضمن خدمت» ادارات دولتی برای ایشان تشکیل شود تا به سرعت آموزش لازم را فرا گرفته فترت چهارده ساله‌اش جبران شود. برای آبروداری اسم جلسات هم «مباحثۀ فقهی مسائل مستحدثۀ نظام» یا «شورای بحث فقهی مسائل جدید نظام» گذاشته شد. «از مهر ماه ۱۳۶۸ تاکنون شورای افتای رهبری، غالباً هفته‌ای یک‌بار با حضور رهبر انقلاب تشکیل می‌شود… و مباحث فقهی و مسائل مستحدثه به‌صورت استدلالی موردِ بحث قرار می‌گیرد.»[2]

در گواهی اجتهاد آقایان محمد یزدی و محمد مؤمن قمی به آقای خامنه‌ای در خرداد و مرداد ۱۳۶۹- که در فصل بعدی خواهد آمد – به این مباحثات اشاره شده است. ظاهراً آقای سیدمحمود شاهرودی در این جلسات آموزشی بسیار کوشا بوده است.

اعضای شورا آقایان: 1. محمد امامی کاشانی، 2. احمد جنتی، 3. ابوالقاسم خزعلی، 4. سیدجعفر کریمی، 5. محمد مؤمن قمی، 6. محمد محمدی گیلانی، 7. محمدرضا مهدوی کنی، 8. سیدمحمود هاشمی شاهرودی، 9. محمد یزدی.

درحقیقت اعضای شورا فقهای شورای نگهبان، رئیس قوۀ قضائیه، یک عضو دفتر استفتای مرحوم آیت‌الله خمینی و دبیر جامعۀ روحانیت مبارز تهران بودند.

باب دوم. روایت دو نفر از اساتید جلسات بازآموزی فقهی 

مطلب اول. گزارش آیت‌الله محمد مؤمن قمی

«پس از انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‏‌اى از سوى خبرگان، به رهبرى جمهورى اسلامى، هنوز چهلم امام، رحمةاللّه‌علیه، فرا نرسیده بود که عده‏اى از دوستان، گفتند: خوب است به آقا پیشنهاد کنیم، بحث فقهى داشته باشند. در همان روزها [تیر ۱۳۶۸]، خدمت ایشان رسیدم و دو پیشنهاد به معظم‌له عرض کردم:

یکى اینکه مناسب است جنابعالى، درس خارج فقهى شروع کنید و مقرِّر خوبى هم داشته باشید که این مباحث را تقریر کند و به چاپ برسد و در اختیار حوزه قرار بگیرد.

ایشان فرمودند: اکنون که فرصت بسیار اندک است. رفت‌وآمدها و ملاقات‌ها زیاد است و در ضمن، تابستان است و درس‌ها تعطیل. ان‌شاءاللّه در آغاز سال تحصیلى، اگر مجالى بود، بحثى را شروع می‌کنم.

پیشنهاد دیگر این بود که: جلسه‌اى با شرکت آقایان علما و فضلاى حوزه تشکیل شود و در آن جلسه، مباحث موردِ نیاز نظام مطرح شوند و با حضور حضرتعالى، به بحث گذارده شود و مورد بررسى قرار گیرد. براى این کار، خوب است شمارى از علماى قم، که ممحّض در بحث و تدریس هستند، در این جمع باشند، تا اینکه مباحث این جلسه، در حوزه نیز، انعکاس یابد و اساتید حوزه هم به این فکر بیفتند که مسائل موردنیاز و مبتلابه را در درس‌هاى خود، مطرح کنند.

ایشان، این پیشنهاد را نیز پذیرفتند و فرمودند: خود شما هم یکى از شرکت‌کنندگان باشید. اسامى تعدادى از علما و فضلا را خدمت ایشان تقدیم کردم. حضرت آیت‌الله آقاى حاج‌سیّدمحمود هاشمى، ازجملۀ آنان بودند.

جلسۀ فقه، به دستور ایشان تشکیل شد. در آغاز، جلسه هم شب‌هاى پنج‏شنبه برگزار می‌شد و هم روزهاى پنج‏شنبه. ولى اخیراً، تنها روزهاى پنج‏شنبه تشکیل می‌شود. زیرا برخى از آقایان، به‌خاطر اشتغالات درسى که در قم داشتند، آمادگى براى حضور در جلسۀ شب، کمتر داشتند و آن ثمره‌اى که باید داشته باشد، نداشت. ازاین‌روى، جلسه، همان روزهاى پنج‏شنبه تشکیل می‌شود… .

بحث و بررسى دقیق انجام می‌گیرد، به حدّى که اطمینان می‌آورد، به‌خصوص براى مقام معظم رهبری…. جلسه، قائم به ایشان است. اگر ایشان حضور نداشته باشند، جلسه، برگزار نمی‌شود. با وجود کثرت کارها، حضور ایشان در جلسه بسیار جدّى، با علاقه و اشتیاق است… (آیا نتایج تحقیقات این جلسه، مرجع کار دستگاه‌هاى اجرایى قرار می‌گیرد؟) بله. ولى چون این نظر مقام معظم رهبرى است که مبناى کار قرار می‌گیرد، تحقیقات انجام شده اگر براى ایشان قانع‌کننده باشد و به نظر قطعى برسند، براساس آن، نظر خود را اعلام می‌دارند. ملاک در امور نظام، نظر مقام معظم رهبرى است که این جلسه نقش مهمى در آن دارد.[3]

مطلب دوم. گزارش آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی

«در این جلسه، چنان‌که عرض شد، یکى از اعضاى جلسه، موضوعى را از مسائلى که بدان‌ها اشاره شد براى تحقیق و اجتهاد و استنباط برمی‌گزیند و آن را پس از تحقیق و تکمیل، به دیگر اعضاى جلسه، که نوعاً، از مجتهدین و صاحب‌نظران بوده و از سطح علمى بالایى برخوردارند، ارائه می‌دهد و طى ساعت‌ها، بحث و بررسى مى‏گردد. شخص محقِّق، باید پاسخ‌گوى انتقادات و مدافع نظریۀ خویش باشد … آن دسته از مسائلى که پاسخ‏گوى آن‌ها، شخص مقام معظم رهبرى است که تحقیقات انجام شده با توجه به حضور فعال ایشان در جلسه، می‌تواند مورد استفاده در پاسخ به استفتائات قرار بگیرد…. ایشان، رکن و بانى اصل جلسه‌اند که بدون حضور ایشان جلسه منعقد نمی‌شود. و بارها مشاهده شده که ایشان، بیش از دیگران اصرار بر برقرارى جلسه داشته‌اند.»[4]

واضح است که برخی از شرکت‌کنندگان ازجمله آقایان مؤمن و هاشمی شاهرودی تحرک بیشتری داشته‌اند و مشارکت بیشتری در بازآموزی و آماده‌سازی مقام رهبری به عهده داشته‌اند.

باب سوم. محصول جلسات بازآموزی

محصول این جلسات در مجلۀ فقه اهل‌بیت‰ به دو زبان فارسی و عربی به‌تدریج از بهار ۱۳۷۴ منتشر می‌شود. این مجله ارگان تشکیلات گسترده‌ای زیر نظر رهبری به نام مؤسسۀ دائرةالمعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت‰ به ریاست آیت‌الله هاشمی شاهرودی است.

کارنامۀ جناب آقای خامنه‌ای در این مجله تا اکنون مجموعاً دو مقاله است که از سوی مقرِّران وی (بدون ذکر نام مقرِّران) به دو زبان فارسی و عربی منتشر شده‌اند:

* مقالۀ اول (۳۲ صفحه)

– کاوشى در حکم فقهى صابئان، تقریر بخشى از دروس خارج فقه کتاب جهاد مقام معظم رهبرى.[5]

* مقالۀ دوم (۸۴ صفحه)

– مهـادنة (قرارداد ترک مخاصمه و آتش‌بس)، مقام معظّم رهبرى.[6]

این ۱۱۶ صفحه که آن‌هم توسط مقرِّران تنظیم و تعریب و منتشر شده است و در جلسۀ یاد شده موردِ بررسی و نقد و چکش‌کاری واقع شده نتیجۀ چند سال بازآموزی و تمام آن چیزی است که در فقه استدلالی از آقای خامنه‌ای تاکنون منتشر شده است. مقایسۀ همین دو نمونه با بسیاری از مقالات همین نشریه، تفاوت مُمَحّض بودن در فقه و کار تحقیقی را با غیر آن نشان می‌دهد.

نتیجۀ فصل پنجم

با توجه به اینکه جناب آقای خامنه‌ای از سال ۱۳۵۵ به مدت چهارده سال از هرگونه درس و بحث فقهی اصولی دور بوده است، برای بازآموزی فقهی ایشان از مهر ۱۳۶۸ جلسات بازآموزی فقهی با حضور نُه نفر از منصوبان رهبری در شورای نگهبان و قوۀ قضائیه و غیره تشکیل می‌شود تا با مباحثات فقه استدلالی هفتگی در حضور ایشان آمادگی لازم کسب شود. آقایان سید‌محمود هاشمی و محمد مؤمن قمی بیشترین نقش را در این آموزش‌های ضمن خدمت به‌عهده داشته‌اند. محصول این جلسات دو مقاله به نام آقای خامنه‌ای است که در سال ۱۳۷۴ توسط مقرِّرین به رشتۀ تحریر در آمده و توسط اعضای جلسۀ بازآموزی یاد شده چکش‌کاری شده است. یکی حکم فقهی صابئین (۳۲ صفحه) و دیگری مهـادنة یا قرارداد ترک‌مخاصمه و آتش‌بس (۸۴ صفحه).

 

[1]. به‌عنوان مثال حجت‌الاسلام محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر، حجت‌الاسلام علی‌اصغر میرحجازی مدیر امنیتی سیاسی دفتر و وحید حقانیان مشاور اجرائی.

[2]. پایگاه اطلاع‌رسانی جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، سرگذشت آیت‌الله سیدجعفر کریمی.

[3]. گزارشی از شورای افتاء مقام معظم رهبری، مصاحبه با حضرات آیات هاشمی و مؤمن، فصلنامۀ فقه اهل‌بیت، شمارۀ ۲، تابستان ۱۳۷۴، قم، ص ۲۴۸ – ۲۳۳.

[4]. پیشین.

[5]. فصلنامه فقه اهل‌بیت‰، قم؛ (قسمت اول: سال دوم، زمستان ۱۳۷۵، شمارۀ ۸، ص ۱۴- ۳؛ قسمت دوم: سال سوم، بهار ۱۳۷۶، شمارۀ ۹، ص۳۰-۳. عربی: بحث حول الصابئة، ولی‌امرالمسلمین آیةالله‏ السیدعلی الخامنئی، فقه اهل‌البیت‰، العدد ۴، السنة ۱: ۱۴۱۷ه – ۱۹۹۷م، من صفحة ۷ الی ۳۸).

[6] . پیشین، (سال سوم، پاییز و زمستان ۱۳۷۶، ص۱۲۰- ۳. متن عربی در همان شماره: سلسلة بحوث فقه الحکم الاسلامی: المهـادنة، ولی‌امرالمسلمین آیةاللّه‏العظمى السیّدعلی الخامنئی، من صفحة ۳۴۳ الی ۴۲۷. عربی: المهادنة، سلسلة بحوث: فقه الحکم الاسلامی، ولی‌امرالمسلمین آیةاللّه‌العظمى السیّدعلی الخامنئی، فقه اهل‌البیت‰، العدد ۸، السنة ۲: ۱۴۱۸ ه ـ ۱۹۹۸ م، من صفحة ۷ الی۹۰).