پرسش ۱: در دین اسلام وظیفه مسلمانان در قبال وطنشان چیست؟ منظورم از وطن معنی مصطلح آنست، سرزمینی که انسان خود را متعلق به آنجا می داند و مردم آن.  آیا اصلا چنین چیزی در اسلام به رسمیت شمرده می شود؟ به عبارتی آیا انسانها در قبال موطن خود هیچگونه مسئولیت ویژه و متمایزی در مقایسه با مسئولیت شان در قبال مردمان سایر کشورها دارند؟

 

پاسخ:

از جمله وظایف شرعی نسبت به محل زندگی (جایی که انسان به عنوان وطن برگزیده است که ممکن است مولد اوهم باشد) دفاع از آن در مقابل تجاوز اجانب است، این دفاع مشروع است. وظیفه‌ی شرعی دیگر اولویت دستگیری از فقرای آن نسبت به فقرای دیگر سرزمین‌هاست. اولویت پرداخت زکات به آنهاست. حکم شرعی دیگر حقوق همسایه است که علی القاعده متعلق به محل زیست انسان است. وطن به معنای زیست‌گاه در حدی که اشاره شد حقوقی بیشتر از دیگر سرزمینها دارد.

 

پرسش ۲ – به طور کلی وظیفه یک مسلمان نسبت به ظلمی که دیگری می کند چیست؟ به طور مشخص تر در برابر ظلم و ستمی که در کشور خودمان می شود یا در کشورهای دیگر چه وظیفه ای داریم؟ در مورد کشورهای دیگر آیا دین و مذهب آنها تاثیری بر مسئولیت ما دارد؟ (برای مثال اوکراین با فلسطین یا سوریه متفاوت است؟)

 

پاسخ:

در مقابل ظلم در حد مقدور باید مقاومت کرد و تن به آن نداد. همراهی و معاضدت ظالم و ظلم حرام است. اما مبارزه با ظالم و ظلم مشروط به قدرت است. هرچه وقوع ظلم به ما نزدیک تر و توان ما دربازدارندگی آن بیشتر باشد وظیفه سنگین تر است. دین و مذهب مظلوم در وجوب دفاع از وی در حد مقدور تاثیری ندارد. از هر مظلومی با هر عقیده و دین و مذهبی باید در حد مقدور دفاع کرد. اگر مسلمانی به دلیل مسلمانی‌اش یا شیعه‌ای به دلیل تشیعش مورد ظلم قرار گرفته باشد تکلیف دفاع از ایشان اشد است. اگر تقاضای کمک هم بکنند وظیفه تشدید می‌شود.