پس از ترور از هر حیث محکوم سلیمانی

سه پرسش

جمعه ۱۳ دی (۳ ژانویه) سپهبد قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران به دستور مستقیم رئیس جمهور آمریکا در خاک عراق و در فرودگاه بین المللی بغداد ترور شد. ساعاتی بعد من در یادداشتی تحت عنوان «ترور سلیمانی اشتباهی خطرناک» دیدگاه خود را در این زمینه نوشتم و ضمن انتقاد ساختاری از عملکرد سپاه قدس و مواضع وی در سیاست داخلی ایران، از خدمات او در زمان جنگ با صدام و نبرد با داعش تجلیل کردم. بحث اصلی آن یادداشت تخطئه اقدام بیخردانه ترامپ  از هر زاویه حتی منافع ملی آمریکا بود چه برسد به منافع ملی ایران، عراق و منطقه. متن کامل یادداشت در وبسایت، فیس بوک و تلگرام، و خلاصه آن در تلگرام و اینستاگرام و عباراتی از آن در توئیتر همزمان منتشر شد.

بعد از ظهر (به وقت شرق آمریکا) دوشنبه ۱۶ دی (۵ ژانویه) متوجه شدم که صفحه اینستاگرام من از دسترس خارج گردیده و یک جمله کوتاه نوشته شده: مقررات اینستاگرام نقض شده است! بلافاصله نامه ای به سازمان اینستاگرام ارسال کردم و خواستار رسیدگی به اشتباه پیش آمده شدم، چرا که معتقدم اینستاگرام آزادی بیان مرا محدود کرده و مطابق قانون اساسی آمریکا حق پیگیری دارم. اعلام عمومی بسته شدن صفحه ام در اینستاگرام را ساعاتی به تعویق انداختم شاید به نامه اعتراضم رسیدگی شود. هنوز ناامید نیستم، اما با گذشت بیست و چهار ساعت از طریق افکار عمومی نیز قضیه را دنبال می کنم.

جالب اینجاست که پست مربوط به سپهبد سلیمانی حذف نشده، بلکه کل صفحه اینستاگرام من مسدود شده است. البته در همان ساعات اول مطلع شدم که اینستاگرام پستهایی که دارای عکس یا مطلبی در دفاع از سردار سلیمانی بوده اند را حذف کرده، اما سه روز بعد سراغ من آمده اند! آن هم به خاطر مطلبی که همزمان نقد سیاستهای خاورمیانه ای ترامپ و نقد جمهوری اسلامی و تجلیل انتقادی از سلیمانی است. این جای پرسش دارد. در هر حال من قضیه را در شبکه های اجتماعی و رسانه ای انگلیسی زبان دنبال خواهم کرد.

اینستاگرام تنها شبکه اجتماعی مجاز در ایران است. با مسدود شدن آن یعنی تنها راه ارتباط مجاز من با ساکنان داخل کشور قطع شد. در زمان قطع یک هفته ای اینترنت در اواخر آبان متوجه شدم که ۹۸٪ کاربران صفحه اینستاگرام من داخل کشور هستند. از ایمیلها و کامنتها می توان حدس زد چه کسانی از بسته شدن این صفحه نفع می برند و مدیریت اینستاگرام دانسته یا ندانسته چگونه با افسران جنگ نرم جمهوری اسلامی در یک جبهه قرار گرفته اند.

از خبر آزادی بیان ترامپی! به سبک اینستاگرام و پرسش آن که بگذریم دو پرسش کوتاه دیگر را مطرح می کنم.

نخست آن که تشییع جنازه باشکوه جان باختگان ترور از هر حیث محکوم سرداران ایرانی و عراقی در شهرهای عراق و ایران این سوال را به ذهن متبادر می کند که خانواده چند صد (تا یک هزار و پانصد) نفر جان باخته بیگناه کشتار آبان ماه چه کشیدند؟ به آنها اجازه تشییع و ترحیم عزیزانشان داده نشد. همه این جان باختگان برای خانواده هایشان عزیزند. اگر امکان تشییع جنازه و ترحیم آزادانه مقتولان مظلوم کشتار آبان هم بود تعداد زیادی از مردم برای همدردی شرکت می کردند. البته در مسابقه یک نفره همیشه قدرت‌مداران پیروز میدانند.

دیگری اینکه تا حالا نزدیک شصت نفر در مراسم تشییع سپهبد سلیمانی زیر دست و پا کشته شده اند و بالاتر رفتن آمار تلفات دور از انتظار نیست. مسئول این همه ندانم کاری چه کسانی هستند؟ بی برنامگی و سوء مدیریت تا کجا؟ چرا جان مردم در ایران اینقدر ارزان است؟ به خانواده های جان باختگان تسلیت عرض می کنم. نظام در کمتر از چند ساعت آمار دقیق کشته های مظلوم تشییع جنازه سپهبد سلیمانی را در کرمان منتشر کرد. اما نزدیک هشت هفته از کشتار فجیع آبان ماه می گذرد و هنوز جمهوری اسلامی هیچ آمار رسمی منتشر نکرده است. چرا؟ عدم شفافیت از لوازم لاینفک استبداد است.

فعلا سیاستهای جنگ طلبانه و بیخردانه ترامپ و زمامداران مستبد جمهوری اسلامی دو روی سکه سلب آسایش ملت ایران هستند. در فضای پر احساس انتقام جویی، جمهوری اسلامی به سمت سلطه یکپارچه اقتدارگرایان به تاخت پیش می رود. این ترورها هدیه غیرمترقبه ترامپ به اقتدارگرایان جمهوری اسلامی بود که در بحران عمیق مشروعیت پس از کشتار آبان به شدت به آن محتاج بودند.

 

۱۸ دی ۱۳۹۸