محکومیت ترور، همیشه و همه جا

دکتر محسن فخری زاده (۱۳۳۶-۱۳۹۹) رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع و از دانشمندان هسته ای ایران ساعاتی قبل نزدیک تهران ترور شد. نیویورک تایمز این قتل را کار اسرائیل دانسته و همکاری یا حداقل اطلاع و موافقت دولت ترامپ با آن را محتمل دانسته است. اقدامی که برای مقابله با رئیس جمهور منتخب آمریکا جو بایدن به شکل شتابزده و بزدلانه صورت گرفته است.

۱. ترور فخری زاده اولین ترور دانشمندان هسته ای ایران نیست. قبلا مسعود علی‌محمدی (۲۲ دی ۱۳۸۸)، مجید شهریاری (۸ آذر ۱۳۸۹)، و مصطفی احمدی روشن (۲۱ دی ۱۳۹۰) ترور شده اند. جرم این دانشمندان همکاری با صنایع هسته ای جمهوری اسلامی ایران تبلیغ شده است. فخری زاده قبلا توسط دولت ترامپ تحریم شده بود و نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل گفته بود نام وی را به خاطر بسپارید. فرض کنیم کلیه مقتولان حقیقتا با صنایع هسته ای ایران همکاری داشته اند. این همکاری مطابق کدام قانون بین المللی جرم محسوب می شود؟ و کدام قانون بدون برگزاری دادگاه حذف فیزیکی متهم را به شیوه زشت ترور توجیه می کند؟ آیا این شیوه همان قانون جنگل و حاکمیت زور و ترور نیست؟

ترور فخری زاده، همانند ترور ژنرال قاسم سلیمانی (۱۳ دی ۱۳۹۸) و ترور دیگر دانشمندان هسته ای ایران جنایت مسلم است و به هیچ وجه من الوجوه قابل توجیه نیست. اسرائیل و ترامپ می خواهند برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران را به هر قیمتی ولو ترور دانشمندان هسته ای ایران متوقف کنند. ترامپ به هر دری زد و با سنگین ترین تحریمهایی که تاریخ به یاد دارد جمهوری اسلامی را زیر فشار حداکثری گذاشت تا آن را به زانو درآورد. کمتر از هشت هفته دیگر ترامپ با خفت از کاخ سفید می رود. اکثر مردم آمریکا به سیاستهای نابخردانه وی رای منفی دادند.

ترامپ در دوران ریاست جمهوری خود بیش از رئیس جمهور دیگر امریکا به اسرائیل خدمت کرد و فلسطین را حتی در حد قطع‌نامه های سازمان ملل تحت فشار مضاعف گذاشت. بدیهی است که نخست وزیر اسرائیل که او هم رفتنی است! در آخرین هفته های حضور ترامپ برای به دست آوردن امتیازات بیشتری در خاورمیانه خود را به آب و آتش بزند. چرا که می داند رئیس جمهور بعدی سیاست متفاوتی دارد. فارغ از مباحث سیاسی، اقدامات تروریستی اسرائیل با چراغ سبز ترامپ خلاف کلیه موازین بین المللی، خلاف منشور سازمان ملل متحد و خلاف قانون اساسی آمریکا و دیگر قوانین این کشور است. دولت اسرائیل از بدو تاسیس با ترور مخالفان و منتقدان خود در دیگر کشورها پرونده سیاه قطوری دارد.

۲. اما ترور همیشه و همه جا محکوم است، چه تروریست اسرائیلی یا امریکایی باشد یا نباشد، چه مقتول دانشمند هسته ای ایرانی باشد یا نباشد. ترور مخالفان جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور از قبیل ترور عبدالرحمن قاسملو (۲۳ تیر ۱۳۶۸ در وین)، ترور شاپور بختیار (۱۵ مرداد ۱۳۷۰ درپاریس)، ترور صادق شرفکندی، همایون اردلان و فتاح عبدلی (۲۶ شهریور ۱۳۷۱ در رستوران میکونوس برلین) و … توسط ماموران امنیتی ایران به همین دلیل شدیدا محکوم است.

ترور منتقدان داخلی توسط ماموران وزارت اطلاعات از قبیل ترور داریوش فروهر و پروانه اسکندری (۱ آذر ۱۳۷۷)، ترور محمد مختاری (۱۲ آذر ۱۳۷۷)، ترور محمدجعفر پوینده (۱۸ آذر ۱۳۷۷) و ترور حدود شصت شخصیت دیگر فرهنگی هم به همین دلیل شدیدا محکوم است. باید با منطق واحد ترور هر انسانی را همیشه و همه جا محکوم کرد خصوصا ترورهای دولتی چه توسط دولت اسرائیل چه توسط جمهوری اسلامی ایران. ترور ترور است، مقدس و نامقدس ندارد. هر تروری محکوم، مذموم، خلاف شرع، ضداخلاق و خلاف موازین بین المللی است و باید با شدت تمام محکوم کرد تا ریشه این جنایت ضدبشری بخشکد.

۳. ترور دانشمندان هسته ای ایرانی یقینا باعث توقف صنایع هسته ای ایران نمی شود، برعکس به دلیل انزجار مردم از این جنایات ضدبشری علیه دانشمندان هموطنشان به استحکام نظام جمهوری اسلامی منجر می شود. اینکه دارندگان سلاحهای مخوف هسته ای با ترور و وحشت می خواهند مانع از گسترش دانش هسته ای در کشور متهم به اقدام برای دستیابی به سلاح هسته ای شوند، یک بام و دو هوا و مصداق ضرب المثل رطب خورد منع رطب چون کند است. اگر سلاح هسته ای بد است چرا اسرائیل و امریکا و دیگر قدرتهای هسته ای داشته باشند؟ و اگر بد نیست چرا ایران نداشته باشد؟ درباره برنامه هسته ای در ایران مردم ایران باید تصمیم بگیرند نه اسرائیل و امریکا.

۴. اما ترور اخیر بار دیگر زنگ خطر آسیب پذیری امنیتی را در ایران به صدا درآورد. اینکه معاون وزارت دفاع در پایتحت کشور توسط هر گروه تروریستی به قتل برسد نشان دهنده ضعف حفاظتی است. با توجه به اینکه ترور دانشمندان هسته ای چندین بار دیگر هم صورت گرفته و نام فخری پور توسط نخست وزیر اسرائیل (برای ترور؟!) و دولت ترامپ به عنوان تحریم مشخصا اعلام شده بود مسئولان امنیتی جمهوری اسلامی چگونه ضعف خود را توجیه می کنند؟ اگر نظام توان حفاظتی خود را متوجه منتقدان مسالمت جو و مردم معترض غیرمسلح نکرده بود، فرصت و توان مقابله با تهدیدهای اصلی که نفوذ سازمانهای تروریستی خارجی در کشور است پیدا می کرد. اگر نیروهای مسلح – مشخصا سپاه – نیروهای حفاظت اطلاعات و اطلاعات خود را از اعمال فشار بر مردم آزاد می کرد یقینا امکان مقابله با تروریستهای نفوذی را پیدا می کرد. اگر در نوبتهای قبلی ترور دانشمندان هسته ای، به جای شکنجه بیگناهان (از قبیل مازیار ابراهیمی در سال ۱۳۹۱) و معرفی دروغین آنها به عنوان مزدور اسرائیل عوامل اصلی ترور را پیدا کرده بودند امروز شاهد ترور فخری زاده توسط همان تیم تروریستی (حداقل در حد فرماندهی) نبودیم. ضعف مفرط ماموران امنیتی در حفاظت از شخصیتهای هسته ای کشور غرور هر ایرانی را جریحه دار کرده است.

۵. نقد سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تبلیغات بین المللی آن از قبیل یاوه‌های محمود احمدی نژاد در زمان ریاست جمهوریش درباره اسرائیل و درج شعار حذف اسرائیل بر بدنه موشک بالستیک را به زمانی دیگر موکول می کنم. امروز به جای شعار توخالی انتقام باید به فکر اصلاح ساختاری سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بود. انتقام ترور ژنرال سلیمانی را از یاد نبرده ایم! در دنیای سیاست صرف درست بودن فلسفی یک سیاست کافی نیست، مهمتر از آن مقدور بودن آن، رعایت منافع ملی و موافقت افکار عمومی با آن سیاست است. کیست که نداند که این ترورها و تحریمها و فشارهای حداکثری هزینه ای است که ملت ایران برای ماجراجوئیهای منطقه ای نظام جمهوری اسلامی در صدور انقلاب و مقابله با اسرائیل تحت عنوان محور مقاومت می پردازد. آیا این سیاستها هرگز به تصویب نمایندگان مردم در مجلس شورا رسیده است؟ آیا هزینه این اقدامات فرامرزی هرگز مراحل قانونی را گذرانیده است؟ آیا تسلیحات هسته ای با این هزینه سنگین به نفع ملت ایران است؟ اگر در یک همه پرسی از ملت ایران درباره این امور کلان پرسیده شود چند درصد از مردم ایران با سیاستهای نظام در این محورها موافقند؟ آیا در خوش بینانه ترین حالت بیش از ۱۵٪؟! مشکل اساسی تصمیمات نابخردانه و پرهزینه یک اقلیت جاهل پرمدعا برای اکثریت مردم ایران است.

شهادت دکتر محسن فخری زاده را به خانواده داغدار، شاگردان وی، همکارانش در وزارت دفاع و ملت ایران تسلیت می گویم.

۸ آذر ۱۳۹۹