إنّا لله و إنّا إلیه راجعون

میر اسماعیل موسوی پدر سالخورده مهندس میر حسین موسوی درگذشت، در حالی که آخرین کلامش پرسش از غیبت فرزند ارشد در بستر احتضار بویژه پس از تحویل سال جدید بود. او نمی دانست پسر بزرگش میرحسین موسوی به جرم حق طلبی و آزادی خواهی بیش از شش هفته است برخلاف شرع و قانون محبوس شده است. میر اسماعیل موسوی در خانه ای چشم از جهان فروبست که چند دهه قبل رهبر جمهوری اسلامی را بارها از حمله مامورانِ طاغوتِ قبل از انقلاب پناه داده بود. اینک فرزند رشیدش توسط همو که اینک به طاغوتی دیگر بدل شده به بند کشیده شده است.

میراسماعیل بزرگ خاندان موسوی یک قرن با عزت زیست. مسلمانی پاک نهاد، مومنی مخلص، شهروندی با اخلاق، عاشق قرآن و محبّ اهل بیت بود. فرزندانی خدوم و با ایمان تربیت کرد. میر اسماعیل اینک سربلند و سبکبال به نوه های شهیدش می پیوندد، به ابراهیم موسوی شهید دوران جنگ با عراق، و میرعلی موسوی که در روز عاشورای سال ۱۳۸۸ ناجوانمردانه توسط ماموران لباس شخصی حکومت به شهادت رسید تا دائیش میرحسین حساب کار خود کند و پا عقب نهد و او مردانه ایستاد و عقب ننشست. و چه فاخر است دادخواهی خونهای به ناحق ریخته در محضر پروردگار و چه دشوار است کار ظالمان و آمران و عاملان خونهای بیگناه. ایّاک و الدماء! آیا گوش شنوائی هست؟

میر اسماعیل موسوی از زندان دنیا پرکشید، در حالی که فرزندش به دلیل نقد قدرت در زندان طاغوت اسیر است. مردان خدا آنچنانکه زندگیشان منشأ خیر و برکت است، مرگشان نیز عامل حرکت و فرج است. عاش سعیدا و مات سعیدا. مأموران حکومت برخلاف قانون میر حسین موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش اعتراضی سبز ایران را نزدیک دو ماه است محبوس کرده اند. اینک والد ماجد میرحسین موسوی در نهایت مظلومیت از دنیا رفته است. اگر پاسداران استبداد از برگزاری مراسم تشییع و تدفین و ترحیم او جلوگیری کنند، لکه ننگ دیگری بر کارنامه سیاه جرائم خود افزوده اند و اگر این مراسم مذهبی برگزار شود، عملا به تجمعات اعتراضی بر علیه استبداد دینی بدل خواهد شد.

دیکتاتورهای منطقه یکی پس از دیگری با قیامهای مردمی در حال سرنگون شدن هستند. این خیزشهای ملی نه تنها دامان دیکتاتورهای وابسته ای همانند بن علی تونسی، مبارک مصری، علی عبدالله صالح یمنی و حمد بن عیسی آل خلیفه بحرینی را گرفته است، بلکه آتش به خرمن دیکتاتورهای به ظاهر مستقلی همانند معمر قذافی لیبیائی و بشار اسد سوری هم زده است. راستی آیا زمان عبرت دیکتاتور ایران فرا نرسیده است؟ خردمندانه ترین راه گوش سپردن به صدای اراده ملی، شنیدن مطالبات مردم و رسیدگی به اعتراض توده هاست.

درگذشت میر اسماعیل موسوی بار دیگر این پرسشهای ملی را مطرح خواهد کرد: میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی و فاطمه کروبی به حکم کدام دادگاه صالحه محبوس شده اند؟ اگر قرار است هر کسی از مسئولان انتقاد کرد بدون طی مراحل آئین دادرسی کیفری محبوس و محصور شود، آیا این بازگشت به استبداد سیاه قجری نیست؟ موسوی و کروبی پیگیر مطالبات قانونی ملت ایران بوده اند. حبس و حصر آنها نقض قانون اساسی و موازین حقوق بشر – پذیرفته شده توسط دولت ایران – است. موسوی و کروبی به شهادت بیانیه ها و منشور و مصاحبه هایشان هیچ درخواستی خارج از قانون اساسی جمهوری اسلامی نداشته اند. پرسش اصلی این است آیا جمهوری اسلامی تحمل منتقدان قانونی و مخالفان مسالمت جو را ندارد؟

کسانی که ادعای پیروی از منش و روش امام علی (ع) دارند پاسخ دهند آیا امیرالمؤمنین حتی یک نفر از منتقدان خود را که دست به اسلحه نبرده بودند زندانی کرده است؟ آیا علی بن ابی طالب (ع) حتی یک مورد دهان منتقد غیرمسلح را به زور اسلحه بست؟ رهبری پاسخ دهد. طرفداران نظام پاسخ دهند. این پرسش ستبر یک ملت است.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی و معترضان سبز ایرانی نه باغی اند، نه محاربند، نه فتنه گر. آنها همان کرده اند که هر مسلمان معتقد و هر پیرو مرام امام علی (ع) و امام حسین (ع) باید انجام دهد. آنها برای اصلاح کار ملت اقدام قانونی مسالمت آمیز انجام داده اند. آنها فریضه امر بمعروف و نهی از منکر را عملی کرده اند. آنها فریضه نصیحت به ائمه مسلمین را بجا آورده اند.

موسوی و کروبی آخرین بقایای وفاداران به آرمانهای انقلاب اسلامی هستند. آنان می خواهند جمهوری اسلامی را اصلاح کنند. نظامی که قوه قضائیه اش بر اساس اراده سیاسی حکم می کند نه بر اساس قانون و عدالت و حق، مجلس شورای اسلامیش که با نظارت استصوابی شورای نگهبان بر خلاف قانون مهره چینی شده حتی به اندازه مجلس سوریه توانائی ندارد که از یک وزیر یا رئیس جمهور متخلف سوال کند. مجلس خبرگان که علی القاعده می بایست بر عملکرد رهبری نظارت کند، با مهره چنینی منصوبان رهبری در شورای نگهبان به مجلس خبرگان منصوب تنزل یافته و اعلام می شود که اصولا وظیفه ای بنام نظارت ندارد! وظیفه اش حمایت از رهبری در زمان حیات و عمل به وصایای ایشان عندالممات است. و علی الاسلام السلام ….

موسوی و کروبی و سبزها می گویند محمود احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب ملت نیست، رئیس جمهور منصوب رهبری است که با معجزه مهندسی سپاه پاسداران از صندوقها بدرآمده است. وقتی جمع کثیری –به شمارش حکام- نزدیک به ۱۴ میلیون نفر در امانتداری حاکمان شک می کنند، و آنها را به خیانت در امانت ملی متهم می کنند، نمی توان از متهمان به تقلب برای رسیدگی به ادعای تقلب استفاده کرد. مسئولان امر به عنوان وکلای ملت در حوزه عمومی که شرط تصدی گری آنها امانتداری بوده است، متهمند، متهم به خیانت در امانت، متهم به سوء تدبیر، متهم به سرکوب و استبداد.

اکنون متهمان به خیانت در امانت ملی شاکیان را به بند کشیده اند و بجای اثبات امانتداری زیر سوال رفته شان منتقدان را توسط قضات دست نشانده به زندانهای طویل المدت محکوم کرده اند، کلیه احزاب سیاسی منتقد را برخلاف قانون منحل کرده اند، رسانه ها و روزنامه های مستقل را بر خلاف قانون توقیف کرده اند و در یک کلام برخلاف قانون حکومت نظامی و پلیسی اعلام کرده اند.

موسوی و کروبی و سبزها به مسئله شکنجه، تجاوز و ولایت مطلقه بازجوها در زندانهای جمهوری اسلامی معترضند. محسن دکمه چی تاجر تهرانی دو روز پیش در زندان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان داد. اتهام او رسیدگی مالی به خانواده زندانیان سیاسی بود. این است معنای مهرورزی حکومت اسلامی با شهروندانش آن هم در عید نوروز! حتی اگر زندانیان سیاسی ابن ملجم هم باشند، شرع و قانون اجازه نمی دهد با آنها آنگونه سبعانه رفتار شود که زندانبانهای جمهوری اسلامی رفتار می کنند. بازجوئیها عین شکنجه و برای اقرار به اموری است که زندانیان مرتکب نشده اند.

موسوی و کروبی بر مطالبات قانونی و حداقلی ملت ایران استقامت کرده اند. محبوس بودنشان نشان بارز استبداد و خودکامگی و دیکتاتوری است. صدا و سیمای حکومتی به دروغ آبروی مخالفان و منتقدان را حراج کرده است. پرسش عمومی این است مگر حاکمان ایران حق مطلقند که انتقاد قانونی و مخالفت مسالمت آمیز با ایشان معادل مزدوری آمریکا و اسرائیل و جاسوسی و وطن فروشی است؟ آیا قذافی و بشار اسد چیزی جز این می گویند؟ آیا طاغوت قبل از انقلاب مخالفانش را همینگونه توصیف نمی کرد؟ اکنون او کجاست؟ چرا عبرت نمی گیرند؟

امنیت ملی و استقلال بدون دموکراسی شعاری پوچ و توخالی است. امنیت ملی و استقلال واقعی در گرو به کرسی نشاندن اراده ملی، عمل به قانون اساسی و شنیدن صدای اعتراض مردم است.

درگذشت مظلومانه میراسماعیل موسوی یادآوری صحت راهی است که فرزند برومندش میرحسین موسوی دو سال است آغاز کرده است. ملت رشید ایران در عزای این پدر سبز قدرشناسی خواهند کرد. اگر مراسم تشییع آزادانه برگزار شود آنگاه مشخص خواهد شد ملت سبز ایران در این سوگواری چگونه به میدان خواهند آمد. همچنانکه در سوگ رهبر معنوی جنبش سبز مرحوم آیت الله العظمی منتظری پایه های استبداد را لرزانیدند.

من این مصیبت را به کلیه فرزندان و بازماندگان این پدر بزرگوار بویژه به محبوسان سرفراز مهندس میرحسین موسوی، دکتر زهرا رهنورد و فرزندان معززشان و نیز دکتر محمد حسین شریف زادگان داماد این خانواده که ماههاست بیگناه در زندان است تسلیت عرض می کنم، برای آن تازه درگذشته رحمت و غفران و رضوان الهی و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت دارم. پیام قرآن پیام صبر و استقامت در مصائب است، پیامی آرام بخش دلها و جانهای مصیبت زده:

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ، الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّـهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، أُولَـٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ  وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (البقره/۱۵۷-۱۵۵)

قطعاً همه شما را با اموری از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‌کنندگان، آنها که هر گاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: ما از آنِ خدائیم؛ و به سوی او بازمی‌گردیم، اینها همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آنها هدایت‌یافتگانند.

محسن کدیور

۱۰ فروردین ۱۳۹۰

 

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی