در محضر فقیه آزاده
بخش چهارم: بیانات استاد

 

آزادي مشروع مانع فرار مغزها

بسم الله الرحمن الرحيم

در روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۲ جمعي از اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي تربيت مدرس، تهران، علوم پزشكي تهران و امام حسين (ع) به همراه حجة الاسلام آقاي دكتر محسن كديور با حضرت آيت الله العظمي منتظري ديدار و گفتگو كردند.

در اين ديدار ابتدا آقاي كديور ضمن معرفي هيئت همراه به معظم له چنین گفت:

آقايان از اساتيد دانشگاهها هستند، تصميم گرفتند به مناسبت روز معلم خدمت حضرتعالي برسند. هم تشكر كنند از مقام استادي حضرتعالي، هم يادي بكنند از مرحوم شهيد مطهري طاب ثراه ; و يادآور شوند كه وضعيت فعلي دانشگاهها حساسيت خاص خودش را دارد. روند فرار مغزها خيلي بيشتر شده است، در ۶۱ كشور در حال توسعه دنيا الان ايران از حيث فرار مغزها مقام اول را دارد. آن زماني كه من در آمريكا بودم اين آمار را خواندم و اين نشان دهنده است كه اساتيد داخل ايران امنيت لازم را ندارند و جذب نشده و باقي نمي مانند; غالب اساتيد ايراني خارج از كشور منشاء خدمات علمي متعددي هستند ولي در كشور خودشان به بازي گرفته نمي شوند، در مديريت جامعه احساس ميكنند كه وجود ندارند و در خلا هستند، اين يكي از عوامل اين مطلب است .

حساسيت مسائل منطقه هم باعث شده است كه تكيه بر مديريت علمي در جامعه تقاضاي بيشتري داشته باشد; چون يك خطا در تصميم گيريها بسا باعث ميشود خداي ناكرده مشكلاتي كه در مثل عراق اتفاق افتاده است براي ايران هم اتفاق بيفتد. دوستان تصميم گرفتند خدمت حضرتعالي برسند هم به مناسبت روز معلم و هم به مناسبت مسائل حساس منطقه و هم مشكل اصلي دانشگاهها كه فقدان امنيت فرهنگي و سياسي است راهنمايي بفرماييد. من كوتاه صحبت كردم كه بيشتر بتوانيم از راهنمايي هاي حضرتعالي استفاده كنيم .

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

تسليت سالروز شهادت آيت الله مطهري

الحمد لله آقايان خودشان هم بر موضوعات و هم بر اين كه چه جور كارهايي بايد انجام شود واقف اند، نياز به گفتن من نيست، براي اين كه شما خودتان در مركز هستيد و بر جريانات و موضوعات كشور واقفيد. حالا به مناسبت روز معلم و شهادت آيت الله مطهري رحمة الله عليه كه واقعا ايشان نابغه و وجود ارزنده اي بودند كه از دست ما گرفته شد، من اين مصيبت را به خانواده ايشان و به شما دوستان و همه علاقه مندان تسليت ميگويم . خدا ان شاءالله درجات ايشان را عالي كند و امثال ايشان در كشور ما زياد بشود.

ارزش علم و معلم و تعليم

ارزش معلم براي اين است كه او تربيت كننده روح افراد است، غذاي روحي به افراد ميدهد، و ارزش انسان هم به همان روح و علوم و معارفي است كه پيدا ميكند. بنابراين هر معلمي بر جامعه و شاگردهايش حقوق زيادي دارد. “من علمني حرفا فقد صيرني عبدا”. در دين مقدس اسلام نسبت به علم و تعليم بسيار تأكيد شده، “عالم ينتفع بعلمه أفضل من سبعين ألف عابد” عالمي كه از علمش بهره مند شوند از هفتاد هزار عابد افضل است . اين ارزش عالم را ميرساند، عالمي كه مردم از علمش نفع ببرند.

در قرآن كريم ميخوانيم هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون انما يتذكر أولوا الالباب.

و پيغمبراكرم (ص) برحسب حديث معتبر كه در كافي است – اول باب العلم – فرمودند: “طلب العلم فريضة علي كل مسلم، ألا و ان الله يحب بغاة العلم” طلب علم بر هر مسلماني واجب است، آگاه باشيد خدا طالبين علم را دوست ميدارد. البته بعضي از علوم واجب عيني است براي همه، مثل دانستن معارف، احكام ديني و اخلاق اسلامي ; ولي ساير علوم كه مورد نياز بشر ميباشد ياد گرفتن آنها واجب كفايي است، و حق در واجب كفايي اين است كه وجوب متعلق به همه است، بر همه واجب است و اگر ترك شود همه گناهكارند، ولي اگر كساني به اندازه ضرورت متصدي شدند از گردن ديگران ساقط ميشود. پس ما ميتوانيم بگوييم اين علومي كه مورد نياز بشر است مخصوصا در جهان امروز كه بدون علوم و صنايع زندگي امكان ندارد، واجب كفايي ميباشند. مثلا مردم نياز به پزشك دارند، اگر پزشك در شهري نباشد همه گناهكارند; معناي واجب كفايي همين است . همين طور مهندسي و صنايع مورد نياز; فرض كنيد در يك شهر نانوايي نباشد و مردم رنج ميبرند، بر همه واجب است كه مقدمات آن را فراهم كنند، معني واجب كفايي اين است . پس ساير علوم كه مورد نياز بشر است تحصيل آنها بر همه واجب كفايي است .

طلب العلم فريضة علي كل مسلم” را نمي شود بگوييم منحصر در علوم ديني است ; منتها علوم ديني به اندازه نياز هر كسي واجب عيني است ولي ساير علوم ديگر واجب كفايي است كه همه بايد ياد بگيرند; مگر اين كه افرادي به مقدار ضرورت انجام دهند. و اگر فرض كرديم يك كسي از مسلمانان نداريم كه به ما تعليم نمايد، بايد برويم از ديگران ياد بگيريم ; چنانچه فرموده اند: “الحكمة ضالة المؤمن أينما وجدها أخذها” حكمت گمشده مؤمن است هر كجا كه آن را بيابد فرا ميگيرد.

تحصيل علم از نظر مكان هم توسعه دارد، “اطلبوا العلم ولو بالصين” طلب علم كنيد حتي اگر لازم باشد به چين برويد. از نظر زمان هم گفته شده – ز گهواره تا گور دانش بجوي – “اطلب العلم من المهد الي اللحد”. البته من اين جمله معروف را به عنوان روايت در جايي نديدم ; ولي “اطلبوا العلم ولو بالصين” در كتب روايت نقل شده است .

و نيز در هر شرايطي ; از امام چهارم (ع) نقل شده : “لو يعلم الناس ما في طلب العلم لطلبوه ولو بسفك المهج و خوض اللجج” اگر مردم ميدانستند كه طلب كردن علم چقدر ارزش دارد طلب ميكردند ولو خون دلها در اين راه ريخته بشود و در گردابها فرو بروند; يعني هرچند شرايط سخت باشد.

 

بهادادن به اساتيد و سختگيري نكردن نسبت به آنها

پس از نظر اسلام طلب همه علومي كه مورد نياز است واجب شرعي است، و لازم است كه مسئولين و متصديان امور به اين معني خيلي اهميت دهند. ارزش استادها را درك كنند و به حفظ و حرمت آنان اهتمام ورزند.

بارها من تذكر ميدادم كه شما شاگردهايي را ميفرستيد به خارج براي اين كه علومي را ياد بگيرند، شما حساب كنيد اين شاگرداني كه به آمريكا و يا جاهاي ديگر ميروند چه مقدار ارز مصرف ميشود; به جاي اين كه دانشجوها را بفرستيم به كشورهاي ديگر، استاد از آنجا بياوريم و حقوق كافي به آنان بدهيم، و اگر خودمان استاد داشته باشيم ديگر چه بهتر; ما نبايد كاري بكنيم استادان باارزش ما دلسرد بشوند و بروند و آن وقت دانشجويان ما براي تحصيل علوم لازمه ناچار باشند به خارج بروند، در خارج ممكن است گرفتار فرهنگ هاي غلط هم بشوند، چون محيط خواهي نخواهي مؤثر است . اگر اين حساب را ميكرديم كه فرستادن دانشجويان به خارج چه هزينه هايي دارد تجديدنظر ميكرديم و نسبت به استادهاي خودمان سختگيري نمي كرديم . نوعا برخوردهايي كه نسبت به استادها ميشود برخوردهاي سياسي است، در صورتي كه بايد آنان در محيط علمي آزادي داشته باشند. مرحوم شهيد مطهري ميگفتند: ما استقبال ميكنيم كساني بيايند ماركسيسم را خوب براي ما بيان كنند كه چه ميگويند و آن وقت در مقابلش ما حرفي داريم بزنيم، نه اين كه اگر يك استاد يك كلمه حرفي زد مزاحمش بشوند و براي او پرونده سازي كنند و افراد را عليه او تحريك نمايند.

در اولين آيه اي كه بر پيامبراكرم (ص) نازل شده است مطابق نقل تفاسير: (اقراء باسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربك الاكرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلماز اول صحبت از قرائت و تعليم و تعلم است . در اسلام اين همه تأكيدات نسبت به علم و تعليم هست، ما هم كه ميگوييم :

حكومت اسلامي” پس بايد همان فرهنگ اسلام را پياده كنيم و قهرا بايد به اساتيد زياد بها بدهيم، سختگيري نكنيم ; اگر استاد يك جمله اي به نظرش آمد و گفت مزاحمش نشويم ; اين پولهايي كه خرج ميشود براي فرستادن دانشجويان به خارج، يك كاري بكنند كه دانشجويان در همين جا علومي را كه لازم است ياد بگيرند; اگر فرضا كمبود استاد داريم، استاد از خارج بياوريم باز بهتر از اين است كه بچه هايمان را بفرستيم در خارج ; يك وقتي بچه ها را فرستادند به روماني، آنجا محيط كمونيستي بود و بالاخره محيط در آنان اثر ميكرد. اين كار غلطي بود.

بنابراين بر مسئولين لازم است در تربيت استاد و بهادادن به استادان و تهيه امكانات براي آنان كوشش نمايند; حقوقي كه به يك استاد دانشگاه در تهران داده ميشود زندگي او را تأمين نمي كند و مزاحمش هم ميشوند، آن وقت او به چه چيزي دلش خوش باشد، طبعا ميروند به خارج، در خارج به آنان بها ميدهند.

يكي از نزديكان ما آقاي دكتر رستمي كه در اصفهان استاد دانشگاه است ميگفت كه من در آمريكا كمتر بيمارستاني رفتم كه رئيس بخش هايش ايراني نباشند، رئيس بخش هر قسمتي از بيمارستان دكتر ايراني بود. آنجا به آنها بها و ارزش ميدهند، و اينجا آنان را ميشكنند، و نوعا اين كار رنگ سياسي دارد.

دانشگاه بايستي استقلال داشته باشد، و ما نخواهيم يك سنخ افكار سياسي را كه بعضي ها دارند به دانشگاهها و استادها و دانشجوها تحميل كنيم .

در سوره فاطر آيه (انما يخشي الله من عباده العلماءظاهرا مربوط به علم فقه و اصول نمي باشد بلكه به علومي كه در دانشگاهها خوانده ميشود نظر دارد. (الم تر ان الله انزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرات مختلفا ألوانها و من الجبال جدد بيض و حمر مختلف ألوانها و غرابيب سود ‏ و من الناس و الدواب و الانعام مختلف ألوانه كذلك انما يخشي الله من عباده العلماءآيا نمي بيني كه خداوند از بالا آبي فرستاد كه به وسيله آن ميوه هاي رنگارنگ پديد آورديم، و از كوهها رگه هاي سفيد و قرمز با رنگ هاي مختلف و رگه هاي كاملا سياه، و از انسانها و جنبنده ها و چهارپايان نيز به رنگ هاي مختلف آفريد، جز اين نيست كه علما و دانشمندان از خدا ميترسند.

پس در اين دو آيه به همين علوم دانشگاهي و علوم طبيعي كه در دانشگاهها خوانده ميشوند از قبيل زمين شناسي، آب شناسي و ميوه شناسي، معدن شناسي و اقسام معادن و انسان شناسي و حيوان شناسي اشاره شده است . همه اين علوم را كه در دانشگاهها خوانده ميشوند ذكر ميكند سپس ميگويد: انما يخشي الله من عباده العلماء يعني آنهايي كه دانا به اين جور امور باشند و دقايق و ريزه كاريهاي عالم طبيعت را درك كنند طبعا به عظمت خدا پي ميبرند، وقتي كه به عظمت خدا پي بردند طبعا خشيت پيدا ميكنند، از خدا ميترسند. اين آيه سندي است قرآني براي علومي كه در دانشگاهها خوانده ميشود و مورد نياز بشر است .

اميدواريم متصديان امور به دانشگاهها و اساتيد و به علم و دانش بيشتر بها بدهند و مشوق استادها باشند. يك كاري بكنند حتي آن دانشمنداني كه در خارج داريم برگردند به كشور و خدمت بكنند.

 

مقام صابران

فعلا عمل خود آقايان به اندازه خودشان، به اندازه قدرتشان، همين كه مانده اند قابل تقدير و تشكر است . در راههايي كه انسان ميخواهد طي كند به مشكلات هم برمي خورد، انسان بايد استقامت داشته باشد و با مشكلات بسازد و صابر و بردبار باشد.انما يوفي الصابرون أجرهم بغير حساب . و خيال هم نكنيد كه خارج بهشت برين است، آنجا هم مشكلات هست، منتها آنان كه رفته اند جوري شده كه زده شده و رفته اند. اگر شرايط خوبي فراهم بشود، آنها هم تشويق شده و برمي گردند ميآيند. درست است كه حالا آمريكا كشور ما را از چند طرف احاطه

كرده است، ولي عمده اين است كه ما سوژه دست آنها ندهيم آنها هم كاري نمي توانند بكنند. آنها اختلافات و نقطه هاي ضعف را پيدا ميكنند و سوژه ميشود و بعد هوس ميكنند نسبت به ما مزاحمت كنند.

ان شاءالله هميشه موفق و مؤيد باشيد، و من به سهم خودم از زحمات آقايان تشكر ميكنم . شما الحمد لله جوانيد و ميتوانيد كار بكنيد. ان شاءالله موفق و مأجور باشيد.

 

لزوم تقويت مجلس نه تضعيف آن

آقاي كديور: آقايان ناراحت مسائل منطقه اند، آنها نگران اين هستند كه آمريكا به دنبال تغيير نقشه خاورميانه است، و در نحوه برخورد سياستمداران ما همه جوانب انديشيده نشده است ; نگراني شديد اين است كه با تصميمات شتابزده مشكل براي ايران و براي اسلام در جهان ايجاد شود. اين مسأله اي است كه ذهن ما را اشغال كرده است، حتما شما هم در اين زمينه فكر كرده ايد، و نكته اي اگر صلاح ميدانيد استفاده خواهيم كرد.

آيت الله منتظري : الان من داشتم يك خبر از اينترنت ميخواندم توي روزنامه هم بود كه يكي از آقايان گفته اند: سپاه بايد مراقب نمايندگان باشد و نمايندگان مجلس را زير نظر بگيرند. اين معنايش اين است كه سپاه، نماينده شهر را دنبال كرده و به دنبال پرونده سازي باشد. از يك طرف ميگوييم حكومت مردمي و مجلس، نمايندگان مردمند از آن طرف هر سپاهي با اختلاف سليقه هايي كه وجود دارد مراقب و مزاحم نماينده ها باشد. مگر مرحوم امام نفرمودند سپاه و ارتش حق ندارند در سياست دخالت كنند. آقايان در اين شرايطي كه ما اين گرفتاريها را داريم و بايد به حكومت مردمي و نمايندگان مجلس و مردم بها بدهيم، اين جور تعبيرات را به كار ميبرند. اينها همه اش يك چيزهايي است كه برخلاف سياست است و سوژه ميشود براي دشمن، كه دشمن نسبت به ما طمع كند. الان دشمن به ما احاطه كرده است، خودمان نبايد مجلسي را كه متشكل از نمايندگان مردم است، حكومت هم مال مردم، و كشور متعلق به مردم است تضعيف كنيم . نبايد مزاحمت كنيم براي نمايندگان و آنها را احضار كنيم به دادگاهها و به سپاهي ها بگوييم بايد مراقب آنان باشند.

اين مراقبت كه ميگوييد كم كم در هر شهري يك سپاهي براي نماينده پرونده بسازد، يك سپاهي ممكن است يك شكايت از دست نماينده بكند كه با چه كسي ملاقات كرده و ضد انقلاب است و ضد ولي فقيه است و از اين چيزها و جنگ و دعوا توي كشور درست كنيم . من نمي دانم در اين شرايط حساس آقايان چرا اينها را ملاحظه نمي كنند، در اين شرايط اين جور مطرح ميكنند، بايد از خودشان پرسيد.

ما الان از چهار طرف در محاصره آمريكا واقع شده ايم، از افغانستان و تركيه و عراق و خليج فارس .

 

آزادي مشروع مانع فرار مغزها

يكي از اساتيد: همان گونه كه آقاي كديور اشاره فرمودند فرار مغزها شدت پيدا كرده و واقعيت هم دارد و اين از نظر جامعه امري ناپسند است، يك استاد دانشگاه كه به كشور ديگر ميرود برخلاف آن ارزشهايي كه در كشورش هست دست به اين اقدام ميزند; ولي اگر ريشه يابي شود علت هايي كه باعث ميشود فرد دانشگاهي كشور خودش را رها كند، حق را بايد به او داد; چون وقتي ميبيند كه در كشورش از هر نظر مورد تحقير قرار ميگيرد و علمي كه دارد نمي تواند به درستي از آن استفاده كند، امنيت لازم را ندارد تا ارزشيابي هايي را كه جزو شاخه هاي كارش هست در محيط دانشگاه انجام دهد، در مجموع فكر ميكنم شايد كار مناسبي دارد انجام ميدهد، چون عمر محدود است، اگر بخواهد بماند و منتظر باشد كه بالاخره در آينده چه اتفاقي ميافتد آن فرصت اندكي كه دارد و ميخواهد از آنچه ياد گرفته استفاده كند از دست ميدهد; پس بايد از نظر فرهنگي كاري كنيم كه اين امر ناپسندي تلقي نشود، فردي كه رفته است بايد به او حق داد و بايد در اين مورد بررسي شود و كار تحقيقاتي صورت گيرد.

آيت الله منتظري : بله و من اين را هم اضافه ميكنم كه الحمدلله كشور ما در منطقه وسط و معتدل قرار گرفته است . مغزهاي معتدل و متوسط در خاورميانه است . خارجي ها از مغزهاي ايراني و امثال آن استقبال ميكنند، چون مغزهاي متفكري هستند، و نوعا كارها به دست اينها خواهد افتاد. وقتي اساتيد اين معني را ديدند ميروند، قطعا بايد كاري كرد كه شوق پيدا كنند و در كشور بمانند.

آقاي احمد قابل : اصل تبادل سرمايه هاي انساني مثل سرمايه هاي اقتصادي نبايد مذموم باشد; اصلا رفتن سرمايه هاي انساني اگر به اين قصد باشد كه يك هجرتي باشد و بروند آنجا به قصد اين كه يك روزي برگردند، نبايد يك سره منفي به آن نگاه كرد.

آيت الله منتظري : به نظر من در رابطه با فرار مغزها البته كمبود امكانات رفاهي مؤثر است ولي بيشتر برخوردهاي سياسي با آنان سبب فرار ميشود. برخي انتظار دارند يك نفر متخصص و كارشناس در يك رشته تملق گو باشد، برخلاف عقيده اش حرف بزند، حق نداشته باشد در دانشگاه نظرش را بگويد، با او برخورد ميشود، اينها بيشتر مؤثر است ; يعني آزادي سياسي كه ندارند بيشتر سبب فرار آنان ميشود.

نبود امكانات رفاهي هم مؤثر است ليكن انسان بما هو انسان و دانشمندان آزادي ميخواهند كه بتوانند افكارشان را عرضه بدارند. بايد كاري كرد كه دانشمندان و نخبگان جامعه و به طور كلي محافل علمي يك نحو استقلال و آزادي سياسي داشته باشند تا بتوانند در پيشرفت علمي جامعه و كشور نقش اساسي ايفا نمايند.

گوينده ديگر: بحراني كه در سالهاي اخير در كشور ما اتفاق افتاده است بحران عقلانيت است و اين باعث شده است مردم و بخصوص نسل جوان ما نسبت به آينده خوش بين نباشند، عامل بحران عقلانيت بخصوص پس از پيروزي انقلاب در برخي جاها متأسفانه صورت گرفته است .

آيت الله منتظري : نوع اشكالات پيش آمده به واسطه اين است كه ما با طبقات مختلف برخوردهاي سياسي ميكنيم . در دنياي امروز نمي توان گفت مردم نبايد در سياست دخالت كنند و مشغول كار خودشان باشند، همه انسانها بخصوص انسان

درس خوانده در عرض افكار و نظريات خود آزادي ميخواهد; وقتي آزادي افراد را بگيريم آنها قهرا فرار ميكنند.

حيوانات هم كه در قفس باشند ميخواهند از قفس فرار كنند; بايد يك كاري كرد كه مردم آزادي داشته باشند، البته آزادي مشروع .

 

لزوم تشكل مردم عراق

گوينده ديگر: شما يك بيانيه صادر كرديد و موضع مردم عراق را بي طرفي معرفي كرديد، اين از نظر عيني قابل تصور نبود.

آيت الله منتظري : يعني مردم خودشان متشكل باشند و تعيين حكومت كنند نه اين كه آمريكا برايشان تشكيل حكومت دهد.

گوينده : اين بي طرفي در رابطه با زمان جنگ تناسب نداشت .

آيت الله منتظري : پس چكار كنند بيايند از آمريكايي هاي مهاجم استقبال كنند؟ اين كه درست نيست، خودشان بايد متشكل شوند و حاكم مشخص كنند، نه صدام و نه آمريكا. سلاحهاي كشنده را خود آمريكا و انگليس و ديگران به صدام دادند و الان روي آنها معركه گرفته اند.

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۲

دفتر آيت الله العظمي منتظري

کتاب دیدگاهها ج ۲، ص ۱۱۱ تا ۱۲۰.