پرسش: چند سالي است مسأله‌اي ذهن مرا درگير خود كرده است؛ جوان‌تر كه بودم، دغدغه‌ي دين تمام وجودم را فرا گرفته بود. به كلاسهاي تفسير قرآن زيادي مي‌رفتم. چيزي كه در ذهنم شكل گرفته بود، اين بود كه خداوند يكبار با من سخن گفته و آن از طريق قرآن  است. لذا اين تنها نامه اي است كه من از پروردگارم دارم و اوست كه مرا ساخته و به تمام زير و زبرم آگاه است. لذا بايد به نكته‌ نكته‌ي اين كتاب عمل كنم و از هر جمله و كلمه‌اي بتوانم گزاره‌ي قابل عملي (چه نظري و چه عملي) بيابم.‏ اما چند سالي است كه با مطالعه‌ي بيشتر قرآن و كتابهاي ديگر، و حقيقتا بگويم با مشاهده‌ي وقايع اخير كشور، احساس مي كنم نمي‌توانم با همه‌ي كلمات قرآن ارتباط برقرار كنم و اساساً شايد همه‌ي آن مربوط به من نيست! اين همه آيات جنگ و منافقيني كه در قرآن هست را نمي‌دانم چطور بايد با آن برخورد كرد. از يك طرف به ذهن متبادر مي‌شود وقتي كسي قرار است كتابي به دست انسانها بدهد كه جاودانه و براي تمامي بشر باشد، چرا بايد مطالبي درآن بگويد كه غير جاودانه و غير اصل است و مي‌توان آنرا نگفت!‏

آقاي كديور مي‌خواهم جايگاه قرآن را در انديشه و عمل شما بدانم. ‏

پاسخ: لازم نیست تک تک آیات با ما رابطه برقرار کنند. مهم این است که ما بتوانیم با کمک برخی آیات با خداوند مرتبط شویم. چه بسا دیگر مردم با همان آیاتی که به زعم ما غیرمناسب اند گمشده خود را بیابند. فراموش نکنیم که انسانها همانند هم نمی اندیشند و به سبکهای مختلف زندگی می کنند و در طول زمان و پهنه زمین قرار نیست خوشایند ما و زمانه ما معیار باشد. مهم این است که ما نیز بتوانیم بر . سر این مائده الهی روح و روانمان را سیر کنیم. راستی اگر همه آیات به ذائقه مردم این زمانه بود مردم قرون گذشته یا قرنهای آینده بهره ای از ان داشتند!؟
من در بسیاری از آیات کلام الله مجید گمشده خود را یافته ام و در هر تلاوت تازه نکته جدیدی می یابم تا آنجا که قرآن راهنمای معنوی و چراغ هدایت بسیار غنی در زندگی من بوده و هست. واضح است که برخی از آیات نیز به عنوان عبرت از سیره گذشتگان تلاوت می شود
خدا یارتان
محسن کدیور