پرسش: من دانشجوی دکتری رشته مذاهب کلامی ام. مقاله شما با عنوان علمای ابرار، بازخوانی قرائت فراموش شده، را مطالعه کردم. سوالی که از شما داشتم این است که دقیقا منظور شما از بشری بودن ائمه چیست؟ به این معنا که آیا نص و نصب و علم خاص را نیز شامل می شود؟ دوم اینکه آنچه که مکتب قم به عنوان غلو با آن مقابله می کرده دارای چه مولفه هایی بوده است؟

پاسخ:
منظور از بشری نبودن ائمه این است که ایشان از سرشت متفاوتی آفریده شده اند، علم لدنی غیراکتسابی داشته اند، معصوم از خطا بوده اند، به نص الهی به امامت منصوب شده اند. و بر این اساس مکتب قم و قبل از ایشان برخی از کبار اصحاب ائمه (ع) در هر چهار محور مناقشه داشته اند یعنی علم ایشان را اکتسابی می دانسته اند، باور به عصمت برایشان مطرح نبوده و خطا را محتمل می دانسته اند، هر چند خطایی را واقع شده نمی دانستند، در عین اینکه ایشان را از گناه مبرا می دانسته اند، قائل به نص الهی نبوده اند، اگر چه نص پیامبر (ص) درباره امیرالمومنین (ع) و نص هر یک از ائمه (ع) را درباره امام بعدی محتمل یا محقق می دانستنه اند.
درباره مکتب قم در مقاله قرائت فراموش شده مولفه ها را با قائلانشان مستندا برشمرده ام.
نکات متعدد دیگری هم هست که به امید خدا در موقعیت مناسب تری به آنها اشاره می شود.
گفتار اخیرم تحت عنوان «بازاندیشی هویت اسلام شیعی» را ملاحظه فرمایید.
موفق باشید
محسن کدیور