اول

 

پرسش: نظرتان درباره‌ی این دیدگاه چیست؟ «بایستی به تمایز همجنس‌گرایی و لواط توجه کرد. همجنس‌گرایی نوعی روش زندگی جدید است که در آن شخص از انکار و سرکوب گرایش جنسی خود دست برداشته و آن را در شیوهٔ زندگی خود رعایت می‌کند، چنین مفهومی مطلقاً برای پیشینیان شناخته شده نبوده‌است. در حالی که لواط در فرهنگ دینی، ادبی و حقوقی به یک عمل جنسی اشاره دارد که عمدتاً بین یک مرد بالغ و یک نوجوان واقع می‌شود. و عمل رایج در میان قوم لوط نوعی تجاوز به عنف بوده که بیشتر قربانیان آن کودکان و نوجوانان بوده‌اند.» سوال این است که آیا مثلا این طیف از اقلیت در جامعه ایران را به رسمیت می شناسید؟

پاسخ:
یک. اینکه در سالیان اخیر کسانی رابطه با جنس موافق را «سبک زندگی» تعریف کرده اند، باعث نمی شود که همین روابط جنسی را در گذشته سبک زندگی ندانیم. لواط کاران در گذشته و حال نیز با همین نگاه سبک زندگی متفاوتی داشته اند
منتهی درگذشته کسی چنین سبک زندگی را به رسمیت نمی شناخت. امروز برخی آنرا سبک زندگی تعریف می کنند. بالاخره در این سبک زندگی رابطه‌ی جنسی با جنس موافق هست. حکم شرعی آن چیست؟ چه کسی سبک زندگی یادشده را پذیرفته باشد، چه نپذیرفته باشد چاره ای جز پاسخگویی به پرسش فوق ندارد.

دو. اما اینکه «لواط عمل جنسی عمدتا بین یک مرد بالغ و یک نوجوان واقع می شود» به چه دلیل؟ تعریف لواط آمیزش جنسی مقعدی میان مردان است مطلقا، قید «بالغ بودن فاعل و نابالغ بودن مفعول» در لواط فاقد مستند است.

سه. در قرآن کریم نیز هیچ دلیلی «بر تجاوز به عنف قوم لوط که بیشتر قربانیان آن کودکان و نوجوانان بودند» دیده نمی شود. برعکس بیان قرآن بسیار صریح است: «إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ» (اعراف ۸۱) «شهوت به جنس مرد» همان است که برخی امروز آن را سبک زندگی جدیدی معنی می کنند. رضایت و بالغ بودن طرفین عنوان لواط را عوض نمی کند. این دعاوی نه تنها فاقد دلیل است بلکه ادله‌ی بسیار محکمی برعلیه آنهاست.

چهار. مشکل بحث قبل از بحث دینی موضوع علمی آن است. در بین خود متخصصان این حوزه اتفاق نظر نیست. نظر مخالف هم هست. تا چنین نظرهای متفاوت علمی یافت می شود جا انداختن چیزی به عنوان اقلیت جنسی کار ساده ای نیست.

***

دوم

۱. از آنجا که حقوق اقلیت های مذهبی، قومی وجنسی از موضوعات مهم کشورما نیز هست خواه ناخواه با آن مواجه خواهیم بود وخوب هست که عالمان ومتفکرین وروشنفکران دینی در گذر تحقیقات خود در آن باب نظرات راهگشای خودشان را مطرح کنند. یعنی شاید دلیل آنکه هم اکنون درایران موضوع آشکاری نیست بدلیل فضای سرکوب از ناحیه حکومت باشد نه به این دلیل که در کشورمان مطرح نیست. بنابراین درصورت بازتر شدن فضای کشور شاید بااین  پدیده به شکل علنی تری مواجه بشویم که خوب است قبلا راجع به آنها کار شده باشد. منظور از این سوالات ابعاد اخلاقی این پدیده، ترویج گری آن وحتی ابعاد درون دینی آن نیست. منظور صرفا بحث حقوق شهروندی آنهاست. نظرتان درباره‌ی همجنسگرایی به عنوان سبک زندگی چیست؟

 

پاسخ:

درباره‌ی همجنسگرایی به عنوان «سبک زندگی»
الف. در عرف بین المللی به کارگیری هریک از حقوق بشر منوط به چند شرط است از جمله عدم ضرر به دیگران و عدم اختلال در سلامت، اخلاق، امنیت و نظم عمومی.
ب. در حد اطلاع من عنوان «سبک زندگی» در حقوق یا فقه به خودی خود حریمی برای کسی ایجاد نمی کند، به عبارت دیگر تنها تا جایی قابل احترام است که به ضرر به غیر یا اختلال در سلامت، اخلاق، امنیت و نظم عمومی منجر نشود.
ج. روابط جنسی توام با خشونت یا خودکشی دسته جمعی یا تجاوز دسته جمعی یا رد و بدل کردن همسر یا قربانی کردن فرزند در پیشگاه خدایان یا عدم استحمام … به عنوان «سبک زندگی» مطلقا پذیرفته نیست.
د. پذیرش همجنسگرایی به عنوان «سبک زندگی» زمانی که احتمال اضرار به مفعول وبه ویژه اختلال در اخلاق عمومی به شکل قوی از جانب اکثر پیروان ادیان ابراهیمی مطرح می شود با مانع جدی مواجه است.

 

۲- به نظرتان آیا این افراد حق زندگی وحیات عادی دارند؟ یعنی درست هست به صرف اینکه عده ای این نوع سبک زندگی را دارند بازداشت ومجازات بشوند؟ آیا بازداشت شان را قبول دارید؟ مجازات شان را نه به دلیل روابطشان با همجنس هایشان (مرد با مرد، زن با زن ، ودوجنسه ها- همان ال جی بی تی ها) درست می دانید؟

پاسخ:
الف. همجنسگرایانی که روابط جنسی خود را علنی نکرده اند همانند دیگران کسی مجاز به تجسس از احوال شخصی آنها نیست.
ب. آن گروهی از همجنسگرایان که روابط جنسی خود را علنی کرده اند، قابل مجازات اعدام نیستند، چرا که از دو حال خارج نیست، مطابق نظر مدافعان همجنسگرایی این اعمال غریزه‌ی طبیعی است. کسی را به جرم اعمال غریزه‌ی طبیعی نمی توان مجازات کرد. اگر این اعمال بیماری و ناشی از نارسائی‌های دوران کودکی باشد، بیمار قابل مجازات نیست، بیمار را می باید درمان کرد.
ج. جامعه ای که چنین روابطی را مخل اخلاق عمومی می داند حق دارد برای اینگونه افراد محدودیتهایی را برای حفظ اخلاق عمومی مطابق قانون اعمال کند.

 

۳- آیا درست هست که به این دلیل آنها از حق تحصیل و داشتن شغل محروم بشوند؟

پاسخ:

کسی را نمی توان از تحصیل یا داشتن شغل محروم کرد مگر به حکم قانون. جامعه ‌ای که اینگونه روابط را مخل اخلاق عمومی می داند می تواند با وضع قوانین لازم برای حفظ اخلاق عمومی به گونه ای این گونه افراد را از این دو حق محروم نکند، به شرطی که امکانات و مقدورات کافی برای همگان موجود باشد.
– جامعه ای که اینگونه روابط جنسی را ناهنجاری و اختلال در اخلاق عمومی می داند موظف است در کنار وضع قوانین محدودکننده تسهیلات لازم برای تغییر جنسیت را برای این افراد فراهم کند.

***

سوم

پرسش: مصاحبه ای که اخیرا در ارتباط با نامشروع بودن ازدواج با فرزندخوانده انجام داده بودید را مطالعه کردم. یکی از دلایلتان جدید بودن این مسأله و عدم وجود آن به این شکل در زمان پیامبر بود. می خواستم بپرسم که آیا بهتر نیست با مقوله همجنسگراها هم به همین گونه برخورد شود؟ شاید علت این که قرآن هیچ اشاره ای به ازدواج دو همجنس نکرده دقیقا همین موضوع باشد. همانطور که خودتان هم می دانید هر عمل یا چیزی که در قرآن نباشد لزوما به معنای غیرمجاز بودن آن نیست مخصوصا آنچه که به این شکل اصلا در عصر نزول قرآن وجود نداشته است. به نظر می رسد آیات مربوط به قوم لوط لزوما بر حرمت ازدواج همجنسگراها یا عمل همجنسگرایی با معنا و مفهوم امروزین دلالت نمی کنند. در مقاله ای از آقای دکتر آرش نراقی با عنوان «قرآن و مسآله حقوق اقلیت های جنسی» استدلالهایی در مورد تفاوت لواط و همجنسگرایی انجام شده و معنای لواط نزدیک به «بچه بازی و تجاوز به کودکان و نوجوانان» یا «تجاوز به همجنس» یا «رابطه جنسی دو همجنس بدون کشش عاطفی عمیق و صرفا یک عمل جنسی گذرا» دانسته شده است. از اینها گذشته، در صورتی که دانشمندان در خصوص طبیعی و غریزی بودن گرایش جنسی همجنسگرایان به اتفاق نظر برسند، رفته رفته به رسمیت نشناختن ازدواج همجنسگرایان قبح عقلایی پیدا خواهد کرد. اگر همجنسگرایان از نتایج خلقت الهی باشند به رسمیت نشناختن گرایش جنسی آنها و ازدواج آن ها به نظر چندان منطقی نمی آید.

پاسخ:
الف. مسئله همجنسگرایی قابل قیاس با فرزندخواندگی نیست. همجنسگرایی مطلقا پدیده ای مدرن نیست. در گذشته هم وجود داشته است. در متون فلسفی یونان باستان به صراحت از آن صحبت شده است. در زمان ظهور اسلام و قبل از آن هم پدیدیده ای کاملا شناخته شده بوده است. در آن زمان تجاوز به نوجوان یا کودک همجنس با ارتباط جنسی دو بالغ همجنس متمایز بوده است، اما اسلام هر دو را صریحا محکوم و مردود شمرده است.
ب. به تصریح قرآن رویه‌ی قوم لوط ارتباط جنسی با همجنس بوده است: «إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ» (اعراف ۸۱)
اما اینکه ادعا شده معنای لواط نزدیک به «بچه بازی و تجاوز به کودکان و نوجوانان» یا «تجاوز به همجنس» یا «رابطه جنسی دو همجنس بدون کشش عاطفی عمیق و صرفا یک عمل جنسی گذرا» است، بدون هرگونه دلیلی است. تعریف لواط آمیزش جنسی مقعدی میان مردان است مطلقا، قید «بالغ بودن فاعل و نابالغ بودن مفعول» در لواط فاقد مستند است، رضایت و کشش عاطفی داشتن طرفین عنوان لواط را مطلقا عوض نمی کند.
ج. به مقاله‌ی مورد بحث دوست فاضل جناب آقای دکتر نراقی پاسخ مستدلی توسط دوست قرآن پژوه دکتر محسن آرمین داده شده است: تلاش نافرجام و تلاش نافرجام(۲). وی در پاسخ دکتر نراقی به نقدهایش پاسخی به این شرح داده است: اصول نامبرهن، تفسیر ناموجّه. مناقشات مبرهن اخیر بی پاسخ مانده است.
د. اما در حد اطلاع من درباره همجنسگرایی تا کنون اجماع و اتفاق نظر علمی در دست نیست. گروهی آنرا پدیده ای طبیعی و برخی نیز معلول برخی امور اکتسابی در زمان کودکی می دانند.
ه. اما اینکه در آینده این امر مورد اتفاق علمی قرار می گیرد من پیشگو نیستم و چو فردا شود فکر فردا کنیم.
و. تا کنون هیچ سند بین المللی از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد (مهمترین مرجع بین المللی رسمی حقوق بشر) در به رسمیت شناختن همجنسگرایی به عنوان یکی از حقوق بشر به تصویب نرسیده است! چرا که اکثر دول عضو با به رسمیت شناختن آن به شدت مخالفند. اکثر جمعیت کره‌ی زمین از این امر کراهت دارند و حاضر نیستند آنرا به رسمیت بشناسند.

۱۸ آذر ۱۳۹۲