سوّمین یورش ارباب تزویر

قصّه پرغصه ی یک چکیده مقاله!

سه سال از نگارش چکیده مقاله ۵۵۵ کلمه ای «بازشناسي حق عقل، شرط لازم سازگاري دين و حقوق بشر» به دعوت همايش دوسالانه حقوق بشر دانشگاه مفید قم می گذرد. انتشار محدود این چکیده مقاله در کتابچه داخلی چكيده مقالات اين همايش در اردیبهشت ۱۳۸۶ باعث اعتراض کتبی فوری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جلوگیری از قرائت متن مقاله در همایش یادشده گردید. نایب رئیس جامعه مدرسین در مهر ۱۳۸۶ در مصاحبه با ایسنا برای دومین بار به نویسنده مقاله حمله کرد. در چهارمین سالروز ممانعت از قرائت مقاله، سیمای فریب برای سومین بار به این چکیده مقاله یورش آورد.

این مقال شامل شش قسمت است. نخست خلاصه ای از یورش ظفرنمون اخیر گزارش می شود. در دومین بخش مقاله به برملا کردن برخی ابعاد این تزویر پرداخته ام. بخش سوم به افشای دروغها و تحریفهای سیمای حکومتی درباره دیدگاه قرآنی کدیور اختصاص دارد. در چهارمین بخش این پرسش پاسخ داده شده است: اگر قرار بود به قرآن عمل شود، چه باید می کردند؟ چکیده مقاله پردردسر “بازشناسی حق عقل، شرط لازم سازگاری دین و حقوق بشر” بخش پنجم مقاله را تشکیل می دهد. بالاخره در بخش ششم اعتراض کتبی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به چکیده مقاله کدیور و ادامه قضیه به اختصار گزارش شده است.

اول. گزارشی از تزویر جدید سیمای فریب

کانال سوم تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در تاریخ دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹(روز شهادت حضرت فاطمه زهرا – تعطیل رسمی) در برنامه زنده دو ساعتی “دیروز، امروز، فردا” در پربیننده ترین ساعت روز مطالب بی پایه و نادرستی را درباره جنبش سبز، جریان اصلاحات و روشنفکری دینی با عنوان “روشنفکری دینی و ارتباط آن با جریان اصلاحات” از زبان دو نفر به نامهای حجت الاسلام سید محمود نبویان (از مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی متعلق به آیت الله مصباح یزدی) و مجتبی شاکری (از جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از مدافعان دولت احمدی نژاد) پخش کرد. (۱)

تزویرگران جمهوری اسلامی در مقام اثبات این بودند که جنبش سبز و جریان اصلاحات به پیروی از نظریات روشنفکران دینی به دنبال اسلام زدائی و حذف قرآن از ایران است. حمله اصلی در این تزویرنامه متوجه نظریه اخیر دکتر عبدالکریم سروش درباب وحی و قرآن بود. در درجه دوم تعزیه گردانان سیمای تزویر به یکی از مقالات صاحب این قلم درباره اسلام و حقوق بشر پرداختند و با تحریف سخن من، مرا در عداد قائلان به حذف و نفی قرآن معرفی کردند. آنگاه با نشان دادن جزوه ای مدعی شدند که جنبش سبز به دنبال حذف کلیه مظاهر اسلامیت از قانون اساسی است.

در انتها نیز سخنان حماسی فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان “بازشناسی هویت شیعه” قرائت شد: “شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ”. او بال سبز این پرنده را مهدویت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادت طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است معرفی می کند. فوکویاما معتقد است شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیتش بسیار است.او می گوید: “این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد”. این تزویرنامه با تطبیق لعنهای زیارت عاشورا بر معترضین سبز به پایان رسید.

دوم. برملا کردن تزویر تازه سیمای فریب

دروغ و دغلهای سیمای جمهوری اسلامی تازگی ندارد. لائیکهای ستیزه جو (آته ایستهای افراطی) و مزوّران جمهوری اسلامی همصدا جنبش سبز را به دنبال اسلام زدائی و قرآن گریزی معرفی می کنند. این برنامه تکرار رسوای این مضمون نخ نما بود. من بارها در تبیین ماهیت جنبش سبز و نقد دروغ و دغلهای کودتاگران سخن گفته ام، تکرار نمی کنم. جناب دکتر سروش نیز درباره آنچه به وی ناجوانمردانه نسبت داده شد، خود سخن خواهد گفت. در این مجال به اجمال دروغی که به من نسبت داده شد برملا می کنم.

قبل از آن به اشاره بگویم آن جزوه ای که شیادان سیمای تزویر تحت عنوان قانون اساسی جنبش سبز به خلایق نشان دادند، هیچ سندیتی ندارد. جنبش سبز به تصریح رهبرانش بیشتر از «اجرای بی تنازل همین قانون اساسی جمهوری اسلامی» چیزی را نمی خواهد. همان قانون اساسی که در اصل سومش “محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصار طلبی” از وظایف دولت جمهوری اسلامی شمرده شده است. همان قانون اساسی که در اصل ۱۷۵ آن تأمین “آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور” را الزامی ساخته است. اگر همین قانون اساسی اجرا می شد این دروغ و دغلها امکان انتشار نمی یافت. اگر موازین اسلامی و مصالح کشور رعایت می شد کشور بر اساس رضایت عمومی و تمایل اکثریت شهروندان با صداقت و عدالت اداره می شد.

آنچه در این برنامه بنام سخنان فوکویاما نویسنده کتاب “پایان تاریخ و آخرین انسان” در کنفرانس بازشناسی هویت تشیع در اورشلیم توسط حجت الاسلام نبویان قرائت شد، از اساس دروغ است. فوکویاما شرکت در کنفرانس یادشده و ابراز چنین سخنانی را کاملا تکذیب کرده است. (۲)

و اما این حجت الاسلام سیدمحمود نبویان عضو رسمی پادگان جناب مصباح یزدی همان مُبَلّغی است که چند ماه قبل اعلام کرد سعید حجاریان برای مظلوم نمائی خودش را ترور کرده است. (۳)

سوم. افشای دروغها و تحریفهای سیمای حکومتی درباره دیدگاه قرآنی کدیور

جناب حجت الاسلام نبویان در این برنامه چند دروغ به من نسبت دادند: اول، ایشان گفتند: «[کدیور] می گوید قرآن ما در شش مورد با حقوق بشر سازگاری ندارد». برای بار دوم از قول من می گوید: «شما آن اسلامی که دارید، همان اسلام تاریخی است، همانی که تعارض دارد، همان قرآن را می گوید».

پاسخ: من هرگز نگفته ام قرآن کریم با اندیشه حقوق بشر سازگاری ندارد. آنچه من گفته ام و همچنان می گویم این است: روایتی از اسلام – که لزوما عین اسلام و قرآن نیست – یعنی فهم جریان سنتی از اسلام (که از آن با عنوان اسلام تاریخی یاد کرده ام) در شش محور با اندیشه حقوق بشر ناسازگار است. و روایت دیگری از اسلام و قرآن (اسلام نواندیش) مدافع اندیشه حقوق بشر است. اگر حکومت ولائی و گردانندگان تلویزیون حکومتی روایت سنتی و تاریخی از اسلام را عین قرآن می دانند و نقد آنرا نقد قرآن معرفی می کنند، حرفی نیست، اما این معادل سازی آنان است، این سخن من نیست، بلکه تحریف آشکار حرف من است.

دوم، حجت الاسلام نبویان می گوید: «خوب ما از آقای کدیور سؤال می کنیم [گیریم] این بخش قرآن را حذف کردیم. اگر غربی ها بعداً یک چیز دیگر اضافه کردند و با بخش های دیگر قرآن ما نساخت، باز چکار می کنیم؟ خوب بخش های دیگرش را هم از قرآن حذف می کنیم. خوب اگر ده سال بعد یک چیز دیگر آوردند[باز حذف می کنیم]».

پاسخ: کدیور هرگز نگفته و نمی گوید چیزی از قرآن “حذف” شود. این تحریف آشکار کلام وی است. “نسخ” با “حذف” زمین تا آسمان تفاوت دارد. “بحث ناسخ و منسوخ” از مُسَلّمات علوم قرآنی است و کسی که منکر آن است یا آنرا معادل حذف می شمارد و از تفاوت احکام اقسامش از قبیل نسخ تلاوت و نسخ حکم، یا نسخ دائم و نسخ موقت بی خبر است، جاهلی مرکب است که در امور مافوق طاقتش دخالت کرده است.

سوم، جناب نبویان بار دیگر می افزاید: «خوب اگر ده سال بعد یک چیز دیگر آوردند[باز حذف می کنیم]. پس ما یک دانه قرآن داریم [که] همان حقوق بشر غربی هاست. اصلا چه ربطی به اسلام دارد؟ یعنی چه ما به قرآن ملتزم هستیم؟»

پاسخ: کدیور از اندیشه حقوق بشر به دلیل اخلاقی بودن، عادلانه بودن، عقلائی بودن و برتریش بر اندیشه های رقیب دفاع می کند. اسناد بین المللی حقوق بشر روایتی از این اندیشه است، نه عین آن. اگر غربی ها حرف حقی زدند باید آنرا پذیرفت، نه به دلیل گوینده، بلکه به دلیل گفتار حق. این عمل به اصل طلائی مورد توصیه امام علی (ع) است: «أنظر الی ما قال و لاتنظر إلی من قال». این عمل به توصیه مؤکد پیامبر اسلام است که حکمت را برگیرید ولو از اهل نفاق و کفر و علم را بیاموزید ولو در چین. بیشک در چین الهیات اسلامی و شریعت تدریس نمی شده است! غرب در مواجهه با دکترین حقوق بشر یکپارچه نیست. در میان متفکران اروپائی و آمریکائی دیدگاههای متفاوتی در باره اسناد حقوق بشر یافت می شود، که از منظر طلاب مؤسسه آیت الله مصباح یزدی مخفی مانده است.

کدیور هرگز این اسناد را دربست نپذیرفته است. بخشی از انتقاداتش را در مقاله “حقوق بشر، لائیسیته و دین”(۴) مطرح کرده است، هکذا درباره منشأ حقوق بشر مشخصا به اشکال مشابه با شفافیت پاسخ داده شده است (۵) که باز از چشم حجت الاسلام مخفی مانده است. جدیدترین دیدگاههای کدیور درباره قرآن کریم در مقاله “قلب اسلام” وی قابل پیگیری است (۶). حضرت حجت الاسلام با مطالعه مقاله درخواهند یافت که مطلقا با آرای من درباره قرآن کریم ناآشنایند.

چهارم. اگر قرار بود به قرآن عمل شود

کار من در مقاله مورد بحث کوششی متواضعانه در راه سازگاری اسلام و حقوق بشر بوده است. بیشک این کوشش نیازمند نقد و بررسی عالمانه است. دیدگاههای من درباره حقوق بشر در کتاب ۴۴۰ صفحه ای “حق الناس، اسلام و حقوق بشر” بعد از یک سال تأخیر در صدور مجوز و تحمیل چند سطر سانسور در سال ۱۳۸۷ منتشر شد و در کمتر از یک سال به چاپ چهارم رسید. البته در نمایشگاه کتاب امسال تهران بدون هیچ توضیحی از پخش آن جلوگیری شد! مطلب مورد تبیین دیگری از فصول پنجم و ششم کتاب است.(۷)

جناب حجت الاسلام نبویان یا مؤسسه آیت الله مصباح یزدی شیوه کاملا نامناسبی در پیش گرفته اند. راه قرآنی مواجهه با یک اندیشه – به زعم شما نادرست – اقامه برهان و جدال احسن است. “ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ” ﴿النحل: ١٢٥﴾. اگر کسی می گوید برخی گزاره های موجود در اندیشه برخی متدینان عادلانه، اخلاقی، عقلائی و ارجح نسبت به اندیشه های رقیب نیستند، راه صحیح بحث این است که شما یکی از این سه طریق را اثبات کنید:

طریق اول: اثبات کنید کبرای استدلال کدیور ناتمام است، یعنی لازم نیست گزاره های دینی عادلانه، اخلاقی، عقلائی و ارحج بر اندیشه های رقیب باشند، که معنای آن این است که می توان به گزاره های ظالمانه، ضداخلاقی، غیرعقلائی و مرجوح به عنوان امور دینی باور داشت.

طریق دوم: یا با صحه گذاشتن بر کبرای بحث، اثبات کنید صغرای استدلال کدیور اشکال دارد، یعنی مسائل مرتبط با حقوق بشر در اندیشه اسلام سنتی عادلانه، اخلاقی، عقلائی و ارجح بر اندیشه های رقیب است. در این صورت بر شماست که از احکام برده داری، محجوریت شهروندان در حوزه عمومی، تبعیض جنسیتی و دینی حقوق انسانها و مجازاتهائی از قبیل سنگسار و ارتداد در ظرف زمانی حاضر دفاع کنید و به صراحت بگوئید انسان از آن حیث که انسان است حق ندارد، و شما از حقوق درجه یک و دو و سه و چهار دفاع می کنید.

طریق سوم: یا با صحه گذاشتن بر کبری و صغرای بحث، اثبات کنید راه حل پیشنهادی کدیور نادرست است. در این صورت لازم است اثبات کنید عقل انسان توانائی ادراک این امور را ندارد. ولی در این صورت مرز خود را با اشاعره و اخباریون و اهل ظاهرمی باید مشخص کنید. بعلاوه فرق عملی نسخ موقت حکم را با تعطیل اجرای حدود در زمان غیبت که فتوای جمع کثیری از فقیهان عظام از قبیل محقق صاحب شرایع و میرزای صاحب قوانین است استخراج فرمائید تا بر شما واضح شود خود را به چه مخمصه ای مبتلا کرده اید.

اگر احیانا اشتغالات سیاسی تبلیغی شما اجازه ورود در اینگونه مباحث ظریف علمی را نمی دهد، دم فرو بندید. والا جهالت خود را به رخ خلائق کشیده اید.

واما رادیو تلویزیونی که متعلق به همه ایرانیان است و قرار است قانونا بر اساس موازین اسلام و مصالح کشور برنامه پخش کند، راه کاملا نادرستی را پیشه کرده است. برنامه “امروز، دیروز، فردا” برای مناظره رو در روی دیدگاههای متفاوت موجود در کشور تاسیس شد. بعد از پخش دو جلسه مناظره بین اصلاح طلبان به زندان نرفته و اصول گرایان شاخص دریافتید که جریان سیاسی حاکم چیزی در چنته ندارد و توان هماوردی با اندیشه معترض را به کلی فاقد است. بیشک نقد آراء اصلاح طلبان و معترضان جنبش سبز یا عقبه های فکری این دو جریان کاری پسندیده است. اما نقد آدابی دارد. اگر اتهامی وارد می کنید متهم حق پاسخگوئی باید داشته باشد.

راه صحیح این بود که اولا از اصلاح طلبان و مخالفان قانونی سبز و پیروان روشنفکری دینی نماینده ای در برنامه شما دعوت می شد تا به اشکالات و ابهامات نمایندگان اندیشه رسمی حضورا پاسخ می دادند و از این تضارب آراء، حق بر شهروندان آشکار می شد. این حق قانونی کدیور است که پاسخش در همان برنامه قرائت شود. اما سیمای حکومتی به میزانی از بی اعتباری رسیده است که کمتر شهروندی در بی پایه بودن دعاوی پخش شده تردید دارد.

در اینجا مناسب است به تاریخچه مختصر مقاله مورد بحث اشاره کنم. این سومین بار است که به چکیده مقاله «بازشناسي حق عقل، شرط لازم سازگاري دين و حقوق بشر» از جانب ایادی حکومت جمهوری اسلامی یورش برده می شود. برای آشنائی بیشتر با پیشینه این یورشها ابتدا چکدیده مقاله و سپس خلاصه ای از دو یورش قبلی گزارش می شود.

پنجم. چکیده مقاله بازشناسی حق عقل، شرط لازم سازگاری دین و حقوق بشر

تلقی تاریخی از ادیان الهی از جمله اسلام حداقل در شش محور با نظام حقوق بشر ناسازگارند: محور اول: عدم تساوي حقوقي غيرمسلمانان با مسلمانان؛ محور دوم: عدم تساوي حقوقي زنان با مردان؛ محور سوم: عدم تساوي حقوقي بردگان با انسان‌هاي آزاد؛ محور چهارم: عدم تساوي عوام با فقيهان درحوزه امورعمومي؛ محور پنجم: آزادي عقيده و مذهب و مجازات ارتداد؛ محور ششم: مجازات‌هاي خودسرانه، مجازات‌هاي خشن و شكنجه.

در این محورها موضع اسناد حقوق بشر در مقايسه با احكام اسلام تاريخي، قابل دفاع‌تر، عقلايي‌تر، اخلاقی تر، عادلانه‌تر و ارجح است و احكام اسلام تاريخي در این زمان در اين مواضع قابل پذيرش نيست. راه حلهای اسلام تاریخی برای رفع تعارض احکام شرعی با حقوق بشر، از قبیل شرائط ضمن عقد لازم، توسل به قواعد عسر و حرج و اضطرار، دست یازیدن به عنوان وهن اسلام، تعطیل برخی احکام شرعی در عصر غیبت و فقه المصلحه توان حل بنیادی مشکل را ندارند.

مباني نظري تعارض اسلام تاريخي با حقوق بشر عبارتند از: یک: حقوق واقعي انسان‌ها بخشي از مصالح نفس‌الامري است و در وضع احكام شرعي از سوي خداي حكيم به‌طور كامل لحاظ شده‌است. دو:كشف حقوق واقعي انسان‌ها توسط عقل انساني ممكن نيست، و تنها راه پرده‌برداري از اين حقوق مراجعه به متن شريعت و نقل وحياني است ولاغير. ناتواني و محدوديت جدي عقل انساني در درك همه‌جانبة مصاديق عدالت از نتایج این مبنای اساسی است. سه: احكام شرعي از آن رو که ناظر به مصالح و مفاسد خفيه نفس‌الامري می باشند، همگی فرا زماني و فرا مكاني هستند. چهار: انسان اگرچه بالقوه گوهري شريف دارد، اما بالفعل به ميزاني كه به محور كرامت و شرافت تقرب مي‌جويد صاحب منزلت مي‌شود و به ميزاني كه از اين محور الهي دور مي‌شود تنزل مي‌كند. حقوق واقعي انسان‌ها نيز به جايگاه ايماني و ديني او بازمي‌گردد. پنج: دنيايي ارزش دارد كه در خدمت آخرت قرارداشته ‌باشد. بنابراين طبيعي است كه امور دنيوي از جمله حقوق بشر در مقابل احکام شریعت ارزش ثانوي داشته ‌باشند.

اسلام معاصر در عین پای بندی به پیام جاودانه وحی الهی، اندیشه حقوق بشر را به دلیل عقلائی، اخلاقی و عادلانه بودن و برتریش براندیشه های رقیب می پذیرد و احکام معارض با آن در متن دین را احکامی می داند که اگرچه در عصر نزول عقلائی، عادلانه و برتر از راه حلهای رقیب بوده اند، اما امروز به دلیل از دست دادن این ضوابط (عقلائی بودن، اخلاقی بودن، عادلانه بودن، و برتری نسبت به اندیشه های رقیب) تکلیف فعلی محسوب نشده، در زمره احکام منسوخ (نسخ دائم یا موقت) به حساب می آیند. ضوابط یادشده تنها شرايط عصر نزول نيست. بلكه در هرعصري احكام شرعي غيرعبادي، مطابق عرف عقلاي همان عصر مي‌بايد تأمين‌كنندة چهار‌شرط فوق باشند. مخالفت يقيني حكمي با سيرة عقلاي دوران ما، یا مباینت با اصول اخلاقی در این دوران، يا تنافي با ضوابط عدالت در اين عصر، يا مرجوحيت در قبال راه‌حل‌هاي عصر جديد، كاشف از موقت‌بودن، غيردائمي‌بودن و به يك معني منسوخ‌شدن چنين احكامي در ظرف تعارض است. يعني چنين احكامي متناسب با مقتضيات عصر نزول بوده‌است نه از تشريعات دائمي و ثابت شارع. اجتهاد واقعی یعنی تمییز احکامی که مطابق مقتضای زمان و مکان و شرائط عصر نزول تشریع شده اند، از احکام ثابت و دائمی شرعی. معضل ناسازگاری حقوق بشر با اسلام، تنها با اجتهاد در مبانی و اصول و تحول در مبانی معرفت شناختی، دین شناختی، انسان شناختی و جهان شناختی این احکام قابل حل است. (۸)

ششم. اعتراض جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به چکیده مقاله کدیور و ادامه قضیه

چهار ماه بعد از همایش خبر ويژه اي با عنوان «نامه جامعه مدرسين به آيت الله موسوي اردبيلي» در سايت جهان امروز (نزدیک به وزارت اطلاعات) منتشر شد. (۹) در این نامه محرمانه دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از ریاست عالیه دانشگاه مفید درخواست می کند که از قرائت مقاله کدیور در همایش دین و حقوق بشر جلوگیری کند.

کدیور بلافاصله علنا اعلام می کند: «اطمينان داشته باشيد اعمال فشار براي جلوگيري از انتشار آراء ديني و علمي منتقدين جريان رسمي، فخر شريعت نيست، بلكه يقينا وهن اسلام است. اينجانب از نقد آراء خود ازجمله نقد اين مقاله از سوي روحانيون جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم استقبال مي كنم. اگر حضرات آقايان جامعه محترم مدرسين در خود توان علمي ورود در اين عرصه را سراغ دارند از ايشان جهت شركت در مناظره علمي تحت عنوان «اسلام سنتي و حقوق بشر» در مدرسه فيضيه دعوت به عمل مي آورم. حداقل علما و فضلا و طلاب حوزه علميه را مَحرَم اينگونه مباحث علمي تلقي فرمائيد.» (۱۰)

نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آیت الله مقتدائی در مصاحبه مورخ ۷/۷/۱۳۸۶ با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) توضيحاتی در باره نامه اعتراضی ارديبهشت ۸۶ جامعه مدرسين حوزه علميه قم خطاب به مرجع محترم تقليد آيت الله موسوي اردبيلي در باره خلاصه مقاله کدیور در همايش حقوق بشر دانشگاه مفيد تحت عنوان «بازشناسي حق عقل، شرط لازم سازگاري اسلام و حقوق بشر» ارائه کرد. (۱۱) روزنامه آفتاب یزد در این زمینه سرمقاله ای منتشر کرد. (۱۲) امام جمعه موقت تهران هم روزنامه را موظف به درج نامه تحمیلیش کرد. (۱۳)

کدیور در نامه سرگشاده به نایب رئیس جامعه مدرسین نوشت: «برخي از اعضاي محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم به صراحت در ناسازگاري اسلام (بخوانيد برداشت ايشان از اسلام) با اسناد بين المللي حقوق بشر به عنوان يكي از فروع انديشه ليبراليستي غرب داد سخن داده اند. اينجانب در مقاله خود مدعاي فوق (تعارض قرائت سنتي از اسلام با اسناد بين المللي حقوق بشر) را اثبات كرده ام. صد البته بر اساس مباني علمي با ارائه برداشتي ديگر از اسلام بر سازگاري اسلام نوانديش با انديشه حقوق بشر تأكيد كرده ام.

از آنجا كه آن جامعه محترم نظر مرا صائب نيافته و حكم به منع انتشار آراء من داده است و بحمدالله براي اجراي اين حكم عِدّه و عُدّه كافي نيز دارد، اينجانب جهت استيفاي حقوق قانوني و شرعي خود سه پيشنهاد دارم: اول، مناظره در حضور فضلا و طلاب حوزه در مناسب ترين مكان يعني مدرسه فيضيه قم كه به فرموده شما پايگاه علم و نظر است. دوم، مباحثه با اعضاي محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم در دفتر ايشان در قم پشت درهاي بسته. سوم، انتشار نقد رسمي جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

در اين صورت پيشنهاد مي شود اين جامعه محترم به سؤالات ساده ذيل پاسخ دهد: مطابق فتاواي حضرات جامعه مدرسين حوزه علميه قم آيا اسلام با اصول و مواد ارائه شده در اسناد بين المللي حقوق بشر سازگار است يا نه؟ اگر اسلام با اين زائده هاي انديشه متعفن ليبراليستي اومانيستي غربي سازگار نيست، درباره نابرابري ديني، نابرابري مذهبي، نابرابري جنسيتي، نابرابري حقوقي احرار و عبيد و اماء، نابرابري فقها و عوام در حوزه عمومي، آزادي عقيده و بيان و دين، و بالاخره مجازاتهاي خشن و خودسرانه فتواي شرعي شما چيست؟ مراد از حقوق بشر در انديشه فقهي شما دقيقا چيست؟» (۱۴)

اکنون متن سخنرانی (۱۵) که قرار بود در همایش ایراد شود، و نیز متن کامل مقاله ای که هرگز قرائت نشد (۱۶) “بازشناسی حق عقل، شرط لازم سازگاری دین و حقوق بشر” را مرور کنیم. راستی آیا عقل حقی برای چنین بوالفضولی هائی دارد!؟

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

 

یادداشتها:

۱. متن کامل صوتی تصویری برنامه http://www.iransima.ir/FilmDescription.jsp?IDCode=276169&pCode=29&pType=2010-05-17&place=calendar

گزیده صوتی تصویری برنامه http://www.rahesabz.net/story/15835/

۲. تفصیل افتضاح انتساب کذب به فوکویاما را اینجا ببینید: http://www.rahesabz.net/story/15680/

۳. صدا و سیمای کشف تاریخی حجت الاسلام نبویان: http://www.rahesabz.net/story/6999/

۴. حق الناس: اسلام و حقوق بشر، تهران، کویر، ۱۳۸۷، فصل هفتم، صص ۱۷۷-۱۶۷.

۵. پیشین، فصل پنجم، صص ۱۳۸-۱۳۷.

۶. قلب اسلام، اکلند، ۳۰ آذر۱۳۸۷.

۷. حق الناس، فصل پنجم: حقوق بشر و روشنفکری دینی،فصل ششم: پرسش و پاسخها، صص ۸۵ تا ۱۶۶ .

۸. چکیده مقاله

۹. انتشار خبرِ نامه جامعه مدرسین در ممانعت از قرائت مقاله کدیور

۱۰. عکس العمل کدیور به خبر منتشر شده

۱۱. توضیحات آیت الله مقتدائی نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره چکیده مقاله در مصاحبه با ایسنا

۱۲. سرمقاله روزنامه آفتاب یزد: دقت در منبع خبری! https://www.kadivar.com/Index.asp?DocId=1912&AC=1&AF=1&ASB=1&AGM=1&AL=1&DT=dtv

۱۳. نامه دفتر! سید احمد خاتمی به روزنامه آفتاب یزد

۱۴. نامه سرگشاده کدیور به نایب رئیس جامعه مدرسین

۱۵. متن سخنرانی که ایراد نشد

۱۶. متن کامل مقاله ای که قرائت نشد