سيري در خدمات علمي آيت الله خويي [1]
شنبه 6 مرداد 1371(8 صفر 1413) زعيم حوزه علميه نجف اشرف و يكي از مراجع بزرگ تقليد جهان تشيع دارفاني را وداع گفت . جهان علم و ديانت در سوگ يكي از بزرگترين فقها، اصوليين و رجاليين معاصر نشست . شخصيتي كه در شصت سال اخير بيشترين تاثير علمي را بر حوزه هاي فقهي شيعه داشته است و صدها مجتهد و فقيه و مفتي از محضر او استفاده كرده اند. و با تصنيف و القاي نزديك به صد جلد كتاب استدلالي به حوزه هاي علميه خدمت كرده است . حيات مرحوم آيت الله العظمي خويي از ابعاد مختلف علمي ، اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي قابل بررسي و تحليل است . در اين مجال تنها حيات علمي آن مرحوم مورد بررسي و كنكاش قرار مي گيرد، به اين اميد كه ديگر ابعاد وجودي ايشان نيز در موقعيت مناسب به تحليل و نقد و ارزيابي گذاشته شود.
ابوالقاسم بن علي اكبر بن هاشم موسوي خويي در 15 رجب 1317 (ق ) در خوي متولد شد.[2] بدنبال اختلاف علما در جريان نهضت مشروطيت پدر ايشان به نجف اشرف مهاجرت مي كند و او دوسال بعد در سال 1330 به ايشان ملحق مي شود. هرچند عراق آن روز نيز نه تنها از جريان مشروطيت و دسته بنديهاي فقها در اين مسئله خالي نيست ، بلكه علاوه برآن مبارزه علما عليه استعمار انگليس در جريان است . در اين نهضت مرحوم ميرزا محمدتقي شيرازي در سامرا و مرحوم شيخ الشريعه اصفهاني در نجف ، نقش تعيين كننده اي دارند. ابوالقاسم جوان در چنين محيطي پس از اتمام مرحله سطح در سال 1338 در سن بيست سالگي پا به عرصه تحصيل خارج مي گذارد. و از همان آغاز آثار ذكاوت و استعداد علمي او چشمگير و مشخص است . او افزون بر 12 سال از محضر اساتيد ذيل استفاده مي كند:
1. شيخ فتح الله مشهور به شيخ الشريعه اصفهاني (1331–1266)
2. شيخ مهدي مازندراني
3. شيخ ضياالدين عراقي (1361–1278)
4. شيخ محمدحسين اصفهاني (كمپاني ) (1361-1296)
5. شيخ محمدحسين نائيني (1355–1277)
6. شيخ محمد جواد بلاغي (َ1352-1283) صاحب تفسير آلاالرحمن
7. حكيم بزرگ مرحوم سيدحسين بادكوبي( 13581293).
بيشترين تحصيل او در فقه و اصول نزد مرحوم كمپاني و مرحوم نائيني صورت مي گيرد. او نزد اين دو عالم علاوه بر چند كتاب فقهي ، يك دوره كامل خارج اصول را مي گذراند و پس از درس استاد، مباحث مطروحه را براي ديگر طلاب كه در بينشان اهل فضل كم نبود، تقرير مي كند. مرحوم نائيني آخرين استادي است كه او از محضرش استفاده كرده است .
در بيست و پنج سالگي (1342 ق ) نخستين كتابش بنام «نفحات الاعجاز في رد حسن الايجاز» را در نجف اشرف منتشر مي كند. اين كتاب نقد و پاسخي است به كتاب «حسن الايجاز في ابطال الاعجاز» يك آمريكايي موسوم به نصيرالدين ظافر،[3] ابوالقاسم جوان در اين كتاب از اعجاز قرآن كريم دفاع مي كند. شش سال بعد، با انتشار جلد اول «اجود التقريرات » كه تقرير دروس مرحوم ميرزاي نائيني به قلم اوست ، وي را به عنوان يك مجتهد جوان در حوزه نجف معرفي مي كند.
حدود سال 1352 ق تدريس مرحله عالي خارج فقه و اصول را در مسجد خضراي نجف آغاز مي كند و در اين زمان جمعي از بزرگان علماي نجف مانند مرحوم نائيني ، كمپاني ، عراقي ، بلاغي ، ميرزا آقا شيرازي و سيدابوالحسن اصفهاني به اجتهاد و فقاهت ايشان شهادت داده اند و در نزديك شصت سال تدريس مداوم جمع كثيري از افاضل علماي جهان اسلام در محضر او پرورش مي يابند. تدريس دو دوره كامل خارج مكاسب (برمبناي مكاسب شيخ اعظم انصاري «ره ») و چند كتاب فقهي ديگر و نيز دو دوره كامل كتاب صلوه را در طول 25 سال ، انجام مي دهد و از سال 1377ه . ق تدريس فروع متن عروة الوثقي را آغاز مي كند و طي نزديك به سي سال توفيق مي يابد يك دوره كامل فقه استدلالي را به ترتيب عروة الوثقي به پايان برد. او در عمر پربار خود موفق مي شود شش دوره كامل خارج اصول را تدريس كند و تدريس دوره هفتم به واسطه اشتغالات مرجعيت در مسئله «ضد» رها مي شود (ظاهرا قبل از 1400).
انتشار جلد اول كتاب «البيان في تفسيرالقرآن » نشان داد كه ايشان در علوم قرآني و تفسير نيز مبتكري نوآور و صاحب نظري بصير است . اما علي رغم تدريس طولاني ايشان در فقه و اصول ، تدريس تفسير را به دلايلي ادامه نمي دهد.[4] از آن مرحوم در چهار زمينه كتاب به يادگار مانده است : فقه و اصول و رجال و تفسير، و انصافا در هر چهار رشته آثار ماندني عرضه كرده است . آرا علمي آيت ا… العظمي خويي در زمره مطرح ترين آرا دروس فقه و اصول حوزه هاي علميه است . هيچ كرسي تدريس فقهي يا اصول نسبت به آرا او نمي تواند بي اعتنا باشد حال چه در تاييد مبناي او و چه در نقد ديدگاهش ، مبالغه نيست اگر ادعا كنيم ديرزماني است كه بسياري از دروس فقه و اصول نجف و قم با طرح آرا علمي او رونق مي گيرد. در اكثر كتب فقهي يا اصول منتشرشده سي سال اخير تاثير علمي او مشهود است .
موسوعه كبير رجالي او مبسوط ترين و در زمره قوي ترين مجموعه هاي رجالي شيعه است كه هر عالمي در تحقيقات رجالي خود به آن نيازمند است . تفسير «البيان » او گرچه تنها يك جلد است و مختصر، اما به جوانب مختلف علوم قرآني پرداخته است و از تفسير تنها به سوره مباركه حمد اكتفا كرده است ، اما به هرحال اين تاليف يك نقطه عطف در تاريخ تاليف علوم قرآني در جهان اسلام بويژه تشيع به شمار مي رود. مرحوم آيت الله خويي اگرچه در فقه و اصول تاليفات قلمي فراواني ندارد، اما بيشترين تاليفات فقهي اصول در تقرير دروس فقه و اصول ايشان است . نظم و دقت اصولي ، رواني و سادگي بيان و دوري از حشو و زوائد باعث شده است تقريرات دروس ايشان عملا محور مطالعه جمع كثيري از طلاب در مرحله خارج باشد. آثار مطبوع ايشان را به دو بخش مي توان تقسيم كرد:
1- آثار فقهي ، اصولي ، رجالي و تفسيري كه خود به رشته تحرير درآورده است
2- تقريرات شاگردان از دروس فقه و اصول ايشان .
بخش اول : آثار منتشرشده به قلم ايشان
يك : در تفسير و علوم قرآني
1- نفحات الاعجاز في رد حسن الايجاز، نجف 1342، كه وصفش گذشت و اولين تاليف ايشان محسوب مي شود.
2- البيان في تفسيرالقرآن ، نجف 1375، شامل مباحث تحليلي و ابتكاري در معارف و علوم قرآني ، اسرار تكويني و تشريعي قرآن كريم ، اصول تفسير، وجوه اعجاز، قراآت مختلف و صيانت قرآن از تحريف و نقصان به همراه تفسير سوره مباركه فاتحه الكتاب .
دو: در رجال
معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الروات در 23 جلد. چاپ اول نجف 1398 از ويژگيها و مزاياي كتاب اين است كه در ترجمه هر راوي جميع كساني كه از او روايت كرده اند و يا كساني از آنها روايت كرده است جمع آوري شده است . با مراجعه به ذيل هر جلد و با عنايت به طبقات روات هر عصر و مشايخ و شاگردان راوي ، محقق به كمال يا نقصان سند روايت آگاهي مي يابد و چه بسا حلقه مفقود سند روايات را از اين طريق بيابد. بعلاوه به كمك اين كتاب بين اسما مشترك كه از مشكلات علم رجال است به آساني با توجه به طبقات روات تمييز داده مي شود.[5]
سه : در اصول فقه
اجودالتقريرات . اين كتاب تقرير دوره دوم مباحث اصول مرحوم ميرزاي نائيني است . جلد اول كتاب در سال 1348 و جلد دوم در سال 1354 ق در صيدا منتشر شد. علامه نائيني در ابتداي جلد دوم كتاب اين گونه شاگرد خود را توصيف كرده است :
«فان قره عيني العالم العامل والفاضل الكامل عماد الاعلام و ثقهالاسلام صاحب القريحه القويمه والسليقه المستقيمه والنظر الصائب والفكر الثاقب … و اقر عينه كما اقر عين الاسلام به …»
چهار: در فقه
1- تعليقه علي عروة الوثقي . اين تعليقه مستقلا و نيز در حاشيه عروه هاي رايج منتشر شده است .
2- تعليقه بر رساله توضيح المسائل مرحوم آيت ا… العظمي بروجردي . پس از واردكردن حواشي در متن ، به عنوان رساله عمليه ايشان بارها چاپ شده است . منتخب توضيح المسائل ايشان نيز منتشر شده است .
3- تهذيب و تتميم منهاج الصالحين رساله فتوايي مرحوم آيت ا… العظمي حكيم (ره ). پس از اندراج حواشي در متن اضافاتي به ويژه در باب معاملات ، بنام منهاج الصالحين في العبادات والمعاملات در دو جلد منتشر شده است . بعلاوه گزيده اين كتاب بنام «المسائل المنتخبه » و ملخص اين گزيده بنام «تلخيص المنتخب » منتشر شده است .
4- تكمله منهاج الصالحين . از آنجا كه كتب قضا، شهادات ، حدود، قصاص و ديات در منهاج الصالحين و سه كتاب اخير در عروه نيز مطرح نشده است ، آن مرحوم به سبك عروة الوثقي ودر نهايت ايجاز مسائل اين پنج كتاب را بنگارش درآورد كه به عنوان متن كتاب ذيل و همراه با آن منتشر شده است .
5- مباني تكملة المنهاج ، در شرح كتاب قبل در 2 جلد نگارش آن در 1395 پايان يافته است . اين كتاب در مباحث حقوق جزاي اسلامي ، در زمره قوي ترين مستندات فقهي به شمار مي رود.
6- مسائل مستحدثه اي كه در مناسبتهاي مختلف از ايشان استفاده شده است درضمن سه مجموعه منتشر شده است : يكي بنام «مستحدثات المسائل »،[6] دومي بنام «منیة السائل »[7] و سومي به نام «مسائل وردود»[8] چاپ شده است . در صدر مجموعه اخير آخرين نظر ايشان درباره ولايت مطلقه فقيه ابراز شده است . «معظم الفقها الاماميه لا يقولون به »
7- البينه علي حكم اللباس المشكوك فيه ، نجف 1361
8- منتخب الرسائل
9- تعليقه علي المسائل الفقهيه
10- مناسك الحج
11- تعليقه المنهج لاحكام الحج.
بخش دوم : تقريرات دروس مرحوم آيت الله خويي [9]
يك : در فقه
اول : شروح عروة الوثقي
1. التنقيح في شرح العروة الوثقي ، تاليف ميرزا علي غروي تبريزي . از سال 1378 تاكنون در نجف و قم طي دو چاپ ، 12 جلد آن منتشر شده است :
1. الاجتهاد والتقليد (يك جلد)
2. كتاب الطهاره (ده جلد)
3. كتاب الصلوه (يك جلد، تا فصل في احكام الاوقات ).
2. مستند العروة الوثقي ، تاليف شيخ مرتضي بروجردي ، از سال 1405، 15 جلد آن تاكنون چاپ شده است و ظاهرا ادامه دارد:
1. كتاب الصلوه (از اول مكان المصلي تا آخر) ج 2تا 8ا مجموعا 8 جلد (جلد 1 آن هنوز چاپ نشده است )،
2. كتاب الصوم 2 جلد،
3. كتاب الزكاه 1 جلد (تا آخر فصل زكاهالنقدين ، جلد دوم آن هنوز چاپ نشده است).
4. كتاب الخمس 1 جلد،
5. كتاب الحج 2 جلد، 7.كتاب الاجاره (1 جلد)
3. معتمدالعروة الوثقي تاليف سيدرضا موسوي خلخالي . در 1404 طي دو جلد شرح كتاب حج در نجف و قم چاپ شده است .
4. مباني العروة الوثقي ، تاليف محمدتقي خويي فرزند آن مرحوم . از 1404 تا 1409 در نجف و قم طي چهار جلد چاپ شده است : جلد اول شامل كتاب المضاربه والشركه والمزارعه، جلد دوم شامل كتاب المساقات والضمان والحواله و دو جلد در كتاب النكاح والوصيه. اين چهار جلد حاوي جديدترين دروس القا شده توسط مرحوم آيت الله خوئي است و ظاهرا آخرين دروس ايشان محسوب مي شود.
5. مدارك العروة الوثقي تحت عنوان دروس في فقه الشيعه ، تاليف سيدمهدي موسوي خلخالي از 1378 به بعد چهار جلد آن در نجف منتشر شده و اخيرا جلد پنجم آن در مباحث مطهرات در قم چاپ شده است .
6. تحريرالعروة (1 جلد)
7. فقه العتره في زكاة الفطرة، تاليف سيدمحمد تقي حسيني جلالي .[10]
دوم : شروح مكاسب
8. مصباح الفقاهة في المعاملات . تاليف محمدعلي توحيدي در 7 جلد. چاپ اول اين كتاب كه يك شرح دوره كامل مكاسب شيخ انصاري است بين 1374 تا 1382 در نجف منتشر شد و در قم تجديد چاپ شده است .
9. محاضرات في الفقه الجعفري (المكاسب المحرمه ) تاليد سيدعلي حسيني شاهرودي . اين كتاب در دو جلد در نجف به سال 1373 و 1384 منتشر شده و اخيرا در قم تجديد چاپ شده است .
سوم : شروح مناسك
10.المعتمد في شرح المناسك تاليف سيدرضا موسوي خلخالي . در سه جلد در سال 1409 در قم منتشر شده است و شرح استدلال مناسك حج خود آن مرحوم است .
چهارم : ديگر كتب فقهي
11. الدرر الغوالي في فروع العلم الاجمالي ، تاليف رضا لطفي ، نجف 1367 [11]
12. رساله في تحقيق كر.
13. رساله في حكم اواني الذهب
دو: در اصول
1- محاضرات في اصول الفقه ، تاليف محمد اسحاق فياض . اين كتاب كه حاوي يك دوره كامل مباحث الفاظ اصول فقه است در پنج جلد از 1382 به بعد در نجف منتشر شده است .
2- مصباح الاصول ، تاليف سيد محمد سرور واعظ بهسودي . اين كتاب كه شامل مباحث قطع و ظن و شك و تعادل و تراجيح است در دو جلد در 1376 و 1386 در نجف منتشر شده است .دو مجموعه اخير يك دوره كامل اصول فقه مرحوم آيت الله خويي را عرضه مي كنند.
3- دراسات في الاصول العمليه ، تاليف مرحوم سيدعلي حسيني شاهرودي در 1 جلد
4- الراي السديد في الاجتهاد و التقليد، تاليف ميرزا غلامرضا عرفانيان يزدي خراساني در يك جلد چاپ در نجف 1386.
5- مباني الاستنباط تاليف سيد ابوالقاسم كوكبي تبريزي ، حاوي مسائل عقلي (2 جلد)
6- مصابيح الاصول تاليف سيد علاالدين بحرالعلوم ، حاوي نيمي از مباحث الفاظ (يك جلد)
7- جواهرالاصول (يك جلد)
8- الامر بين الامرين (يك جلد)
مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني در كتاب نقباء البشر في القرن الرابع عشر[12] سه رساله ذيل را از جمله تاليفات آن مرحوم ذكر مي كند اما در الذريعه آنها را نياورده است . اين سه رساله در ضمن مجموعه آثاري كه به قلم خود آن مرحوم نگاشته شده نيز نيامده است ، به هرحال آن سه رساله عبارتند از: 1. رساله في الغروب 2. رساله في قاعدهالتجاوز 3. رساله في ارث الزوج والزوجه قبل الدخول . در كتاب يادشده از جمله آثار ايشان «تقريرات الفقه » و «الفقه الاستدلالي » نيز ذكر شده است كه احتمالا اشاره به كتبي است كه به تفصيل ذكرشان گذشت .
شاگردان ايشان :
از مشهورترين شاگردان مرحوم آيت ا… العظمي خويي مي توان از علماي ذيل ياد كرد:
1- شهيد سيدمحمد باقر صدر
2- سيدعلي سيستاني
3- سيدمحمد روحاني
4- شيخ حسين وحيد خراساني
5- شيخ جواد تبريزي
6- ميرزا علي غروي تبريزي
7- شيخ مرتضي بروجردي
8- سيدرضا موسوي خلخالي
9- سيد مهدي موسوي خلخالي
10- سيدمحمدتقي حسيني جلالي
11- شيخ محمد تقي توحيدي
12- سيد علي حسيني شاهرودي
13- محمداسحاق فياض
14- سيد محمد سرور واعظ بهسودي و…
مرحوم آيت الله خويي در علوم اسلامي ، به ويژه در فقه و اصول و رجال صاحب آرا ابتكاري و مباحثي تازه است ، گردآوري نظرات جديد ايشان موضوع مقاله اي ديگر است ، در اين مختصر به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مي شود:
نمونه اي از آرا اصولي
1- ايشان در باب استصحاب به عدم حجيت استصحاب حكم كلي قائل بودند و آن را پيوسته به استصحاب عدم جعل معارض مي دانستند.
2- برخلاف مشهور كه معتقد است شهرت جابر ضعف سند است ، ايشان در قول اخير خود بر اين مبنا سلوك مي كردند كه شهرت علمي كه خود دليل بر حجيت ندارد نمي تواند غير حجت را حجت كند.
3- در شبهات مصداقي عام قائل بودند كه عنوان عام را با وجدان و عدم وجود خاص را با استصحاب عدم ولو عدم ازلي مي توان احراز كرد.
نمونه اي از آرا فقهي:
4- ايشان برخلاف مشهور قاعده «الحدود تدر بالشبهات » را جز در موارد منصوصه جاري نمي دانستند.
5- اختلاف افق تاثيري در واقعيت ثبوت هلال ندارد. لذا با رويت هلال ولو در نقطه بعيده براي همه مسلمين اول ماه است .
6- در بحث اكراه بر قتل ، اگر جنايت به كمتر از قتل نباشد، مكره مي تواند مرتكب قتل شود، قصاص او جايز نيست ، اگرچه مي بايد ديه قتل را بپردازد.
آن مرحوم در تمام عمر ممحض در فقه و اصول و تدريس و تاليف بود و حفظ حوزه علميه هزارساله نجف اشرف را وظيفه اصلي خود مي دانست . در زمان زعامت ايشان بر حوزه فيضيه نجف اتفاقات بسيار مهمي در عراق و ايران و جهان رخ داد. آن مرحوم در بعضي قضاياي مهمه مانند كشتار فيضيه در سال 1342،[13] تبعيد مرحوم امام خميني به تركيه و سپس به عراق [14] به نفع نهضت اسلامي موضع گرفت . در تلگرافي در جريان جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل خواستار تحريم نفت و قطع رابطه با رژيم صهيونيستي[15] شد و از مردم فلسطين حمايت كرد[16] در جريانات اخير عراق ، ايشان متحمل تضييقات و مشقات فراواني از سوي رژيم بعثي عراق شد. در برخي مواضع سياسي آن فقيه اصولي ابهاماتي است كه اميدواريم در آينده رفع شود.[17]
مرحوم آيت ا… خويي (ره ) عالمي بود كه سعي كرد فقه شيعه را فارغ از زمان و مقتضياتش به شيوه سنتي استنباط كند و فقه فردي را كمال بخشد و در اين راه منشا خدمات فراواني شد. علم اصول در منظر ايشان رفيع ترين جايگاهها را داشت و همين جايگاه ويژه علم اصول مهمترين خصيصه مكتب فقهي معاصر نجف (كه شاخصه آن ايشان است ) به شمار مي رود. هم زمان با ايشان شاهد دو مكتب فقهي ديگر در قم هستيم .
مكتب اول : روش مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (ره ) است كه مكتب فقهاي نجف را استنباط افراطي در استفاده از علم اصول فقه مي داند و مي كوشد با توجه به چند عنصر تعيين كننده يعني تاريخ فقه و سير تطور هر مسئله در بستر زمان ، و توجه به اقوال اهل سنت به عنوان قرائني براي فهم روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام و توجه به اصول متلقات ، با تمسك كمتر به اصول عمليه و صنايع ديگر اصولي خود را به گوهر شريعت نزديك كند.
مكتب دوم : روش اخير مرحوم آيت الله العظمي امام خميني (ره ) است كه پس از پياده كردن نظام اسلامي و لمس مشكلات اجرائي احكام شرع انور با توجه دادن به عناصر تعيين كننده زمان و مكان در فقه بسوي رفع نقيصه فردگرايي فقه شيعه و پي افكندن فقه اجتماعي شيعه به پيش مي رود. با تاليف دو مكتب اخير در بعضي شاگردان اين دو فقيه صاحب مكتب (آيت الله العظمي منتظري ) اميد آن مي رود كه فقه شيعه به سوي يك تطور اساسي سوق يابد. به هرحال بررسي و نقد شيوه فقهي آن مرحوم با شيوه فقهي مرحوم بروجردي از يك سو و شيوه فقهي اخير مرحوم امام از سوي ديگر بحث لازمي است كه مجال و مقال ديگري مي طلبد. براي آن سيد جليل القدر رحمت و رضوان و علوم درجات و براي علماي اعلام بصيرت و درايت آرزومنديم .
[1]دو ماهنامه آينه پژوهش ، شماره 1314، قم ، خرداد شهريور 1371، صفحه ;164– 167 روزنامه سلام ، تهران ،6 مرداد 1372.
[2] براي آشنايي با سرگذشت علمي مرحوم آيت الله العظمي خويي مي توان به منابع ذيل مراجعه كرد:
يك : معجم رجال الحديث ، شماره 14697 ذيل ماده ابوالقاسم بن علي اكبر ج 22 صفحه 21617 كه طبق سيره اصحاب تراجم ايشان نيز سرگذشت خود را با قلم خود بنگارش آورده اند.
دو: مقدمه دليل معجم رجال الحديث ، نوشته محمد سعيدالطريحي
سوم : نقباء البشر في القرن الرابع عشر، تاليف شيخ آقابزرگ طهراني ، جلد اول صفحه 71.
[3] الذريعه في تصانيف الشيعه ، شيخ آقا بزرگ طهراني ، ج 24 صفحه 246
[4] استاد شهيد مرتضي مطهري در مقاله رهبري نسل جوان در كتاب ده گفتار صفحه 189 مي نويسد: «يكي از فضلاي خودمان كه تقريبا يك ماه پيش مشرف شده بود به عتبات مي گفت خدمت آيت الله خويي سلمه الله تعالي رسيدم ، به ايشان گفتم : چرا شما درس تفسيري كه سابقا داشتيد ترك كرديد، (ايشان در هفت هشت سال پيش درس تفسيري در نجف داشتند، و قسمتي از آن چاپ شده ) ايشان گفتند كه يك موانع و مشكلاتي هست در درس تفسير، گفت : من به ايشان گفتم : علامه طباطبايي در قم كه به اينكار ادامه دادند و بيشتر وقت خودشان را صرف اينكار كردند چطور شد ايشان گفتند: آقاي طباطبايي «تضحيه » كردند. يعني آقاي طباطبايي خودشان را قرباني كردند، از نظر شخصيت اجتماعي ساقط شدند. و راست گفتند.»
[5] كليات في علم الرجال ، جعفر سبحاني ، مركز مديريت حوزه علميه قم ، 1368، صفحه 152.
[6] مستحدثات المسائل در ذيل كتاب «المسائل المنتخبه » چاپ شده است . قم ، 1412، چاپ 12.
[7] استفتاات هامه، جمعه و رتبه موسي مفيدالدين عاصي العاملي ، چاپ اول بيروت 1411، چاپ سوم قم 1412.
[8] اعدا محمد جواد رضي شهابي و عبدالواحد نجار، چاپ اول 1411، چاپ چهارم ، قم 1412 شامل 426 مسئله .
[9] تقريرات فقه نوعا بسيار نامرغوب چاپ شده است ، غالبا از مشخصات عام كتاب از جمله تاريخ چاپ اول عاري است گاهي عنوان پشت كتاب با عنوان داخل كتاب سازگار نيست ازجمله معتمدالعروه بنام مستند العروه چاپ شده است يا شماره مجلات تنقيح ناصواب است .
[10] از مجموعه تقريرات شرح عروه آن مرحوم با حذف تقريراتي كه مكررا توسط مقررين مختلف منتشر شده است تاكنون 32 جلد منتشر شده است (تنقيح ، مستند، معتمد و مباني ) و با افزودن سه جلد شرح مناسك به 35 جلد بالغ مي شود.
[11] خود مرحوم آيت الله خويي ، اين كتاب را در زمره كتب فقهي خود به شمار آورده اند. معجم رجال الحديث ج 22، ص 20.
[12] نقباء البشر في القرن الرابع عشر، ج 1، ص 71.
[13] نهضت امام خميني ، سيد حميد روحاني ، جلد اول ، صفحه 385.
[14] همان ، جلد اول ، صفحه 801.
[15] همان ، جلد دوم ، صفحه 236.
[16] رجوع كنيد به كتاب (تصريحات خطيره الامام الخويي ) چاپ نجف 1962 به نقل از مقدمه معجم رجال الحديث . و نيز رجوع كنيد به كتاب اسناد انقلاب اسلامي ، جلد 1و 5و، اطلاعيه ها، اعلاميه ها، بيانيه ها، پيامها، تلگرافها، نامه هاي آيات عظام و مراجع تقليد، تهران ، 1374، مركز اسناد انقلاب اسلامي
[17] استاد شهيد مرتضي مطهري (ره ) در ارديبهشت 1340 در مقاله مزايا و خدمات مرحوم آيت ا… بروجردي مطالبي نگاشته است كه ذكر آن امروز نيز خالي از فايده نيست و انگار قصه همچنان باقي است. كتاب تكامل اجتماعي انسان ص 194: «و اما بررسي و تحليل اقدامات معظم له كه سالها بصورت يك وزنه و يك قدرت اجتماعي زيسته جريانهايي بوجود آورد، و جلو جريانهايي را گرفته ، در يك جا دم زده و دريك جا سكوت كرده ، ارزشهايي را بالا برده و ارزشهايي را پايين آورده ، وجودش در تقويت و تضعيف بعضي جريانها موثر بود. صدها ميليون تومان با مسئوليت و راي شخصي چنانكه عادت جاري براين است به مصرف رسانده بالاخره چندين سالي بصورت يك عامل نيرومند اجتماعي زندگي كرده اساسا از عهده يك فرد خارج است . اگر بنا شود بررسيها از روي دقت و واقع بيني به منظورهدايت و ارشاد وروشن كردن جامعه صورت بگيرد (چنانكه در ميان ملتهاي رشديافته معمول است ) لازم است هيئتي از متفكرين بنشينند با فرصت تمام به محاسبه و تجزيه و تحليل بپردازد و همه سود و زيانها را درنظر بگيرند و در دسترس جامعه قرار دهند. به علاوه جامعه ما هنوز به آن پايه از رشد نرسيده كه اجتماع را فوق فرد بشناسد و حب و بغضها را كناري بگذارد و از اين توصيف و تشريحها فقط ارشاد و هدايت و سعادت جامعه را منظور داشته باشد…»


