أنّا لله و انّا الیه راجعون
اذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء

آیت الله شیخ احمد قابل شاگرد فاضل آیت الله العظمی منتظری در پنجاه و  پنجمین بهار زندگی خود دار فانی را وداع کرد و سبکبار بسوی معبود شتافت. او که از استاد و مراد خود به دریافت درجه‌ی اجتهاد نائل شده بود در دو بُعد علمی و عملی راه مرشد خود را پیمود.
به لحاظ علمی قابل عمر خود را مصروف تحقیقات فقهی کرد و زمانی به دار باقی رهسپار شد که آغاز شکفتگی و بالندگی این مجتهد جوان بود. او به مدرسه‌ی «فقه رهایی بخش» و «اسلام رحمانی» تعلق داشت. از آثار قلمی احمد قابل کتابهای «مبانی شریعت» (۱۳۹۱)، «اسلام و تأمین اجتماعی» (۱۳۸۳) و «نقد فرهنگ خشونت» (۱۳۸۱) منتشر شده است. مجموعه آثار این نویسنده پرکار به ده جلد بالغ می شود. آثار منتشر نشده‌ی وی عبارتند از: وصیت به ملت ایران، بیم و امیدهای دینداری، شریعت عقلانی، فقه: کارکردها و قابلیتها، احکام بانوان در شریعت محمدی، احکام جزائی در شریعت محمدی، و نقد خودکامگی.
مذاق قابل در همه آثارش فقهیانه بود. او رویکرد خود را «شریعت عقلانی» نام نهاده بود. حقّ فراوانی برای عقل قائل بود و معتقد بود فقیهان سنتی حقّ عقل را آنچنان که شایسته بوده رعایت نکرده اند. او با عقلانیتی نسبتا حداکثری به بازخوانی شریعت محمدی دست یازیده بود. از مخالفت با آراء اجماعی و فتاوای مشهور واهمه ای به دل راه نمی داد و جسارت سخن تازه گفتن داشت. با روایات اهل بیت (ع) بسیار مأنوس بود و می کوشید از لابلای آنها تعالیم سازگار با عقلانیت را بیابد و برجسته کند. آراء ابتکاری و فتاوای بدیع در آثار او کم نیست.
به لحاظ عملی اهل اخلاص و تقوی بود. با اینکه فرزند خانواده ای روحانی بود و پدرش امام جمعه بود، بیست و یک سال قبل دواطلبانه عبا و عمامه را به کناری نهاد. دین را نردبان دنیا نکرد، خالصانه دین ورزی کرد و مخلصانه به تبیین شریعت محمدی کمر همت بست. خطیبی توانا و فقیهی شجاع بود. از سکوت بسیاری از اهل علم در مقابل وهن اسلام  و تشیع و ظلمی که بر مردم می رود دلگیر بود. او فقیهان ساکت را «شایسته‌ی توبیخ» می دانست.
همچون استادش از دفاع جانانه از آرمانهای انقلاب اسلامی و رهبری آیت الله خمینی به نقد مشفقانه‌ی جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه رسید. ترکش نزدیک نخاعش که تا دو ماه آخر عمر همنشین دائمیش بود نشان از رشادتهایش در دفاع از استقلال ایران داشت. قابل طی پانزده سال شش بار در تبلیغ آراء انتقادی استاد و نقد مشفقانه‌ی انحرافات نظام جمهوری اسلامی بازداشت و زندانی شد. از باب نصیحت به ائمه‌‌ی مسلمین و امر به معروف و نهی از منکر به رهبر جمهوری اسلامی نامه نوشت و او را از خودکامگی، استبداد، نقض حقوق مردم و آزادی های مصرح در قانون اساسی برحذر داشت و به خضوع در برابر آراء عمومی، مصالح ملی، رحمت نبوی و عدالت علوی دعوت کرد. پاسخ رهبری به آیت الله احمد قابل چیزی جز زندان نبود. احمد قابل در زندان وکیل آباد مشهد هم ساکت ننشست و راز اعدامهای خلاف شرع و قانون را برملا کرد.
اهمال زندان بانان و ضابطان قوه‌ی قضائیه در اعزام بموقع وی به بیمارستان غیرقابل اغماض است. بعد از کاهش شدید بینائی و چندین بار زمین خوردن و بیهوش شدن  و ناتوانی از انجام حوائج شخصی وی را به بیمارستان فرستادند. پزشکان بلافاصله او را به اتاق عمل بردند و تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما دیگر دیر شده بود. بیماری بسیار پیشرفته بود. قابل در بستر بیماری نیز صبور و شاکر بود و با لبی خندان و دلی امیدوار به رحمت حق جان به جان آفرین تسلیم کرد. درگذشت احمد قابل سند دیگری بر بی اعتنائی حاکمان جمهوری اسلامی به رعایت سلامت و جان منتقدان و زندانیان سیاسی است.
احمد قابل از یاوران جنبش سبز بود و مکررا از تقلب نهادینه‌ی حاکمیت در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ انتقاد و از آزادی همه زندانیان سیاسی بویژه میرحسین موسوی و مهدی کروبی دفاع کرده بود. او ماجراجویی های رهبری، سرداران سپاه و احمدی نژاد را به ضرر مصالح ملی ایران می دانست و معتقد بود رجوع به همه پرسی و انتخابات آزاد، سالم و رقابتی راه برون رفت از مخمصه‌ی ناشی از سوء مدیریت و ندانم کاری حاکمیت است. نظارت استصوابی و ولایت مطلقه را خلاف شرع و مخلّ به مبانی اسلام می دانست. قابل مدافع صلح عادلانه و آزادی و حاکمیت ملی بود.
پس از نگارش نامه‌ی انتقادی به رهبری، قابل ممنوع القلم و ممنوع الانتشار و ممنوع الخروج شد و مورد تضییقات و فشارهای فراوان قرار گرفت. نگاهی گذار به میراث پربار فقهی و سیاسی آیت الله احمد قابل نشان می دهد که حاکمان مستبد جمهوری اسلامی در مقابل منطق قوی و براهین متین و نقد مشفقانه‌ی این شاگرد طراز اول منتظری کم آورده بودند و جز زندان و سانسور و دستبد و پابند حرفی برای گفتن نداشتند. شیوه‌ی مواجهه‌ی نظام جمهوری اسلامی با مجتهد مجاهدی همچون احمد قابل مهمترین سند انحراف نظام از آرمانهای انقلاب اسلامی است.
حوزه های علمیه مجتهدی جوان را از دست دادند. خانواده‌ی معزّز قابل درفاصله ی کوتاهی در سوگ دومین عزیز خود نشست. مادر بزرگوار «شهید ابوالقاسم قابل» پس از درگذشت خواهر احمد اینک داغدار احمد است. من این مصیبت را به این مادر دلسوخته، همسر فداکار و فرزند عزیز آن مرحوم، خواهران و برادران گرامی احمد بویژه حجت الاسلام و المسلمین شیخ هادی قابل و حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالفضل موسویان تسلیت عرض می کنم.
در سوگ از برادر عزیز تر و صمیمی ترین دوست خود نشسته ام. خدا رحمت و رضوانش را به این دانشمند پاکباز ارزانی دارد و به همه‌ما توفیق ادامه راهش که همان راه استاد آیت الله العظمی منتظری است عنایت فرماید.
محسن کدیور
ششم ذیحجه ۱۴۳۳، اول آبان۱۳۹۱