افغانستان

مصاحبه تحلیلی

راههای تقویت فرهنگ گفت‌وگو و مدارا

وقتی از فرهنگ گفت‌وگو و مدارا سخن می‌گوئیم، دقیقا از چه چیزی سخن می‌گوئیم؟ چرا فرهنگ گفت‌وگو در بسیاری جوامع ما ضعیف است؟ موانع گفت‌وگو چیست؟ گفت‌وگو در فرهنگ اسلامی چه جایگاهی دارد؟ چگونه می‌توان میان پای‌بندی به حقیقت و احترام به دیدگاه مخالف جمع کرد؟ مرز مدارا کجاست؟ آیا باید با همه دیدگاهها مدارا کرد؟ آیا نخبگان جهان اسلام خود اهل گفت‌وگو هستند؟ مسئولیت نخبگان در ترویج فرهنگ گفت‌وگو چیست؟ پیام شما برای نسل جوان افغانستان درباره گفت‌وگو و مدارا چیست؟ سید جمال‌الدین افغانی آزادی‌خواه و اهل گفت‌وگو بود.

یادداشت

ذکر خیر محمداسحاق فیاض

آقای محمد اسحاق فیاض یکی از فقهای برجسته حوزه علمیه نجف اشرف و مرجع تراز اول شیعیان بود. حلقه وصل من با مرحوم فیاض کتاب «محاضرات فی اصول الفقه» ایشان است. فیاض یک اصولی تراز اول، صاحب «المباحث الاصولية» از تفصیلی‌ترین کتب اصولی امامیه، یکی از ممتازترین فقهای «موضوع‌شناس» معاصر بود، وعلاوه بر قوّت فقهی، اهتمام ایشان به «مسائل مستحدثه» و یافتن راه حل برای آنها شاخص می‌باشد. درباره حقوق زنان قائل به تساوی حقوقی در حوزه عمومی و جواز تصدی بسیاری از مناصب سیاسی و قضایی برای زنان بود.

مصاحبه تحلیلی

تمدن ایران لقمه گلوگیری است که متجاوزان طمع‌کار را خفه خواهد کرد

مذاکره جای بده و بستان، و تحصیل مطالبات بیشتر به نفع منافع ملی است. “مسئله ایران” دو جنبه دارد: ۱) استقلال، تمامیت ارضی، پیشینه تمدنی و فرهنگی، زیرساخت‌های خدماتی، اقتدار قوای مسلح کشور، و صنایع خودکفای غیرنظامی و نظامی. هرگونه تفسیر انحصاری این دفاع جانانه به نفع نظام سیاسی مستقر مغالطه است. ۲) حاکمیت قانون، عدالت اجتماعی، آزادی‌، دموکراسی و رضایت‌مندی مردم، رعایت مطلق منافع ملی و تقدم آن بر هر تلقی فراملی. بخش بزرگی از مردم ایران در این جنبه، مطالبات انباشته‌شده‌ای دارند که با تلقی حاکمیت زاویه دارد.

سخنرانی

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تعارضات داخلی ایران

باید فورا این جنگ غیرقانونی، مخالف قانون‌اساسی، و ظالمانه پایان یابد. اگر ترامپ ملت ایران را می‌شناخت، هرگز مطالبه احمقانه «تسلیم بی‌قید و شرط» را مطرح نمی‌کرد. ایرانیان در حالی که با استبداد دینی مخالفند، همزمان از نیروهای مسلح در دفاع از خاک کشور حمایت می‌کنند. این حمایت به هیچ وجه به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. آثار تجاوز اسرائیل و آمریکا: افزایش محسوس همبستگی مردمی در دفاع از میهن، از جمله به تعویق افتادن مخالفت با جمهوری اسلامی؛ تضعیف و به‌تأخیر انداختن جنبش آزادی‌خواهی و دموکراسی‌طلبی در ایران.

یادداشت

همدردی با شیعیان مظلوم افغانستان

کشتن انسانهای بیگناه به دلیل اعتقادات متفاوت دینی و مذهبی آن هم در زمان عبادت در مسجد یقینا شرعا و اخلاقا غیرقابل قبول است. در فاجعه کشتار شیعیان بیگناه و مظلوم افغانستان در درجه نخست تروریستهای داعش محکومند. در درجه دوم طالبان مسئول اصلی امنیت کلیه مردم افغانستان از هر مذهب و قوم است. اولویت جمهوری اسلامی ایران نه در داخل حمایت از منافع شهروندان ایرانی است و نه در خارج دفاع از امنیت و منافع شیعیان منطقه. جامعه مدنی در ایران با شیعیان مظلوم افغانستان همدردی می کند.

یادداشت

طالبان، افغانستان و ایران

امید چندانی به تغییر معنی‌دار طالبان ندارم. برقراری صلح و آرامش، امنیت و نظم، استقلال و استقرار حکومتی که مورد رضایت اکثریت مردم افغانستان باشد خواست ایرانیان است. حکومت مستقر در افغانستان الزاما باید نماینده واقعی تمام اقوام، مذاهب و آحاد ملت افغانستان باشد که به شکل دموکراتیک بر سر کار آمده باشد نه اینکه فقط پشتون‌ها، سنی‌های حنفی، طالبان، و مردان در آن حضور داشته باشند. موازین بین‌المللی حقوق بشر مطابق اسناد سازمان ملل متحد خصوصا در مورد زنان و اقلیتهای مذهبی و قومی باید توسط حکومت تضمین شود.

مصاحبه تحلیلی

اصلاح دینی از منظر کدیور

متن کامل مصاحبه مبتلاشده به‌تیغ سانسور در ایران. جنبش اصلاحی حداقل در چهار محور منشأ خدمات و برکاتی بوده است: رواج تفکر انتقادی در حوزه‌ی دین، نگاه تاریخی به دین، شتاب‌بخشیدن به روند سکولاریته، و مطرح کردن فهم‌های گوناگون از متن واحد و قرائت پذیری دین. به آینده «اصلاح معرفت دینی» یا «نواندیشی دینی» خوش بینم، هرچند آینده مطلوبی برای رویکرد «اصلاح دین» مشهور به «روشنفکری دینی» پیش بینی نمی کنم. روشنفکری دینی پلی به سوی سکولاریسم ذهنی یا فلسفی است و دیر یا زود به همان ملحق خواهد شد.

نواندیشی دینی

بازخوانی شریعت

شریعت سبک زندگی مؤمنانه است. موازین و استانداردهای اسلامی است. ارزشهای اخلاقی قسمت اعظم آن است. مناسک و شبه مناسک و سر خط قوانین اسلامی نیز دیگر جزء آن است. واضح است اگرچه شریعت مشتمل بر قانون هم هست اما قانون جزء ثانوی آن است. جزء اصلی ارزشها و موازین و استانداردهای زندگی مومنانه است. این شریعت ارزش مدار است نه قانون مدار. خلاف حکمت بالغه الهی است که عقلانیت قرن اول هجری حجاز را سقف عقلانیت بشری در همه ازمنه و امکنه قرار دهد.