برخی احکام طهارت و نجاست

در پاسخ به برخی پرسش‌ها در مباحث طهارت و نجاست از بهمن ۱۳۹۱ نکاتی به اختصار نوشتم. در برخی موارد که پرسش‌گران طالب مستندات بحث بودند، به ادله نیز اشاره کردم. این پاسخ‌ها به تناوب طی دو سال اخیر در همین وبسایت منتشر شد. اکنون با ویرایش، تکمیل، تنقیح و تجمیع پاسخ‌ها با حذف پرسش‌ها در نظمی نوین در کنار هم برای علاقه‌مندان عرضه‌ می‌شود. تاریخ نگارش هر مطلب در پرانتز انتهای آن آمده است.
پیش از این مباحث «اجتهاد و تقلید» به همین شیوه عرضه شد. بحث بعدی که به همین سیاق عرضه خواهد شد «غسل، وضو و تیمم» است. امیدوارم به تدریج اهم مباحث مبتلابه فقهی در همین قالب عرضه شود.
لازم به ذکر نیست که آراء این حقیر در مباحث طهارت و نجاست علی الاغلب با آراء مشهور از جمله اساتیدم (رضوان‌الله علیهم) متفاوت است. کوشیده‌ام پیشینیان خود را در هر مورد معرفی کنم. از تذکرات، پیشنهادات و انتقادات اهل فضل استقبال می‌کنم. این پرونده مفتوح است و آراء جدید به تدریج به آن افزوده خواهد شد، ان‌شاء‌الله.

۲۳ اسفند ۱۳۹۳

 

ملاک طهارت و نجاست
– طهارت و نجاست امور وضعی، قراردادی صرف و دارای حقیقت شرعیه یا متشرعه نیستند، بلکه مبتنی بر پاکی و پلیدی نفس‌الامری هستند.
– هرآنچه از جانب طبع سلیم انسانی و اصول بهداشتی ناپاک شناخته می‌شود از مصادیق نجاست است و اجتناب از آن برای نظافت و در زمان عبادت لازم است.
– نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی نخستین فقیهی است که به این قاعده‌ی مهم فقهی تصریح کرده است. (۱۸ اسفند ۱۳۹۳)

اصل طهارت، نجاسات منصوص و نجاسات غیرمنصوص
– شارع اصل را بر طهارت نهاده و به برخی از نجاسات اشاره کرده تا مؤمنان به‌طور کلی با رعایت آنها افرادی نظیف، پاکیزه و بهداشتی باشند و در زمان عباداتی مانند نماز و حج پاکیزه بودن بدن و لباس از نجاسات را شرط صحت عبادت شمرده است.
– ادرار، مدفوع، منی، خون، مردار و خوک فی الجمله از نجاسات منصوص شرعی محسوب می‌شوند. اجتناب از کلیه‌ی نجاسات منصوص در زمان نماز و حج واجب و تطهیر از نحاسات غیرمنصوص (امور غیربهداشتی مورد نفرت طبع انسانی) در زمان عبادات بلکه مطلقا مطابق احتیاط و افضل است. (۱۸ اسفند ۱۳۹۳)
– اجرای قاعده‌ی طهارت (همه چیز طاهر است مگر اینکه خلافش اثبات شود) اختصاصی به مناطق مسلمان نشین ندارد. (۱۹ آبان ۱۳۹۲)

احکام آب‌ها
– آب مطلق – اعم از قلیل و کثیر، و اعم از دارای ماده (متصل به مخزن طبیعی همانند آب باران و چشمه یا مصنوعی مانند آب استخر و حوض) و غیرآن – مطلقا در ملاقات با نجس یا متنجس نجس نمی‌شود علی الأقوی، مگر این‌که نجاست بر آب غلبه کرده فاسد شود، به‌نحوی که رنگ، بو یا مزه‌ی آن تغییر کند.
– حجم یا وزن آب کثیر به عنوان کُر موضوعیت ندارد، و ملاک انفعال آب در ملاقات با نجاست یا منتجس است. هر آبی که در ملاقات با نجاست متغیر نشود (رنگ یا بو یا مزه‌ی آن عوض نشود) ولو از آب کر کمتر باشد، طاهر است.
– آب مضاف (مانند گلاب یا آب‌نمک) همانند آب مطلق در ملاقات با نجس یا متنجس در صورتی نجس می‌شود که منفعل شود، یعنی رنگ یا بو یا مزه‌ی آن تغییر کند.
– با آب مضاف تطهیر از خبث (پاک کردن عین نجاست مثلا در زمان تخلی) مجاز است، اما رفع حدث مجاز نیست، یعنی نمی‌توان با آب مضاف وضو گرفت یا غسل کرد.
– در احکام آب‌ها از متقدمین ابن‌ابی‌عقیل عُمّانی و سیدمرتضی و از متأخرین صالحی نجف‌آبادی به برخی از احکام فوق فتوی داده‌اند. (۱۸ اسفند ۱۳۹۳)

ستر عورت
– کشف عورت در مقابل ناظر ممیز (چه نسبت به‌جنس مخالف چه جنس موافق، چه در رخت‌کن ورزشگاه چه غیر آن، چه در جوامعی که کشف عورت در آنها در برخی موارد قبیح نیست چه در غیر آن) مطلقا بر مکلف شرعا حرام است. تنها موارد جواز کشف عورت، در برابر همسر و در زمان ضرورت پزشکی است. (۱۰ دی ۱۳۹۳)

تطهیر مخرج ادرار و مدفوع به‌غیرآب
– پس از تخلی موضع ادرار و مدفوع باید یا با آب شسته شود، یا با دستمال کاغذی و مانند آن رطوبت ادرار و آثار مدفوع زایل شود. تطهیر با آب احوط استحبابی و افضل است. اما تطهیر با غیر آب به شرط زوال کامل آثار ادرار مجاز است. (۱۴ بهمن ۱۳۹۲)

احکام منی
الف. منی در مرد سالم سه خصوصیت دارد: با شهوت، جستن و سستی بدن همراه است. نبود هر یک از این موارد سه گانه باعث می شود که آب خارج شده از مرد حکم منی را نداشته باشد. شهوت به تنهایی یا چسبندگی ملاک منی نیست. (۲ مهر ۱۳۹۲)
ب. اهل سنت ودی و مذی را بالاتفاق نجس می دانند اما در نجاست منی آدمی اختلاف کرده اند. مالکیه منی را نجس و شستن آنرا برای نماز واجب می دانند. حنفیه منیِ تر را نجس می دانند و شستنش لازم، اما منیِ خشک شده بر لباس را نجس نمی‌دانند و ازاله‌ی آن از طریق مسح یا مالیدن لباس به هم برای نماز را کافی می دانند. شافعیه (بنا بر قول اظهرشان) و حنابله منی را هماند آب بینی و دهان طاهر می دانند و شستن لباس آغشته به منی مرد را مستحب می دانند نه واجب. طهارت منی در نزد قائلان آن به شرطی است که آغشته به مذی و ودی نباشد و الا محکوم به نجاست است.
ج. شیعه ودی و مذی را نجس نمی دانند، اما منی آدمی را بالاتفاق نجس می دانند و هیچیک از فقها در نجاست آن تردید نکرده است. دلیل آن روایات معتبری است که از ائمه وارد شده است. البته روایات معتبرالسند اندکی هم در دست است که منی خشک شده در لباس را مانع صحت نماز ندانسته اند. این روایات مورد عمل فقها واقع نشده و حمل بر تقیه شده است.
د. مردی که جنب شده است، اگر در سفر یا بیمار است یا به هر دلیل دیگری از غسل جنابت معذور است، موظف است بدنش را تطهیر کند، موضع لباس آغشته به منی را بشوید یا آنرا عوض کند، و تیمم بدل از غسل کند. دلیل جواز تیمم برای چنین فردی آیات ۴۳ نساء و ۶ مائده است.
نتیجه: منی مرد به احتیاط واجب نجس و شستن موضع آغشته به آن از بدن و لباس برای نماز در صورتی که تر باشد لازم است. در صورتی که منی خشک شده باشد و با سائیدن لباس و مانند آن اثر منی کاملا زایل شود چنین لباسی مانع صحت نماز نیست، هرچند احتیاط در شستن آن است. (۲۰ مرداد ۱۳۹۲)

احکام ملاقات با نجاست
– جسم طاهر در ملاقات با جسم نجس تنها در صورتی نجس می‌شود که در یکی از آن دو رطوبت مسریه باشد. لذا اگر هر دو خشک یا نم باشند نجاست سرایت نمی‌کند. در ملاقات شیء جامد با نجاست با رطوبت مسریه فقط موضع اتصال نجس می‌شود نه تمام شیء ملاقی. در ملاقات مایعات غلیظ با نجاست مسریه نیز تنها موضع ملاقات نجس می‌شود نه تمام مایع.
– منتجس در صورتی باعث سرایت نجاست می‌شود که آثار نجاست (رنگ یا بو یا مزه) در آن غلبه داشته باشد. حکم به نجاست در ملاقات با متنجس احتیاط استحبابی است.
– همه چیز طاهر است مگر نجاست آن اثبات شود. طهارت نیازی به اثبات ندارد. نجاست از طریق علم و خبر فرد موثق احراز می‌شود. (۶ آبان ۱۳۹۲)

احکام نجاسات
– خوردن و نوشیدن نجاسات حرام است.
– انتفاع از جمله خرید و فروش مردار، خوک، و مشروبات الکلی برای مسلمان جایز نیست.
– نجس کردن مساجد حرام است و تطهیر آنها واجب فوری است. (۱۲ اسفند ۱۳۹۳)

نجاسات معفوّ
– صحت نماز متوقف بر طهارت بدن و لباس نمازگزار و نیز طهارت موضع سجده است.
– بودن این نجاسات در لباس یا بدن نمازگزار مانع صحت نماز نیست: یک، خون زخم به نحوی که زایل کردن آن باعث مشقت باشد. دو، خون اندک در بدن و لباس (در حد یک سکه‌ی متوسط)، سه، ادرار کودک شیرخوار بر لباس نمازگزار. (۲ بهمن ۱۳۹۳)

احکام مطهرات
– رکن اصلی تطهیر زوال عین نجاست است. این زوال ممکن است با آب، زمین، خورشید، استحاله یا غیرآنها صورت گیرد. (۱۸ اسفند ۱۳۹۳)
– متنجس با زوال یا ازاله‌ی عین نجاست طاهر می‌شود. آب کشیدن بعد از آن احتیاط مستحب است نه واجب. (۱۴ مهر ۱۳۹۳)
– با زوال عین نجاست از هر طریقی، تطهیر صورت گرفته است. تطهیر با آب غالبا بهترین راه است، اما تطهیر با غیر آب از جمله استریل کردن نیز پذیرفته است.
– معنای زوال عین نجاست این نیست که هیچ اثری از نجاست مثلا رنگ آن نیز به‌جا نماند. (۱۴ شهریور ۱۳۹۲)
– ماشین لباسشویی به آب جاری وصل است و غساله‌ی آن چند بار تخلیه می شود. لباس آغشته به هر نجاستی بعد از شسته شدن در ماشین لباسشویی و ازاله‌ی عین نجاست طاهر است و نیازی به شستن با دست ندارد. لباس نجس کل ماشین را نجس نمی‌کند. محفظه ماشین مثل لگن رختشویی می ماند، با چند بار آب گرداندن چه با دست چه با ماشین هر دو طاهر می شوند. (۱۱ بهمن ۱۳۹۲)
– دادن لباس به خشک شویی‌ها ولو غیرمسلمان مشکلی ندارد. اما با خشک‌شویی لباس نجس طاهر نمی‌شود. (۸ اسفند ۱۳۹۲)
– تطهیر زمین یا کف خانه بعد از ازاله‌ی عین نجاست با آب غیرجاری و بعد از خشک کردن غساله ممکن است.
– فرش و لباس نجس زیر آب باران یا آب جاری بدون نیاز به فشردن بعد از ازاله‌ی عین نجاست طاهر است، و در غیر آب باران و جاری بعد از جداکردن غساله‌ طاهر است. (۱۸ آذر ۱۳۹۳)
– کف کفش با ازاله‌ی عین نجاست بعد از چند قدم راه رفتن روی سطوح متعارف طاهر از قبیل زمین خاکی، شنی، ریگی، سنگ فرش، آجر فرش و اسفالت پاک محسوب می‌شود. زمین خاکی موضوعیت ندارد. برف (به شرطی که به حالت جامد نزدیک باشد) همانند دیگر موارد زمین است. (۱ اسفند ۱۳۹۲)

طهارت ذاتی انسان
– انسان ذاتا طاهر است. کفر، شرک و دین باطل و عقیده‌ی فاسد از علل نجاست محسوب نمی‌شود. عقیده و دین باعث نجاست ظاهری نیست. هیچ غیرمسلمانی اعم از اهل کتاب، پیروان ادیان غیرابراهیمی، منکران خدا و مشرکان نجس محسوب نمی‌شوند. قذارت باطنی به دلیل بطلان عقیده تلازمی با نجاست ظاهری ندارد. (۴ خرداد ۱۳۹۲)

عدم نجاست بهائی‌ها
الف. اصل بر«طهارت ذاتی انسان» است. طهارت موافق اصل است و نجاست دلیل می‌خواهد.
ب. بهائی ها موحدند (یا حداقل خود را موحد می‌دانند) به نبوت پیامبر اسلام (ص) قائلند، هرچند به خاتمیت ایشان باور ندارند، و به اعتقاد ما مسلمانان دینی غیرالهی و باطل دارند.
ج. اما بطلان دین و عقیده لزوما باعث نجاست نمی‌شود، و قول به نجاست اهل توحید و نبوت محل اشکال است.
نتیجه: بهائی‌ها محکوم به طهارتند. (۲۳ شهریور ۱۳۹۲)

طهارت خَمر
مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان (ولو یک قطره حتی پائین تر از حد مستی) از محرمات مؤکد است، اما نجس نیستند.
بر نجاست خمر روایاتی وارد شده، اما در قبال آن روایات معتبری که تعدادشان هم از روایات نجاست بیشتر است دال بر عدم نجاست خمر در دست است. در فقه اهل سنت خمر نجس محسوب می‌شود. بسیاری فقیهان شیعه نیز بر همین باورند. علی ابن بابویه، شیخ صدوق و ابن ابی عقیل عمانی از متقدمین و محقق اردبیلی و جمعی دیگر از فقیهان شیعه قائل به طهارت خمر بوده‌اند. طهارت خمر مطابق با اصالة الطهارة و روایات معتبر متعدد است. (۲۲ فروردین ۱۳۹۲)

طهارت سگ
شیعیان، شافعیه و حنبلیه سگ را نجس العین می‌دانند. حنفیه سگ شکاری و نگهبان را نجس العین نمی‌دانند، مالکیه سگ را مطلقا طاهر می دانند، هر پنج مذهب لعاب دهان سگ و ظرفی که سگ آنرا لیسیده است نجس می‌دانند. شیخ صدوق قائل به طهارت سگ شکاری بوده است.
در قرآن نجاست سگ مطرح نشده است. روایات درباره نجاست سگ دو دسته هستند: روایات فراوانی دال بر نجاست سگ و لزوم تطهیر لباسی که به رطوبت سگ آلوده شده یا ظرفی که سگ در آن غذا خورده باشد وارد شده است. در مقابل روایات صحیحه‌ای هم دال بر جواز وضو با آبی که سگ از ان نوشیده باشد در دست است. مشهور این‌گونه روایات را حمل بر آب کر می کنند که در ملاقات با نجاست نجس نمی‌شود. دیگر دلیل نجاست سگ در فقه شیعه اجماع است، تا انجا که برخی آنرا ضروری مذهب دانسته‌اند.
اصل اولی در اشیاء طهارت است، اگر ادله‌ی نجاست چیزی تمام نبودند حکم به طهارت آن می‌شود، اجماع ادعا شده مدرکی است و دلیل مستقلی نیست، نص قرآنی نیز در مسئله در دست نیست، در تعارض روایات دال بر طهارت که مستظهر به اصل طهارت است، با روایات نجاست رجحان با روایات طهارت است.
نتیجه: سگ نجس العین نیست و محکوم به طهارت است. هرچند از آب دهان سگ باید اجتناب کرد.
تربیت و نگهداری سگ به منظور نگهبانی، حفاظت شخصی و کشف مواد مخدر مجاز است. نگهداری سگ در خانه فی حد نفسه حرمت ندارد. (۳ فروردین ۱۳۹۱)

احکام خرگوش و گربه

– نگهداری خرگوش اشکال شرعی ندارد. اقوی عدم نجاست فضله‌ی آن است.
– نگهداری گربه مشکل شرعی ندارد. مدفوع و ادرار هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد محکوم به نجاست است. (۱۵ شهریور ۱۳۹۳)

چرم طبیعی
– چرم طبیعی (غیر از حیوانات نجس العین از قبیل خوک) حتی اگر حیوان ذبح شرعی هم نشده باشد چه در کشورهای اهل کتاب چه غیر آنها طاهر است و نجس محسوب نمی‌شود. (۱ آبان ۱۳۹۲)

مستندات جواز تطهیر مخرج بول به‌غیر آب
یک. در مورد تطهیر خبث بول و غائط نظر اجماعی علمای شیعه این است که تطهیر مخرج بول تنها با آب حاصل می شود، اما در مورد مخرج غائط به شکل متعارف اگر چه تطهیر با آب افضل است، اما غیر آب نیز می‌تواند مطهر باشد. دلیل مسئله علاوه بر اجماع روایات معتبر متعدد است.
دو. فقهای اهل سنت در مورد بول همانند غائط به جواز تطهیر به‌غیر آب قائلند اگر چه آب را افضل می‌دانند. شافعی در هر دو مورد بول و غائط استنجاء را واجب و در هر دو مورد تطهیر با آب و سنگ را مجاز دانسته است. وی به وجوب اعاده‌ی نماز کسی که بدون استنجاء نماز خوانده فتوا داده است. ابوحنیفه اسنتجاء (به آب یا غیر آب در هر دو مورد بول و غائط) را مستحب و غیر واجب دانسته است. روایات منقول از مالک در وجوب استنجاء مختلف است، اشبه این است که وی همانند ابو حنیفه قائل به نفی وجوب است. ابن قدامه از حنابله اسنتجاء را واجب و بین آب و سنگ قائل به تخییر است اگر چه آب را پاک کننده‌تر می‌داند.
سه. برخی فقهای شیعه به شرح ذیل حکم «وجوب شستن مخرج بول فقط با آب» را قید زده اند:
۱. شیخ طوسی در مبسوط «به حال اختیار»،
۲. ابن حمزه طوسی «در صورت موجود بودن آب»،
۳. محقق حلی در شرایع «در صورت توانایی»،
۴. همو در معتبر « اگر آب در دسترسش نباشد یا دسترسی به آب دشوار باشد، ازاله‌ی عین نجاست و اثر آن واجب است، و چون دومی [اثر] متعذر است، اولی [ازاله‌ی عین نجاست] به وجوب خود باقی است.
۵. علامه حلی در تذکره، نهایه و منتهی «اگر استعمال آب دشوار باشد، ازاله‌ی عین نجاست با سنگ و مانند آن مجاز است، وقتی مانع مرتفع شد، شستن محل واجب است، زیر بار اول طاهر نشده بود.»
۶. شهید اول در ذکری نظری مشابه علامه در تذکره داده است.
در نتیجه تطهیر مخرج بول به غیر آب در صورت ضرورت (عدم دسترسی به آب یا دشوار بودن آن) به نظر فقیهان یادشده مجاز است، هرچند گروه دیگری از فقیهان از جمله صاحب جواهر حتی در حال ضرورت نیز تطهیر به غیر آب را مجزی نمی‌دانند.
چهار. فیض کاشانی در مفاتیح الشرایع و نیز در وافی در شرح دو روایت ذیل به منع سرایت نجاست از متنجسهای خالی از اعیان نجاست قائل شده است.
– روایه سماعه قال قلت لأبی الحسن موسى (ع) انى أبول ثم أتمسح بالأحجار فیجئ منی البلل ما یفسد سراویلی قال لیس به بأس. (الوسائل، أبواب نواقض الوضوء، باب ۱۳، ح ۴)
– موثقه حنان قال سمعت رجلا سئل أبا عبد الله (ع) فقال إنی ربما بلت فلا أقدر على الماء ویشتد ذلک على فقال إذا بلت وتمسحت فامسح ذکرک بریقک فان وجدت شیئا فقل هذا من ذاک. (الوسائل، أبواب نواقض الوضوء، باب ۱۳، ح ۷)
ظاهر حدیث اول اکتفاء به پاک کردن مخرج بول با سنگ است چرا که امام اینگونه سرایت رطوبت مخرج به شلوار را بعد از پاک کردن به غیر آب بدون اشکال دانسته است. در حدیث دوم  نیز که مخرج بول با غیر آب پاک شده، با یک حیله‌ی شرعی رطوبت آن متنجس محسوب نشده است. منجس فقط عین نجاست است. به نظر محقق کاشانی عدم حکم به نجاست مگر بعد از یقین به آن و عدم تجاوز نجاست از متنجس دو باب از ابواب رحمت واسعه‌ی الهی است که خداوند با رأفت مخصوص خود برای بندگانش گشوده است.
فیض اگر چه در عدم اجزاء غیر آب در تطهیر مخرج بول همانند مشهور فتوا داده اما با استنتاجی که از دو روایت فوق کرده نکته‌ی تازه‌ای مطرح نموده است. دیدگاه فیض مورد نقد متاخرین وی از جمله محقق بحرانی در حدائق واقع شده است.
با توجه به شرح محقق کاشانی از دو روایت فوق می توان گفت: متنجس (مخرج بول) بعد از ازاله‌ی عین نجاست (بول) با تمسح (پاک کردن با غیر آب) نجاستش با رطوبت به ملاقی آن سرایت نمی کند. در نتیجه بدن فرد طاهر است.
روایت زیر را می توان به عنوان سومین روایت جواز تطهیر مخرج بول به غیر آب تلقی کرد:
– موثقه عبد الله بن بکیر عن أبی عبد الله (ع) فی الرجل یبول ولا یکون ذکره بالحائط قال (ع) کل شئ یابس زکى. (وسائل، ابواب الخلوه، باب ۳۱، ح ۵)
قاعده‌ی برگرفته از ذیل روایت فوق: هر شیء خشک خالی از عین نجاست طاهر محسوب می شود.
از سه روایت فوق روایت سماعه به لحاظ سندی مجهول و روایات حنان و ابن بکیر موثقه در قوت صحیحه و یقینا معتبره محسوب می شوند.
پنج. وحید بهبهانی در شرح مفاتیح از سید مرتضی نقل کرده است: «یجوز غَسل الأخباث بغیرالماء». سید مرتضی در انتصار لزوم استنجاء به آب در بول را از منفردات امامیه دانسته، در ناصریات در بحثی مقارن با اهل سنت تنها از وجوب استنجاء با حدیث نبوی (استنجاء با احجار در بول و غائط) دفاع کرده است.  مراد از غیر آب (به قرینه‌ی شستن) دیگر مایعات است. به هر حال مطابق نقل وحید بهبهانی سید مرتضی نخستین خارق اجماع انحصار تطهیر مخرج بول با آب در میان فقهای امامیه است.
شش. نتیجه:
۱. تطهیر مخرج بول در جایی که آب بدون مشکل در دسترس باشد با آب صورت می گیرد.
۲. در صورتی که آب در دسترس نباشد، یا تطهیر با آب دشوار باشد، (شرائطی که در خارج از سرزمینهای مسلمانان بیرون از خانه دائم الابتلاست) ازاله‌ی عین نجاست (یعنی بول) برای اموری که طهارت در آنها شرط است واجب و مجزی می باشد.
۳. اگرچه روایات صحیح «انحصار تطهیر مخرج بول با آب» فراوان تر است، اما این انحصار در غالب روایات حمل بر مقام اختیار و عدم ضرورت می شود.
۴. انحصار یادشده نسبی است و در مقابل احجار و مانند آن است، نه مطلقا. به عبارت دیگر متعلق به زمانی است که وسایل بهداشتی از قبیل دستمال کاغذی (دستمال توالت) به وفور در دسترس همگان نبوده است.
۵. برخلاف ابوحنیفه و مالک استنجاء از بول و غائط شرعا واجب است نه مستحب.
۶. قول شافعی و حنابله در مُجزی بودن  غیر آب با افضلیت آب موید مفاد روایات معتبر حنان و ابن بکیر از امام جعفر صادق (ع) است. واضح است که مبنای «ماخالف العامه» به نظر حقیر قابل دفاع نمی باشد.
۷. اجماع اصحاب در مسئله مدرکی است و مبتنی بر روایات موجود است. سید مرتضی (به نقل وحید بهبهانی در شرح مفاتیح) نخستین خارق اجماع مذکور است.
۸. شریعت سهله‌ی سمحه از مویدات قول مختار و سید مرتضی در ناصریات نخستین قائل آن است.
والحمدلله (۱۰ اسفند ۱۳۹۲)