محاکمه‌ی نظریه‌ی علمای ابرار!

نگاهی به کتاب وهم القرائة المنسیة: محاکمة علمیة لنظریة «علماء ابرار»

 

۱

«نظریه علمای ابرار» تا کنون در ضمن چهار مقاله تشریح شده است: قرائت فراموش شده: بازخوانی نظریه علمای ابرار، تلقی اولیه اسلام شیعی از اصل امامت (اردیبهشت ۱۳۸۵)، طبقه بندی اعتقادات دینی (بهمن ۱۳۸۵)، تاملی در منابع اعتقادی (آبان ۱۳۸۶)، و علمای ابرار (دی ۱۳۹۵).

نظریه علمای ابرار از بدو انتشار (در قالب مقالات) یعنی نیمه اول سال ۱۳۸۵ مورد نقد شتابزده، جزم اندیشانه و سنگین مدافعان «نظریه امامت قدسی» قرار گرفت. نخستین واکنش «بولتن اعتقادی داخلی» ذیل از قم بود: گاهنامه آئینه نقد، شماره ۵: بازخوانی مفهوم امامت و تشیع، نقدها و واکنش‌ها، شهریور ۱۳۸۵، تهیه و تنظیم رمضان‌علی شوپایی جویباری، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ستاد پاسخگویی به مسائل مستحدثه دینی، ۲۳۵ صفحه.

حدود پنجاه سلسله مقاله، مقاله و یادداشت به زبان فارسی هم در نقد آن منتشر شده است. در نقد کتاب منتشرنشده علمای ابرار مشخصات نخستین کتاب منتشر شده این است: حسن علی‌پور وحید، کتاب مکتب در فرآیند نواندیشی‏: بازخوانی انتقادی نواندیشی محسن کدیور در حوزه شیعه‌شناسی، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، دفتر نشر معارف‏، قم، بهمن ۱۳۹۴، ۲۹۶ صفحه.

در زبان عربی در باره نظریه علمای ابرار تا کنون حداقل دو کوشش صورت گرفته است. ابتدا در سال ۱۳۸۹ دو ویژه نامه در نقد آن منتشر شد با مشخصات زیر: نصوص معاصرة: فصلية تعنى بالفكر الديني المعاصر، تصدر عن مركز البحوث المعاصرة في بيروت، [حیدر حب‌الله (رئیس التحریر)]، السـنة الخامسة، «ملف العدد: الإمامة، قراءات جديدة ومنافحات عتيدة»؛ العـدد التاسع عشر، صيف ۲۰۱۰م،  [تابستان ۱۳۸۹] ص۱۱-۱۲۳؛ العـدد العشرون، خريف ۲۰۱۰م، [پائیز ۱۳۸۹]، ص۱۱۹-۱۱. (ترجمه پرونده ویژه: امامت، قرائتهای جدید و دفاعیات سرسختانه) مجله نصوص معاصرة مجموعا حاوی ترجمه دو مطلب منسوب به کدیور و یازده مطلب در نقد وی است. همه نقدها از فارسی به عربی ترجمه شده اند. نُه نقد از گاهنامه آئینه اندیشه (البته بدون ذکر مأخذ)، یک نقد از فصلنامه مدرسه و یک نقد هم معلوم نیست کجا منتشر شده و نویسنده اش اسم حقیقی است یا نامی مستعار. دو مطلب منسوب به کدیور یکی سخنرانی «بازخوانی امامت در پرتو نهصت حسینی» است با عنوان متفاوت «الإمامة والصيروة التاريخية، كيف تغيّر مفهوم الإمامة عند الشيعة بمرور الزمن؟». مطلب دوم «التشيع في قراءة جديدة: مطالعات في نظريات الإمامة بين الغلوّ والتقصير» مونتاژی است از پنج سخنرانی و مقاله قرائت فراموش شده.

چند ماه بعد از آن در سال ۱۳۹۰ کتابی با مشخصات زیر منتشر شد: القراءة المنسیة إعادة قراءة نظریة: الأئمة الاثنا عشر علماء أبرار وأربع مقالات أخری، تعریب وتقدیم وحواشی: د. سعد رستم، مؤسسة الانتشار العربی، بیروت، ۲۰۱۱، ۲۱۵ صفحه. [ترجمه عنوان: قرائت فراموش‌شده، بازخوانی نظریه «ائمه اثنی عشر علمای ابرار» و چهار مقاله دیگر]. مشخصات پنج مقاله ای که در این کتاب ترجمه شده اینهاست: قرائت فراموش‌شده، بازخوانی نظریه علمای ابرار تلقی اولیه اسلام شیعی از اصل امامت، (مقاله، اردیبهشت ۱۳۵۸)، بازخوانی تشیع: شاخص های بازخوانی تشیع (درس گفتار دانشکده فنی دانشگاه تهران، جلسه اول، آذر ۱۳۸۴)، بازخوانی امامت در پرتو نهصت حسینی (سخنرانی عاشورا حسینیه ارشاد، بهمن ۱۳۸۴)، تاملی در منابع اعتقادی (متن سخنرانی شب قدر حسینیه ارشاد، مهر ۱۳۸۵)، بررسی زیارت جامعه کبیره (متن سخنرانی ویرایش نشده، تهران اسفند ۱۳۸۴).

در دی ۱۳۹۱ دومین ترجمه عربی مقاله قرائت فراموش شده به شکل دیجیتال منتشر شد: القراءة المنسية … مراجعة لنظرية «العلماء الأبرار» القراءة الأولى للمذهب الشيعي عن أصل الإمامة، ترجمة أحمد القبانجي، الحوار المتمدن، العدد: ۳۹۷۲، ۲۰۱۳/۱/۱۴.

 

۲

مشخصات نخستین کتاب مستقل به زبان عربی در نقد نظریه علمای ابرار به شرح زیر است: احمد سلمان، وهم القرائة المنسیة: محاکمة علمیة لنظریة «علماء ابرار»، بیروت، دارالولاء، ۲۰۱۸ م [۱۳۹۷]، ۲۲۹صفحه. [ترجمه عنوان کتاب: توهم قرائت فراموش شده: محاکمه علمی نظریه «علمای ابرار»].

شیخ احمد سلمان روحانی شیعه اهل قطیف (عربستان سعودی) است که غیر از تصاویر هیچ اطلاعاتی از خودش منتشر نکرده، اینکه متولد چه سالی است و در کدام حوزه علمیه نزد چه اساتیدی به چه میزان درس خوانده مشخص نیست. از عکسهایش برمی آید که سی و چند ساله باشد. این هشتمین کتاب منتشرشده اوست. عناوین دیگر کتابهایش عبارتند از: وابتغوا إليه الوسيلة (۲۰۱۱)، الشهب الأحمديّة على مُدّعي المهدويّة (۲۰۱۲)، براءة نساء الأنبياء من الزنا، بين التحقيق والتلفيق (۲۰۱۳)، نهج البلاغة، فوق الشبهات والتشكيكات (۲۰۱۵)، فاطمة الزهراء (۲۰۱۶)، أحداث ما بعد رحيل الخاتم (۲۰۱۶)، مبيت علي (ع) ليلة الهجرة (بين النفي والإثبات) (۲۰۱۶)، و تفسير القمي (بحث حول النسخة المتداولة) (۲۰۱۸). از سال ۱۳۹۰ تقریبا هر ده ماه یک کتاب منتشر کرده است. کتابهایش در دفاع از تعالیم تشیع از منظر سنتی و دغدغه اصلیش جدل با مدعیات اهل سنت است.

شیخ سلمان کتاب وهم القرائة المنسیة خود را به امام هادی (ع) تقدیم کرده است. (ص۱۱) در مقدمه کتاب امامت بنابر قرائت مشهور را مبتنی بر نصوص معتبر از ائمه معرفی کرده، نه اینکه از غلات و مفوضه باشد. علاوه بر این تصریح کرده که کتابش در نقد «نظریه قرائت فراموش شده» است. البته در متن کتاب هرگز به نام صاحب نظریه اشاره نشده است. در پاورقی مقدمه نوشته است: «صاحب این نظریه محسن کدیور روحانی ایرانی مخالف [نظام حاکم] مقیم ایالات متحده آمریکا صاحب مجموعه ای از مقالات و مباحث درباره عقیده شیعه امامیه است که در کتاب واحدی با عنوان القرائة المنسیة گردآوری شده است.» (ص۱۴) در فهرست منابع کتاب ترجمه سعد رستم به عنوان تالیف محسن کدیور آورده شده (ص۲۲۶، ش۷۳) و معلوم می شود تنها منبع اطلاعات وی از آراء کدیور این کتاب است. جالب اینجاست که وی جرأت نکرده برای حتی یک بار ولو در فهرست منابع عنوان کامل این کتاب را بیاورد، یعنی القراءة المنسیة إعادة قراءة نظریة: الأئمة الاثنا عشر علماء أبرار وأربع مقالات أخری. در سراسر کتاب از جمله در فهرست منابع همواره از عنوان مختصر شده «القراءة المنسیة» استفاده کرده است.

کتاب فصل بندی دارد، اما شماره فصل ندارد. شیخ سلمان در ابتدای کتاب دو نظریه اصلی تشیع در باب امامت یعنی نظریه ائمه معصومین و نظریه علمای ابرار را معرفی کرده است. سپس در فصل بعدی ادله قول اول از عقل، کتاب و سنت را قطعی دانسته و شهادت محمدباقر مجلسی به تواتر روایات بر مقامات فوق بشری ائمه را شاهد آورده است. (ص۳۰) وی مدعی است که اخبار واحد دال بر صفات فوق بشری ائمه محفوف به قرائن قطعیه است، و تواتر معنوی اخبار (بدون توجه به عدم اعتبار سندشان) را هم حجت می داند (ص۳۶-۳۸) از جمله شواهد وی ادعای تواتر شیخ حر عاملی در کتاب «اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات» برنصوص امامت و معجزات ائمه است. (ص۳۸)

او غلو و تفویض را هم در چهارچوب تفکر رایج معنی کرده و با استناد به شواهدی از همفکرانش نظریه علمای ابرار را فاقد دلیل معرفی کرده است. شیخ سلمان در روش تاریخی و انتقادی نویسنده را ماخوذ از کتاب «مکتب در فرایند تکامل» حسین مدرسی و مدرسی را نیز تحت تاثیر شدید ویلفرد مادلونگ معرفی کرده! (پاورقی ص۵۱) بدون اینکه بر دو ادعای خود کمترین دلیلی اقامه کند. در فهرست منابع کتاب هیچ کتابی از مادلونگ به چشم نمی خورد، و اطلاعاتش از مدرسی هم در حد ترجمه عربی فخری مشکور از کتاب وی است. (ص۲۲۰-۲۲۱، ش۳۴)

متن کتاب شیخ سلمان نقد یک به یک شواهد قرائت فراموش شده بر أساس روش جزم اندیشانه (غیرتاریخی و غیرانتقادی) است. به شهادت منابع کتاب او با زبان فارسی آشنا نیست و حتی ارجاعش به کتاب حکومت اسلامی: ولایت فقیه آقای خمینی به ترجمه عربی آن است. (ص۲۲۲ ش۴۱)  برای آشنائی با میزان اطلاع شیخ سلمان از آراء  کدیور این نقد وی خواندنی است. «صاحب قرائت فراموش شده [یعنی کدیور] مکررا سید خمینی (قدّس سرّه) را ستایش کرده و او را شاخص تشیع ناب معرفی می کند.» (ص۱۱۷، پاورقی) از جمله شواهد تفکر غیرانتقادی شیخ سلمان به منابع روایی این است که کتاب سلیم بن قیس را قابل اعتماد پنداشته نویسنده را به دلیل عدم اتکا به این کتاب اقدم شیعی ملامت کرده است. (ص۱۳۳-۱۳۴) حال آن‌که در وجود تاریخی سلیم بن قیس بحث است چه برسد به کتاب او و نسخه موجود آن.

 

۳

از جمله فصول خواندنی کتاب شیخ احمد سلمان پاسخ به این پرسش کلیدی است: چرا متقدمین [در صفات فرابشری ائمه] اختلاف نظر داشته اند؟ در حقیقت شیخ سلمان ندانسته به صحت مدعای اصلی نظریه علمای ابرار اعتراف کرده، در مقام توجیه مدارک موجود برآمده است. به کمک زبدة المقال مامقانی که از جمله منابع اصلی مقاله قرائت فراموش شده بوده، هفت دلیل یا هفت پاسخ به پرسش مذکور داده است: اول. مخفی بودن ادله از بعضی از علمای متقدم، دوم. تمایلشان به عقاید دینی و مذهبی سابقشان، سوم. متاثرشدن از فضای فکری مخالفان [اهل سنت]، چهارم. تفاوت استعدادها و قابلیتهای فردی، پنجم. ترس از حکومتهای جور، ششم. القای اختلاف بین شیعیان از سوی خود ائمه برای برخی مصالح مهمی که ایشان عالم بودند و راز آن بر أصحاب مخفی بود (ص۱۸۴-۱۸۶)، و هفتم. مهمترین مانع نشر احادیث مشتمل بر مقامات فوق بشری ائمه سوء استفاده غلات از این احادیث بود (ص۱۸۶-۱۸۸).

پس منتقد با نویسنده همراه است، که أولا احادیثی از خود ائمه بر نفی فضائل فرابشری ایشان حقیقتا صادر شده است. نهایتا دلیل صدور این احادیث اسراری است که بر ما مخفی است، و لابد باید تعبدا در امر اعتقادی بپذیریم که مقصود ائمه از این احادیث معتبر السند نص چیزی دیگری بوده است که ما نمی فهمیم! ثانیا اگر روایاتی از ائمه در ابراز فضایل فوق بشریشان صادر نشده ترس ایشان از سوء استفاده غلات بوده است. اگر کسی این توجیه را وارد ندانست نتیجه منطقی میراث معتبر ائمه انکار فضائل فوق بشری خودشان است. ثالثا توجیهات پنج‌گانه اول در حقیقت فرار منتقد از پذیرفتن واقعیت است. صحابه ائمه و عالمان ژرف اندیشی به نظریه علمای ابرار باور داشته اند. پیروان نظریه رسمی اینگونه رویکرد آنها را زیر سوال می برند.

بحث خاتمه کتاب شیخ سلمان نیز خواندنی است. در این خاتمه وی پنج تالی فاسد نظریه علمای ابرار که به نظر وی بطلان آنها از ضروریات مذهب امامیه است را تشریح کرده است.

اشکال اول. اگر تمایز تشیع به دیگر مذاهب اسلامی به فضایل فوق بشری ائمه نباشد و به رجحان روایت ائمه از اسلام برگردد، چه فرقی بین شیعه و سنی؟ (ص۲۱۱-۲۱۳) این اشکال که ترجیع بند همه منتقدان نظریه است اذعان به این حقیقت است که تعالیم مدرسه اهل بیت رجحان ذاتی بر تعالیم مدرسه صحابه و خلفا ندارد، رجحان در شخص ایشان و فضائل فرابشری آنهاست و با انکار این فضایل فرابشری وجه رجحانی باقی نمی ماند. کسی که اینگونه می اندیشد منکر رحجان عقلی و استدلالی اهل بیت بر اشاعره و حنابله و ماتریدیه و امثال ایشان است. در حالی که در نظریه علمای ابرار اعتبار تشیع به رحجان محتوایی تعالیم ائمه اهل بیت است. به بیان دیگر پیروان نظریه امامت قدسی در اعتقادات اهل تعبدند و به برتری تعایم اهل بیت در رفقابت عقلی آزاد باور ندارند.

اشکال دوم. در این نظریه دلیلی بر حصر ائمه بر دوازده نیست می تواند تا امروز أبناء ائمه ادامه داشته باشد. بشارت آسمانی بر این امر [دوازده نفر بودن ائمه] است. (ص ۲۱۲-۲۱۳)

در متن سخنرانی علمای ابرار (دی ۱۳۹۵) به این نکته اشاره کرده و توضیح داده ام. متاسفانه منتقد بدون اشراف بر آراء نویسندهْ کتاب نوشته است. کیان تشیع به اخذ معارف اسلامی از علی بن ابی طالب و اهل بیت پیامبر است. وی مدعی است که خداوند عدد دوازده را اعلام کرده است. بر این ادعا نه آیه ای از قرآن ولو متشابه در دست است، نه حدیث قدسی معتبر السندی (چه برسد به متواتر و خبر واحد محفوف به قرائن قطعیه). لذا ادعای الهی بودن عدد دوازده ادعایی بی پایه است. حال اگر ادعا شود پیامبر گفته باشد جانشینان من دوازده نفر خواهند بود، این ادعایی رقیق‌تر و اثباتش آسان تر است. اما پیامبر در کدام دلیل معتبر نام این دوازده جانشین را یک به یک اعلام کرده است؟! این ادعایی بسیار گزاف و غیرقابل اثبات است. هرکه توانست اثبات کند این گوی و این میدان. بسم الله!

اشکال سوم پذیرش نظریه علمای ابرار به معنی عدم دلیل بر وجود مهدی متعین به معنی شیعی است (تولد و استتار در پرده غیبت). در حالی که انکار وجود هر یک از ائمه و امامت ایشان خروج از ربقه ایمان است. (ص۲۱۴)

أولا در متن سخنرانی علمای ابرار (دی ۱۳۹۵) صریحا به این مسئله پرداخته ام. ثانیا آنچه از مهدویت مسلم است بسط عدالت در آخرالزمان توسط قائم آل محمد است، اما جزئیات آن از قبیل اینکه چه زمانی متولد می شود از معارف یقینی نیست. اخبار آحادی در دست است. اگر کسی از این ادله ظنی به یقین نرسید نمی توان او را مجبور به تعبد کرد. ثالثا در نظریه علمای ابرار غیبت امام دوازدهم قابل تبیین نیست. یعنی دلیل معتبر ندارد. اما امامت کسی انکار نشده است تا فتوای تکفیر خروج از ربقه ایمان تطبیق شود! نظریه علمای ابرار در امامت خردسالان و غیبت قائل به توقف است، یعنی نه دلیل معتبری برای اثبات یافته است، نه امامت آنها را انکار می کند. وقت خود را مصروف تحکیم أمور مهمتر اعتقادی و شرعی کرده که فایده عملی در زندگی مومنانه دارد.

اشکال چهارم. نفس پاکیزه ائمه در نظریه علمای ابرار مانع معصیت است اما مانع خطای ائمه نیست. چرا باید به به اقوال آنها متعبد باشیم؟ آراء آنها به استنباطات فقهیه قابل بحث تبدیل می شود که دیگر مصدر تشریع نمی تواند باشد. اگر کسی مدعی فهمی دقیق‌تر از آنها شد چرا باید از ائمه پیروی کرد؟ (ص۲۱۴)

نظریه علمای ابرار و نظریه امامت قدسی در اینکه از ائمه اهل بیت معصیت سر نزده اشتراک نظر دارند. اما ارتکاب خطا چطور؟ بر أساس رویکرد جزم اندیشانه خدواند مانع خطای چهارده نفر بوده است. به کدام دلیل؟ در مورد دلالت آیه تطهیر و عدم امکان فهم أراده تکوینی از آن در این سخنرانی بحث کرده ام: صالحی نجف آبادی و تفسیر آیه تطهیر (تیر ۱۳۸۵).  بزرگترین مانع وقوع خطا دانش است، و علمای ابرار واجد بالاترین حد بشری این دانش بوده اند. اما اینکه پنداشته شود قرار است خداوند در صورت وقوع خطا دخالت کند چنین چیزی قابل اثبات نیست. حجیت اقوال ائمه به دلیل درست بودن محتوای آنهاست. نه به دلیل گوینده آنها. چون درست است اقوالشان را می پذیریم نه چون ایشان گفته اند حتما درست است! در یک رقابت علمی منصفانه پیروان نظریه علمای ابرار معتقدند رویکرد و اقوال امام علی و دیگر ائمه اهل بیت برتر است. پیروان نظریه امامت قدسی تن به چنین رقابتی نمی دهند. آنها حقیقتا در أصول اعتقادی متعبدند. اگر آراء ائمه را اجتهادات ایشان بدانیم آن چنان‌که ابن جنید می دانست چه اشکالی دارد؟ شیعه اجتهاد امام جعفر صادق را به عنوان چهارچوب فکر دینی خود پذیرفته است. اما اینکه اگر در آینده چهارچوبی اقوی از ائمه اهل بیت یافت شد واضح است که فرمان قران تبعیت از قول احسن است. آیا پیروان امامت قدسی می فرمایند باید از مفضول با وجود افضل تعبدا تبعیت کرد؟! البته اینکه در اینده کسانی افضل از ائمه یافت شوند صرف احتمال است. اما واضح است که پیروان امامت قدسی تعبدشان به ائمه اقوی از تعقل و لزوم تبعیت از احسن الاقوال است.

اشکال پنجم. این نظریه اعاده نظریه زیدیه در امامت است! امامیه نص الهی، عصمت و تایید الهی با علم و معجزه را شرط می دانند و زیدیدیه فقط فاطمی بودن امام و عالم زاهد متصدی قیام با سیف علیه ظلمه را کافی می دانستند. بازخوانی همان نظریه زیدیه است که متقدمین علمای ما از ابتدا آن را نقد کرده اند. (ص۲۱۴-۲۱۵)

این قیاس مع الفارق است. البته شباهتهایی هست اما اختلافات جدی است. أولا در نظریه علمای ابرار نص امام در مورد امام بعدی رکن اصلی است. از اواخر قرن دوم هجری چنین نصی قابل اثبات نیست، یعنی حوالی پایان عمر امام رضا. در حالی که در زیدیدیه چنین محدودیتی در کار نیست. آنها فاطمی بودن به معنای عام را شرط اول امام می دانند در حالی که در نظریه علمای ابرار نص و نه وراثت تعیین کننده است. ثانیا قیام به سیف علیه جائر و امر به معرو ف و نهی از منکر در امامت زیدی شرط دوم امامت است. در نظریه علمای ابرار مطلقا قیام مسلحانه علیه جائر یا امر به معروف و نهی از منکر شرط امامت نیست. الگوی علمای ابرار امام باقر و امام صادق است. ثالثا امامت در علمای ابرار منبع معرفت دینی است نه زمامدار سیاسی. در زیدیدیه امام رئیس دین و دنیا با هم است، منتخب امت است نه منصوب خداوند.

 

۴

کتاب شیخ احمد سلمان در مقایسه با کتاب فارسی نمایندگی رهبری در دانشگاهها قوی‌تر است و دفاع بهتری از نظریه امامت قدسی کرده است. از نقدهای پراکنده منتشره در بولتن دفتر تبلیغات و ترجمه عربی آنها در مجله نصوص معاصرة نیز به مبانی سنتی دیدگاه رسمی نزدیک تر است. لذا می توان گفت از میان این سه کار دفاع بهتری از تفکر سنتی عرضه کرده است.

اما مشکل مشترک هر سه کار و خصوصا کتاب شیخ سلمان عدم توانایی خروج از چارچوب تفکر سنتی است. مثل اینکه در دوران مدرن کسی بخواهد با تیرو کمان و شمشیر از حریم خود دفاع کند. اگر شیخ سلمان و دیگر دینداران سنتی با لوازم تفکر انتقادی و روش تاریخی آشنا بودند متوجه می شدند که رویکرد جزم اندیشانه عقیم است و ابطال ناپذیر. نتیجه آن یک جانبه به قاضی رفتن، باور به حقانیت خود و بطلان محتوم باورهای دیگران است. در نهایت باید از شیخ سلمان که باعث طرح دوباره نظریه علمای ابرار شد تشکر کرد. البته بر خلاف انتظار وی و کیفرخواستش، در این محاکمه افکار عمومی و اهل فضل حق را به جانب علمای ابرار می دهند و نظریه امامت قدسی را قرائتی موهوم می دانند که فاقد چهارچوب لازم استدلالی است.

۱۳ شهریور ۱۳۹۸