یادداشت

یادنامه مهدی حائری یزدی

۱۷ تیر ماه هفدهم سالگرد درگذشت مهدی حائری یزدی (۱۳۰۲-۱۳۷۸) است: فرزند بنیانگذار حوزه علمیه قم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، شاگرد بنیانگذار جمهوری اسلامی آقای خمینی و در فلسفه اسلامی و اصول فقه، متفکری در مرتبه مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی. اما بر هم‌ترازان خود دو امتیاز جدی دارد. اول حائری یزدی بین اساتید فلسفه اسلامی آشناترین‌شان به فلسفه معاصر غرب است. ابتکارات او در فلسفه تطبیقی بین آراء فلسفی ابن سینا و ملاصدرا با کانت در کتابهای هرم هستی، کاوشهای عقل نظری و کاوشهای عقل عملی بهترین…
HMouK
۱۳۹۵/۰۴/۱۷
مقاله

حكومت انتصابي (۱و۲)

مردم در شئون خود و نحوه اداره آن در چارچوب شرع ذي‌حق هستند و نمي‌توان آنها راهمچون اشياء بي‌اختيار جهت حفظ از انحراف به دست كس آن هم غير معصوم سپرد.
kadivarad33
۱۳۷۹/۰۹/۰۱
مقالهبخش دوم : حكومت ديني

ليبراليسم فقهي

ليبراليسم  فقهي جناب  آقاي  بادامچيان  در سرمقاله  ليبرال  كيست  (رسالت ، 75/1/26) و نامه  مندرج  در روزنامه (اخبار 75/2/27) اتهاماتي  را به  سلسله  مقالات  «نظريه هاي  دولت  در فقه  شيعه » وارد كرده اند جهت روشن شدن  ذهن  ايشان  و همفكران  محترمشان  اتهامات  را در ضمن  ده  نكته  پاسخ  مي دهم . اول : در سرمقاله  «ليبرال  كيست » مرقوم  فرموده اند: «در بحث  فقه  سياسي  شيعه  مي نويسد: در شيعه  بحثي  از حكومت  و ولايت  فقيه  نبوده  است ، تا زمان  صفويه ...». 1.        . مباحث  فقه  سياسي  (سلسله …
kadivarad33
۱۳۷۹/۰۸/۱۶
بخش اوّل : مبادى تصورى ولايت

فصل دهم: وكالت از مردم

فصل دهم   وكالت از مردم   «ولايت بر مردم» مهمترين نحوه رابطه حاكم دينى و مردم بر مبناى «مشروعيت الهى بلاواسطه» است. جهت فهم دقيق تر معناى ولايت، از باب «تعرف الاشياء باضدادها» مى بايد آن را با ديگر انحاء رابطه حاكم دينى و مردم بر مبناى «مشروعيت الهى مردمى» مقايسه كرد. در اين مقايسه بسيارى از زواياى پنهان و از نظر دورمانده «حكومت ولايى» هويدا مى شود. رابطه حاكم دينى و مردم در كليه نظريه هاى مبتنى بر مشروعيت الهى مردمى(385) «وكالت» است. يعنى زمامدار دينى وكيل مردم…
kadivarad33
۱۳۷۷/۰۹/۰۱
معرفي اجمالي نظريه‌هاي دولت در فقه شيعه‌

نظريه نهم: وكالت مالكان شخصي مشاع‌

آخرين نظريه‌اي  كه در باب دولت در فقه شيعه بر مبناي مشروعيت‌الهي‌ ـ مردمي تاكنون عرضه شده‌، نظريه وكالت مالكان شخصي مشاع‌است كه در كتاب حكمت‌ و حكومت‌ مطرح شده‌است‌. اگرچه اين نظريه‌با نظريه هشتم‌، يعني دولت انتخابي اسلامي‌، قرابتهايي دارد، اما برخي‌ملاحظات نظري باعث مي‌شود آن را مستقلاً و به عنوان يك نظريه و نه به‌عنوان تقريري از نظريه هشتم مورد بحث قرار دهيم‌. اين ملاحظات‌عبارتند از: بنا كردن مشروعيت سياسي بر قاعده فقهي مالكيت‌؛ بنا كردن‌مسأله انتخاب بر قاعده فقهي وكالت‌؛ و از همه مهم‌تر مشخص كردن‌جايگاه دين و به ويژه فقه…
kadivarad33
۱۳۷۶/۱۲/۰۲