چالش اسلام و قدرت، جلسه دهم. هیچیک از شواهد قرآنی و روایی ادعای پیامبر اقتدرگرا از بوته نقد سربلند درنیامد. اصناف دین ورزی سروش از جمله مدلهای انسان و اسلام «تک ساحتی» است، که پیچیدگی شخصیت انسان تحویل به تفکیک ساده اندیشانه، تک عاملی، و انتزاعی فقه و فلسفه و عرفان شده است. کمال اسلام در جمع ساحتهای مختلف عرفانی، اخلاقی، فلسفی و فقهی آن است. مقایسه قرآن با «کتب مرجع!» (مثنوی و دیوان شمس) و نه برعکس، از مصادیق مقایسه کچلی طوطی با جولقی در دفتر اول مثنوی است.
محمد مجتهد شبستری خبر داده دو مدعای این‌که تمامی متن قرآن اثر یا آثار یک شخص است که «نبی» بوده و جهان را وحیانی قرائت کرده و این‌که آن شخص پیامبر اسلام بوده با پژوهش‌های متأخر مورد تردید قرار گرفته ‌است. اگرچه پژوهشهای تاریخی درباره قرآن را به دقت دنبال می کنم و هیچیک را با موازین علمی قانع کننده نیافته‌ام، اما از باب احتیاط می پرسم: کدام پژوهشهای متأخر شما را به چنین نتیجه ای رسانده است؟ بعد از پاسخ ایشان ارزیابی اعتبار این‌گونه پژوهشها کار دشواری نخواهد بود.
سخنرانی زنده با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۲ خرداد. تبلیغ «اسلام تک ساحتی» (چه فقیهانه، چه فیلسوفانه، و چه عارفانه) به‌ جای «اسلام چند ساحتی» (جامع شریعت، طریقت و حقیقت) چه عوارضی دارد؟ تفکیک عرفان به دو مکتب متقابل خوفی و عشقی تقسیم متعارف عرفان اسلامی است، یا خوانش قابل تأمل مستشرقان؟ ترجیح «عرفان عشقی» بر «عرفان ذوالعینین» (خوف و عشق توأمان) چگونه قابل اثبات است؟ مقایسه قرآن (کتاب الهی اسلام چند ساحتی) با کتب اسلام تک ساحتی عارفانه، از جمله با مثنوی و دیوان شمس چگونه قابل دفاع است؟
لبّ بخش اول «چالش اسلام و قدرت» نقد شواهد قرآنی و روائی «ادعای پیامبر اقتدارگرا» در حدود یک بیستم متن اصلی تلخیص و در ضمن چهارده شاهد اصلی در اختیار علاقه مندان قرار می‌گیرد. این ادعا تغییر «معالم راه» است و «هندسه اسلام» را به کلی دگرگون می‌کند، لذا اهتمام بیشتری به نقد و بررسی آن کرده ام. این خلاصه امکان مروری دوباره به مدافعان و منتقدان ادعای مذکور می‌دهد تا درباره میزان قوّت ادله دو دیدگاه کاملا متضاد در برخی از مهمترین مباحث نواندیشی دینی معاصر به داوری بنشینند.
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت. الوداع ای زمان طاعت و خیر/ مجلس ذکر و محفل قرآن. مهر فرمان ایزدی بر لب/نفْس در بند و دیو در زندان. عید بر عاشقان مبارک باد / عاشقان عیدتان مبارک باد. عید آمد به کف نشان وصال / عاشقان این نشان مبارک باد. خدا را بر همه نعمتهایش شکر می‌گزاریم و دعا می‌کنیم شاهد روزهای بهتری باشیم. با فطریه های خود مرهمی بر زخم آنها که ندارند باشیم.
چالش اسلام و قدرت -۹. «الهیات شکنجه» روشنفکر خداناباور الگوی ادعای «پیامبر اقتدارگرا»ی روشنفکر دینی بوده است. بندگی خداوند اختیاری است، اما رکن بردگی مسلوب الاختیار بودن است. ادعای پیامبر اقتدارگرا در مورد خداوند تعمیم افکار لیبرالیستی به آخرت و خداوند و مبتنی بر نسبی گرایی معرفت شناختی و اخلاقی است. الهیات لیبرا‌ل‌مآب کلا با بندگی خدا سر سازش ندارد. اگر قرار است به همه اصول و موازین تفکر لیبرال مأب پابند باشیم نه اوامر و نواهی دنیوی خداوند قابل قبول است نه ثواب و عقاب اخروی و خصوصا عذاب جهنم.
سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰. در ادعای «پیامبر اقتدارگرا»، برای اصلاح نقیصه «خوف‌نامه»ای بنام قرآن و «سلطانی عبوس، خشن و اقتدارگرا» بنام الله، مثنوی و دیوان شمس شاقول قرآن معرفی شده‌اند، تا عشق و طرب صوفیانه جایگزین خوف و خشیت قرآنی گشته، قرآنِ «تالیف محمد» با مثنویِ مولانا «کتاب مرجع» اصلاح شود. چرا «قرآن به‌مثابه خوف‌نامه» (مانیفست اقتدارگرایی) با قرآن (به‌معرفی قرآن و پیامبر) متعارض است؟ مثنوی و دیوان شمس را سنجه و شاقول قرآن دانستن چه مقدمات معرفت شناختی و الهیاتی دارد؟
نزول قرآن در شب قدر در ماه رمضان سال اول بعثت (۱۳ قبل از هجرت) «آغاز» شده است، نه اینکه «تمام قرآن» در چنین شبی نازل شده باشد. بنابر قول اصح بعثت پیامبر یا شروع پیامبری با وحی قرآنی در ماه رمضان و شب قدر بوده است. از قرن دوم نزول دفعی قرآن به بیت المعمور توهمی توسط صحابه به قول مسلط تبدیل شده است. قرآن نزول دفعی را تایید نمی کند. قرآن یک بار به شکل تدریجی در طول بیست و سال بر قلب پیامبر نازل شده است.
سخنرانی آنلاین همراه با پرسش و پاسخ. مراد از نازل شدن قرآن در شب قدر نزول تمام قرآن یا نخستین آیات آن است؟ با توجه به اینکه قرآن در طول ۲۳ سال تدریجا بر قلب پیامبر نازل شده است، آیا علاوه بر آن نزول دیگری به صورت دفعی در کار بوده است؟ آیا غیر از فرشتگان و روح کس دیگری اعم از پیامبر یا ائمه در تدبیر شب قدر نقشی دارند؟ کدامیک از دعاها و مراسم شب قدر قابل انتساب به پیامبر یا ائمه است یا حداقل بدون اشکال است؟
در تاریخ مجلس خبرگان رهبری حسینی کاشانی شجاع‌ترین نماینده ای بوده که به وظایف قانونی خود عمل کرده است. وی در جلسه ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ به رهبری موقت آقای خامنه ای و در جلسه ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ به رهبری دائم ایشان به دلیل فقدان شرائط رهبری مندرج در قانون اساسی رای منفی داده است. استدلالهای حسینی کاشانی در اعتراض تاریخی او در اجلاسیه مجلس خبرگان مورخ ۲۴ تیر ۱۳۶۹: نقض قانون اساسی ۱۳۵۸ و ۱۳۶۸، نقض آئین‌نامه داخلی مجلس خبرگان، و ناتمام بودن نقض قانون اساسی به بهانه شرایط اضطراری.