نتایج بیش از چهار دهه سوء مدیریت، ندانم‌کاری، ماجراجویی‌های منطقه‌ای، عدم رعایت منافع ملی و اولویت‌بندی‌های ایدئولوژیک به تدریج دارد خودش را بروز می‌دهد. اولویت جمهوری اسلامی هرگز رفاه شهروندان نبوده است، والا تمام این بحران‌ها قابل پیش‌بینی، برنامه‌ریزی و پیش‌گیری بوده است. اینکه امروز ساحل‌نشینان کارون و کرخه با فریاد «انا العطشان» به خیابانها بریزند حدیث بی‌کفایتی و سوء مدیریت نظام است. چرا معترضان تشنه لب را به گلوله می بندید؟ در عید قربان مردم مظلوم خوزستان و سیستان و بلوچستان قربانی سوء مدیریت نهادینه زمامداران جمهوری اسلامی هستند.
عرفه روز معرفت و عرفان و از ممتازترین روزهای دعا در سال است. دعای عرفه منسوب به امام حسین (ع) به لحاظ متن از زیباترین دعاهای موجود است. دعای عرفه منسوب به امام سجاد نیز با محکمات قرآنی و أصول معارف معتبر پیامبر سازگار است. دعای عرفه منسوب به امام حسین را برای نخستین بار سید بن طاووس در قرن هفتم بدون سند نقل کرده است. در نقل مجلسی سندی ضعیف و فقراتی عارفانه به انتهای دعا افزوده شده است. رواج صحیفه سجادیه از قرن یازدهم و دوران مجلسی است.
سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۲۷ تیر: جلسه دوم زندگی مؤمنانه: سیری در دو دعای مشهور روز عرفه. دعا در زندگی مؤمنانه چه نقشی دارد؟ برای استجابت دعا چه باید کرد؟ آیا باید الزاما دعا به عربی باشد یا به هر زبانی مقبول است؟ مضمون مهمترین محورهای دعای عرفه منسوب به امام حسین و دعای ۴۷ صحیفه سجادیه چیست؟ در هر دو دعا معرفت خداوند؛ اقرار به لغزشها و درخواست بخشش؛ و حاجتها را نزد خداوند بردن چه آثار تربیتی و ماندگاری در زندگی مؤمنانه دارد؟
تصدی هفت سمت اصلی در جمهوری اسلامی (مجموعا ۹۹ مقام) در انحصار مجتهدان است: رهبری، فقهای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه، دادستان کل، رئیس دیوان عالی کشور، وزیر اطلاعات و نمایندگی مجلس خبرگان. شرط اجتهاد در عمل بتدریج به قدری رنگ و رویش رفته که قابل حذف است. بحرانها و ابربحرانهای فراروی کشور راه حل علمی می‌طلبند. شما این‌کاره نیستید! لطفا زحمتتان را هر چه زودتر کم کنید. با حذف شرط اجتهاد اقدامات متصدیان این سمتها پای دین، مذهب و فقه نوشته نمی‌شود، و از ابتذال اجتهاد جلوگیری می‌شود.
قسمت سیزدهم. آنچه در طول تاریخ اسلام اتفاق افتاده معلول عوامل مختلف بوده است، نه تک عامل، آن هم شخصیت پیامبر. لازمه پدیدارشناسی عدم داوری است. ادعای پیامبر اقتدارگرا که در بنیاد آن داوری صریح نهفته است پدیدارشناسانه نیست. جمع رویکردهای صوفیانه و فلسفه تحلیلی در یک دستگاه فکری اندیشه‌ای ناسازگار را باعث شده است. زیگزاگهای فرااخلاقی مدعی: نسبی‌گرایی، اخلاق واقع‌گرا، و بار دیگر نسبی‌گرایی. آقای خمینی برای مدعی پلی شده تا بتواند شخصیت پیامبر را درک کند. ادعای پیامبر اقتدارگرا به منزله عقبه ایدئولوژیک اسلام طالبانی است.
مطابق اصل ۱۵۷ قانون اساسی رئیس قوه قضائیه باید «مجتهد عادل» باشد. ابراهیم رئیسی و محسنی اژه ای نه تنها مجتهد مطلق نیستند، بلکه مجتهد متجزی هم محسوب نمی شوند. انتصاب آنها غیرقانونی و احکامشان فاقد وجاهت قانونی است. ریاست قوه قضائیه در درجه اول به دانش حقوقی احتیاج دارد، فقدان اجتهاد در رؤسایی که از دانش حقوق بی بهره اند یعنی نداشتن شرط علمی تصدی ریاست قوه قضائیه. ریاست محسنی اژه ای به هیچ تغییر معنی داری در قوه قضائیه نخواهد انجامید. خانه از پای بست ویران است.
سخنرانی زنده با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۱۳ تیر. با گزارشهای تاریخی موجود درباره پیامبر و اسلام چگونه باید مواجه شویم؟ مواجهه انتقادی، یا به اسم پدیدارشناسی هر رطب و یابسی را پذیرفتن؟ آیا تاریخ اسلام معادل اسلام، تجلی تعالیم پیامبر و آینه اسلام است؟ چرا ادعای پیامبر اقتدارگرا بر خلاف نظر مدعی، نقض موازین پدیدارشناسی است؟ چرا مدعی به نسبیت معرفت شناختی و اخلاقی رسیده است؟ قلب اسلام یعنی چه؟ چرا افتراق روشنفکری دینی (سرگرم اصلاح دین) به سبک مدعی و نواندیشی دینی (مشغول اصلاح معرفت دینی) ناگزیر است؟
قسمت دوازدهم چالش اسلام و قدرت. اقتدارگرایی (یا قدرت‌پرستی، یا تقدم قدرت بر حقیقت) یعنی تسلیم و اطاعت کورکورانه به قدرت مرکزی غیرمسئول در برابر مردم که فرامین او از ترس مجازات رعایت می‌شود، از قبیل «شخصیت اقتدارطلب» فاشیسم. اگر یکی از دانشجویانم اقتدار را با اقتدارگرایی خلط کرده بود، به او نمره مردودی می دادم و موظفش می‌کردم چند درس پیش‌نیاز بگیرد تا دیگر چنین خطای فاحشی مرتکب نشود. استعمال مفاهیم مدرن از قبیل اقتدارگرایی در دوران پیشامدرن و از آنها نتیجه مدرن گرفتن «زمان‌پریشی» و مغالطه‌ای سهمگین است.
نرخ مشارکت مردم در این انتخابات به انتخابات غیررقابتی مجلس در سال ۱۳۹۸ بسیار نزدیک، و نسبت به انتخابات ریاست جمهوری قبل ۲۹.۷۶٪ کاهش داشته است. میزان تحریم با رشد ۲۴.۰۸٪ به ۵۱.۲۱٪ بالغ شده است. میانگین مدافعان نظام در سه انتخابات اخیر ۳۳.۰۲ ٪ شهروندان واجد شرایط رای بوده است. قائلان به اصلاح ناپذیری نظام با گسترده ترین پایگاه اجتماعی بیش از یک سوم واجدان شرایط رای را تشکیل می دهند. اصلاح طلبانی که مردم را به رای دادن تشویق کردند، با کدام تحلیل و تخمین آماری چنین کردند؟
به چهار دلیل در انتخابات جاری شرکت نمی کنم: اول. عبث و بی‌فایده بودن شرکت منتقدان وضع موجود در انتخابات نظام اصلاح ناپذیر؛ دوم. استمرار استدلال مخدوش انتخاب بین بد و بدتر؛ سوم. ریاست جمهوری در نظام ولایت مطلقه فقیه در هیچیک از تصمیم‌سازی‌ها کلان نقشی ندارد. چهارم. شرکت در چنین انتخاباتی رأی به مشروعیت نظام ولایی و حکومت اسلامی است: فرق نمی کند به چه کسی رای می دهید یا رای سفید یا باطله بدهید، مهم این است که رای بدهید و درصد شرکت‌کنندگان در انتخابات را بالا ببرید!