اظهارات آقای صافی گلپایگانی نقد بسیار نرم سیاست خارجی ماجراجویانه جمهوری اسلامی و اقتصاد مقاومتی رهبری است که با حاکمیتی کاملا یک دست و تماما تندرو در قطاری بدون ترمز کشور را در سرازیری سقوط با سرعت پیش می برد. من با مجازات منتقدان صافی موافق نیستم، بلکه باید رسانه های داخل کشور در انتقاد از رهبری آزاد باشند. ای کاش دیگر مراجع تقلید هم حداقل در همین حد از حقوق مردم دفاع کنند. جمهوری اسلامی تنها مراجع تقلیدی را محترم می شمارد که مداح رهبری و سیاستهای او باشند.
زندگی مؤمنانه، جلسه چهارم. خدا جهان را به گونه ای طراحی کرده که لازم نیست در هر واقعه ای برخلاف سنن خود دخالت کند. قرار نیست خداوند در منازعات دنیوی در دفاع از مظلومان دخالت کند و سنن خود را در تاریخ و جامعه نقض کند. مؤمن خدا را ناظر عالی و محبوب غایی خود می‌داند و از این طریق به قدرتی روحی دست می‌یابد که از هیچ طریق دیگری تحصیل نمی‌شود. اگر افسرده و پژمرده‌ایم به این جهت است که مزه ایمان به خدا را نچشیده‌ایم.
سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۹ آبان. زندگی مؤمنانه، جلسه چهارم. آیا خداوند غیر از خلقت و وضع قوانین جاری در طبیعت و حاکم بر هستی نقش دیگری هم به عهده دارد؟ خداوند غیر از ارسال پیامبران چه نقشی در تاریخ و جوامع بشری داشته و دارد؟ اگر خدایی نبود چه می‌شد و چه فرقی می‌کرد با اکنون که وجود دارد؟ خدا در جان آدمی علاوه بر ناظر، داور، ناجی و محبوب چه نقشهای دیگری دارد؟ چرا با او دل‌خوش نیستیم و افسرده و پژمرده‌ایم؟
از اوایل دهه هفتاد روابط خامنه‌ای - مصباح متحول شده، طرفین در یک معامله نانوشته شرکت کرده‌اند. این مقاله بلند با ارائه مستندات متعدد اولا در مقام نورافشانی بر مرحله دوم حیات سیاسی مصباح یزدی، ثانیا پرده‌برداری از علل تحویل گرفته نشدن مصباح توسط آقای خمینی، ثالثا تحلیل شواهد و پیشینه نظر نامساعد علمی مصباح نسبت به خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی، و بالاخره رابعا ارائه شواهد و مستندات «یتقارضون الثناء» (مدح و ثنا قرض همدیگر دادن) خامنه‌ای و مصباح در سه دهه اخیر حیات مصباح یزدی است.
لبّ بخش دوم «چالش اسلام و قدرت» نقد «ادعای پیامبر اقتدارگرا» در حدود یک بیست و پنجم متن اصلی تلخیص و در قالب جدیدی در ضمن پنج مبحث اصلی به این شرح تنظیم شده است: نقد سروش متأخر، مثنوی و دیوان شمس کتب مرجع قرآن! تفاوت عمیق اقتدار و اقتدارگرایی، کاستی‌های بنیادی ادعای پیامبر اقتدارگرا، و نگاهی کلی به شواهد ادعا. برای مطالعه متن تفصیلی «چالش اسلام و قدرت» این ترتیب توصیه می‌شود: ابتدا قسمتهای ۱۵-۱۴ (نقد روشنفکری دینی)، سپس قسمتهای ۱۳-۱۰ (نقد ادعا)، و بالاخره قسمتهای ۹-۱ (نقد شواهد).
کشتن انسانهای بیگناه به دلیل اعتقادات متفاوت دینی و مذهبی آن هم در زمان عبادت در مسجد یقینا شرعا و اخلاقا غیرقابل قبول است. در فاجعه کشتار شیعیان بیگناه و مظلوم افغانستان در درجه نخست تروریستهای داعش محکومند. در درجه دوم طالبان مسئول اصلی امنیت کلیه مردم افغانستان از هر مذهب و قوم است. اولویت جمهوری اسلامی ایران نه در داخل حمایت از منافع شهروندان ایرانی است و نه در خارج دفاع از امنیت و منافع شیعیان منطقه. جامعه مدنی در ایران با شیعیان مظلوم افغانستان همدردی می کند.
سید ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهور اسلامی ایران و یکی از شاخص ترین منتقدان جمهوری اسلامی و مخالفان استبداد دینی در پاریس درگذشت. او قرائتی لیبرال از اسلام داشت و در مجلس خبرگان قانون اساسی به اصل ولایت فقیه رأی منفی داد. در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری به او رای دادم. بنی صدر در مجموع کارنامه ای قابل دفاع دارد . او از مدافعان استقلال، تمامیت ارضی، و حاکمیت مردم ایران بود، مسلمانی پاک نهاد بود که به شیوه خود از ارزشهای اسلامی در جهان مدرن دفاع کرد.
کتاب روایت مستند روزهای خوش همکاری آقایان خمینی و منتظری قبل و بعد از انقلاب است. مجلس خبرگان در مصوبات سال ۱۳۶۴ منتظری را به عنوان رهبر آینده نظام به‌رسمیت شناخت. این اقدام عجولانه یقیناً به‌ضرر ایشان بود بی‌آنکه کمترین نفعی برای وی داشته باشد. طراح و کارگردان اصلی این مصوبات سیدعلی خامنه‌ای با دستیاری اکبر هاشمی رفسنجانی بوده است. منتظری در مقایسه با خمینی در سیاست داخلی، حقوق عمومی و آزادی‌ها تفکری نسبتاً لیبرال داشته و همواره از حقوق مردم، آزادی‌های مشروع، سعه‌صدر، و تکثّر آراء دفاع کرده است.
حسن‌زاده در نسخه‌شناسی فلسفی و عرفانی و در ریاضیات و هیئت قدیم متبحر بود، اما این دلالتی بر «شعور سیاسی» ندارد. وی در مقدمه کتاب «انسان در عرف عرفان» با معرفی رهبر به عنوان «یگانه دوران، قائد اسوه زمان، و ولیّ به حق که مصداق بارز رساله است» عرفان را مبتذل کرد. حسن‌زاده غرق در رصد عالم ملکوت، از درک واقعیات عالم ناسوت و ظلم مضاعفی که به‌نام دین از سوی زمامداران جمهوری اسلامی به مردم می‌کردند غافل بود. او کنار مردم نایستاد و از حقوق حقه آنها دفاع نکرد.
محسن بیدارفر مصحح و محقق معتبرترین متون عرفانی، فلسفی و منطقی و مدیر انتشارات بیدار به دیار باقی شتافت. او فرد متخلقی بود که حکمت و عرفان را باور کرده زندگی خود را بر تراز کتابهایی که تصحیح و منتشر کرده بود تنظیم نموده بود. انسانی متواضع و بی ادعا که از بسیاری مدعیان عرفان و تصوف عارفانه تر زیست. محسن بیدارفر جزء شیرین ترین خاطرات دوران طلبگی من در قم است. او تجسم «المراقبات» میرزا جواد ملکی تبریزی بود که به «لقاءالله» پیوست. عاش سعیدا ومات سعیدا.