امید چندانی به تغییر معنی‌دار طالبان ندارم. برقراری صلح و آرامش، امنیت و نظم، استقلال و استقرار حکومتی که مورد رضایت اکثریت مردم افغانستان باشد خواست ایرانیان است. حکومت مستقر در افغانستان الزاما باید نماینده واقعی تمام اقوام، مذاهب و آحاد ملت افغانستان باشد که به شکل دموکراتیک بر سر کار آمده باشد نه اینکه فقط پشتون‌ها، سنی‌های حنفی، طالبان، و مردان در آن حضور داشته باشند. موازین بین‌المللی حقوق بشر مطابق اسناد سازمان ملل متحد خصوصا در مورد زنان و اقلیتهای مذهبی و قومی باید توسط حکومت تضمین شود.
محمدرضا حکیمی نویسنده پرکار تفکیکی، اسلام گرای شیعی عدالت‌خواه، از ۱۳۷۰ ناراضی بود. در الحیاة علیرغم گرایش عدالت‌خواهانه غلیظ مؤلفان، کتاب ترکیبی است از «اسلام قرآنی» و «تشیع اخباری» و مبتلا به برداشتهای قشری و گزینشی، و به لحاظ استدلالی کم رمق. حکیمی متمایل به انتظار حداکثری از اسلام شیعی و قائل به برقراری حکومت اسلامی البته به شرط عدالت‌گرایی اقتصادی بود. به نظر حکیمی، انقلاب ۵۷ تنها توانست طاغوت سیاسی را ساقط کند، اما طاغوتهای فرهنگی و خصوصا طاغوت اقتصادی برجا ماندند و تسلطی بیشتر یافتند. طاغوت سیاسی چطور؟!
کیفرخواست جنایت علیه بشریت در بحران کرونای ایران: مهمترین عوامل قتل دهها هزار نفر طی هفت ماه در ایران: ممنوعیت وارادات واکسنهای آمریکایی و انگلیسی؛ وعده‌های کارشناسی نشده تولید انبوه واکسنهای داخلی؛ سوء مدیریت کلان نهادینه؛ و دروغ گفتن به مردم. این رقم بالای تلفات تا حدود زیادی قابل پیشگیری بود. محرومیت از دسترسی به دارو منجر به انهدام بخشی از جمعیت از جمله مصادیق جنایت علیه بشریت است. متهم ردیف اول این جنایت رهبر جمهوری اسلامی ایران؛ متهمان ردیف دوم وزیر بهداشت، و رئیس فرهنگستان علوم پزشکی.
زندگی مؤمنانه، جلسه سوم. در شناخت صحیح هسته سخت اسلام تخصص در علوم اسلامی ضامن کاهش خطاست و سازگاری با کتاب و سنت معتبر لازم است. بدون شناخت دقیق هسته سخت اسلام دینمان را درست نشناخته ایم، و در نواندیشی‌های دینی و تفسیر متغیرات معیاری برای شناخت درست از نادرست نداریم. اجزای هسته سخت اسلام: ایمان به خداوند، معاد، غیب، نبوت محمد (ص)، وحی و قرآن، سنت معتبر پیامبر، اخلاق، عبادات، شبه مناسک یا امور توقیفی، و سرخط برخی احکام معاملات. امام حسین برای «حفظ هسته سخت اسلام» جان داد.
سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۲۴ مرداد. زندگی مؤمنانه، جلسه سوم. هسته سخت اسلام یعنی چه؟ و با اسلام چه نسبتی دارد؟ آیا چنین هسته سختی اصلا وجود دارد یا ساخته و پرداخته ذهن ماست؟ اگر وجود داشته باشد اصلا قابل شناختن است یا فهم هر مسلمانی از آن بدون هیچ شرطی اسلام است؟ اگر شناخت هسته سخت اسلام شرایطی دارد، آن شرایط چیست؟ شناخت هسته سخت اسلام چه فایده ای یا چه تاثیری در زندگی مؤمنانه دارد؟ اجزای هسته سخت اسلام چیست؟ اجزاء غیرباور هم دارد؟
قسمت آخر (پانزدهم). در مرحله پساقبض و بسط، سروش «تسلیم مطلق تغیر و تجدد» شد و «خودِ دین را امری بشری، متغیر، تابع معارف عرفی و عصری» معرفی کرد. مطابق منطق خود وی با کلمات خودش این شیوه «دینی باقی نمی‌گذارد» و باز عین کلمات خودش این «بی‌دینی» است. در سروش متاخر مشخصا از ۱۳۷۸ محمد دیگر «پیامبر» نیست، «پیام‌ساز» است. در آثار سروش متأخر هیچ نشانه‌ای دال بر حفظ «هسته سخت اسلام» یافت نمی‌شود. پروژه روشنفکری دینی مدل سروش پروژه سکولاریزه کردن و حذف تدریجی دین است.
سخنرانی زنده با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۱۷ مرداد. به چه دلیلی دل‌مشغولی سروش متاخر «اصلاح معرفت دینی» نیست، و «اصلاح اصل دین» است؟ تفاوتشان در چیست؟ وقتی چیزی به اسلام نسبت داده می‌شود، اصولا ضابطه‌ای برای درست بودن چنین نسبتی در دست هست؟ آیا در منظومه فکری سروش متأخر چیزی به نام خطا در فهم، اشتباه در تفسیر، و غلط در نسبت به اسلام پیش‌بینی شده است؟ «قلب اسلام» یعنی چه؟ روشنفکری دینی به سبک سروش چه مزایا و آسیب‌هایی برای اندیشه اسلامی معاصر داشته است؟
رئیسی: برنامه‌ی دولت، تحول مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب است. گام دوم یعنی آغاز «دوران تاسیس تمدن بزرگ اسلامی فعلا در غرب آسیا» به عنوان قلمرو مقاومت که در آن نفوذ آمریکا به طور کلی برچیده شده، و اشغالگران صهیونیست از خاک فلسطین اخراج می شوند. برای رسیدن به این دو هدف استراتژیک به مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی نیاز است که مجری آن رئیس جمهور است. از این به بعد کلیت نظام هماهنگ با رهبری است و مقام رهبری مسئول مستقیم و اصلی تصمیمات کلان نظام است.
قسمت چهاردهم، سروش متقدم را تقدیر می‌کنم، اما منتقد رادیکال و منصف سروش متأخر هستم. سروش متقدم (پژوهشگر فلسفه و عرفان و نواندیش دینی) سرگرم «اصلاح معرفت دینی» در مستوای ایران کارنامه‌ای پربار، قابل دفاع بلکه قابل تشویق دارد. از دهه دوم فعالیتهای فرهنگیش، عبدالکریم سروش (سروش متأخر) بتدریج مشغول «اصلاح اصل دین» شده، و به صامت بودن شریعت، تابعیت معرفت دینی نسبت به معارف بشری، بشری و تاریخی بودن «اصل دین»، تابعیت قرآن از شخصیت پیامبر، وحی: رؤیای محمد، و تعبیر قرآن به جای تفسیر آن قائل شده است.
سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ: یکشنبه ۳ مرداد. بحث «چالش اسلام و قدرت» نقد سروش روشنفکر دینی به اجمال و «ادعای پیامبر اقتدارگرا» به تفصیل است. نمی‌توان امتیازات «سروش یک» (پژوهشگر مباحث فلسفه و عرفان) را به پای «سروش دو» (روشنفکر دینی) هزینه کرد. مقصد روشنفکری دینی به سبک سروش (قبض و بسط تئوریک شریعت، صراطهای مستقیم، بسط تجربه نبوی، رؤیای رسولانه و پیامبر اقتدارگرا) کجاست؟ چرا افتراق «روشنفکری دینی» به سبک سروش (سرگرم اصلاح دین) و «نواندیشی دینی» (در کار اصلاح معرفت دینی) ناگزیر است؟