از شما تقاضا می‌کنیم، نه به‌دلایل شخصی و خانوادگی، بلکه برای سلامت ماندن و ادامه‌ی حمایت از جنبش سبزی که به زبان و قلم و فکر توانای شما نیازمند است به اعتصاب غذای قهرمانانه خویش پایان دهید.
امیدوارم کارگردانان سیاست ایران صدای صلح طلبی هنرمندان خود را بشنوند، و موفقیت جهانی اثر هنری شما سرآغاز جدایی ایران از بی‌عدالتی، تبعیض، ستم، فساد، خودکامگی، خفقان و دروغ باشد.
من در جریان حبس مظلومانه شما به جرم حق گوئی و آزادی خواهی در زندان اوین که به درگذشت مادر محترم و برادر گرامیتان شادروان دکتر علیرضا نوری انجامید، از نزدیک با روحیه صبور و متوکل پدر شهید مهدی نوری آشنا شدم.
کشور مصیبت زده ما به دلیل سوء تدبیر و ماجراجوئی اولیاء امور و زیاده خواهی قدرتهای خارجی اینک در شرائط دشوار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است. فشار کمرشکن اقتصادی بر دوش اقشار کم درآمد و طبقات میانی بشدت سنگینی می کند.
مواضع شجاعانه حضرتعالی در قبال استداد دینی و تجاوز به حقوق بنیادی ملت و نقض قانون اساسی و حبس منتقدان مسالمت جو بویژه حصر غیرقانونی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی شمه ای از وفا به عهدی است که خداوند با عالمان گرفته است.
"مرحوم آیت الله منتظری شاخص ترین و محبوب ترین منتقد جمهوری اسلامی بود. فقه او در دو دهه اخیر متمایل به «فقه رهایی» بود. طبیعی است اینگونه فقاهت و این فهم از شریعت بشدت از سوی همگان تلقی به قبول شود. فقه رهایی با روح قرآن و مبنای سنت پیامبر و شاکله نهج البلاغه تناسب کامل دارد.
از شما نیز تقاضا دارم نامه ای خیرخواهانه برای رهبربنویسید. گرچه شما پیش از این نیز نشان داده اید که درهمراهی و مساعدت فکری صادق و منصف اید. ازهرچه که صلاح می دانید بنویسید. شما اکنون می توانید از موضع یک عالم دینیِ دور از وطن، آسیب های درکمین را وابشکافید. می توانید افق های روشن را – هرچند در دوردست نشان ما بدهید. نگران ناسزاهای امثال آقای شریعتمداری کیهان نباشید. او را اگر به حال خود هم وابگذاریم، از قلمش ناسزا می چکد. شما بنویسید تا در تاریخ بماند. تا آیندگان قضاوت کنند که جماعتی خیرخواهانه و با به خطرانداختن خود و خانواده ی خود، تلاش کردند کشورشان را از کام هزار حادثه ی درکمین بدر ببرند اما کسی صدایشان را نشنید. باور بفرمایید من هنوز ناامید نیستم. چرا که می دانم درسخن حق نوری نهفته است که مخاطب خود را می جوید و کام او را به نور خود برمی آورد.
بر مبنای عدالت مساواتی و تساوی بنیادی با اینکه زنان به لحاظ بدنی و روانشناختی با مردان تفاوت دارند، از حقوق مساوی با مردان برخوردارند چرا که انسانند و این انسان است که صاحب حق و تکیف و کرامت و امانت و خلافت الهی است نه جنسیت و رنگ و نژاد و طبقه و دین و عقیده سیاسی او. این مبنا با روح قرآن و موازین اسلام سازگارتر است و مستندات عدم تساوی حقوقی به دلیل موقت بودن مانعی برای تساوی حقوقی محسوب نمی شوند.
زندانی کردن مخالف سیاسی و منتقد قانونی هرگز در زمان پیامبر (ص) و امام علی (ع) سابقه نداشته است و فاقد هرگونه مستند فقهی و شرعی است. زندان انفرادی و شکنجه سفید و بطور کلی شکنجه قطعا خلاف شرع است و از مخترعات مستبدان است و بکارگیری آن توسط حکام جمهوری اسلامی هرگز به معنای مشروعیت این امور ضد انسانی نیست. عوض کردن عنوان شکنجه و نام تعزیر بر آن نهادن هرگز ماهیت آنرا عوض نمی کند. شخصیت زندانی سیاسی یا حتی زندانی عادی را شکستن خلاف مسلمات اسلامی و منافی کرامت و رحمت و عدالت و اخلاق است.