حاشیه انتقادی بر مدخل آذری قمی کتاب «جرعه ای از دریا» شبیری زنجانی. مواضع آذری قمی در چهار سال آخر عمرش تندروی سیاسی نبود، بلکه عمل به وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت به ائمه مسلمین بود. این‌که فقیه نزیهی مانند ایشان در قبال خودکامگی به نام دین و ادعای مرجعیت و فقاهت فرد فاقد شرایط لازم سکوت کرده جای سوال دارد. ادعای پشیمانی احمد آذری قمی از مواضعش در نقد مرجعیت و رهبری آقای خامنه ای از بنیاد بی اساس و جعلی است.
اخبار آحاد ماموریت جنگ با مردم برای اسلام آوردن یا اخراج مشرکین از جزیرة‌العرب به دليل تعارض با محکمات قرآن قابل انتساب به پیامبر نیست. اشتباه سروش این است که مشرکین جزیرة‌العرب را با «کافر حربی» معادل دانسته، حرم - که مشرکین مجاز به ورود آن نبوده اند - را با تمام جزیرة العرب یکی گرفته است! جنگ پیامبر با کافران حربی «دفاع مشروع» بوده نه اقتدارطلبی! پیامبر با مشرکان غیرحربی پیمان عدم تعرض می‌بسته و مشرکان «با حفظ باور باطل خود»، از امنیت جانی و مالی برخوردار می ‌شده‌اند.
ایضاح چالش اسلام و قدرت. نقدهای من محصول بررسی ده میزان علمی مشخص بوده است. در جلسه نخست سروش حداقل دو بار واژه خشونت را به خدا و قرآن و در نُه عبارت دیگر «خشونت عریان» (شکنجه، قتل، و سربریدن) را به پیامبر نسبت داده است. پیامبر واقعی یعنی پیامبری که در تاریخ اتفاق افتاده است، به دنبال «مواجهه انتقادی با متون تاریخی» هستم نه انکار تاریخ. راهش این نیست که دلسوزانْ خدا، پیامبر، اسلام و قرآن را به ناروا و توجیهات مخدوش به خشونت و اقتدارگرایی متهم کنند.
سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ، شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹. پیامبر در روایت متواتری گفته من مامور شده ام با مردم بجنگم تا به وحدانیت خدا شهادت دهند. او می خواسته جزیرة العرب را از لوث وجود مشرکان پاک کند. جهاد ابتدایی یعنی مردم را به ضرب شمشیر مسلمان کردن. اسلام آوردن یعنی تسلیم قدرت پیامبر و حکومت او شدن. در قرآن خضر با ولایت الهی کودک بیگناهی را به قتل می رساند. آیا شواهد فوق اقتدارطلبی پیامبر را اثبات می کند؟ با چه روشی؟ با کدام دلیل؟
۱۷ نقد منتشرشده بر «چالش اسلام و قدرت»: منتقدانِ سروش؛ کدیور و ادعای نقد تاریخی؛ مروری بر نقد؛ تکمله‌ای بر بحث کدیور درباره‌ی خبر واحد اُمرتُ؛ نقد نقد کدیور بر سروش؛ نواندیشان دینی و غرابت مفهومی یک حدیث؛ نقد و نظری بر دیدگاه‌های متاخر سروش-کدیور؛ سیره زریاب و تاریخ شهیدی؛ ارزیابی تحلیلی نقدها؛ درباره نقدهای کدیور؛ از این «روشنفکری دینی محترم » تا آن «روحانی محترم»؛ نظری بر مقاله قبل؛ در عرض دین و قدرت؛ نظریه در بوته نقد؛ ایمان و تاریخ؛ روش‌شناسی دین‌پژوهی در معرفی شخصیت‌های تاریخی؛ سروش اقتدارگرایی.
ادعا شده روحیه «اقتدارطلبی» پیامبر در دین، کتاب و پیروانش دمیده شده است. اهل سنت به آفتی مشابه آفت غلو در شیعیان مبتلا بوده اند: دخالت «قدرت سیاسی» در استحاله موازین اجتماعی اسلام. قدرتهای سیاسی بنی امیه و بنی عباس همه علوم اسلامی و تاریخ را مطابق میل قدرت‌مدارانه خود شکل داده اند. اصل در روایات عدم اعتبار است مگر اعتبارش بر اساس موازین انتقادی تاریخی اثبات شود. روایت من بدّل دینه فاقتلوه خبر واحد جعلی است نه حدیث متواتر بین الفریقین. پایه اول ادعای اقتدارگرایی پیامبر ویران شد.
سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ: شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹. روشنفکر دینی محترم دکتر عبدالکریم سروش پنجمین گام خود را در اجرای برنامه حساب شده «اصلاح دین» برداشت: اسلام دینی خشن، خدای اسلام سلطانی مقتدر، قرآن خوف نامه، و محمد پیامبری اقتدارگرا بوده است. دلیل این دعاوی چیست؟ آیا تنها یا بزرگترین عامل خشونت احتمالی بعد از پیامبر تعالیم ایشان بوده است؟ آیا پیامبر مشرکان را بین پذیرش اسلام و مرگ مخیر کرده بود؟ با این توصیفات از اسلام، قرآن و پیامبر، چه مزیتی در مسلمانی باقی می ماند؟
مصباح یزدی نظریه پرداز استبداد دینی، تئوریسین خشونت و اسلام قساوت و از مهمترین منتقدان اسلام رحمانی بود. سه بار از وی تقاضای مناظره کردم با تصریح به اینکه: «من به اسلام مصباح کافرم». به حق مردم در تعیین سرنوشتشان باور نداشت و انتخابات، جمهوریت و دموکراسی را یکسره باطل می دانست. از تریبون عمومی جواز ترور توهین کنندگان به مقدسات و تضعیف کنندگان نظام را صادر می کرد. مصباح اوج ارادت خود را به رهبری در پابوسی وی نشان داد، کاری که برای استادش آقای خمینی هم نکرده بود.
از اسلام در حوزه سیاست چه انتظاراتی نباید داشته باشیم؟ انتظار اخلاق سیاسی از تعالیم اسلامی انتظاری روا و موجه است. به دلیل محدودیتهای ذاتی زمانی مکانیِ قوانین حقوقی و نظامات، ساز و کارها و تصمیمات سیاسی حقوق اساسی دینی یا علوم سیاسی دینی ممتنع و مضرّ است. نفی اسلام سیاسی و لوازمش معادل سکوت و انفعال سیاسی نیست، نفی اسلام سیاسی رها کردن اسلام از ابزاروارگی سیاسی است نه خوشامد به وادادگی سیاسی. مسلمانان مانند دیگر مردم در «جامعه مدنی» با هویت دینی خود فعالیت سیاسی می کنند.
از اسلام در حوزه سیاست چه انتظاراتی نباید داشته باشیم؟ سخنرانی زنده: شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱ به وقت ایران. از اسلام انتظار «اخلاق سیاسی» روا و انتظار «حقوق اساسی» و «علوم سیاسی» نارواست. این دو از دانشهای عرفی و دنیوی هستند که بر اساس عقل جمعی انسانی و تجربه تاریخی بشری تدوین شده اند. در متون دینی هیچ حکم تعبدی یا توقیفی یا مولوی (غیرارشادی) در حوزه سیاست وجود ندارد که دستیابی به آن در گرو مراجعه به وحی یا متون دینی یا متخصصان علوم دینی باشد.