شرح آثار عرفانی ابن سینا، جلسات ماهانه محفل فرهنگ و خرد در دانشگاه کارولینای شمالی، چپل هیل، کارولینای شمالی، درس عمومی به زبان فارسی در سال تحصیلی ۹۵-۱۳۹۴. سلامان و ابسال، حی بن یقظان، رسالة فی العشق؛ اشارات، نمطهای ۸ تا ۱۰: فی البهجة والسعادة، مقامات العارفین، اسرارالآیات؛ و قصیده عینیه
زندانی عقیدتی محمدعلی طاهری به اتهاماتی از قبیل ارتداد، افساد فی الارض، و توهین به مقدسات در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شده است. ظاهرا مستند این اتهامات چیزی جز کتب منتشرشده‌ی ایشان نیست. اینجانب در مطالعه‌ی کتب طاهری کم‌ترین دلالتی به تحقق عناوین یادشده نیافتم. احدی را نمی توان به‌عنوان ارتداد مجازات کرد چه برسد به‌این که به اعدام محکوم نمود. کافی است فتاوا و مستندات حکم دادگاه بدوی منتشر شود تا بی‌پایگی آن عیان گردد. شهروندان دگراندیش را با اتهام افساد فی الارض محکوم به اعدام کردن تکرار روش سیاه انکیزیسیون در حکومت آباء کلیسا در قرون میانه است. راه مواجهه با فکر و سلوک عرفانی (به زعم حاکمیت باطل) «نقد علمی» است نه زندان و مجازات و اعدام.
مقالات و دیگر آثار محسن کدیور منحصرا در وبسایت رسمی ایشان منتشر می‌شود. بازانتشار این مطالب تنها «با ذکر مأخذ» بلامانع است. این مکتوبات توسط نویسنده به هیچ وبسایتی ارسال نشده و نمی‌شود. صفحه‌ فیس بوک کدیور زیر نظر خود وی اداره می‌شود. اما به دلیل کمبود وقت، ایشان شخصا در فیس بوک حضور ندارد. بهترین راه تماس با کدیور، طرح پرسش، پیشنهاد، انتقاد و اظهار نظر ایمیل عمومی وبسایت وی است. ضمن تشکر از کاربرانی که در فیس بوک یا پای مطالب منتشره از ایشان در دیگر وبسایتها کامنت گذاشته‌اند، اگر تمایلی به دریافت پاسخ از جانب وی دارند، کامنت خود را در قالب ایمیل به نشانی [email protected] ارسال کنند، در غیر این صورت منتظر پاسخ به کامنت‌شان نباشند!
ناصر قربان‌نیا استاد حقوق و نویسنده‌ی کتابهای «اخلاق و حقوق بين‌الملل» و «عدالت حقوقی» در فاجعه‌ی مشکوک منا از دنیا رفته است. قربان‌نیا را چه در زمان تحصیل در حوزه‌ی علمیه‌ی قم و چه در زمان تدریس در دانشگاه مفید به خیر و صلاح و خوش‌فکری می‌شناختم. او حقوق‌دانی فاضل بود که در عنفوان شکوفایی علمی ما را به سوگ خود نشاند.
وجوب فریضه‌ی حج متوقف بر تحقق استطاعت است. استطاعت اعم از مالی، بدنی، زمانی و سَربی (راه) است. نوع چهارم استطاعت اولا فقدان مانع در راه رسیدن به میقات، ثانیا فقدان مانع در اتمام اعمال و مناسک حج، ثالثا عدم خوف جانی، مالی، بدنی و آبرویی در حج است. این مسئله مستحدث نیست و از دیرباز در فقه سابقه داشته است. هر زمان امنیت ادای مناسک حج از جمله امنیت جانی حجاج تامین نشده باشد، وجوب حج ساقط است، چرا که مرحله‌ی چهارم استطاعت محقق نشده است، و حج واجب به زمانی موکول می‌شود که خوف ضرر رفع شده باشد. با توجه به مشکلاتی که به دلیل کثرت بیش از حد حجاج و فقدان مدیریت لازم در ماه ذیحجه مشاهده می‌شود احتیاط وجوبی عدم جواز تشرف افراد به عنوان حج استحبابی (تشرف چندین باره به حج) در چنین شرائطی است. با توجه به اینکه بسیاری از مسلمانان زیر خط فقر زندگی دشواری می‌گذرانند، برگزاری عمره مفرده‌ی مستحب و مخارج آن فاقد هرگونه وجاهت شرعی است. اولی و احوط وجوبی این است که در غیر حج واجب هزینه‌ی سفر مکه و مدینه صرف رفع فقر و حوائج ابتدایی افراد مسکین و فقیر در جهان اسلام شود.
ابن سینا علاوه بر فلسفه و طب در عرفان نظری نیز پیش‌کسوت است. سه نمط آخر الاشارات والتنبیهات، رسالة‌الطیر، حی بن یقظان، سلامان و ابسال، قصیدة عینیة و رسالة فی العشق بخشی از کارنامه‌ی پربار عرفانی شیخ‌الرئیس است. اصل رساله‌ی سلامان و ابسال ابن سینا به زمان ما نرسیده است. خواجه نصیرالدین طوسی در شرح نمط نهم اشارات دو روایت از این داستان نقل می‌کند و روایت دوم را منسوب به ابن سینا معرفی می‌کند. روایت اول ترجمه‌ی حنین بن اسحاق از یونانی به عربی است. سلامان و اسحاق در فرهنگ اساطیری هندی، یهودی، یونانی و عربی سابقه دارد. ابن سینا، ابن طفیل، فخرالدین رازی، نصیرالدین طوسی، اسماعیل ریزی و عبدالرحمن جامی درباره‌ی آن بحث کرده‌اند. سلامان و ابسال داستان عرفانی رمزی است. روایت نخست عشق نافرجام سلامان به دایه‌ی خود ابسال است، و روایت دوم پاکدامنی یوسف‌گونه‌ی ابسال نسبت به مکر زن برادرش سلامان. به تفسیر نصیرالدین طوسی در روایت دوم سلامان نماد نفس ناطقه و ابسال نماد عقل نظری است که تا عقل مستفاد به کمال می‌رسد. بعید است که مراد این سینا از سلامان و ابسال تفاسیر فلسفی خواجه نصیر بوده باشد. اینکه مراد این سینا از سلامان و ابسال چیست در گرو تحلیل مقامات عارفین در اشارات است.
نسخ مورد نظر محمود محمد طه «نسخ نقلی» است یعنی نسخ یک آیه با آیه‌ی دیگر که در مفاد با هم تنافی دارند. نسخ موجود در کتاب حق‌الناس «نسخ عقلی» است، یعنی نسخ حکم شرعی موجود در قرآن یا سنت با عقل قطعی. ناسخ در نظریه‌ی طه آیات اصلی مکی هستند. در کتاب حق‌الناس «برخی» عمومات و مطلقات آیات مکی و نیز برخی روایات سنت پیامبر در مکه «مؤید» دلیل عقلی هستند، هیچ آیه‌ی مکی به صرف مکی بودن مؤید نیست، چه برسد به این که دلیل باشد! به‌عبارت دیگر مکی بودن آیه هیچ نقشی در «دلیل ناسخ» در کتاب حق‌الناس بازی نمی‌کند. سنگ بنای اصلی نسخ در کتاب حق‌الناس حسن و قبح عقلیه در مکتب عدلیه است. سنگ بنای اصلی در کتاب طه اگر چه در ناکارآمدی رسالت اولی اسلام در قرن اخیر واضح است، اما مبنای ایجابی آن در رسالت ثانیه‌ی اسلام عقلا و نقلا مبهم و قابل مناقشه است. نفس به‌دست گرفتن قدرت سیاسی در مدینه «شرط لازم و کافی زمان‌مندی» احکام شرعی نیست، موازین عقلی عادلانه بودن، اخلاقی بودن، عقلائی بودن، و کارآمدتر بودن قلمرو بسیار فراخ‌تری از سکولاریسم را دربر‌می‌گیرد و لذا به احکام مدنی (آیات دوران مدینه و سنت همان دوران) محدود نمی‌ماند. علیرغم برخی مشترکات از جمله استفاده از صنعت نسخ و هدف روزآمد کردن تعالیم اسلامی، و با اذعان به فضل تقدم طه، نظریه‌ی نسخ در کتاب الرسالة الثانیة وی با نظریه نسخ در کتاب حق‌الناس دو نظریه‌ی متفاوت در مبنا، روش و نتیجه است.
آیا دین همان چیزی است که امر کاملا‌ً‌ فیکس و امر تثبیت شده در گذشته است و هیچ فهم جدید از آن متن قدیمی نمی‌توان داشت؟ اگر منظور از دین این باشد این تفکری است که سلفی‌ها در زمان ما دارند. در میان غیرمسلمانان نیز رویکردی است که اوریانتالیست‌ها به خصوص نسل‌های اولیه‌شان داشتند. برنارد لوییس هم همین را می‌گوید. ابوبکر بغدادی هم همین را گفته و سرکرده دیگر گروه‌های رادیکال هم همین را می‌گویند. این تلقی از دین در محافل آکادمیک دنیا چه در مورد اسلام و چه در مورد دیگر ادیان امر کاملا‌ً‌ باطلی محسوب می‌شود. دین چیزی نیست که برای یک بار و همیشه در گذشته گفته شده باشد و تمام شده باشد. دین آن چیزی است که «مواجهه مردم با امر متعالی است» که «پیروان آن دین در این زمان در این منطقه باور دارند و عمل می‌کنند». مراد از این پیروان هم به اصطلاح امروز «مین استریم» است. وجه غالب است. اقلیت‌های بسیار محدودی نیست و هیچ کس هم نمی‌تواند کار یک اقلیت را به حساب کار یک اکثریت غالب بیشتر از ۹۹ درصدی بگذارد. وقتی می‌خواهید گزاره‌ای را به دینداران نسبت بدهید حتما‌ً‌ زمان و منطقه‌اش را فراموش نکنید. به یاد داشته باشید همواره از قضایای جزییه استفاده کنید: بعضی از مسلمانان در قرن بیست و یکم در منطقه خاورمیانه چنین می‌کنند یا چنان می‌کنند. این گزاره جزییه به هیچ وجه قابل تعمیم نه در تمام مناطق و نه در تمام زمان‌ها نیست. اشکال اصلی تفکر آقای نیکفر در مورد اسلام به کاربردن این قضایای کلی است.
اشتباهی که توسط گروه داعش صورت گرفته یک نوع زمان‌پریشی است. یعنی اینکه احکام موسمی متعلق به گذشته را احکام دایمی می‌دانند. برده‌داری یکی از احکام منسوخ امضایی اسلام است. در مورد زنان هم آن چیزی که امروز همه مسلمانان مثل همه مردم دیگر دنیا به آن قائل هستند این است که افرادی که در جنگ گرفتار می‌شوند اسیر جنگی هستند و نه برده و باید با آنها مطابق ضوابط اسرای جنگی برخورد کرد. اگر افراد غیرنظامی به خصوص زنان و کودکان گرفتار می‌شوند اینها هم کنوانسیون‌های خاصی دارد و باید از آنها متابعت کرد. اینکه استناد شود به برخی آیات که آنها هم صرفا‌ً مضمونش در زمان و زمینه خودش بررسی شود، اما در همین قرآن که اینها به آن استناد می‌کنند آمده که کنیزهای خودتان را به فحشا مجبور نکنید. خوب اینها حتی کاری که دارند انجام می‌دهند مخالف نص قرآن است حتی اگر قرائت ظاهری و لفظ به لفظ از قرآن صورت بگیرد افعال اینها مشروع نیست و به لحاظ دینی ممنوع محسوب می‌شود.
کتاب «سوگ‌نامۀ فقیه پاک‌باز استاد منتظری» مجموعۀ نوشتارها و گفتارهای نگارنده در چهار سال نخست دوران فقدان ایشان است. ویرایش نخست کتاب در دی ۱۳۹۲در قالب کتاب الکترونیکی عرضه شد. اکنون (مرداد ۱۳۹۴) ویرایش دوم آن با اصلاحات و اضافات جزئی در ۴۲۷ صفحه منتشر می‌شود. استاد منتظری در نظریۀ متأخر، به تفکیک قوا، نفی ولایت اجرایی فقیه، و حکومت دینی مشروط به رضایت مردم متمایل شده است. استاد منتظری جزئی مهم از گذشتۀ من است، از ایشان در علم و عمل بسیار آموخته‌ام، اما در وی متوقف نشده‌ام. آن‌چنان‌که او نیز اساتید خود را در مواضعی درنوردید و حقیقت را بیش از اساتیدش پاس‌داشت.