استاد محترم آقای عبدالله جوادی آملی در یازدهمین گردهمایی مسئولان و فرماندهان سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی فصل دوازدهم کتاب حکومت ولایی: ولایت و جمهوریت (البته بدون اشاره به اسم کتاب و نویسنده) را مورد نقد قرار دادند. آقای خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران پاسخ ایشان را «دندان‌شکن» یافته‌اند. مطالعه بیانات استاد جوادی آملی فرصت نیکویی برای آشنایی نزدیک با درک نظام ولائی از جمهوریت و اسلامیت است.
کتاب "سوگنامه فقیه پاکباز استاد منتظری" مجموعه نوشتارها و گفتارهایی در دوران فقدان ایشان است. کتاب از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول نوشتارها ست و از شش مقاله و یادداشت فراهم آمده است. بخش دوم پنج سخنرانی است که در مجالس بزرگداشت استاد ایراد شده است. بخش سوم مصاحبه های شش گانه ای است که در تشریح آراء آن فقید سعید انجام گرفته است. گاهشمار و آلبوم تصاویر رینت‌بخش انتهای کتاب است.
آیا می‌توان اسلام قرآنی را در زمره‌ی «نهضت پاک‌دینی بین مسلمانان» به‌حساب آورد؟ در این صورت تفاوت ان با دیگر «پاک‌دینان مسلمان» در چیست؟ اگر اسلام قرآنی یعنی تک منبعی بودن اسلام، دلیل این ادعا چیست؟ و اگر معنای اسلام قرآنی این نیست، بلکه همان امکان فهم قرآن بدون روایات است، این نحله چه حرف جدید و متفاوتی در مقایسه با وحید بهبهانی و دیگر اصولیون دارد؟ آیا پیامبر خدا فقط مبلّغ و قاری قرآن بوده و بس، و بعد از وفات ایشان هم «حسبنا کتاب الله»؟در این صورت اصلا درک اسلام نیازی به سنت پیامبر دارد؟ اصولا ما از قرآن چه انتظاراتی را «نباید» داشته باشیم؟ به چه دلیل قرآن «کتاب قانون» است؟ به این معنی که احکام موجود در آن قوانین زمان‌شمول و جهان‌شمول و جاودانه هستند و اختصاصی به‌زمان و مکان نزول و زمان و مکان قریب به‌آن نداشته است. «اکتفا به ظاهر متن دینی» روش مشترک اخباریون و مکتب تفکیک در شیعه، و اهل ظاهر و حنابله در اهل سنت است. «تفاوت روشی» اسلام قرآنی با گروه‌های یادشده در فهم متن دینی در چیست؟ آیا اسلام قرآنی شرط عدم تعارض روایات با محکمات قرآن را «شرط لازم و کافی اعتبار روایات» می‌داند؟ آیا تخصیص عمومات قرآنی، تقیید اطلاقات قرآنی، تبیین مجملات قرآنی، تفصیل اجمالات قرآنی، تشریح جزئیات کلیات قرآنی توسط سنت معتبر، در رویکرد اسلام قرآنی پذیرفته است یا مردود می‌باشد؟ آیا «هر امر درستی» لازم است مستند قرآنی داشته باشد (تک منبعی بودن معرفت انسانی یا لزوم داشتن مجوز از این منبع مادر)؟ آیا اطاعت از پیامبر چیزی جز «تبعیت از سنت» اوست؟ آیا این تبعیت الزامی منحصر به زمان حیات پیامبر بوده است؟ به چه دلیل؟ چرا باید کوششهای حکیمان و متألهان مسلمان را نادیده گرفت و به معنای تحت اللفظی برخی آیات در فهم توحید اکتفا کرد؟ از این حیث تفاوت اسلام قرآنی با وهابیت در حوزه‌ی توحید چیست؟ چرا تمام امور و حوزه‌ها نیاز به اجتهاد و تخصص دارند، الا حوزه‌ی دین؟ یکی از تعالیم قرآن «اعتصام به حبل‌الله و عدم تفرقه» است. آیا معنای عملی این فرمان قرآنی انحلال کلیه‌ی فرق اسلامی در سواد اعظم اکثریت سنی و حذف نمادهای معتبر تشیع است؟
کتاب در محضر فقیه آزاده استاد منتظری (مجموعه‌ی مراودات شاگرد و استاد) سه ماه بعد از وفات فقیه عالی‌قدر در اسفند ۱۳۸۸ تدوین و در وب‌سایت شاگرد عرضه شد. ویراش دوم آن در قالب الکترونیکی در بهمن ۱۳۹۲ منتشر شد. اکنون (مرداد ۱۳۹۴) ویرایش سوم آن در ۴۰۴ صفحه منتشر می‌شود. نویسنده هم‌چنان از خرداد ۱۳۸۸ از حق انتشار کتاب کاغذی و آزادی وبسایتش در داخل کشور بر خلاف قانون محروم است. طرح جلد جدید، برخی اصلاحات و اضافات جزئی، فهرست اجمالی و یادداشتی در انتهای مقدمه از ویژگی‌های ویرایش سوم است.
چه اموری در صدر اولویت‌های یک مسلمان مسئول در دنیای امروز است؟ اولین اولویت یک مسلمان باید تعلیم و تربیت باشد. چه تعلیم و تربیت در مرحله‌ی پیش دبستانی و دبستانی چه تعلیم و تربیت دانشگاهی؛ تأسیس کرسی‌های دانشگاهی در حوزه‌ی اسلام یا اسلام شیعی یا مطالعات قرآنی؛ ترویج کرسی‌های زبان فارسی، فرهنگ ایران یا عرفان؛ اولویت دیگر تشکیلات است: ایجاد تشکیلات فرهنگی دینی برای مطالعات اسلامی قرآنی، نبوی، و تعالیم ائمه: موسسه‌ای برای یافتن ریشه‌ی یهودی قرآن در آلمان در قرن نوزدهم تأسیس شده است. آیا ما مؤسسه‌ای برای مطالعات معاصر علمی بین‌المللی قرآن تأسیس کرده‌ایم؟! شناخت جهان معاصر، شناخت اسلام و تولید کتب و مقالات متناسب با زمان معاصر؛ سرمایه‌گذاری برای ارتقای دانش‌های دینی و مسلح شدن به روش‌شناسی جدید از جمله تفکر انتقادی، تحلیل تاریخی و هرمنوتیک، پالایش حدیث؛ اتحاد دینی نه وحدت دینی، اتحاد اسلامی با حفظ هویت مذهبی، موازنه‌ی مثبت بین شیعه و سنی، نه موازنه‌ی منفی (به معنای نفی تسنن یا نفی تشیع یا حذف نمادهای هریک)؛ بازاندیشی در زکات: باید پرداخت زکات را جدی گرفت. این همه تاکید کتاب و سنت بعد از نماز به زکات را چرا محل نمی‌گذاریم؟ کسی که درآمدش از مخارجش بیشر است قطعا باید زکات بپردازد. زکات منحصر به ۹ مورد رایج در حجاز صدر اسلام نیست، به‌هر درآمدی تعلق می‌گیرد.
کتاب شامل مقدمه و هشت بخش است. عناوین بخشها عبارتند از: اجتهاد و وکالت، استفتاء و فتوا، مکاتبات، بیانات استاد، مقالات، سخنرانی‏ها، نامه‌ها و آلبوم عکس.
مطالب این کتاب به دو قسمت کلی قابل تقسیم است. قسمت اول، آرائی است که استاد و شاگرد در آن هم‌داستانند. مباحث این قسمت یا پرسش از استاد برای تبیین بیشتر یا تشریح شاگرد از آراء استاد است. به‌عنوان نمونه به سه مورد مهم در این قسمت اشاره می کنم: حقوق مخالف سیاسی، برخی ابتکارات علمی استاد، معزولیّت ولیّ جائر. قسمت دوم آرائی است که شاگرد با استاد اختلاف نظر علمی دارد، مناقشات خود را با استاد درمیان می‌گذارد و استاد گاه کریمانه پاسخ می‌دهد و گاه سکوت می‌کند. در این مجال به پنج محور اشاره می شود: حقوق بشر، قاعدۀ عدم‌مشروعیت حکومت بدون رضایت مردم، محدودکردن صلاحیت‌های فقیه، بی‌اعتباری ولایت فقیه، و سلاح‌های هسته‌ای.
در دنیای امروز چه نیازی به امامان شیعه هست؟ بخشی از اشکال منحصر به ائمه نیست، عینا به سنت پیامبر، بلکه به آیات قرآن و اصل دین در دنیای معاصر برمی‌گردد. ما چه نیازی به دین، پیامبر، وحی داریم؟ در هفت موضع به دین و پیامبر و وحی نیازمندیم: اول. معنی‌بخشی به‌زندگی. دوم. آشنا کردن انسان با امر متعالی و شناخت مبدء. سوم. آشنا کردن انسان با معاد و عالم پس از مرگ. چهارم. آشنائی با غیب و ملکوت. پنجم. ضمانت اخلاق، و ارائه‌ی اسوه‌های اخلاقی. ششم. آموزش مناسک و عبادات. هفتم. آموزش شِبه مناسک و سرخط‌هایی برای زندگی فردی و اجتماعی. در این هفت موضع نیاز به ائمه هم‌چنان باقی است. منکران این نقش یا منکر اصل تشیع‌اند، یا می‌پندارند «حسبنا کتاب‌الله» یا «حسبنا کتابه و سنت رسوله». «اسلام قرآنی» اگر منظور اکتفا به ظواهر قرآن و بی‌نیازی از سنت پیامبر است، با مسلمات تعالیم قرآنی و قطعیات تعالیم نبوی ناسازگار است، و مرامی شبیه مرام اخباری‌هاست. در تعالیم ائمه نکاتی ضروری در شرح و تفسیر سرخطهای قرآنی یا نبوی، در تکمیل و تتمیم آنها از طریق تخصصیص عمومات، تقیید اطلاقات، تبیین مجملات در هفت موضع پیش‌گفته به‌چشم می‌خورد. زمانه‌ی ما شاهد دو کج‌فهمی در ناحیه‌ی امامت است: اول غلات و مفوضه که ائمه را همچون عیسی مسیح به شأنی فرا انسانی و در حد «خدا‌-انسان» بالا برده‌اند، دوم آنها که با همه‌ی احادیث منسوب به ائمه معامله‌ی حدیث صحیح و معتبر می‌کنند یا با همه‌ی احادیث معتبر ائمه معامله‌ی حکم دائمی می‌کنند و عملا ائمه را به‌عنوان افرادی متعلق به دوران سپری‌شده از چشم خلایق می‌اندازند.
نقدهای بحث روزه در مناطق بالای مدار ۴۳ درجه، ۲۷ خرداد ۱۳۹۴؛ حسیب عمار، روزه‌داری در روزهای بلند: به تعداد ساعات روز در مکه روزه بگیرید، بی بی سی فارسی، ۵ تیر ۱۳۹۴؛ رضا علیجانی، گفتگوهایی درباره روزه داری در زمانه ما، کلمه، ۳ مرداد ۱۳۹۴.
آقای خامنه‌ای در بیاناتی که با تاخیر هفده ساله منتشر می‌شود انتشار کتاب «حکومت ولایی» که در نقد علمی ولایت فقیه نوشته شده (البته بدون ذکر نام نویسنده و کتاب) با اشاره به اینکه نویسنده‌اش در تهران زندگی‌ می‌کند و کسی متعرض او نشده را دلیل آزادی بیان در ایران اعلام می‌کند. وی پاسخ منتقدان را به تلازم ولایت فقیه و محجوریت مردم در کتاب یادشده را دندان‌شکن توصیف می‌کند. منتقد مورد نظر رهبری استاد جوادی آملی است، و پاسخ وی با عنوان اسلامیت و جمهوریت قانع‌کننده نیست. نویسنده‌ی کتاب حکومت ولایی همچنان محجوریت مردم در حوزه‌ی عمومی را از لوازم لاینفک ولایت فقیه می‌داند، نشان آن این که هر تصمیم مردم و نمایندگانش در حوزه‌ی عمومی نیازمند تصویب ولی فقیه یا منصوبان وی است، چرا که در این اندیشه هیچ تصمیمی بدون اذن قبلی یا اجازه‌ی بعدی ولی فقیه اعتبار ندارد، و این یعنی قیمومت و مججوریت مردم. چهار روز بعد از این بیانات گهربار نویسنده‌ی کتاب حکومت ولایی توسط دادسرای غیرقانونی ویژه‌ی روحانیت بازداشت، محاکمه و در نهایت به جرم ابرازعقیده هجده ماه را در زندان ولایت فقیه می‌گذراند. در بهار گذشته به‌تجدید چاپ همین کتاب مجوز ترخیص از چاپخانه داده نمی‌شود تا عملا اثبات شود که در کشور تحت زعامت آقای خامنه‌ای نویسنده‌ی ممنوع القلم نداریم!