اصلاحات

مصاحبه تحلیلی

ایران در جنگ پیروز شد، اما با بهایی سنگین

آمریکا و اسرائیل در تحقق دو هدف اصلی خود از جنگ علیه ایران ناکام ماندند، نه سرنگونی نظام محقق شد، نه تغییر بنیادینی در رفتار آن رخ داد. جنگ به تقویت انسجام داخلی ایران انجامید و روند اصلاحات دموکراتیک را به‌تأخیر انداخت. ایرانیان خود را در برابر انتخابی اجباری یافتند، میان دفاع از تمامیت ارضی کشور یا پیگیری مطالبات خود برای حاکمیت قانون و آزادی‌ها. اکثریت گزینه نخست را برگزیدند و دومی را به تعویق انداختند. ریشه تنش کشورهای خلیج فارس و ایران، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه است.

مصاحبه تحلیلی

چشم‌اندازی برای آینده ایران

کدیور نقدی نادر و از درون ارائه می‌دهد: هم در برابر امپریالیسم آمریکا و تجاوزگری اسرائیل می‌ایستد، و هم اقتدارگرایی جمهوری اسلامی را از دل الهیات شیعه به چالش می‌کشد. او مسیر زندگی خود را بازمی‌گوید — دستگیری‌اش هم در دوران شاه و هم در دوران جمهوری اسلامی — و توضیح می‌دهد که چگونه وعده انقلابی آزادی، دموکراسی، و عدالت تنها به‌گونه‌ای ناقص محقق شد. این گفتگو نگاهی ژرف است به اینکه چگونه قدرت، دین، شخصیت‌ها، و رقابت چشم‌اندازها در هم تنیده شده‌اند تا ایران را به آنچه هست تبدیل کنند.

مصاحبه تحلیلی

بربریت مدرن «بازگشت به عصر حجر»

این جنگ بیش از آن‌که علیه جمهوری اسلامی باشد، علیه مردم ایران، تمامیت ارضی کشور، تمدن و فرهنگ آن بود. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران جنگ بربریت مدرن علیه مردمی و کشوری است که از تسلیم شدن در برابر زور عریان، بی‌قانونی و بی‌عدالتی سر باز می‌زنند. این جنگ تأثیری بسیار منفی بر جنبش دموکراسی‌خواهی و آزادی‌طلبی مردم ایران داشته و آن را تا آینده نامعلومی به تعویق انداخته است. ایرانیان با قاطعیت از میهن خود دفاع می‌کنند، در حالی که همچنان منتقدان سرسخت نظام حاکم باقی می‌مانند.

سخنرانی

تأملاتی حین آتش‌بس موقت

تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل، جنگ «بربریت مدرن» علیه ملتی است که می‌خواهد مستقل زندگی کند، و زیر بار زور نرود. فرماندهان سپاه امرای بالاستیلاء و ولی فقیه جانباز در حکم خلیفه مقهور امرای مستولی است، البته اسما ولایت فقیه ادامه دارد، اما در عمل تصمیمات اصلی توسط سردار پاسداری همانند قالیباف گرفته می‌شود. ساختن جامعه‌ای مستقل، آزاد، عادلانه و آباد در ایران بزرگترین تبلیغ برای ایران، اسلام و تشیع است. فقها و روحانیون در اداره کشور هیچ ولایت و امتیازی ندارند و مقامات کشور به‌فرزندان ذکور به‌ارث نمی‌رسد.

سخنرانی

تجاوز نظامی به ایران و وظیفه ما

مطالبه ملی توقف فوری تجاوز سبعانه به ایران است. ترامپ و نتانیاهو این خیالهای خام که ایران تسلیم بی‌قید و شرط شود، یا تجزیه و به‌جنگ داخلی مبتلا گردد، را به گور خواهند برد. ویتنام و افغانستان آمریکا را شکست دادند. چرا ایران نتواند؟ ایران باید در عین دفاع مشروع از خاکش، بیش از هر چیز به‌دنبال شنیدن صدای مردمش باشد. مسئله ایران انتخاب رهبر آینده نیست، انتخاب نظام جایگزین جمهوری اسلامی است. همزمان با مجلس فاتحه برای دومین رهبر، باید فاتحه نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه را خواند.

سخنرانی

اعتراضات و آینده‌ سیاسی

مخالفان جمهوری اسلامی دو گروه‌اند. «اپوزیسیون ملی» با سه اصل بنیادین: عدم مداخلهٔ قدرت‌های خارجی، نفی استبداد داخلی، و گذار مسالمت‌آمیز و دموکراتیک از جمهوری اسلامی. اپوزیسیون بین‌المللی با این اصول: جمهوری اسلامی باید به هر قیمتی سرنگون شود—حتی از طریق مداخلهٔ خارجی، و درگیری مسلحانهٔ داخلی. مردم به‌تنهایی قادر به مقابله با رژیم نیستند؛ مداخلهٔ نظامی خارجی—از سوی اسرائیل یا ایالات متحده—برای بازگرداندن نظام پادشاهی پیشی ضروری است. باید ائتلافی فراگیر از همهٔ گرایش‌های ملی—جمهوری‌خواهان و مشروطه‌خواهان، دینداران و سکولارها، اصلاح‌طبان و اصول‌گرایان —شکل گیرد.

مقاله

تأملاتی پس از جنگ دوازده روزه

«ایران» در این جنگ به سه پیروزی دست یافت، و «جمهوری اسلامی ایران» در پنج مورد شکست خورد. تغییر سیاست‌های کلان و «پوست‌اندازی» جمهوری اسلامی بعد از جنگ اجتناب ناپذیر است، با چهار راه حل: ۱. اصلاحات حداقلی، ۲. تفویض برخی اختیارات رهبری به دیگری، ۳. تغییر رهبر جمهوری اسلامی: بهترین و کم‌هزینه‌ترین راه: اعلام رسمی «کناره‌گیری» مقام رهبری. اگر مجلس خبرگانی منتخب واقعی ملت داشتیم وظیفه آنها «استیضاح و عزل» مقام رهبری بود، ۴. إصلاحات ساختاری: برگزاری همه‌پرسی معقول‌ترین، واقع‌بینانه‌ترین و اخلاقی‌ترین تصمیم ممکن برای رفع ابَربحرانهای کشور است.

یادداشت

سندی بر اصلاح ناپذیری نظام واقعا موجود

چکیده: «نظام واقعا موجود جمهوری اسلامی» چه مختصاتی دارد؟ یکی از راههای پاسخ به این پرسش گوش فرادادن به نگرشی است که رسما تفسیر قانون اساسی بر مبنای آن صورت می گیرد، رهبر نظام معتقد به آن است، و از همه مهمتر چهار دهه ملاک مصوبات و اقدامات نظام بوده است. مصاحبه محمد مومن قمی عضو فقهای شورای نگهبان با عنوان «اختیارات مقام رهبری به قانون اساسی مقید نیست» (روزنامه شرق، ۱۸ فروردین ۱۳۹۷) یکی از راههای مطمئن نیل به درک نظام واقعا موجود است. مومن قمی یکی از معدود افرادی است که شناسنامه فقهی نظام جمهوری اسلامی محسوب می شود. مومن در این مصاحبه گفته است که ولی فقیه مقامی فوق قانون اساسی است و حق دارد هر نهادی ولو در قانون پیش بینی نشده تاسیس کند، هرچه فرمان دهد عین قانون بلکه فوق قانون است. کسانی در انتخابات احراز صلاحیت می شوند که از هر حیث مورد اعتماد نظام باشند. دیدگاه او صورت بندی فقهی دوران پیشامشروطه است. نظامی که در آن رای مردم اگر با نظر ولی فقیه مخالف باشد به پشیزی نمی ارزد! اصلاح طلبان در مورد آقای خمینی معتقدند مقامش فوق قانون اساسی بوده، اما جانشینان وی ذیل قانون هستند. از منظر آنان پس از آقای خمینی قانون اساسی فصل الخطاب است و «اجرای بی تنازل قانون اساسی» را تنها راه برون رفت از مشکلات می دانند. جمهوری اسلامی بنا بر نظریه وعملیه آقایان خمینی و خامنه ای چیزی جز نظر مومن قمی نیست. تبیین اصلاح طلبان از نظام سه اشکال اساسی دارد: با مبانی فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ناسازگار است. به دلیل تعارض ساختاری در قانون اساسی أصول حاکمیت ملی با اعمال ولایت فقیه هرگز قابلیت اجرایی ندارد. هیچ انتخاباتی که نتیجه اش ارکان نظام را تهدید کند در جمهوری اسلامی امکان وقوع ندارد. معرفی جمهوری اسلامی به عنوان نظام اصلاح پذیر و معرفی ولایت فقیه به عنوان اصلی قابل قرائت دموکراتیک، بعد از تجارب متعدد نوعی عدم صداقت و عدم واقع بینی است. جمهوری اسلامی تا به نظریه ولایت انتصابی مطله فقیه پای بند است، تا زمانی که اجرای شریعت را مبنای قانون گذاری می داند، تا زمانی که تبعیضهای دینی، مذهبی، جنسیتی و فقهی را مُرّ شرع می داند، تا زمانی که جدایی نهاد دین از حکومت را توطئه دشمن معرفی می کند، نظامی اصلاح ناپذیر است. گذار مسالمت آمیز از نظام اصلاح ناپذیر زمانی میسر است که اصلاحات ساختاری آغاز گردد. این روز دور نیست.

منافع ملی و افراط و تفریطهای حاکمیت و مخالفان

منافع ملی می‌باید به طور شفاف توسط نمایندگان ملت با اولویت رفع نیازهای ملی معرفی شود. من و همفکرانم در عین محکوم کردن استبداد دینی در ایران و مخالفت با هزینه کردن بیت‌المال ملت ایران بدون اجازه نمایندگان واقعی ملت در خارج از مرزهای ایران، دفاع سیاسی و دیپلماتیک و بشردوستانه از مظلومان فلسطین و جنوب لبنان و دیگر انسان‌های تحت ستم را وظیفه اخلاقی هر آزادی‌خواهی می‌دانیم. من دفاع از صهیونیسم و سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت اسرائیل را به ضرر صلح و امنیت در خاورمیانه و در نتیجه بر خلاف منافع ملی ایران ارزیابی می‌کنم.
برای ایران امروز یک دموکراسی سکولار با امکان فعالیت احزاب مسلمان و البته غیر مسلمان را مطلوب می‌دانم.